آیا بدعت حسنه وجود دارد؟
آیا بدعت حسنه وجود دارد؟ موضوع: سنت و بدعت تاریخ انتشار: 2013-07-11 | بازدید: 1334

در مورد بدعت حسنه توضیح دهید آیا بدعت حسنه وجود دارد ودر چه اعمالی است؟

 

الحمدلله،

چیزی بنام بدعت حسنه در شریعت وجود ندارد، و همه بدعتها گناه و حرام هستند، از آنجاییکه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: "کل بدعة ضلالة، وکل ضلالة فی النار" (رواه النسائی فی "سننه" 3/188 ـ 189)، یعنی: "همه بدعتها گمراهیست، و همه گمراهیها در آتش است".

و قول پیامبر صلی الله علیه و سلم که فرمودند: "من سن فی الإسلام سنة حسنة" (روایت مسلم در "صحیح مسلم" 2/704 ـ 705)، یعنی: "کسی که در اسلام راه و روش نیکویی را شروع کند"، منظور اینست که: "کسی که سنتی را احیاء کند"، زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم این مقوله را (یعنی من سن فی الاسلام سنة حسنة) وقتی بیان کرد که خواستار جمع صدقه بود و کسی آنرا شروع نکرده بود، و سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم آنرا گفت و یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم صدقه ای را آورد و جلو پیامبر صلی الله علیه و سلم گذاشت، و سایر اصحاب وقتیکه آنرا دیدند آنها نیز صدقه دادند تا اینکه انبوهی از صدقات جلو پیامبر صلی الله علیه و سلم جمع شد و پیامبر صلی الله علیه و سلم را خوشحال کرد، پس منظور احیاء سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم است نه اینکه بنیانگذار بدعتی باشد که اصل و اساسش در شریعت موجود نیست.

و قول عمر رضی الله عنه که گفت: "نعمت البدعة هذه" (روایت بخاری فی "صحیح بخاری" 2/252)، یعنی: "این بدعت خوبی است"، منظورش بدعت از لحاظ لغوی بود و نه بدعت شرعی و بدعت در دین، زیرا عمر رضی الله عنه وقتی این مقوله را گفت که شب رمضان بود و اصحاب نماز تراویح را بصورت فرادی و یا گروه گروه و متفرقه میخواندند، پس عمر رضی الله عنه آنها را با یک امام جمع آوری کرد و فقط یک نماز تراویح بر پا میشد که تا اینزمان این مسئله در شبهای رمضان شایع است، و در واقع پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگامی که نماز تراویح را شروع کرد بصورت فرادی بود، ولی کم کم اصحاب به او اقتدا کردند تا اینکه جماعت بزرگی تشکیل شد، ولی سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم از ترس اینکه نماز تراویح بر امتش فرض شود آنرا بصورت جماعت ترک کرد و دوباره خودش آن نماز را میخواند، بنابراین عمر رضی الله عنه این اصل را هنگام خلافتش برگرداند و احیاء کرد، زیرا دیگر وحی قطع شده بود و نمیشد که نماز تراویح فرض شود، پس مردم را بر یک امام جمع آوری کرد و گفت: "نعمت البدعت هذه" که منظور از بدعت از لحاظ کلمه بود و نه بدعت در دین، وگرنه هیچ کس نه عمر و نه سایر اصحاب جرأت نمیکردند که بنیانگذار بدعتی باشد، زیرا خود پیامبر صلی الله علیه و سلم به مردم موعظه داده بود که پس از وفاتش سنت و روش خلفاء راشدین را در پیش گیرند و از بدعت پرهیز کنند، پس چطور ممکن است که عمر بدعتی را در شریعت بنیان نهد در حالیکه پیامبر صلی الله علیه و سلم امتش را امر کرده که روش خلفاء راشدین را در پیش گیرند تا گمراه نشوند؟

 

 

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: اسلام پرسش و پاسخ

 

نصیحت و حکمت

قال میمون بن مهران: «إن العبد إذا أذنب ذنباً نکت فی قلبه بذلک الذنب نکتة سوداء، فإن تاب محیت من قلبه فتری قلب المؤمن مجلی مثل المرآة، ما یأتیه الشیطان من ناحیة إلا أبصره، وأما الذی یتتابع فی الذنوب فإنه کلما أذنب ذنباً نکت فی قلبه نکتة سوداء، فلا یزال ینکت فی قلبه حتی یسود قلبه، ولا یبصر الشیطان من حیث یأتیه»."حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

میمون بن مهران فرمود: «هرگاه بنده ای گناهی را مرتکب شود نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود، ولی هرگاه توبه کرد آن نقطه سیاه از قلبش پاک می شود، پس قلب مؤمن مانند آینه روشن است، و شیطان (برای فریفتن او) جز با زیر نظر گرفتن وی (و حیله) سراغش نمی آید. اما آنکس که مدام در حال گناه است با هر گناهی که انجام می دهد نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود تا آنکه قلبش کاملا سیاه می گردد، و شیطان هرگاه سراغش برود نیازی به فریب و زیر نظر گرفتنش ندارد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.