آشنایی با اسلام (بخش دوم)
آشنایی با اسلام (بخش دوم) موضوع: ایمان تاریخ انتشار: 2015-06-05 | بازدید: 1110

... او در میان بشر انسانی را انتخاب می کند تا دستوراتش را انتقال دهد، و با او با یک روش والا یعنی از طریق وحی ارتباط برقرار می کند؛ این مرد منتخب را فرستاده و پیامبر خدا می نامند.

بعضی از مردم کر  و کور هستند:

 

با وجود  غیر منطقی بودن فلسفه انتروپومورفیزم پیروان بسیاری از ادیان به آن عقیده دارند و آن را به دیگران تبلیغ می کنند.!

آیا این توهین به عقلانیت بشر و توهین به خالق این عقلانیت نیست؟! حقیقتا این افراد با  وجود داشتن نظام های شنوایی و بینایی کر وکور هستند...!

 

 قرآن درباره این افراد می فرماید:

صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ ﴿١٨﴾ سورة البقرة.

ترجمه: کرانند و لالانند و کورانند پس آنها باز نمی گردند.

انجیل گسپل متیو پیامی مشابه می دهد:

( می نگرند اما نمی بینند، می شنوند اما گوش فرا نمی دهند و نه آنها می فهمند). [انجیل،متیو،13:13].

در ریگویدا ( کتاب دینی هندوها)  نیز به این موضوع اشاره شده است.

شاید شخصی باشد که جهان را بنگرد اما آنها را نبیند؛ شاید شخصی دیگرصداها را بشنود اما به آنها گوش فرا ندهد. [ریگویدا10:71:4].

تمام این کتب دینی به خوانندگانش می گویند که اگر چه همه چیز بسیار واضح است اما تعداد زیادی از مردم از حقیقت به دورهستند.

 

نام های خداوند:

خداوند دارای زیباترین نامها است.

قُلِ ادْعُوا اللَّـهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَیًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَیٰ ۚ وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِکَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذَٰلِکَ سَبِیلًا ﴿١١٠﴾  سورة الإسراء.

ترجمه:  بگو خداوند را بخوانید یا رحمن را بخوانید، خدا را به هر کدام از نامهایش بخوانید او دارای نامهای زیبا است، و نمازت را (با صدای) بلند نخوان و آن را آهسته نیز مخوان، بلکه میان آن دو راهی  پیش گیر.

همچنین زیبایی نامهای خداوند در سوره  های اعراف آیه 18، سوره طه آیه 8،  و سوره حشر آیه 24، نیز ذکر شده است.

قرآن در میان نامهای زیاد خداوند، الله را با  الرحمن ( مهربان )، الرحیم ( بخشاینده ) و الحکیم ( دانا ) یاد کرده است.

شما می توانید خداوند را با هر نامی بخوانید اما آن نام نباید هیچ تصویری را در ذهن تداعی کند.

 

نامهای خداوند خاص هستند ومختص به او می شوند:
 

نه تنها خداوند مالک صفات و نامهای خاص خود است بلکه هر نام معرفی کننده وی است، این نکته  را با جزئیاتش توضیح داده می شود.

 بیایید مثالی در باره یک فرد مشهور به نام نیل آرمسترانگ را بیان نماییم. آرمسترانگ یک فضانورد است. فضانورد بودن از ویژیگی های این شخص است اما مختص نیل آرمسترانگ نیست.

 بنابراین اگر پرسیده شود چه کسی فضانورد است؟ جواب چنین خواهد بود: صدها نفر در جهان  فضانورد هستند. نیل آرمسترانگ اهل آمریکا است، و صفت آمریکایی بودن برای آرمسترانگ درست است اما برای معرفی وی نامناسب است.

بنابراین وقتی که کسی می پرسد چه کسی آمریکایی است؟ پاسخ این است میلیونها آمریکایی در جهان است.

 بنابر این برای معرفی آرمسترانگ باید صفتی را بیان نمود که تنها مربوط به آرمسترانگ است.

 

 به عنوان نمونه آرمسترانگ اولین انسانی بود که قدم بر ماه گذاشت، حال اگر پرسیده شود اولین فردی که قدم بر ماه گذاشت چه کسی بود؟ جواب تنها مربوط به یک فرد می شود، یعنی  نیل آرمسترانگ.

 همانند این مثال اسماء خداوند باید فقط مختص به وی باشد.  اگر گفته شود خداوند سازنده ساختمانها است، خداوند قادر به آن است پس درست است اما مختص به خداوند نیست. هزاران نفر وجود دارد که می توانند ساختمان بسازند.

 

 اسماء و صفات خداوند مختص خود او است و به کسی به غیر از الله اشاره نمی کنند. به عنوان نمونه الله خالق جهان هستی است،  پس اگر پرسیده شود چه کسی خالق جهان هستی است؟ جواب آن تنها اشاره به یک نفر خواهد داشت، جواب:  احسن الخالقین الله  جل جلاله است.

 

 همچنین صفات زیر مختص هیچ کس به غیر از خالق جهان خداوند عظیم الشأن نیست:

الرحیم : بسیار بخشاینده

الرحمن: بسیار مهربان

الحکیم: بسیار دانا

بنابراین اگر پرسیده شود چه کسی الرحیم( بسیار بخشاینده) است؟ تنها یک جواب وجود خواهد داشت:

الله جل جلاله

تمام اسماء باید به یک خدای واحد اشاره کند:

 

از آنجایی که تنها یک الله وجود دارد تمام اسماء و صفات باید به همان خدای واحد اشاره کند.

 اگر گفته شود نیل آرمسترانگ که اهل آمریکا و فضانورد بود، اولین انسانی است که قدم بر ماه گذاشت، اما متولد سال 1971 است، نادرست می باشد، زیرا او متولد ١٩٣٠.

 لذا اگر بگوییم که خالق این جهان یک خداست و سرور ما خدای دیگری است غیر منطقی است زیرا خداوند تمام این صفات را یک جا با هم دارد.

 

یگانگی خداوند:

 

معتقدین به چند خدایی مجادله می کنند و می گویند که وجود بیش از یک خدا غیر منطقی نمی باشد.

 بیایید به آنها توضیح دهیم که اگر بیش از یک خدا وجود داشت، بین این خدایان بحث ومخالفت ایجاد می شد زیرا هر یک تمایل دارد که در تضاد با  دیگری به خواست های خود جامه عمل بپوشاند.

 این موضوع در افسانه های ادیان معتقد به چند خدایی قابل مشاهده است. اگر یک خدا در مقابل خدای دیگر شکست بخورد و یا اگر یک خدا قادر نباشد دیگری شکست دهد بدون شک او خدای واقعی نیست .

همچنین در داستانهای ادیان چند خدایی هر خدا مسئولیت متفاوتی دارد ویا اینکه هر خدا مسئولیت یک بخش را دارد مثلا خدای خورشید، خدای باران وغیره.

این به این معنا است که یک خدا برای انجام مسئولیتی خاص شایستگی کافی ندارد و او دانش کافی برای انجام مسئولیت ها و وظایف و قدرت ها واعمال خدای دیگر را ندارد.

 

خدای بدون علم و ناشایسته نمی تواند وجود داشته باشد، اگر بیش از یک خدا وجود می داشت مجادله، بی نظمی، هرج و مرج و نابودی در جهان رخ می داد...! اما جهان کاملا منظم است...!

 قرآن می فرماید:

لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّـهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿٢٢﴾ سورة الأنبیاء.

ترجمه: اگر در آسمانها و زمین غیر از خداوند معبودها و خدایانی و جود داشت، قطعا آسمانها و زمین تباه می شدند، پس پاک و منزه است خداوند پروردگار عرش و فراتر است ازآنچه بیان می کنند.

 

اگر بیش از یک خدا وجود می داشت، آنها هر آنچه را که خلق نموده بودند از بین می بردند...! قرآن در این باره می فرماید :

 مَا اتَّخَذَ اللَّـهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَٰهٍ ۚ إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَٰهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَیٰ بَعْضٍ ۚ سُبْحَانَ اللَّـهِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿٩١﴾ سورة المؤمنون .

ترجمه:  خداوند هیچ فرزندی را بر نگرفته و هیچ معبودی با او نبوده است ، اگر چنین می بود، هر معبودی آفریده های خود را با خود می برد و برخی بر دیگری برتری می جستند، خداوند از آنچه که آنان توصیف می کنند مبرا است.

بنابراین وجود یک خدای حقیقی یگانه و برتر و عظیم الشأن منطقی ترین تفکر درباره خدا است.

توحید

 

تعریف و طبقه بندی:

 

اسلام به توحید عقیده دارد، توحید تنها به معنای عقیده به یک خدا نیست بلکه فراتر از آن است.

معنای لغوی توحید یگانگی و وحدانیت است. و برگرفته از کلمه عربی وحده است ( وحده یعنی یکتا بودن، واحد بودن و یگانه بودن).

توحید به سه زیر مجموعه دسته بندی می شود:

الف) توحید ربوبیت

ب) توحید اسماء و صفات

ت) توحید عبادت

 الف) توحید ربوبیت( یگانگی رب را بیان می کند):

 

اولین زیر مجموعه توحید عبارت از توحید ربوبیت است. ریشه این لغت رب است رب یعنی مالک، رازق و گرامی بنابراین توحید ربوبیت یعنی به وحدانیت رب اقرار نمودن.

 این عقیده بر اساس اینکه الله سبحانه و تعالی هنگامی که هیچ چیز وجود نداشت به تنهایی همه چیز را به وجود آورد؛ او به تنهایی خالق همه چیز در تمام جهان هستی و در بین آن است همچنین او هیچ نیازی از آن و یا هیچ نیازی به آن ندارد.

 

ب) توحید اسماء الصفات ( عقیده به اختصاصی بودن نامها و صفات خداوند):
 

دومین زیر مجموعه توحید اسماء الصفات است، که به معنای مختص به خدا بودن نامها و صفات وی است، این بخش خود به پنج دسته دیگر طبقه بندی می شود:

1) الله باید همانطور  که خود و رسولش توضیح داداه اند خوانده شود:

الله جل جلاله را باید بر طبق مشخصاتی که خود و رسولش بیان کرده اند، بدون توضیح نامها و صفاتش   بدانیم. همچنین معنای این نامها و صفات باید همان معنای توضیح داده شده باشد نه معنای ظاهری آن.

2) الله باید با نامها و صفاتی خوانده شود که خود نامیده است:

الله باید با نامها و صفاتی جدید خوانده نشود، برای مثال نمی توان خداوند را با نام الغاضب( خشمگین) خواند اگر چه که خود بیان نموده است که او خشمگین می شود. زیرا خدا و رسولش این نام را استفاده نکرده اند.

3)الله نباید با صفاتی که مخلوقاتش دارند خوانده شود:

برای خواندن خداوند باید به شدت از صفاتی که مخلوقاتش دارند دوری جست...!

 

 برای نمونه در انجیل خداوند را به خاطر داشتن افکار منفی درباره مخلوقاتش نادم و پشیمان معرفی کرده اند و این ندامت به مانند پشیمانی انسان هنگام تشخیص اشتباهاتش بیان شده است، این تشابه کاملا خلاف نظام توحید است، هرگز از خداوند خطا و اشتباهی سر نمی زند که نیاز به ندامت و پشیمانی داشته باشد.

 

قرآن در مورد صفات خداونددر سوره الشوری چنین می فرماید:  

  لَیْسَ کَمِثْلِهِۦ شَیْءٌۭ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلْبَصِیرُ ﴿١١﴾ ترجمه: هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوای بینا است.

اگر چه که دیدن و شنیدن از توانایی های بشر است اما هنگامی که به خداوند نسبت داده می شود ازدیدگاه کامل و بی نقص بودن و نیازمندی انسان به گوش و چشم و غیره، قابل مقایسه با دیدن و شنیدن بشر نیست.

 همچنین بینایی بشر با درنظر داشت فاصله، زمان، ظرفیت فرد و ...محدود می شود.

4) نباید هیچ یک از صفات خداوند به مخلوقاتش داده شود:

خواندن بشر با صفات خداوند خلاف عقیده توحید است،  مثلا نباید یک شخص را به عنوان کسی که آغاز و پایانی ندارد( القیوم) خواند.

 

5) نمی توان بشر را با نامهای خداوند خواند:

انسان اجازه دارد تا با بعضی از نامهای خداوند مانند رئوف و یا رحیم نامگذاری شود زیرا الله خود این نامها را برای پیامبرانش استفاده نموده است. اما الرئوف والرحیم تنها هنگامی که با پیشوند عبد یعنی( بنده و غلام) باشد می توان استفاده کرد ( عبدالرئوف و عبدالرحیم) . همچنین نامهایی مانند عبدالرسول و عبدالنبی منع شده است.

ت) توحید در عبادت( بیان کننده مختص بودن عبادت):
1) تعریف و معنای عبادت:

توحید عبادت اقرار به مختص بودن عبادت است. عبادت از اصطلاح عربی "عبد" گرفته شده است که به معنای بنده و غلام است، بنابراین عبادت بندگی و پرستش معنی می دهد.

2) هر سه دسته بندی باید یکی پس از دیگری باید پیروی گردد:

تنها اعتقاد به دو بخش اول توحید و عدم تطبیق عبادت بی فایده است...!

 قرآن مثالهایی از مشرکین زمان پیامبر یاد می کند که تنها از دو زیرمجموعه اول توحید پیروی می کردند.

 

 قرآن بیان می نماید که:

قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ ٱلسَّمْعَ وَٱلْأَبْصَـٰرَ وَمَن یُخْرِجُ ٱلْحَیَّ مِنَ ٱلْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ ٱلْمَیِّتَ مِنَ ٱلْحَیِّ وَمَن یُدَبِّرُ ٱلْأَمْرَ ۚ فَسَیَقُولُونَ ٱللَّهُ ۚ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿٣١﴾ سورة یونس.

ترجمه:  بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می دهد؟ و یا چه کسی مالک گوش و چشم ها است؟ و چه کسی زنده را از مرده بیرون می آورد؟ و چه کسی مرده را از زنده بیرون می آورد؟ و چه کسی امور را تدبیر می کند؟ خواهند گفت الله، پس بگو آیا نمی ترسید و پرهیزگار نمی شوید؟!

 

مثالی مشابه دیگر در قرآن در سوره  زخرف ذکر شده است:

 وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ ٱللَّهُ ۖ فَأَنَّیٰ یُؤْفَکُونَ﴿٨٧﴾  ترجمه: و اگر از آنان بپرسی چه کسی آنان را آفریده است؟ به یقین می گویند: الله! پس چگونه منحرف می شوند؟!

کفار مکه می دانستند که الله سبحانه و تعالی خالق، رازق، مالک و سرور آنها است. با این وجود آنها مسلمان محسوب نمی شدند،! زیرا آنها علاوه بر الله جل جلاله خدایی دیگر را هم عبادت می کردند.

لذا خداوند آنها را تحت عنوان کفار ( کسانی که ایمان ندارند ) و مشرکین ( بت پرستان و کسانی که برای خداوند شریک قائل هستند ) دسته بندی نمود.

 

(وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِٱللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِکُونَ  ﴿١٠٦﴾  سورة یوسف.

و بیشترشان به خداوند ایمان نمی آورند مگر اینکه مشرکند...!

بنابرای توحید در عبادت که اقرار به اینکه عبادت مختص به الله است مهمترین بخش عبادت است.

تنها الله جل جلاله سزاوار عبادت است و او به تنهایی اجر  وپاداش عبادات را به بندگانش می دهد.

 

نویسنده: دکتر ذاکر نائک

 

    منبع: سايت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

أبوهریره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می‏‏کند که فرمودند:

«مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَلْیَقُلْ خَیْرًا أَوْ لِیَصْمُتْ» بخاری (6018) ومسلم (48).‏

یعنی: «کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، پس یا سخن نیک بگوید، و یا خاموش و ساکت شود».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.