ویل للمطففین
ویل للمطففین موضوع: تفسیر قرآن تاریخ انتشار: 2015-09-02 | بازدید: 1362

ویل للمطففین

 

کم فروشی و خیانت کردن در خرید و فروش صفت معیوبی است که الله تعالی فاعل آن را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد و وعده داده که اگر شخص آن را ترک نکرد عاقبتش عذاب دردناکی خواهد بود. و این فعل عادت بسیار زشتی است، که الله تعالی رسولش را به سوی فاعلان آن فرستاد تا آنها را به ایمان دعوت کند و از این عادت زشت دور کند و همچنین به آنها هشدار دهد که عدم ترک آن باعث هلاکت آنان خواهد شد.!

 

الله متعال در قرآن چنین می فرماید: (وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ [1] الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَی النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ [2] وَإِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ [3] أَلَا یَظُنُّ أُولَٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ [4] لِیَوْمٍ عَظِیمٍ [5] یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ [6[)[1]. ترجمه: وای بر کم ‌فروشان کم‌ دهندگان (1) آنانکه چون پیمانه از مردم گیرند تمام می ‌ستانند(2) و چون برای مردم پیمانه و یا وزن کنند زیان می ‌رسانند و می کاهند(3) آیا ایشان گمان ندارند که برانگیخته می ‌شوند (4) برای روز بزرگی(5) روزی که مردم به فرمان پروردگار جهانیان بپاخیزند (6).

 

و سبب نزول این سوره را امام نسائی و ابن ماجه از ابن عباس رضی الله عنه روایت کرده اند که گفت:[2] زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم به مدینه آمد، دید که مردم مدینه از خیانت ترین مردم در پیمانه کردن اجناس هستند، پس الله تعالی این آیه را نازل کرد: (ویل للمطففین) بعد از آن در پیمانه کردن عدالت را برقرار کردند.

 

و قرطبی رحمه الله در تفسیر این آیه می گوید: گروهی گفته اند که سبب نزول این سوره به خاطر مردی که معروف به ابی جهینه بود، نازل شد، این مرد دو پیمانه داشت که با یکی از آنان جنس را می فروخت و با دیگری می خرید.

 

معنای کم فروشی و خیانت در خرید و فروش:

امام ابن کثیر رحمه الله می گوید: مقصود از خیانت در خرید و فروش، کم و زیاد کردن وزن جنس در ترازو و پیمانه است، یعنی فروشنده هنگام فروش جنس مقداری از آن را برای خود می گیرد، و در هنگام خرید جنس مقدارش را می افزاید. به عبارت دیگر زمانی که می خواهد برای خود بخرد بیشتر از حق خود می گیرد، و هنگامی که به دیگران می فروشد کم تر از حق آنان به آنها می دهند، همانطور که الله تعالی فرموده: (إذا اکتالوا علی الناس یستوفون) یعنی در هنگام معامله برای خود به گونه ای آن را وزن می کند که بیشتر از حق خود را دریافت می کند، اما زمانی که (وإذا کالوهم أو وزنوهم یخسرون) به دیگران می فروشد از وزن آن کم می کند و برای خود می گیرد و به آنها زیان می رساند.

 

بنابراین تقلب و خیانتی که در این آیات ذکر شده در واقع همان تقلب در پیمانه کردن و تقلب در اندازه گیری با ترازو است، زیرا در آن زمان مردم از این دو بسیار استفاده می کردند، اما برخی از علماء می گویند: این تقلب فقط شامل این نمی شود بلکه شامل تمام حق و حقوق حتی عبادات نیز می شود.!

 

 امام قرطبی رحمه الله می گوید: دیگران گفته اند: تقلب ذکر شده در آیه شامل تقلب کردن در پیمانه و ترازود و وضو و نماز و حتی سخن هم می شود. و از سالم بن ابی الجعد روایت شده که گفت: نماز با پیمانه است، پس کسی که به آن وفا کرد به او نیز وفا خواهد شد، و کسی که در آن تقلب کرد، پس بدانید که الله تعالی چنین می فرماید: (ویل للمطففین).

 

و برخی از علماء گفته اند: هر چیزی که با تصرف کردن در آن، فرد بیشتر از حقش را بگیرد و یا هم به صاحب حق کم تر از حقش را به او دهد پس آن تقلب محسوب می شود. مثلا فروشنده ای کالای نامرغوبی دارد، پس برای اینکه کالایش فروخته شود بر روی آنها برچسب کشوری را می زند که مردم گمان کنند ساخت آن کشور است، پس در این حالت چنین فردی تقلب کرده است. مثال دیگر فروشنده ای برای اینکه مرغ هایش را با قیمت بالاتری بفروشد، پس به مرغ های ذبح شده آب نزریق می کند تا وزن آنها بیشتر شود و با قیمت بیشتری آن را به فروش می رساند پس چنین فردی تقلب کرده است، پس تمام این افرد جزو افرادی هستند که در آیه ذکر شده است.

 

پس اگر بگوییم که تقلب ذکر شده در آیه، یعنی گرفتن حق و یا ندادن حق دیگران در هنگام معامله، پس باید بدانیم که بیشتر ما و شما گرفتار این مصیبت شده ایم، مصیبتی که ابن حجر رحمه الله آن را جزو گناهان کبیره می داند.

 

حتی شوهری که از همسرش انتظار دارد حقوقش را کامل و بدون هیچ نقصی باید دهد، در حالی که خودش حقوق او را ناقص می دهد پس چنین فردی باید بداند جزو متقلبین است، همینطور آن زن اگر چنین کند.

 

و همچنین پدری که حقوق فرزندانش را کامل نمی دهد و در تربیت و تعلیم آنان کوتاهی می کند و در مقابل از فرزندانش انتظار دارد تا به او بدون هیچ نقصی نیکی و مهربانی کنند پس این پدر هم جزو تقلب کاران است.

 

و همچنین کارمندی که صبح اول وقت به اداره می رود برای اینکه لیست حضور را امضا کند، سپس از اداره خارج می شود و شب دوباره باز می گردد تا وقت انتهای کارش را امضا کند، و یا هم کارمندی که در هنگام کار در اداره می خوابد، یا تنبلی می کند، سپس در آخر ماه انتظار دارد که حقوقش را بدون هیچ نقصانی دریافت کند در حقیقت چنین افرادی تقلب کار هستند و جزو آیه به حساب می آیند.

 

 

عدالت در میزان:

الله تعالی همواره در بسیاری از آیات دستور به عدالت داده است، و در عین حال از ظلم و بی عدالتی منع کرده است، چنانکه می فرماید: (وأوفوا الکیل والمیزان بالقسط لا نکلف نفسا إلا وسعها)[3]. ترجمه:  پیمانه و وزن را از روی عدل تمام کنید، ما به کسی جز به اندازه توانش تکلیف نمی کنیم. و در سوره اسراء می فرماید: (وأوفوا الکیل إذا کلتم وزنوا بالقسطاس المستقیم ذلک خیر وأحسن تأویلا)[4]. ترجمه: و هنگامی که پیمانه می کنید آن را به تمام و کمال پیمانه کنید و با ترازوی درست وزن نمایید که این کار سرانجام نیکوتر و بهتری دارد.

 

عقوبت تقلب کاران:

دانستیم که گرفتن و ندادن حق دیگران از جمله گناهان کبیره است، و آن به معنای خوردن اموال مردم بدون حق است، که یعنی کسب پلیدی که دلیل بر حقارت نفس است و مال حرامی است که اگر به صدقه داده شود قبول نیست و اگر هم انباشته شود نتیجه اش جهنم است.

و الله تعالی به فاعل این عمل وعده داده که به عذاب سخت و دردناکی در دنیا و آخرت به او خواهد داد، که در اینجا ما دو نمونه از آنها را بیان می کنیم:

 

در دنیا:

1ـ الله تعالی نعمتهایش را از چنین فردی می گیرد و او را به قحطی و ظلم و ستم سلطان گرفتار می کند، چنانکه از عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود:[5] ای جماعت مهاجرین پنج چیز است که اگر به آن مبتلا شدید به الله پناه می برم از آن، اول: زنا بین قومی انتشار نمی یابد مگر وقتی که خود آنها آن را علنی کنند، و بین آنان طاعون و بیماریهایی انتشار خواهد یافت که قبلا کسی به آن مبتلا نشده، دوم: در پیمانه کردن و وزن کردن با ترازو کاستی نمی کنند مگر اینکه به خشکسالی و ظلم و ستم از طرف سلطان گرفتار می شوند.!

 

2ـ اینگونه افراد مورد تنفر و عذاب الله قرار می گیرند:

چنانکه الله تعالی با قوم شعیب کرد زمانی که شعیب علیه السلام را به سوی آنان فرستاد، و در بین آنان تقلب در معامله بسیار رواج داشت، پس شعیب علیه السلام آنان را به سوی عبادت الله یگانه و ترک این عمل زشت دعوت کرد، چنانکه در قرآن آمده: (ویاقوم أوفوا المکیال والمیزان بالقسط ولا تبخسوا الناس أشیاءهم ولا تعثوا فی الأرض مفسدین)[6]. ترجمه: وای قوم من! پیمانه و ترازو را دادگرانه و به تمام و کمال دهید و از چیزهای مردم نکاهید، و در زمین فساد وتباهی نکنید. سپس فرمود: (فکذبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فی دارهم جاثمین)[7]. ترجمه: پس او را تکذیب کردند در نتیجه زلزله آنان را فرو گرفت و در خانه و کاشانه خود از پای در آمدند.

 

اما در آخرت:

همانطور که در دنیا برای چنین افرادی عقوبت هایی در نظر گرفته شده در آخرت نیز برای آنان عقوباتی است از جمله:

1ـ الله تعالی در ابتدای سوره مطففین این عقوبت را ذکر کرده، می فرماید: (ویل للمطففین)، ویل: یعنی عذاب بسیار دردناک، و گفته شده به دره ی تنگی می گویند که در قعر جهنم قرار دارد و مکان جمع شدن چرک های خونین جهنمیان است. و برخی از مفسرین گفته اند: به مسیری از جهنم گفته می شود که اگر تمام کوه های دنیا از آن بگذرد از شدت گرمای آنجا ذوب می شوند ـ نعوذ بالله منه ـ.

 

2ـ  این عقوبت را ابن مسعود رضی الله عنه ذکر کرده زمانی که گفت:[8] جهاد در راه الله تمام گناهان جز امانت را پاک می کند، سپس گفت: بنده ای را در روز قیامت می آورند با اینکه در راه الله جهاد کرده است، به او گفته می شود: به امانتت ادا کن، او می گوید: پروردگارا چگونه آن را ادا کنم در حالی که دنیا به پایان رسیده است؟ به او گفته می شود: او را به لبه پرتگاه آتش ببرید، پس او را می برند، و امانت را به شکل روزی که به او داده بودند در می آوردند، وقتی آن مرد امانت را در آتش می بیند می شناسد، پس به داخل آتش می رود و امانت را بر روی شانه هایش می گذارد تا او را از آتش خارج کند، اما وقتی از آتش خارج می شود می بیند که او بر شانه هایش نیست در حالی که او گمان می کرد آن را از آتش خارج کرده، پس دوباره به داخل آتش می رود تا آن را خارج کند اما دوباره همین اتفاق برایش می افتاد، پس این فرد تا ابد همین کار را ادامه می دهد. سپس ابن مسعود رضی الله عنه گفت: نماز امانت است، وضو امانت است، ترازو امانت است، پیمانه امانت است، و چند چیز دیگر را ذکر کرد که شدید ترین آنها چیزی است که به ودیعه گذاشته می شود. سپس راویی که از ابن مسعود رضی الله عنه این حدیث را روایت کرده گفت: نزد براء بن عازب آمدم و گفتم: آیا ندیدی ابن مسعود چه گفته؟ گفت: این و این را گفت، براء گفت: راست گفته، آیا نشنیدی الله تعالی فرموده: (إِنّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا)[9]. الله به شما دستور می دهد که امانات را به صاحبانشان بازگردانید.

 

و در پایان ای بندگان الله: دین الله شامل تمام زندگی انسان می شود از جمله: عقیده، شریعت، اخلاق، معاملات، پس اسلام یعنی: وجود عقیده در قلب، عبادت در مسجد، معامله در خانه و بازار ... و در هر زاویه ای از زوایای زندگی. و این اسلامی است که الله تعالی آن را به رسولش خاتم پیامبران محمد صلی الله علیه و سلم به ما رسانده است، پس: (یا أیها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة ولا تتبعوا خطوات الشیطان إنه لکم عدو مبین)[10]. ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید! به طور کامل در اسلام داخل شوید، و از گامهای شیطان پیروی نکنید، همانا او برای شما دشمنی آشکار است.

 

 

 

 

 

[1] مطففین: 1ـ 6.

[2] (لما قدم النبی صلی اللّه علیه وسلم المدینة کانوا من أخبث الناس کیلاً، فأنزل اللّه تعالی: (ویل للمطفِّفین) فحسنوا الکیل بعد ذلک).

[3] انعام: 152.

[4] ـ اسراء: 35.

[5] ـ سنن ابن ماجه. (یَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ خَمْسٌ إِذَا ابْتُلِیتُمْ بِهِنَّ وَأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ تُدْرِکُوهُنَّ، لَمْ تَظْهَر الْفَاحِشَةُ فِی قَوْمٍ قَطُّ حَتَّی یُعْلِنُوا بِهَا إِلَّا فَشَا فِیهِمْ الطَّاعُونُ وَالْأَوْجَاعُ الَّتِی لَمْ تَکُنْ مَضَتْ فِی أَسْلَافِهِمْ الَّذِینَ مَضَوْا، وَلَمْ یَنْقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِلَّا أُخِذُوا بِالسِّنِینَ، وَشِدَّةِ الْمَئُونَةِ، وَجَوْرِ السُّلْطَانِ عَلَیْهِمْ)

[6] ـ هود: 85.

[7] ـ عنکبوت: 37.

[8] ـ صحیح ترغیب و ترهیب و شیخ آلبانی رحمه الله آن را ضمن احادیث حسن قرار داده است. (القتل فی سبیل الله یکفر الذنوب کلها إلا الأمانة.. ثم قال: یؤتی بالعبد یوم القیامة ـ وإن قتل فی سبیل الله ـ فیقال له: أدِ أمانتک، فیقول: أی ربی، کیف قد ذهبت الدنیا؟ قال: فیقال: انطلقوا به إلی الهاویة، فینطلق به إلی الهاویة، وتمثل له أمانته کهیئتها یوم دفعت إلیه فیراها فیعرفها، فیهوی فی أثرها حتی یدرکها، فیحملها علی منکبیه، حتی إذا نظر أنه خارج زلت عن منکبیه فهوی یهوی فی أثرها أبد الآبدین.. ثم قال: الصلاة أمانة، والوضوء أمانة، والوزن أمانة، والکیل أمانة، وأشیاء عدها، وأشد ذلک الودائع)

[9] ـ عنکبوت: 37.

[10] ـ بقره: 208.

 

 

    منبع: islamtape.com

 

نصیحت و حکمت

قال حافظ ابن رجب: قال بعض السلف: «من وعظ أخاه فیما بینه وبینه فهی نصیحة، ومن وعظه علی رؤوس الناس فإنما وبَّخَه». "جامع العلوم والحکم " (ص : 91).

حافظ ابن رجب رحمه الله می فرماید: یکی از علمای سلف (پیشینیان ما) گفته است:

« هرکس برادرش را پنهانی وعظ و اندرز دهد این همان نصیحت (واقعی) است، اما هرکس او را نزد مردم و دیگران اندرز دهد در حقیقت او را توبیخ می کند».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.