حرمت نحس دانستن ماه صفر و غیره
حرمت نحس دانستن ماه صفر و غیره موضوع: شرک تاریخ انتشار: 2015-12-21 | بازدید: 528

حرمت نحس دانستن ماه صفر و غیره

 

حمد و ستایش از آن خداوند است ، خدایی که هر آنچه در آسمانها و زمین است متعلق به اوست ، تنها او قابل ستایش است و حکیم و خبیر است ، و گواهی می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست ، شریکی ندارد ، پادشاهی از آن او، و او بر هر چیزی تواناست وگواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اش بشارت دهنده و بیم دهنده و چراغی تابان است ، درود خداوند بر او و خاندان و اصحاب و پیروان آنها باد.

کسانی هستند که افراد و زمان هایی را نحس می دانند و گمان می برند که آنها ذاتا ،جدای از قضا و قدر الهی  باعث بلاها می گردند . این فال بد زدن است  که رسول الله صلی الله علیه و سلم از آن نهی فرموده و آنرا شرک نامیده  است ، چرا که شوم دانستن و فال بد زدن به این معناست که بلاها ، حاصل نحسی مخلوق اعم از زمان یا مکان و یا اشخاص می باشد ، بنابراین از آن شخص یا زمان و یا مکان متنفر می شود ، با این گمان که باعث مصیبت ها و گرفتاریهاست ، فراموش می کند و یا خود را به فراموشی می زند که هر آنچه به انسان می رسد به سبب قضا و قدر الهی و گناهانش می باشد ، همانگونه که خداوند تبارک و تعالی داستان امت های کافر را ذکر می فرماید که انبیا و مومنین را که منبع خوبیها هستند را مایه ی بلاها می دانستند . 

پروردگار عزوجل در مورد قوم فرعون می فرماید : و چون گزندی به آنان می‌رسید، به موسی و همراهانش شگون بد می‌زدند. [الأعراف: 131]، همچنین قوم ثمود به پیامبرشان صالح علیه السلام شگون بد می زدند ما به تو و به هر کس که همراه توست شگون بد زدیم.» [النمل: 47] همچنین مشرکین عرب هم محمد صلی الله علیه و سلم را مایه شومی می دانستند همانگونه که خداوند تبارک و تعالی در مورد انها می فرماید:  و چون صدمه‌ای به ایشان برسد، می‌گویند: «این از طرف توست.» [النساء: 78].

خداوند بر آنها رد می کند که عذاب ها و بلاها، به سبب قضا و قدر الهی و گناهان نازل می شود بگو: «همه از جانب خداست.» [آخر ]این قوم را چه شده است که نمی‌خواهند سخنی را [درست‌] دریابند؟ هر چه از خوبیها به تو می‌رسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد از خود توست؛[النساء: 78،79]

لذا این تصورشان نشانه ی ناسالمی فطرتشان است که مصدر خوبی و نیکی را مایه ی بلاها و مصیبت ها می دانستند .

 

بندگان خدا ، یکی از شگون بد زدن هایی که اهل جاهلیت معتقد بودند این بود که ماه صفر نحس است و در این ماه از کارهای مباحی که در دیگر ماهها انجام می دادند دست می کشیدند ؛ که رسول خدا صلی الله علیه و سلم آنرا باطل ساخت آنجا که فرمودند : لا عدوی ولا هامة ولا صفر هیچ سرایت کننده و جغد نحس و ماه صفر شوم نیست .( بخاری و مسلم روایت کرده اند ) .

 

این روایت آنچه را که اهل جاهلیت معتقد بودند که بیماریها به ذات خود  ،بدون تقدیر الهی سرایت می کنند را رد می نماید . خداوند عزوجل می فرماید : هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفسهای شما [= به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است. [الحدید: 22]. و (لاهامه ) هامه به معنای جغد است ، و این بدان معناست که اهل جاهلیت معتقد بودند که هرگاه جغد بر روی خانه ی یکی از آنها می نشست می گفت : این نشانه ای برای من یا یکی از اعضای خانواده ام می باشد و بخاطر شوم دانستن این پرنده اعتقاد داشتند که خودش یا یکی از اقوامش خواهد مرد ؛ که رسول الله صلی الله علیه و سلم آنرا باطل اعلام کرد ، و معنای گفتار پیامبر صلی الله علیه و سلم که فرمودند ( و لا صفر ) این است که اهل جاهلیت ماه صفر را نحس می دانستند و می گفتند آن شوم است ،که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم آنرا مردود اعلام کرده و بیان فرمودند که این ماه هیچ تاثیری در سرنوشت ندارد و مانند دیگر ماهها فرصتی برای انجام کارهای سودمند است . لازم به ذکر است که این اعتقاد جاهلی تا به امروز در برخی افراد وجود دارد ؛ گروهی به ماه صفر شگون بد می زنند و افرادی دیگر برخی از روزها مثل چهارشنبه یا شنبه و ..  را شوم می دانند و در این ایام ازدواج نمی کنند و معتقدند یا گمان می برند که پیمان زناشویی در این روزها موفقیت آمیز نخواهد بود ، اما رسول الله صلی الله علیه و سلم این اعتقاد را باطل نمود و با عائشه و ام سلمه – خداوند از آنها راضی باد- در ماه شوال ازدواج کردند .

 

ای مسلمانان ، خیر و شر و نعمت ها و بلاها همه با قضا و قدر الهی هستند بگو: «همه از جانب خداست.» [النساء: 78 او کسی است که می آفریند و انتخاب می کند ، و آنچه از مصیبت ها و عذاب ها بر بندگان نازل می شود بخاطر گناهان و نافرمانیهایشان مقدر شده است . و هر [گونه‌] مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست[الشوری: 30] . و مخلوقات در ایجاد آن هیچ دخالتی ندارند . رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرمایند : بدان اگر همه امت جمع شوند تا به تو سودی برسانند ، جز آن سودی که خداوند برایت مقدر فرموده است به تو نرسانند و اگر جمع شوند تا ضرری متوجه تو سازند  جز آن ضرری که خداوند برایت نوشته است ، نمی توانند به تو برسانند ، قلم ها برداشته و کاغذها خشک شده است . ( ترمذی آن را روایت کرده و گفته است : حدیث حسن صحیح )

 

این نکته ، با این مساله که خداوند برخی از مخلوقاتش را سبب خیر یا شر قرار می دهد منافاتی ندارد ، اما اسباب ، ایجاد کننده ی این امور نیستند بلکه مسبب الاسباب که خداوند سبحان باشد همه چیز را ایجاد می کند . لذا بنده باید به دنبال فراهم نمودن اسباب خیر باشد و از اسباب شر دوری گزیند . خداوند متعال می فرمایند : و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد. [البقرة: 195].

 

حافظ ابن رجب- رحمت خداوند بر او باد- می گوید : اینکه برخی از زمان ها مانند ماه صفر را شوم بدانیم کاملا اشتباه است ، همه ی زمان ها ،مخلوق پروردگار هستند و اعمال فرزندان آدم در آن واقع می گردد ، هر زمانی که انسان مومن، مشغول فرمانبرداری از خداوند باشد آن زمان ، زمان مبارک و میمونی است و زمانی که بنده به نافرمانی پروردگار بپردازد ، آن زمان نحس خواهد بود ، لذا آنچه که شوم است نافرمانی کردن از پروردگار است  چرا که گناه و تمرد، خداوند را به خشم می آورد و هر گاه پروردگار بر بنده اش خشم گرفت در دنیا و آخرت بدبخت می شود همانگونه که فرمانبرداری مایه ی رضایت خداوند است و این همان چیزی است که باعث خوشبختی بنده در دنیا و آخرت می گردد.

 

شخص گناهکار به نسبت خود و دیگران بد یمن است ، چرا که او در معرض عذاب خداوندی است، عذابی که همه ی مردم ،خصوصا کسانی که بی تفاوتند را در بر می گیرد ، پس باید از او دوری گزید ، همچنین  از مکان هایی که در آن گناه انجام می گیرد باید اجتناب ورزید چرا که امکان نزول عذاب الهی وجود دارد ، همانگونه که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم وقتی از سرزمین قوم ثمود عبور می کردند به یارانش سفارش فرمودند که با گریه، از این مکان عبور کنید بخاطر ترس از عذابی که بر آنها نازل شده است ؛ بنابراین هجرت کردن از مکان های گناه و از نزد گناهکاران لازم است ؛ مهاجر کسی است که از منهیات خداوند دوری گزیند ، ابراهیم ادهم رحمه الله می فرماید : هر کس بخواهد توبه کند باید دست از ستم کشیده و گناهکاران را ترک کند در غیر این صورت هدفش محقق نخواهد شد. پس از گناهان دوری گزینید، چرا که شومند و عقوبتی بس دردناک دارند ، مکانها و سرزمین ها در اصل پاک و طاهرند اما گناهان آنها را کثیف و فاسد می گرداند ، زمان ها اوقات انجام کارهای نیکند اما بندگان با کارهای بدشان آن را آلوده می سازند .

 

همانگونه که گفته شده است : از زمانه مان عیبجویی می کنیم در حالیکه عیب در ماست ، زمانهایمان، غیر از ما، عیبی را ندارد.

ای بندگان خدا ، تقوای الهی را پیشه سازید ، مناز

ل و اوقاتتان را با فرمانبرداری از خداوند آباد گردانید و ترس و امید و محبت الله را داشته باشید  ، تنها خود را سرزنش کنید و بدانید که هر آنچه از بدیها به شما می رسد بخاطر گناهانتان است نه اینکه زمان و مکان نحس هستند ، و هر کس ماهی از ماهها یا روزی از روزها یا ساعتی از ساعات را بد شگون بداند یا آنها را ناسزا گوید انگار خداوند را بد گفته و مورد اذیت قرار داده است .

 

همانگونه که در کتب صحیح از ابی هریره روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : الله متعال فرموده است : فرزند آدم با ناسزا گویی به روزگار مرا آزار داده است در حالیکه روزگار منم و شب و روز را جابجا می کنم ، و در روایتی آمده است : روزگار را بد نگویید حقیقتا خداوند همان روزگار است. امام بغوی – رحمه الله – در شرح السنه می گوید : عادت عرب این بود که به هنگام بلاها ، روزگار را ناسزا می گفتند چون معتقد بودند بلاها و مصیبت ها توسط روزگار نازل می شود ؛ می گفتند : بلاهای سخت روزگار به آنها رسید و زمانه نابودشان ساخت ، لذا وقتی خیر و شر را به زمانه نسبت می دادند ، مسلما عامل حوادث را هم بد می گفتند ، و چون در حقیقت عامل اصلی خداوند است این بدگویی به خداوند بر می گشت . باید بدانیم که هر چیزی، تنها با اراده ی خداوند تحقق می یابد ، خوبیها پیشکشی از جانب خداوند است و سبب شر و بدی ، گناه و طغیان بنی آدم است ، از شر شیطان رانده شده به خداوند پناه می برم و اگر [پیشامد] خوبی به آنان برسد، می‌گویند: «این از جانب خداست»؛ و چون صدمه‌ای به ایشان برسد، می‌گویند: «این از طرف توست.» بگو: «همه از جانب خداست.» [آخر ]این قوم را چه شده است که نمی‌خواهند سخنی را [درست‌] دریابند؟ هر چه از خوبیها به تو می‌رسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد از خود توست؛ و تو را به پیامبری، برای مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است. هر کس از پیامبر فرمان بَرد، در حقیقت، خدا را فرمان برده؛ و هر کس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‌ایم. [النساء: 78-79-80].

از کتاب الخطب المنبریه ، للشیخ دکتر صالح فوزان /ج1

http://alfawzan.af.org.sa/node/14322

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.