چرا هر چه دعاء میکنم دعایم مستجاب نمیشود
چرا هر چه دعاء میکنم دعایم مستجاب نمیشود موضوع: اذکار و ادعیه و رقیه تاریخ انتشار: 2013-07-10 | بازدید: 1456

چرا هر چه دعاء میکنم دعایم مستجاب نمیشود و خداوند مشکلم را حل نمیکند؟

 

الحمدلله،

 

باید دانست که خداوند متعال همانطور که وعده داده است دعاء سؤال کنندگان را اجابت میکند، در صورتیکه که آداب دعاء را رعایت کنند، یعنی در دعایشان مرتکب حرام نشوند مانند دعاء کردن به قطع صله رحم، دعاء کردن بدعت آمیز و همراه با شرک مانند توسل به مردگان و غیره، و در صورتیکه دعاء بنده همراه با آداب و خالی از حرام باشد، در اینصورت خداوند دعایش را مستجاب میکند، ولی چند مسئله دیگر در استجابت دعاء باید در نظر گرفت و آن اینست که، اولا استجابت دعاء معنایش این نیست که حتما خواسته هایش بر طرف شود، زیرا در استجابت دعاء خداوند ممکن است یکی از اشیاء زیر را برای او قرار دهد، یعنی:

 

1- مطلبش و خواسته هایش را بر آورده کند.

2- خواسته هایش بر آورده نشود ولی به اندازه آن دعاء شر و مصیبت از او دفع و رفع میکند.

3- خواسته هایش بر آورده نشود ولی به اندازه آن دعاء در روز قیامت پاداش در نظر گرفته میشود.

 

زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است:

« مَا عَلی الأَرْضِ مُسْلِمٌ یَدْعُو اللَّه تَعالی بِدَعْوَةٍ إِلاَّ آتَاهُ اللَّه إِیَّاهَا، أَوْ صَرَف عنْهُ مِنَ السُّوءِ مِثْلَهَا. ما لَم یدْعُ بإِثْم، أَوْ قَطِیعَةِ رحِمٍ » فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ القَوْم: إِذاً نُکْثِر. قَال: « اللَّه أَکْثَرُ». رواه الترمذی وقال حَدِیثٌ حَسنٌ صَحِیح: وَرَواهُ الحاکِمُ مِنْ رِوایةِ أَبی سعیِدٍ وَزَاد فِیهِ: « أَوْ یَدَّخر لهُ مِنَ الأَجْرِ مِثْلَها » .

یعنی: "بر روی زمین مسلمانی نیست که دعائی به دربار خدا نماید، مگر اینکه خداوند آن را بوی می دهد، یا مثل آن از بدی را از وی دور می گرداند، مادامیکه به گناه و قطع صلهء رحم دعا نکند. مردی از آن گروه گفت: ازین بعد زیاد دعا می کنم.

فرمود: خداوند بیشتر ( یعنی احسان او تعالی از درخواست شما زیادتر است).

حاکم درروایتش افزوده: یا ذخیره کند برای او مثل پاداش او را.

 

بنابراین استجابت دعاء یعنی یکی از موارد فوق برایش برآورده میشود، و بدون شک خداوند بهترین چیزی که به بنفع بنده دعاء کننده اش باشد برایش در نظر میگیرد، یعنی اگر برآورده شدن خواسته های دنیویش برایش خیر باشد آنرا برایش میسر میکند، ولی اگر برایش خیر نباشد مصیبت از او دور میکند و یا پاداش برای او در روز قیامت در نظر میگیرد.

 

ولی هیچوقت نباید در استجابت دعاء عجله کرد زیرا این خودش سبب تاخیر برآورده شدن خواسته میشود، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

« لا یزَالُ یُسْتَجَابُ لِلعَبْدِ مَا لَم یدعُ بإِثم، أَوْ قَطِیعةِ رَحِم، ما لَمْ یَسْتعْجِلْ » قِیل: یا رسُولَ اللَّهِ مَا الاسْتِعْجَال؟ قَال: « یَقُول: قَدْ دعَوْت، وَقَدْ دَعَوْتُ فَلَم أَرَ یَسْتَجِیبُ لی، فَیَسْتَحْسِرُ عِنْد ذلک، ویَدَعُ الدُّعَاءَ » .

یعنی: "همیشه برای بنده اجابت می شود، تا زمانیکه به گناه و قطع صلهء رحم دعاء رده باشد، بشرطیکه شتاب و عجله ننماید. گفته شد: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم شتاب خواهی چیست؟

فرمود: می گوید: همانا دعاء کردم و دعاء کردم و ندیدم که برایم اجابت شود، پس در این اثناء خسته شده و دعاء را ترک می کند.

 

و حکمت در تاخیر دعاء اینست که خداوند بنده اش را بیازماید وگرنه خداوندی که خیر برای بنده اش میخواهد برایش هیچ مشکلی نیست که در یک لحظه تمام خواسته هایش را برآورده کند.

 

مثلا در مورد ایوب علیه السلام که پیامبر بود و دعای پیامبران مستجاب ست، دچار مریضی شد و مال و اهل و فرزندانش را از دست داد، و از خداوند گشایش میطلبید ولی پس از 18 سال از آن مریضی نجات یافت و خداوند مال و اهل و فرزندانش را به او برگرداند، و نتیجه اش این بود که در این ابتلا و آزمایش پیروز شد و خداوند در مورد او میفرماید:

 

"وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَیٰ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ ‌﴿41﴾ ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هٰذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ ‌﴿42﴾ وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِکْرَیٰ لِأُولِی الْأَلْبَابِ ‌﴿43﴾ وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴿44﴾

 

«و یاد کن‌ بنده‌ ما ایوب‌ را آن‌گاه‌ که‌ پروردگارش‌ را ندا داد که‌: شیطان‌ مرا به‌ رنجوری ‌و عذاب‌ مبتلا کرده‌ است» مراد از عذاب‌: بیماری‌ وی‌ است‌ و بجز این‌، خانواده‌ و مالش‌ نیز از بین‌ رفته‌ بود. دلیل‌ این‌که‌ ایوب‌ درد و رنجوری‌ و مشکلاتش‌ را به‌شیطان‌ نسبت‌ داد، زیرا شر به خداوند نسبت داده نمیشود، و در حدیث صحیح امده: "و الشر لیس الیک" (شر به تو نسبت داده نمیشود).

 

در حدیث‌ شریف‌ آمده‌ است‌ که‌ رسول ‌‌خدا‌ صلی الله علیه و سلم فرمودند: «بلای‌ نبی‌ خدا ایوب‌، هجده‌ سال‌ بر وی‌ طول‌ کشید تا بدانجا که‌ خویش‌ و بیگانه‌ او را ترک‌ کردند، جز دو مرد که‌ از مخصوص‌ترین‌ برادران‌ دینی‌اش‌ بودند و صبح‌ و شام‌ احوال‌ وی‌ را می‌پرسیدند. پس‌ روزی‌ یکی‌ از آن‌ دو تن‌ به‌ رفیقش‌ گفت‌: آیا می‌دانی‌ ؛ به‌ خدا سوگند که‌ ایوب‌ مرتکب‌ گناهی‌ شده‌ است‌ که‌ هیچ‌یک‌ از جهانیان‌ مرتکب‌ آن‌ نگردیده‌! رفیقش‌ پرسید: مگر او چه‌ گناهی‌ کرده‌ است‌؟ گفت‌: آخر هجده‌ سال ‌است‌ که‌ خداوندأ بر وی‌ رحم‌ نکرده‌ که‌ این‌ رنجوری‌ و درد را از وی‌ بردارد! پس‌ چون‌ آن‌ دو نزد ایوب‌ رفتند، آن‌ مرد شکیبایی‌ نکرد تا سخن‌ رفیقش‌ را به ‌او نگوید. ایوب‌ گفت‌: من‌ از آنچه‌ تو می‌گویی‌ چیزی‌ نمی‌دانم‌، جز این‌که‌ خدای‌ عزوجل‌ می‌داند [که‌ من‌ برای‌ او چنان‌ خاشع‌ و مطیع‌ بودم] که‌ وقتی‌ از نزد دو تن‌ که‌ باهم‌ کشمکش‌ می‌کردند، می‌گذشتم‌ و هر دو نام‌ خداوندأ را می‌بردند،به‌ خانه‌ام‌ بازگشته‌ و از جای‌ آنها کفاره‌ می‌دادم‌، از آنجا که‌ دوست‌ نداشتم‌ نام‌ خداوندأ جز در حق‌ یاد شود. سپس‌ رسول‌اکرم‌ص افزودند: چنان‌ بود که‌ایوب‌ در آن‌ بیماری‌ خویش‌ به‌ قضای‌ حاجت‌ می‌رفت‌ و چون‌ از قضای ‌حاجت‌ فارغ‌ می‌گشت‌، زنش‌ دست‌ وی‌ را گرفته‌ او را به‌ خانه‌ می‌آورد. روزی ‌ایوب‌ در حاجت‌ خویش‌ دیر ماند و زنش‌ را فرانخواند که‌ وی‌ را برگرداند زیرا در این‌ هنگام‌ بود که‌ خداوندأ بر او وحی‌ فرستاد که‌: (پایت‌ را به‌ زمین‌ بزن‌، اینک‌ این‌ شستن‌ گاهی‌ است‌ سرد و نوشیدنی) «آیه‌ بعد». و چون‌ زنش‌ از دیرکرد وی‌ نگران‌ شد و رفت‌ تا بنگرد که‌ چرا دیر کرده‌ است‌، بناگاه‌ دید که‌ ایوب‌ درحالی‌ به‌سوی‌ او می‌آید که‌ خدای‌ عزوجل‌ رنج‌ و درد و علت‌ همه‌ را از تن‌ وی ‌برطرف‌ ساخته‌ و او بر نیکوترین‌ صورت‌ خویش‌ است‌. پس‌ چون‌ زنش‌ او را دید [نشناختش] و گفت‌: هان‌! خداوندأ به‌ تو برکت‌ دهد، آیا نبی‌ خدا ـ این‌ رنجو رمبتلا ـ را دیده‌ای‌، سوگند به‌ خدای‌ توانا که‌ من‌ مردی‌ را مانند تو شبیه‌تر به‌ وی ‌ندیده‌ام‌، هنگامی‌ که‌ سالم‌ بود! ایوب‌ گفت‌: بدان‌ که‌ من‌ خود، همان‌ ایوب ‌هستم‌. ایوب‌ دو ظرف‌ داشت‌: ظرفی‌ برای‌ گندم‌ و ظرفی‌ برای‌ جو. پس ‌خداوندأ دو ابر را فرستاد، یکی‌ از آنها بر سر ظرف‌ گندم‌ آمد و در آن‌ طلا ریخت‌ و از آن‌ لبریزش‌ کرد و ابر دیگر در ظرف‌ جو طلا ریخت‌ و آن‌ را از طلا لبریز ساخت‌».

 

پس‌ به‌ ایوب‌ گفتیم‌: «پایت‌ را به‌ زمین‌ بزن‌. اینک‌ این‌ شستن‌ گاهی‌ است ‌سرد و نوشیدنی» و ایوب‌ پایش‌ را بر زمین‌ زد پس‌ از زیر پایش‌ چشمه‌ای‌ جاری‌ جوشیدن‌ گرفت‌ و او در آن‌ چشمه‌ غسل‌ کرد و صحیح‌ و سالم‌ از آن‌ بیرون ‌آمد. سپس‌ چشمه‌ دیگری‌ فواره‌ زد و او از آن‌ آبی‌ سرد و گوارا نوشید. این‌ امر دلیل‌ بر آن‌ است‌ که‌ مرض‌ وی‌ از امراض‌ جلدی‌ غیر ساری‌ بود و در عین‌ حال‌، مرضی‌ نفرت‌بار نبود.

 

«و خانواده‌اش‌ را به‌ او بخشیدیم» به‌ قولی‌: خدای‌ عزوجل‌ بعد از آن‌که‌ آنها را میرانده‌ بود، مجددا زنده‌شان‌ گردانید. به‌قولی‌ دیگر: خدای‌ عزوجل‌ آنها را پس ‌از پراکنده‌ساختنشان‌، دیگرباره‌ جمع‌ کرد «و مانند آنان‌ را» نیز «همراه‌ آنها» به‌ او بخشیدیم‌. چنین‌ بود که‌ حق‌ تعالی‌ بر شمار خانواده‌ ایوب‌ افزود و بعد از پیروزی‌ وی‌ در آن‌ ابتلا، آنان‌ دوچند تعدادی‌ شدند که‌ قبل‌ از ابتلای‌ وی‌ بودند.آری‌! به‌ ایوب‌ این‌ چنین‌ لطف‌ کردیم‌: «از سر رحمتی‌ از نزد خویش‌ و تا پندی‌ برای ‌خردمندان‌ باشد» که‌ در سختی‌ها و ابتلاها به‌ خدا پناه‌ برند و از او انتظار فرج‌ وگشایش‌ را داشته‌ باشند.

 

سپس‌ خداوند ایوب‌ را مورد ستایش‌ قرار داده‌ و می‌فرماید: «ما او را شکیبا یافتیم» بر بلایی‌ که‌ بدان‌ مبتلایش‌ کرده‌ بودیم‌ زیرا او به‌ آفتی‌ بزرگ‌ در جسمش‌ و به‌ از بین ‌رفتن‌ مال‌ و خانواده‌ و فرزندانش‌ آزموده‌ شد اما صبر کرد، چندان‌که‌ برای‌ همیشه‌ به‌ صبر وی‌ مثل‌ زده‌ می‌شود «چه‌ نیکو بنده‌ای» بود ایوب‌! «به‌ راستی‌ او اواب‌ بود» یعنی‌: او با استغفار و توبه‌، به‌سوی‌ خداوند بسیار بازگشت‌ می‌کرد.

 

و بیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: "وَمَنْ یسْتعْفِفْ یُعِفَّهُ الله وَمَنْ یَسْتَغْنِ یُغْنِهِ اللَّه، وَمَنْ یَتَصَبَّرْ یُصَبِّرْهُ اللَّه. وَمَا أُعْطِیَ أَحَدٌ عَطَاءً خَیْراً وَأَوْسَعَ مِنَ الصَّبْرِ" (مُتَّفَقٌ عَلَیْه)

یعنی: "و کسی که سئوال نکند خداوند او را عفیف نگه می دارد، و کسی که خود را به صبر وادارد، خداوند به وی توفیق صبر می دهد، برای هیچکس بخشش و عطائی بهتر و وسیع تر از صبر داده نشده است."

 

و پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: "عَجَباً لأمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ کُلَّهُ لَهُ خَیْر، وَلَیْسَ ذَلِکَ لأِحَدٍ إِلاَّ للْمُؤْمِن: إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَکَرَ فَکَانَ خَیْراً لَه، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَکَانَ خیْراً لَهُ » رواه مسلم.

 

"کار مسلمان انسان را به شگفتی و تعجب وا میدارد. زیرا همهء کارش برای او خیر است، و این امر برای هیچکس جز مسلمان ممکن نیست. اگر به وی فراخی و آسانی روی دهد شکر کند، برایش خیر است، و اگر به او سختی برسد هم صبر کند برایش خیر است.

 

و از خباب ابن الارت وارد شده است که: "شَکَوْنَا إِلَی رسولِ اللَّهِ صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم وَهُو مُتَوسِّدٌ بُردةً لَهُ فی ظلِّ الْکَعْبةِ ، فَقُلْنَا: أَلا تَسْتَنْصرُ لَنَا أَلا تَدْعُو لَنَا؟ فَقال: قَد کَانَ مَنْ قَبْلکُمْ یؤْخَذُ الرَّجُلُ فیُحْفَرُ لَهُ فی الأَرْضِ فی جْعلُ فِیهَا، ثمَّ یُؤْتِی بالْمِنْشارِ فَیُوضَعُ علَی رَأْسِهِ فیُجعلُ نصْفَیْن، ویُمْشطُ بِأَمْشاطِ الْحدیدِ مَا دُونَ لَحْمِهِ وَعظْمِه، ما یَصُدُّهُ ذلکَ عَنْ دِینِه، واللَّه لیتِمنَّ اللَّهُ هَذا الأَمْر حتَّی یسِیر الرَّاکِبُ مِنْ صنْعاءَ إِلَی حَضْرمْوتَ لا یخافُ إِلاَّ الله والذِّئْبَ عَلَی غنَمِه، ولکِنَّکُمْ تَسْتَعْجِلُونَ » رواه البخاری.

وفی روایة : « وهُوَ مُتَوسِّدٌ بُرْدةً وقَدْ لقِینَا مِنَ الْمُشْرکِین شِدَّةً » .

 

یعنی: "به پیامبر صلی الله علیه وسلم شکایت کردم در حالیکه ایشان بردی (پتو) پوشیده و در سایهء خانهء کعبه بودند، گفتم: چرای برای ما طلب نصرت نمی کنید و چرا برای ما دعا نمی کنید؟ فرمودند: در گذشته مرد (مسلمان) گرفته شده و در گودالی که در زمین برای او حفر کرده بودند نهاده می شد، سپس اره بر سرش گذاشته شده و دو قسمت می شد، و سیخ های داغ شدهء آهنی را در زیر گوشت و استخوانش فرو می کردند، او و وجودش را با آن سیخ ها شانه می کردند. با آن همه او را از دینش باز نمی داشت. بخدا سوگند هر آینه خداوند این دین را به کمال خواهد رساند بنحوی که سواره از صنعاء به حضرموت برود و جز خدا و خطر گرگ بر گوسفندانش از چیزی نهراسد، ولی شما شتاب زده اید.

و در روایتی آمده که ایشان بردی (لباس خط خط) را پوشیده بودند و ما هم از مشرکین اذیت و سختی دیده بودیم."

 

با اینحال بسیاری از مردم اگر اجابت دعایشان به تأخیر افتاد، جزع و فزع میکنند در حالیکه خداوند تواناست که فوراً دعای آنها را اجابت کند، ولی این یک نوع ابتلاء و امتحان برای بندگانش میباشد، چون حکمت الهی موجب شده تا بندگان خود را امتحان کند، و ممکن است اجابت بنده را بتأخیر انداخته تا صدق و راستی او را بداند، چون اگر صادق باشد بر شدائد و مصیبتها صبر کرده استوار میشود، و بجز خدا کس دیگری را نخواهد خواند، اگر هم کوهها بر سرش پایین آید، و یا زمین شکافته شده او را ببلعد، و این گونه اشخاص اعتماد و توکلشان بر خدا قوی و محکم است.

 

پس مطمئاً خداوند درخواست او را بدون جواب نمیگذارد و فرد دیگر در این امتحان به فتنه افتاده و فریفته میشود، ایمان او ضعیف شده، و شیطان اینکار را برایش زینت داده تا او را از دایره اسلام خارج نماید.

 

و مصداق آن ابتلا و امتحانی که برای بشریت است، خداوند میفرماید: أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ(2)وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ(3) سورة العنکبوت.

[آیا مردمان گمان برده اند همین که بگویند ایمان آورده ایم به حال خود رها میشوند و ایشان (با تکالیف و وظایف و رنجها و سختیهایی که باید در راه آئین آسمانی تحمل کرد) آزمایش نمیگردند؟ ما کسانی را که قبل از ایشان بوده اند (با انوع تکالیف و مشقات و با اقسام نعمتها و محنتها) آزمایش کرده ایم، آخر باید خدا بداند چه کسانی راست میگویند، و چه کسانی دروغ میگویند].

 

بنابراین باید صبر کرد تا خداوند متعال خواسته بنده دعاکارش را برآورده کند و باید متاکد باشید اگر از خداوند طلب کنید آنچه را براییتان خیر است در وقت مناسب برای شما برآورده خواهد کرد.

 

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

 

 

 

    منبع: اسلام پرسش و پاسخ

 

نصیحت و حکمت

قال ابن الجوزی ( تلبیس إبلیس: 447) ‏عن یحیی بن معاذ یقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلین والفقراء المداهنین والمتصوفة الجاهلین».

امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از یحیی بن معاذ نقل است که فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهیزید: عالمان غافل، فقیران تملق گو و صوفیان جاهل».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.