ستایش برخی از علما نسبت به گروهی از مردان صحابه که اهل بیت بوده ‌اند
ستایش برخی از علما نسبت به گروهی از مردان صحابه که اهل بیت بوده ‌اند موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2016-01-26 | بازدید: 659

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ستایش برخی از علما نسبت به گروهی از مردان صحابه که اهل بیت بوده ‌اند

 

عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه:

امام ذهبی رحمه الله در سیر أعلام النبلاء[1] می فرماید‌: «او –عباس عموی پیامبر-  از بلند قامت‌ ترین، خوش‌ سیما ترین، باهیبت ‌ترین مردان بود که صدایی بس رسا داشت و بسیار بردبار و والا مقام بود ...

 

زبیر بن بکار رحمه الله می‌ فرماید: عباس رضی الله عنه برهنگانِ بنی هاشم را می‌ پوشاند و گرسنگانشان را غذا می‌ داد و بی‌ خردانشان را باز می ‌داشت، از همسایه دفاع کرده و دارایی‌ اش را می‌بخشید و در مشکلات یاری می ‌کرد».

 

عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم حمزة بن عبدالمطلب رضی الله عنه:

ابن عبدالبَر رحمه الله در کتابش "الاستیعاب"[2] می فرماید: «حمز‌ة بن عبدالمطلب رضی الله عنه پسر هاشم، عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم است، به او (اسد الله = شیر الله) و اسد رسولش گفته می ‌شد، کنیه‌ اش اباعماره و همچنین ابا یعلی بود».

امام ذهبی رحمه الله درباره ی وی می فرماید: «پیشوا و پهلوانی قهرمان، اسد الله، ابوعماره و ابویعلی قریشی هاشمی مکی سپس مدنی، بدری، شهید، عموی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و برادر شیری او بود»[3].

 

امیر مؤمنان علی بن ابی طالب رضی الله عنه:

امام مسلم رحمه الله در صحیحش با سندی از شریح بن هانی روایت می‌ نماید که فرمود: "نزد عائشه رضی الله عنها رفتم تا درباره ی مسح بر موزه ‌ها از وی بپرسم، فرمود: نزد علی بن ابی طالب برو و از او بپرس، زیرا وی با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مسافرت می‌ کرد. پس از او پرسیدیم، فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم سه شبانه روز را برای مسافر و یک شبانه روز را برای شخص مقیم تعیین نمودند"[4].

 

و در روایتی دیگر آمده که فرمود: "نزد علی برو زیرا وی در این زمینه از من آگاهتر است. راوی می گوید: پس نزد علی رضی الله عنه رفتم و او مانند آن حدیث را از رسول الله صلی الله علیه وسلم ذکر نمود"[5].

 

ابن عبدالبر رحمه الله در کتاب "الاستیعاب"[6] می فرماید: «احمد بن حنبل و اسماعیل بن اسحاق قاضی رحمهما الله فرموده ‌اند: در فضایل هیچ یک از صحابه همانند فضایل علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایاتی با سندهای نیک وارد نشده است، احمد بن شعیب بن علی نسائی رحمه الله نیز همین را فرموده است».

 

وی همچنین می فرماید[7]: «از حسن بن ابی الحسن بصری درباره ی علی بن ابی طالب رضی الله علیه پرسیده شد پس وی فرمود: به الله سوگند که علی رضی الله عنه، تیری بود از سوی الله که به هدف برخورد می ‌کرد، و ربانی این امت بود، دارای فضیلت و پیشگامی و خویشاوندی با رسول الله صلی الله علیه وسلم بود،‌ از فرمان الله غافل نبوده و در اجرای دین الله از سرزنش کسی نمی‌ هراسید و به مال الله دستبرد نمی ‌زد، فرمان‌ های محکم قرآن را اجرا نموده پس به باغ‌ های بهشت دست یافت. علی رضی الله چنین بود ای جاهل!»

 

همچنین می‌ فرماید[8]: «أصم از عباس الدوری از یحیی بن معین روایت می‌ کند که فرمود: بهترین افراد این امت پس از رسولمان: ابوبکر و عمر، سپس عثمان، سپس علی رضی الله عنهم می‌ باشند، این مذهب ما و سخن پیشوایان ماست».

 

وی در جای دیگر می فرماید[9]: «ابو احمد زبیری و دیگران از مالک بن مِغوَل، از أُکَیل از شَعبی روایت می ‌کند که فرمود: عَلْقَمه به من فرمود: می ‌دانی علی رضی الله عنه در این امت به چه می ‌ماند؟ گفتم: به چه می‌ ماند؟ به عیسی پسر مریم علیهما السلام می‌ ماند؛ گروهی او را چنان دوست داشته که در محبتش هلاک شدند و گروهی چنان از او بیزار شدند که در بیزاری از او به هلاکت رسیدند».

 

منظور علقمه رحمه الله در مورد عیسی بن مریم علیهما السلام، یهود و نصاری و در مورد علی رضی الله عنه خوارج و رافضه است.

 

همچنین می‌ فرماید[10]: «و اجماع دارند بر اینکه وی به سوی دو قبله نماز خوانده و هجرت نموده و در بدر و حدیبیه و دیگر صحنه‌ های مهم حضور داشته است وی در این صحنه ها امتحانش را پس داد و در جایگاهی گرامی قرار گرفت و در مکان‌ های بسیاری پرچم رسول الله صلی الله علیه وسلم را به دست گرفت، در غزوه ی بدر پرچم در دست او بود ـ در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد ـ و هنگامی که مُصْعَب بن عُمَیْر در غزوه ی اُحُد شهید شد پرچم در دست وی بود و رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را به علی رضی الله عنه داد».

 

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در کتاب "منهاج السنة"[11] می ‌فرماید: «و پیوسته ابوبکر و عمر رضی الله عنهما، علی رضی الله عنه را از هر راهی گرامی می‌ داشتند،‌ وی و حتی افراد دیگر بنی هاشم را در بخشش مقدم می ‌داشتند، او را در مقام، حرمت، محبت، دوستی، ستایش و بزرگداشت پیش می ‌کردند همان گونه که با افراد دیگر اهل بیت چنین می‌ کردند و به خاطر برتری‌ هایی که الله عزوجل به او عطا نموده بود وی را بر دیگران که مانند او نبودند برتر می دانستند، هرگز سخن بدی از آنها نسبت به علی رضی الله عنه و حتی هیچ یک از بنی هاشم، شنیده نشد» تا آنجا که می‌ می فرماید: «درباره ی علی رضی الله عنه نیز به تواتر ثابت است که نسبت به آن دو محبت و دوستی و احترام داشته و آن دو را بر دیگر افراد این امت مقدم می‌ نمود و هرگز سخن بدی در حق آنها از وی شنیده نشد و نگفت که در حکومت از آنها شایسته ‌تر است و این امر نزد کسانی که اخبار صحیح و اخباری که نزد خاص و عام متواتر است و توسط روایات ثقات نقل شده را می‌ شناسند، آشکار و شناخته شده است».

 

همچنین می فرماید[12]: «اهل سنت، علی رضی الله عنه را دوست داشته و نسبت به ایشان محبت دارند و گواهی می ‌دهند که وی از خلفای راشدین و پیشوایان هدایتگر می ‌باشد».

 

ابن حجر رضی الله عنه در کتاب "التقریب" می فرماید: «علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم هاشمی، حیدر، ابوتراب، ابو الحسنین، ‌پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم همسر دختر ایشان است، از پیشگامان نخستین بوده و گروهی ترجیح داده ‌اند که وی اولین نوجوانی است که مسلمان شد، او پیشگام عرب‌ ها است و یکی از ده نفری است که به بهشت مژده داده شد، در رمضان سال چهل هجری وفات یافت و در آن هنگام وی به اجماع اهل سنت با فضیلت ‌ترین شخص زنده از بنی آدم بود، و بنا بر قول راجح شصت و سه سال داشت».

 

علی بن ابی طالب رضی الله عنه پانزده پسر و هجده دختر داشت. این را عامری در کتاب "الریاض المستطابة فی جملة من روی فی الصحیحین من الصحابة"[13] ذکر نموده و نام آنها و نام مادرانشان را ذکر کرده سپس می ‌فرماید: «از میان فرزندان علی رضی الله عنه نسب وی از حسن و حسین و محمد و عمر و عباس ادامه یافت».

 

نوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم، حسن بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما:

ابن عبدالبر رحمه الله در کتاب "استیعاب"[14] می‌ فرماید: «به صورت متواتر از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده که وی درباره ی حسن بن علی رضی الله عنه فرمودند: "همانا این پسرم سرور است و امید است الله او را زنده نگاه دارد تا میان دو گروه بزرگی از مسلمانان آشتی ایجاد کند"[15].

 

این حدیث را گروهی از صحابه رضی الله عنهم روایت کرده ‌اند و در حدیث ابی بَکْره که در این‌ باره روایت شده آمده است: "او گل خشبوی من در این دنیا است"[16].

 

و هیچ کس سرورتر از کسی نیست که رسول الله صلی الله علیه وسلم او را سرور نامید و وی شخصی بردبار و پرهیزکار و فاضل بود،‌ پرهیزکاری و فضیلتش او را به ترک کردن حکومت و دنیا فرا خواند چرا که وی به آنچه نزد الله بود امید داشت و فرمود: "به الله سوگند از زمانی که سود و زیانم را شناختم دوست نداشتم که به خاطر سپرده شدن امور امت محمد صلی الله علیه وسلم به من، به مقدار ظرف حجامتی خون ریخته شود"[17]. وی از کسانی بود که به یاری عثمان رضی الله عنه شتافت و از او دفاع نمود.

 

امام ذهبی رحمه الله در کتاب "سیر أعلام النبلاء"[18] درباره ی وی فرموده است: «پیشوا و سرور، گل خوشبوی رسول الله صلی الله علیه وسلم و نوه ی ایشان، سرور جوانان بهشت، ابو محمد قریشی هاشمی مدنی، شهید است».

 

همچنین می‌گوید[19]: «او پیشوا، سرور، خوش سیما، زیبا، خردمند، باوقار، بخشنده، ستوده شده، نیکوکار، ‌دیندار، پرهیزکار، باشکوه و بزرگوار بود».

 

ابن کثیر رحمه الله در کتاب "البدایة والنهایة"[20] درباره ی وی می‌ فرماید: «ابوبکر صدیق رضی الله عنه وی را گرامی و بزرگ داشته و احترامش نموده و به وی «پدر و مادرم فدایت باد» می‌ گفت، و عمر بن خطاب رضی الله عنه نیز این چنین بودند» تا آنجا که می‌ فرماید:‌«عثمان بن عفان رضی الله عنه نیز حسن و حسین رضی الله عنهما را گرامی داشته و دوستشان می داشت، و حسن بن علی رضی الله عنه در حادثه ی محاصره شدن خانه ی عثمان رضی الله عنه نزد وی و همراهش بود شمشیرش را از نیام برکشیده و از عثمان رضی الله عنه دفاع می‌ نمود، عثمان رضی الله عنه نگران وی شد پس او را سوگند داد که به خانه ‌اش باز گردد، تا خیالش راحت شود. الله از آنها خوشنود باد».

 

نوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم حسین بن علی بن ابی طالب رضی الله عنهما:

ابن عبدالبر رضی الله عنه در "الاستیعاب"[21] می فرماید: «حسین شخصی با فضیلت و دیندار بود. بسیار روزه می گرفت، نماز می‌ خواند و به حج می‌ رفت».

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، همانگونه که در مجموع فتاوایش[22] آمده، می‌ فرماید: «الله، حسین رضی الله عنه را با شهادت در این روز (یعنی عاشوراء) گرامی داشت و بدین وسیله کسانی که او را کشته یا در کشتنش همدست بودند یا به کشته شدن او راضی بودن خوار و پست ساخت. او از شهدای پیش از خود، الگویی نیک برگزید، وی و برادرش سرور جوانان بهشت هستند و در دوران عزت اسلام تربیت یافتند و از هجرت و جهاد و شکیبایی در مقابل آزار و اذیت در راه الله، از آن بهره‌ ای که اهل بیت پیامبر داشتند، برخوردار نبودند پس الله متعال آن دو را بوسیله ی شهادت گرامی داشت تا کرامتشان را کامل بگرداند و درجاتشان را بالا ببرد. کشته شدن او مصیبتی بزرگ بود و الله سبحانه تعالی استرجاع را هنگام مصیبت قرار داده است که چنین است: {و مژده بده صابران را. آن کسانی که چون مصیبتی به آنها برسد گویند:«ما از آنِ پروردگاریم و به سوی او باز می گردیم. کسانی که درود و رحمت الله شامل حالشان است و و آنان هدایت یافته گانند}[23].

امام ذهبی رحمه الله در کتاب "سیر أعلام النبلاء"[24] درباره ی وی فرموده است: «پیشوایی که در شرافت کامل بود، نوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم و گل خوشبوی او در نیا و محبوبش بود، ابو عبدالله حسین پسر امیر مؤمنان ابوالحسن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم ابن عبد مناف بن قصی قریشی هاشمی است».

 

ابن کثیر رحمه الله در کتاب "البدایة والنهایة"[25] می فرماید: «مراد این است که حسین رضی الله عنه هم عصر رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده و تا زمان وفاتشان، با وی همنشین بود و رسول الله صلی الله علیه وسلم در حالی وفات یافتند که از وی خوشنود و راضی بودند. وی در آن هنگام کم سن و سال بود، سپس ابوبکر صدیق رضی الله عنه وی را مورد احترام و بزرگداشت قرار می ‌دادند و عمر و عثمان رضی الله عنهما نیز این چنین بودند. حسین رضی الله عنه همنشین پدرشان بودند و از وی روایت نموده است و در تمامی نبردها با ایشان بودند، در جَمَل و صَفِین؛ و شخصی بزرگوار و با وقار بودند».

 

پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم عبدالله بن عباس رضی الله عنهما:

امام بخاری رحمه الله در صحیحش از ابن عباس رضی الله عنهما روایت می‌ نماید که فرمود: "عمر رضی الله عنه مرا همراه با بزرگان اهل بدر در مجلس شرکت می ‌دادند و گویی برخی از آنها به خاطر این کار ناخرسند بودند و گفتند: چرا او را با ما همراه می ‌کنی در حالی که ما نیز پسرانی مانند او داریم؟ عمر رضی الله عنه فرمود: او شخصی است که شما خودتان می ‌دانید. پس روزی وی را فرا خوانده و همراه با آنان وارد مجلس نمود. ابن عباس رضی الله عنهما می‌ فرماید: فهمیدم که من را فراخوانده تا به آنها نشان دهد. عمر رضی الله عنه فرمود: درباره ی این سخن الله متعال: {آنگاه که یاری الله و پیروزی – مکه – فرا رسد}[26]؟ برخی از آنها گفتند: فرمان یافته ‌ایم که چون پیروز شده و برایمان گشایش حاصل شد، الله را ستایش گفته و از او درخواست آمرزش کنیم. و برخی سکوت کرده و چیزی نگفتند. سپس عمر رضی الله عنه به من فرمود: ای ابن عباس! آیا تو نیز همین را می‌ گویی؟ گفتم: نه. فرمود: پس چه می‌ گویی؟ گفتم: الله رسول الله صلی الله علیه وسلم را از فرا رسیدن زمان وفاتش آگاه می ‌سازد. فرموده: هنگامی که یاری الله و گشایش فرا می‌ رسد، و این نشانه ی وفات تو است {پس تسبیح گویانه ستایش پروردگارت را بگو و از او درخواست آمرزش کن براستی که او بسیار توبه پذیر است}[27]. عمر رضی الله عنه فرمود: من نیز همان چیزی را در این باره می ‌دانم که تو می ‌گویی"[28].

 

در "طبقات ابن سعد"[29] از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت شده که فرمود: «شخصی را تیزهوش‌ تر و خردمند‌تر و عالم‌ تر و بردبارتر از ابن عباس ندیده ‌ام و می‌ دیدم که عمر بن خطاب رضی الله عنه در مشکلات سخت وی را فرا می ‌خواند».

 

همچنین در "طبقات ابن سعد"[30] از طلحة بن عبیدالله رضی الله عنه نقل شده که فرمود: «همانا به ابن عباس،‌ فهم و درک و علم عطا شده است و نمی ‌دیدیم که عمر بن خطاب رضی الله عنه کسی را بر او ترجیح دهد»

 

الله عنه نقل شده: هنگامی که خبر وفات ابن عباس به وی رسید، دستش را بر دست دیگری زده و فرمود: «داناترین و بردبارترین انسان وفات یافت و این امت دچار مصیبتی شد که جبران ناپذیر است».

و همچنین از ابوبکر بن محمد بن عمرو بن حزم رحمه الله نقل شده که فرمود: «هنگامی که ابن عباس وفات یافت، رافع بن خَدِیج فرمود:‌ امروز کسی وفات یافت که تمامی مردم، از مشرق تا مغرب به دانش وی نیاز داشتند».

در کتاب "استیعاب"[31] ابن عبدالبر رحمه الله از مُجاهد رحمه الله نقل شده که فرمود: «فتوایی نیکوتر از فتوای ابن عباس نشنیده‌ ام مگر اینکه کسی بگوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است»؛ و مانند این از قاسم بن محمد رحمه الله نیز روایت شده است.

ابن کثیر رحمه الله در کتاب "البدایة و النهایة"[32] می‌ گوید: «ثابت است که عمر بن خطاب رضی الله عنه ابن عباس را در مجلس بزرگان صحابه می‌ نشاند و می ‌فرمود: بهترین مترجم قرآن عبدالله بن عباس است. و هنگامی که می ‌آمد، عمر رضی الله عنه می ‌فرمود: جوانِ میانسال[33] و صاحب زبان پرسشگر و دلِ خردمند آمد».

 

پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه:

در صحیح بخاری از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است: «بهترین شخص برای بیچارگان جعفر بن ابی طالب بود،‌ میان ما گشت زده و از آنچه در خانه داشت ما را غذا می ‌داد حتی اگر چیزی نبود مشک روغنی که چیزی در آن نبود را برای ما آورده و آن را پاره می ‌کرد تا آنچه درون آن مانده را لیس بزنیم».

حافظ ابن حجر رحمه الله در شرح این حدیث می‌ فرماید: «وصف عمومی که از عِکْرِمه از ابوهریره رضی الله عنه نقل شده است با این حدیث مقید شده و فهمیده می ‌شود»[34].

 

عِکرِمه از ابوهریره رضی الله عنه روایت می‌ کند که فرمود: «بعد از رسول الله صلی الله علیه وسلم هیچ شخصی که کفش به پا کرده باشد و یا سوار وسیله ی سواری شده باشد، برتر از جعفر بن ابی طالب نبوده است»[35] ترمذی و حاکم با سند صحیح این را روایت کرده‌ اند.

 

امام ذهبی رحمه الله در کتاب "سیر أعلام النبلاء"[36] درباره ی وی فرموده است: «سرور، شهید،‌ بزرگوار، سرآمد مجاهدان، ابو عبدالله، پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم، عبدمناف بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی هاشمی، برادر علی بن ابی طالب که ده سال از علی رضی الله عنه بزرگ‌ تر بود. دوبار هجرت نمود و هنگامی که از حبشه به سوی مدینه هجرت نمود، مسلمانان در خیبر بودند و آنجا را فتح کرده بودند. پس یک ماه در مدینه ماند سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم وی را در غزوه ی مؤته در ناحیه کرَک فرمانده ی لشکر قرار داد و آنجا شهید شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم از آمدنش بسیار خوشحال شدند و از وفاتش - به خدا سوگند - بسیار اندوهگین گشت».

در کتاب "تقریب" ابن حجر رحمه الله می‌ فرماید: «جعفر بن ابی طالب هاشمی، پدر مساکین، ذو الجناحین (صاحب دو بال)، صحابه ی گرانقدر، پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم که در غزوه ی مؤته در سال هشتم هجری وفات یافت، در صحیحین نامش ذکر شده ولی روایتی از او نیست».

 

به او ذو الجناحین یعنی صاحب دو بال گفته می‌ شود زیرا به جای دو دستش که در غزوه ی مؤته قطع شد دو بال به او داده شده که با آنها همراه با فرشتگان پرواز می ‌کند.

در صحیح بخاری با سندی از شعبی روایت شده است: "هنگامی که ابن عمر رضی الله عنه به پسرِ جعفر سلام می‌ کردند می فرمود: سلام بر تو ای پسر ذو الجناحین"[37].

 

حافظ ابن حجر رحمه الله در شرحش می‌ فرماید: «به نظر می ‌رسد وی به حدیث عبدالله بن جعفر اشاره می ‌کند که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمودند: "مبارک باد بر تو که پدرت با فرشتگان در آسمان پرواز می ‌کند"[38]. طبرانی رحمه الله این حدیث را با سند حسن روایت کرده است.

 

سپس سندهای دیگری از این روایت را که از ابوهریره و علی و ابن عباس رضی الله عنهم روایت شده را ذکر کرده و در سندی که از طریق ابن عباس رضی الله عنه وارد شده می‌ فرماید: "همانان جعفر همراه با جبرئیل و میکائیل پرواز می ‌کند صاحب دوبال است که الله به جای دستانش به وی عطا نموده است"[39]. و گفته است: «سند این روایت خوب است».

 

پسرِ پسرعموی رسول الله صلی الله علیه وسلم عبدالله بن جعفر رضی الله عنهما:

در صحیح مسلم از عبدالله بن جعفر روایت شده که فرمود: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِذَا قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ تُلُقِّیَ بِصِبْیَانِ أَهْلِ بَیْتِهِ، قَالَ: وَإِنَّهُ قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ، فَسُبِقَ بِی إِلَیْهِ فَحَمَلَنِی بَیْنَ یَدَیْهِ، ثُمَّ جِیءَ بِأَحَدِ ابْنَیْ فَاطِمَةَ، فَأَرْدَفَهُ خَلْفَهُ، قَالَ: فَأُدْخِلْنَا الْمَدِینَةَ ثَلَاثَةً عَلَی دَابَّةٍ».

هنگامی که رسول الله صلی الله  علیه وسلم از سفر تشریف می‌ آورد، کودکان از اهل بیتش به ملاقات وی می ‌رفتند. می فرماید:ایشان از سفر تشریف آوردند پس مرا به پیشوازشان بردند، مرا جلوی خودشان سوار نمود سپس یکی از پسران فاطمه رضی الله عنها را آوردند پس او را پشت سرشان سوار نمودند. می فرماید: سه نفری سواره وارد مدینه شدیم.

امام ذهبی رحمه الله در کتاب "سیر أعلام النبلاء"[40] درباره ی وی می ‌فرماید: «سرور و دانشمند، ابوجعفر قریشی هاشمی، در حبشه تولد یافته و در مدینه زندگی کرد، سخاوتمند و پسر سخاوتمند ذی الجناحین، صحابه و راوی حدیث است، در طبقه صحابه ی کوچک جا دارد، پدرش در غزوه ی مؤته شهید شد پس رسول الله صلی الله علیه وسلم کفالتش را به عهده گرفتند و در آغوش ایشان رشد یافت».

همچنین می فرماید: «بزرگوار، بخشنده و سخاوتمند بود، شایسته ی پیشوایی بود».

در کتاب "ریاض المستطابة"[41] تألیف عامری آمده: «أبان بن عثمان که در آن هنگام والی مدینه بود بر وی نماز خواند و أبان در حالی جنازه اش را حمل می‌ کرد که اشک از چشمانش جاری بود و می فرمود: به الله سوگند که نیکوکار بودی و هیچ بدی در تو نبود، به الله سوگند که شرافتمند و با فضیلت و خوش کردار بودی».

 

از دیگر اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم که از اهل بیتشان هم می ‌باشند:

ابوسفیان و نوفل و ربیعه و عبیده پسران حارث بن عبدالمطلب.
عبدالمطلب بن ربیعه بن حارث بن عبدالمطلب.
حارث و مغیره پسران نوفل بن حارث بن عبدالمطلب.
جعفر و عبدالله پسران ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب.
معتِّب و عتبه پسران ابولهب عبدالعزی بن عبدالمطلب.
فضل و عبیدالله پسران عباس بن عبدالمطلب.

 

 

 

برگرفته از کتاب: فضیلت اهل بیت و جایگاه بلند آنها نزد اهل سنت و جماعت

نویسنده: عبدالمحسن بن حمد العباد البدر

 

ام احمد

 

 

 

[1] 2/79-80

[2] "حاشیه الإصابة" 1/270

[3] "سیر أعلام النبلاء" 1/172

[4] "أَتَیْتُ عَائِشَةَ، أَسْأَلُهَا عَنِ الْمَسْحِ عَلَی الْخُفَّیْنِ؟ فَقَالَتْ: عَلَیْکَ بِابْنِ أَبِی طَالِبٍ، فَسَلْهُ، فَإِنَّهُ کَانَ یُسَافِرُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فَسَأَلْنَاهُ، فَقَالَ: جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَلَیَالِیَهُنَّ لِلْمُسَافِرِ، وَیَوْمًا وَلَیْلَةً لِلْمُقِیمِ".

[5] "ائْتِ عَلِیًّا، فَإِنَّهُ أَعْلَمُ بِذَلِکَ مِنِّی، فَأَتَیْتُ عَلِیًّا فَذَکَرَ، عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم بِمِثْلِهِ".

[6] "حاشیة الإصابة" 3/51

[7] "حاشیة الإصابة" 3/47

[8] "حاشیة الإصابة" 3/52

[9] "حاشیة الإصابة" 3/65

[10] "حاشیة الإصابة" 3/33

[11] 6/178

[12] 6/18

[13] ص:180

[14] "حاشیة الإصابة" 1/369

[15] "إن ابنی هذا سید، وعسی الله أن یبقیه حتی یصلح به بین فئتین عظمتین من المسلمین".

[16] "إِنَّهُ رَیْحَانَتِی مِنَ الدُّنْیَا".

[17] "والله ما أحببت منذ علمت ما ینفعنی، وما یضرنی أن إلی أمر أمة مُحَمَّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ علی أن یهراق فی ذلک محجمة دم".

[18] 3/245-246

[19] "سیر أعلام النبلاء" 3/253

[20] 11/192-193

[21] "حاشیة الإصابة" 1/377

[22] 4/511

[23] {وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِینَ(155)ٱلَّذِینَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِیبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَیۡهِ رَٰجِعُونَ(156)أُوْلَٰٓئِکَ عَلَیۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِکَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ} بقره:155-157

[24] 3/280

[25] 11/476

[26] نصر:1

[27] نصر:3

[28] "کَانَ عُمَرُ یُدْخِلُنِی مَعَ أَشْیَاخِ بَدْرٍ، فَکَأَنَّ بَعْضَهُمْ وَجَدَ فِی نَفْسِهِ، فَقَالَ: لِمَ تُدْخِلُ هَذَا مَعَنَا وَلَنَا أَبْنَاءٌ مِثْلُهُ، فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّهُ مَنْ قَدْ عَلِمْتُمْ، فَدَعَاهُ ذَاتَ یَوْمٍ، فَأَدْخَلَهُ مَعَهُمْ، فَمَا رُئِیتُ أَنَّهُ دَعَانِی یَوْمَئِذٍ إِلَّا لِیُرِیَهُمْ، قَالَ: مَا تَقُولُونَ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ﴾؟ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: أُمِرْنَا أَنْ نَحْمَدَ اللَّهَ وَنَسْتَغْفِرَهُ إِذَا نُصِرْنَا وَفُتِحَ عَلَیْنَا، وَسَکَتَ بَعْضُهُمْ فَلَمْ یَقُلْ شَیْئًا، فَقَالَ لِی: أَکَذَاکَ تَقُولُ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ؟ فَقُلْتُ: لَا، قَالَ: فَمَا تَقُولُ، قُلْتُ: هُوَ أَجَلُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم أَعْلَمَهُ لَهُ، قَالَ: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ﴾ وَذَلِکَ عَلَامَةُ أَجَلِکَ، ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّکَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ کَانَ تَوَّابَۢا﴾، فَقَالَ عُمَرُ: مَا أَعْلَمُ مِنْهَا إِلَّا مَا تَقُولُ".

[29] 2/369

[30] 2/370

[31] 2/344-345

[32] 12/88

[33] یعنی مانند میانسالان با تجربه است.

[34] "فتح الباری" 7/76

[35] مقصود این حدیث در حدیث قبلی همان طور که ابن حجر رحمه الله فرموده بیان شده است.

[36] 1/206

[37] "أَنَّ ابْنَ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا کَانَ إِذَا سَلَّمَ عَلَی ابْنِ جَعْفَرٍ، قَالَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ ذِی الْجَنَاحَیْنِ".

[38] "هنیئا لک أبوک یطیر مع الـملائکه فی السماء".

[39] "أَنَّ جَعْفَرًا یَطِیر مَعَ جِبْرِیل وَمِیکَائِیلَ لَهُ جَنَاحَانِ عَوَّضَهُ اللَّه مِنْ یَدَیْهِ".

[40] 3/456

[41] ص:205

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.