جایگاه بلند اهل بیت نزد صحابه و تابعین
جایگاه بلند اهل بیت نزد صحابه و تابعین موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2016-01-24 | بازدید: 1041

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جایگاه بلند اهل بیت نزد صحابه و تابعین

 

ابوبکر صدیق رضی الله عنه:

امام بخاری رحمه الله در صحیحش روایت نموده که ابوبکر رضی الله عنه به علی رضی الله عنه فرمود: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، پیوند خویشاوندی رسول الله صلی الله علیه وسلم برایم محبوب ‌تر از پیوند خویشاوندان خودم است»[1].

 

همچنین امام بخاری رحمه الله از ابن عمر رضی الله عنهما از ابوبکر رضی الله عنه روایت کرده که فرمود: "در رفتار با اهل بیت، رسول الله صلی الله علیه وسلم را در نظر داشته باشید"[2].

 

حافظ ابن حجر رحمه الله در شرح این سخن می‌ فرماید: «مردم را با این سخن مورد خطاب قرار داده و سفارش می‌ نمود و مراقبت از یک چیز یعنی نگهداشتن آن. گفته می‌ شود: وی را در مورد آنها مراعات کنید، ‌پس آنان را آزار نرسانده و به آنها بدی نکنید».

 

در صحیح بخاری همچنین از عقبة بن حارث رضی الله عنه روایت است که فرمود: "ابوبکر رضی الله عنه نماز عصر را خوانده سپس از مسجد بیرون آمده و قدم می ‌زد، حسن را دید که با کودکان بازی می ‌کرد پس او را بر دوش خود سوار کرده و فرمود: پدرم فدایت، شبیه پیامبر هستی، نه شبیه علی؛ در حالی که علی رضی الله عنه می‌ خندید"[3].

 

حافظ ابن حجر رحمه الله در شرح این سخن می فرماید: سخن وی «بأبی»: حذف شده‌ ای دارد که تقدیر آن چنین است: أفدیه بأبی، یعنی پدرم فدایت باد.همچنین می‌ فرماید: «این روایت فضیلت ابوبکر رضی الله عنه و محبتش به خویشاوندان پیامبرصلی الله علیه وسلم را می ‌رساند».

 

 

عمر بن خطاب و عثمان بن عفان رضی الله عنهما:

امام بخاری رحمه الله در صحیحش از انس رضی الله عنه روایت می‌ نماید که: "هنگامی که دچار قحط سالی می ‌شدند، عمر بن خطاب رضی الله عنه بوسیله ی عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه درخواست باران می ‌نمود، و می‌ فرمود: بارالها! ما نزدت به نبی مان صلی الله علیه وسلم متوسل می ‌شدیم، پس به ما باران عطا می‌ کردی و ما اکنون به عموی نبی مان متوسل می‌ شویم پس ما را باران عطا کن. انس رضی الله عنه می‌ فرماید: پس باران داده می‌ شدند"[4].

 

منظور از توسل عمر رضی الله عنه به عباس رضی الله عنه متوسل شدن به دعای او می‌ باشد چنان که در برخی از روایات بیان شده است و حافظ ابن حجر رحمه الله در شرح این حدیث در کتاب الاستسقاء از فتح الباری، این را بیان نموده است.

 

عمر رضی الله عنه به خاطر خویشاوندی نزدیک عباس رضی الله عنه با رسول الله صلی الله علیه وسلم وی را برگزید تا به دعایش متوسل شود و به همین دلیل در توسل خویش چنین فرمود: «ما نزد تو به دعای عموی نبی مان متوسل می ‌شویم» و نفرمود به عباس رضی الله عنه متوسل می‌شویم.

 

می‌ دانیم که علی رضی الله عنه با فضیلت ‌تر از عباس رضی الله عنه بوده و از خویشاوندان رسول الله صلی الله علیه وسلم است، ولی عباس رضی الله عنه به او نزدیک ‌تر است و اگر از رسول الله صلی الله علیه وسلم ارث بُرده می ‌شد، عباس رضی الله عنه در این زمینه مقدم بود؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: "سهم میراث را به صاحبان آن برسانید پس آنچه باقی ماند برای نزدیک‌ ترین مرد می ‌باشد"[5].

 

در صحیحین از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم به عمر رضی الله عنه درباره ی عمویش عباس رضی الله عنه فرمودند: "مگر ندانستی که عموی شخص مانند پدرش است"[6].

 

ابن کثیر رحمه الله در تفسیر آیات سوره ی شوری آورده است: عمر بن خطاب رضی الله عنه به عباس رضی الله عنه فرمود: «به الله سوگند، روزی که مسلمان شدی، اسلام آوردن تو برایم دوست داشتنی ‌تر از اسلام آوردن خطاب بود، اگر اسلام می ‌آورد؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمان شدنت را بیش از مسلمان شدن خطاب، دوست داشت»، این سخن را همچنین ابن سعد در "الطبقات" آورده است.

 

در کتاب "اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفة أصحاب الجحیم" تألیف شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله آمده است: «زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه دفتر عطاء را ایجاد نمود، نام مردم را بر اساس نسب‌ هایشان نوشت و از کسانی آغاز نمود که به رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدیک ‌تر بودند و هنگامی که عرب‌ ها به پایان رسیدند نام غیر عرب‌ ها را نوشت. دفترها در دوران خلفای راشدین و دیگر خلفای بنی امیه و بنی عباس به همین صورت بود تا اینکه امور تغییر کرد».

 

وی همچنین می‌ فرماید: «به عمر بن خطاب رضی الله عنه آنگاه که دیوان را بنا نهاد بنگر، در حالی که به وی گفتند: امیر مؤمنان از خودش آغاز کند، گفت: نه! عمر را همان جایی بگذارید که الله، او را گذاشته است، پس از اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم و سپس کسانی که بعد از آنها می‌ آیند آغاز نمود تا اینکه نوبت وی در میان بنی عدی رسید،‌ و آنها از اکثر تیره‌ های قریش عقب ‌‌تر بودند».

 

در روایتی آمده است : "هر سبب و نسبی در روز قیامت گسسته می‌شود جز سبب و نسب من"[7] و گفته شده که همین امر، عمر رضی الله عنه را به خواستگاری از ام کلثوم دختر علی رضی الله عنه تشویق نمود؛ و آلبانی در "سلسلة الصحیحة" این حدیث را از عمر رضی الله عنه ذکر نموده است.

 

آشکار است که خلفای راشدین رضی الله عنهم، هر چهار نفر، خویشاوندان رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده ‌اند، ابوبکر و عمر رضی الله عنهما به خاطر ازدواج رسول الله صلی الله علیه وسلم با دخترانشان یعنی: عائشه و حفصه رضی الله عنهما صاحب افتخار بیشتری بودند و عثمان و علی رضی الله عنهما به خاطر ازدواج با دختران رسول الله صلی الله علیه وسلم افتخار افزون را به دست آوردند، عثمان رضی الله عنه با رقیه رضی الله عنها و پس از وفات وی با خواهرش ام کلثوم رضی الله عنها ازدواج نمود و به همین دلیل به وی: ذی النورین (صاحب دو نور) گفته می‌ شود و علی رضی الله عنه با فاطمه رضی الله عنها ازدواج نمود.

 

در کتاب "سیر أعلام النبلاء" تألیف ذهبی رحمه الله، و در کتاب "تهذیب التهذیب" تألیف ابن حجر عسقلانی رحمه الله، هنگام معرفی عباس رضی الله عنه آمده است «هنگامی که عباس رضی الله عنه از کنار عمر رضی الله عنه و یا عثمان رضی الله عنه عبور می‌ نمود و آنها سواره بودند، پایین می‌ آمدند تا وی از کنار آنها بگذرد، به خاطر احترام بسیاری که به عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم داشتند».

 

 

عمر بن عبدالعزیز رحمه الله:

در کتاب "طبقات ابن سعد" با سند، از فاطمه دختر علی بن ابی ‌طالب رضی الله عنه روایت شده که عمر بن عبدالعزیز رحمه الله به وی فرمود: «ای دختر علی! به خدا سوگند که بر روی زمین هیچ اهل بیتی نزد من محبوب ‌تر از شما نیست و قطعاً شما نزد من محبوب ‌تر از اهل بیت خودم هستید».

 

ابوبکر بن ابی شیبة رحمه الله:

در کتاب "تهذیب الکمال" تألیف مزّی رحمه الله در قسمت معرفی علی بن حسین رحمه الله آمده است که ابوبکر بن ابی شیبه رحمه الله فرموده است: «صحیح ترین سندها، سندی است که زُهری از علی بن حسین از پدرش از علی رضی الله عنه روایت کرده است».

 

شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله:

ابن تیمیه رحمه الله در کتاب "عقیده ی واسطیه" می‌ فرماید: «و اهل سنت و جماعت، اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم را دوست داشته و سفارش رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره ی آنها را اجرا می‌ کنند، آن سفارشی که در غدیر خم فرمودند: "در مورد اهل بیتم، الله را به شما یاد آور می ‌شوم"[8]، همچنین به عمویشان عباس رضی الله عنه که نزد او شکایت کرده بود که برخی از قریش با درشتی رفتار می ‌کنند ـ فرمودند: "به خدا سوگند که مؤمن نیستند تا زمانی که شما را به ‌خاطر الله و به خاطر قرابت من دوست بدارند"[9]. و فرمودند: "براستی که الله از میان فرزندان اسماعیل، کنانه را برگزید، و از کنانه، قریش را برگزید، و از میان قریش، بنی هاشم را برگزید و مرا از میان بنی‌ هاشم برگزید"[10].

و اهل سنت همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم مادران مؤمنان را دوست دارند و ایمان دارند که آنها همسران وی در آخرت هستند، به ویژه خدیجه رضی الله عنها که مادر بیشتر فرزندان وی است و اولین کسی بود که به وی ایمان آورده و وی را یاری نمود و دارای جایگاه بلندی است، و صدیقه دختر صدیق رضی الله عنهما که رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره ی وی فرمودند: "برتری عائشه رضی الله عنها بر دیگر غذاها مانند برتری آب‌ گوشت بر دیگر غذاهاست"[11].

و از راه و روش رافضه، همان کسانی که بغض صحابه رضی الله عنهم را در دل داشته و به آنها دشنام می ‌دهند و راه و روش ناصبی ‌ها که اهل بیت را با سخن یا کردارشان می ‌آزارند، اعلام بیزاری می ‌کنند».

وی همچنین در کتاب "الوصیة الکبری"، همان گونه که در مجموع فتاوایش آمده می‌فرماید: «همچنین اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم دارای حقوقی می ‌باشند که رعایت آن واجب است؛ همانا الله برای آنان حقی در خُمس و غنیمت قرار داده و فرمان داده که همراه با رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آنها درود فرستاده شود، و به ما فرموده: "بگویید: بارالها! بر محمد و بر آل محمد درود فرست همان گونه که بر ابراهیم و بر آل ابراهیم درود فرستادی براستی که ستایش شده و ارجمندی، باالها! بر محمد و بر آل محمد برکت قرار ده همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت قرار دادی. براستی که ستایش شده و ارجمندی"[12].

و آل محمد کسانی هستند که صدقه بر آنها حرام گشته است، بنا بر قول امام شافعی و امام احمد بن حنبل و علمای دیگر رحمهم الله، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "گرفتن زکات برای محمد و آل محمد حلال نیست"[13]. و الله متعال در کتابش فرموده: {الله می‏ خواهد پلیدی را از شما خانواده  ی رسالت دور نگاه دارد و شما را پاک ومنزّه گرداند}[14]، و زکات را بر آنها حرام نمود زیرا آلودگی‌ های مردم است.

و در "مجموع فتاوی" اش می‌ فرماید: «همچنین محبت و دوست داشتن و رعایت حقوق اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم واجب است».

 

 

امام ابن قیم رحمه الله:

ابن قیم رحمه الله یکی اسباب پذیرفته شدن تأویل باطل را چنین بیان می‌ کند:

سبب سوم: اینکه شخص تأویل کننده،‌ تأویل خود را به شخصی بلند مرتبه و خوش‌ نام از خردمندان یا از آل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم یا کسانی که در میان امت به زیبایی و راستگویی ستوده شده ‌اند، نسبت دهد؛ تا اینگونه تأویلش را در دل جاهلان زینت دهد، چرا که عادت مردم این است به سخن کسی که نزدشان بزرگوار است، اهمیت می‌ دهند، حتی آنها سخنش را بر سخن الله و رسولش مقدم داشته و می ‌گوید: او از ما داناتر است!

و رافِظه و باطِنیه و اسماعیلیه و نُصَیریه، با این روش، باطل خویش و تأویلاتشان را با نسبت دادن آن به اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وسلم ترویج داده ‌اند، زیرا می ‌دانند که مسلمان بر محبت و بزرگداشت آنها اتفاق نظر دارند پس خویشتن را به آنها نسبت داده و در ظاهر محبت و بزرگداشت آنها را به نمایش گذاشته و از فضایلشان سخن گفته‌ اند به گونه ‌ای که شنونده گمان کند آنها از دوستداران ‌شان هستند و سپس باطل خویش را با نسبت دادن به آنها ترویج داده‌ اند.

لاإله إلا الله! چه بسیار انحرافات و الحاد و بدعت‌ ها که به سبب آن در وجود رونق داده شده در حالی اهل بیت از آنها مبرا هستند.

اگر در این سبب، بیاندیشی درخواهی یافت که بر بیشتر افراد غالب این است که آنها به گوینده جز گمان نیک ندارند و بدون دلیلی روشن از سوی الله، این گفته ها را به سویشان سوق داده ‌اند و این میراثی است که به خاطر تعصب، توسط آنهایی که به خاطر پدران و گذشتگانشان با دین پیامبران مخالفت کرده ‌اند، به جای مانده است و صفت هر مقلدی است که در امورِ مخالف با حق، از کسی که وی را بزرگ می پندارد تقلید می ‌کند و تا قیامت اینگونه خواهد بود»[15].

 

حافظ ابن کثیر رحمه الله:

ابن کثیر رحمه الله در تفسیر آیه ی 23 سوره ی شوری پس از اینکه بیان نموده تفسیر صحیح در مورد ﴿ٱلۡقُرۡبَیٰۗ﴾ تیره‌ های قریش هستند چنانکه در تفسیر ابن عباس رضی الله عنهما بر این آیه در صحیح بخاری ذکر شده است، می ‌فرماید:‌ "سفارش نسبت به اهل بیت و فرمان به نیکی کردن و احترام و گرامی ‌داشت آنان را انکار نمی‌ کنیم، چرا که آنها از نسلی پاک و از شریف ‌ترین خانه از نظر افتخار و اصل و نسب، هستند و به ویژه اگر پیرو سنت صحیح و آشکار و واضح نبوی باشند، همانگونه که گذشتگان‌ شان مانند عباس رضی الله عنه و فرزندانش، علی رضی الله عنه و اهل بیت و خاندانش بوده ‌اند، الله از همه ی آنها خوشنود باشد".

و پس از اینکه دو روایت از ابوبکر رضی الله عنه و یک روایت از عمر رضی الله عنه در گرامی داشت اهل بیت و بیان جایگاه والای آنها می ‌آورد، چنین می فرماید: «پس بر هر شخصی واجب است که رفتارشان مانند ابوبکر و عمر رضی الله عنهما باشد و به همین دلیل آن دو برترین مؤمنان پس از پیامبران و رسولان بوده ‌اند، الله از آنها و دیگر صحابه راضی باشد».

 

حافظ ابن حجر رحمه الله:

ابن حجر در کتاب "فتح الباری" درباره ی حدیثی که سند آن علی بن حسین از حسین بن علی از علی بن ابی‌ طالب رضی الله عنه است می فرماید: «و این از صحیح‌ ترین سندها است و از پر افتخارترین شرح حالی است که شخص از پدرش از پدربزرگش روایت کرده است».

 

شیخ الإسلام محمد بن عبدالوهاب رحمه الله:

شیخ الإسلام محمد بن عبدالوهاب رحمه الله شش پسر و یک دختر داشت که نام آنها: عبدالله، علی، حسن، حسین، ابراهیم، عبدالعزیز و فاطمه است. همه ی آنها جز عبدالعزیز را با نام‌ های اهل بیت نام گذاری نموده است، عبدالله و ابراهیم،‌ پسران پیامبرصلی الله علیه وسلم بوده و بقیه یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین، داماد و دختر و نوه‌ های وی صلی الله علیه وسلم بوده ‌اند.

انتخاب نام فرزندانش به نام آنها دلیل محبت و احترام وی نسبت به اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وسلم ‌است و این نام‌ ها در میان خاندان او نیز تکرار شده است.

 

در پایان می‌ گویم: الله به من پسران و دخترانی عطا نموده که نام‌ آنها را علی و حسن و حسین و فاطمه و نام‌ های هفت تن از مادران مؤمنان نهاده ‌ام، نام‌ هایی که صاحبانشان هم صحابه و هم اهل بیت بوده‌ اند. الله را سپاس می‌ گویم که محبت صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و اهل بیتش را به من عطا نموده و از الله می‌ خواهم که این نعمت را بر من همیشگی بگرداند و اینکه دلم را از کدورت نسبت به هر یک از آنها حفظ بفرماید و زبانم را از سخن ناشایست نسبت به آنها مصون دارد. ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِینَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِیمَٰنِ وَلَاتَجۡعَلۡ فِی قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٞ رَّحِیمٌ﴾[16].

ترجمه: پروردگارا! ما را و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل‌ هایمان کینه ‌ای نسبت به کسانی که ایمان آورده اند قرار مده، پروردگارا! بی ‌گمان تو رؤوف و مهربانی.

 

 

برگرفته از کتاب: فضیلت اهل بیت و جایگاه بلند آنها نزد اهل سنت و جماعت

نویسنده: عبدالمحسن بن حمد العباد البدر

 

ام احمد

 

 

 

[1] "وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَقَرَابَةُ رَسُولِ اللَّهِ ـ صلی الله علیه وسلم ـ أَحَبُّ إِلَیَّ أَنْ أَصِلَ مِنْ قَرَابَتِی".

[2] "ارْقُبُوا مُحَمَّدًا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ".

[3] " صَلَّی أَبُوبَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ الْعَصْرَ، ثُمَّ خَرَجَ یَمْشِی فَرَأَی الْحَسَنَ یَلْعَبُ مَعَ الصِّبْیَانِ فَحَمَلَهُ عَلَی عَاتِقِهِ، وَقَالَ: (بِأبِی شَبِیهٌ بِالنَّبِیِّ ... لَا شَبِیهٌ بِعَلِیٍّ) وَعَلِیٌّ یَضْحَکُ".

[4] "أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ کَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَی بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ، فَقَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّا کُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ‌ فَتَسْقِینَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا فَاسْقِنَا، قَالَ: فَیُسْقَوْن".

[5] "أَلْحِقُوا الْفَرَائِضَ بِأَهْلِهَا، فَمَا بَقِیَ فَهُوَ لِأَوْلَی رَجُلٍ ذَکَرٍ". روایت بخاری و مسلم.

[6] "أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ عَمَّ الرَّجُلِ صِنْوُ أَبِیهِ".

[7] "کُلُّ سَبَبٍ وَنَسَبٍ یُقْطَعُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ غَیْرَ سَبَبِی وَنَسَبِی".

[8] "أُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی".

[9] "والذی نفسی بیده لا یؤمنون حتی یحبوکم لله ولقرابتی".

[10] "إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی کِنَانَةَ مِنْ وَلَدِ إِسْمَاعِیلَ، وَاصْطَفَی قُرَیْشًا مِنْ کِنَانَةَ، وَاصْطَفَی مِنْ قُرَیْشٍ بَنِی هَاشِمٍ، وَاصْطَفَانِی مِنْ بَنِی هَاشِمٍ".

[11] "فَضْلُ عَائِشَةَ عَلَی النِّسَاءِ کَفَضْلِ الثَّرِیدِ عَلَی سَائِرِ الطَّعَامِ".

[12] "قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَعَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَعَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ".

[13] "إِنَّ الصَّدَقَةَ لا تَحِلُّ لِمُحَمَّدٍ، وَلا لآلِ مُحَمَّد".

[14] {إِنَّمَا یُرِیدُ ٱللَّهُ لِیُذۡهِبَ عَنکُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَیۡتِ وَیُطَهِّرَکُمۡ تَطۡهِیرٗا} احزاب:33

[15] مختصر الصواعق المرسلة: 1/90

[16] حشر:10

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال میمون بن مهران: «إن العبد إذا أذنب ذنباً نکت فی قلبه بذلک الذنب نکتة سوداء، فإن تاب محیت من قلبه فتری قلب المؤمن مجلی مثل المرآة، ما یأتیه الشیطان من ناحیة إلا أبصره، وأما الذی یتتابع فی الذنوب فإنه کلما أذنب ذنباً نکت فی قلبه نکتة سوداء، فلا یزال ینکت فی قلبه حتی یسود قلبه، ولا یبصر الشیطان من حیث یأتیه»."حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

میمون بن مهران فرمود: «هرگاه بنده ای گناهی را مرتکب شود نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود، ولی هرگاه توبه کرد آن نقطه سیاه از قلبش پاک می شود، پس قلب مؤمن مانند آینه روشن است، و شیطان (برای فریفتن او) جز با زیر نظر گرفتن وی (و حیله) سراغش نمی آید. اما آنکس که مدام در حال گناه است با هر گناهی که انجام می دهد نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود تا آنکه قلبش کاملا سیاه می گردد، و شیطان هرگاه سراغش برود نیازی به فریب و زیر نظر گرفتنش ندارد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.