تعریف صحابی
تعریف صحابی موضوع: سلفیت تاریخ انتشار: 2016-03-09 | بازدید: 1219

تعریف صحابی

لغتا از ((‌الصحبة : همراهی )) گرفته شده است و گویای مقداری مشخص از همراهی نیست بلکه شامل هر کسی می شود که با دیگری همراه شود حالا همراهیش کم باشد یا زیاد هیچ تفاوتی نمی کند . 

 

در لسان العرب آمده است صاحبه : یعنی با او معاشرت کرد ، و الصحب : جمع صاحب مثل راکب و رکب .

اصطلاحا : در مورد تعریف صحابی علما آراء متفاوتی دارند ، که صحیح ترین آنها، این است : هر کس که پیامبر صلی الله علیه و سلم را در حیاتش ملاقات کرده و بر اسلام بمیرد .)) پس در این تعریف هر کسی که ایشان را ملاقات کرده باشد صحابی نامیده می شود چه مصاحبتش کوتاه باشد و چه زیاد ، از ایشان روایت کرده باشد یا خیر ، با ایشان جهاد کرده باشد یا خیر و هرکسی که او را دیده اما با او مجالست نداشته و یا بخاطر اسبابی مثل کوری آن حضرت را ندیده باشد را هم شامل می شود .

 

با قید ایمان می توان گفت : هر کس در حال کفر ، پیامبر صلی الله علیه و سلم را مشاهد کرده باشد ، اگر چه بعد از آن هم مسلمان شده ، صحابی نیست . همچنین هر کس او را در حالی که به غیرش ایمان دارد،  ملاقات کند از صحابه محسوب نمی گردد مانند مومنان اهل کتاب قبل از بعثت . اما هر کس که او را ملاقات کند و ایمان داشته باشد که در آینده مبعوث خواهد شد ، آیا جزء صحابه به حساب می آید یا خیر ؟ این محل احتمال است که از جمله ای این افراد بحیرای راهب و مانندش می باشد .

 

هر انسان مکلفی چه از جنیان باشد و چه انسانها ، را شامل می گردد اما در اینکه فرشتگان را هم جزء صحابه به حساب بیاوریم یا خیر ؟ علما در این زمینه با هم اختلاف دارند ؛ و وجه اختلافشان در این است که آیا پیامبر به سوی آنها هم مبعوث شده است یا خیر ؟ همچنین آنکس که وارد اسلام شده سپس مرتد گشته و مجددا به اسلام بازگشته است را هم در بر می گیرد ، حالا چه بار دیگر پیامبر را دیده باشد و چه غیر این باشد ، این قول صحیح معتمد است .

با قید (( بر اسلام بمیرد )) موارد زیر از مصداق تعریف خارج می شود : هر کس که ایشان را ملاقات کرده سپس مرتد شود و بر ارتدادش بمیرد- به خداوند پناه می بریم – که از این نوع افراد تعداد کمی وجود داشته اند : مانند عبیدالله بن جحش ، که شوهر ام حبیبه بوده است ، اسلام آورده و همراه او به حبشه مهاجرت می کند ، و آنجا مسیحی گشته و بر مسیحیت می میرد ، همچنین مانند عبدالله بن خطل که کشته می شود در حالیکه خودش را به پرده های کعبه آویزان کرده بود و همچنین مانند ربیعة بن امیة بن خلف .

 

علما بیان داشته اند هر کس پیامبر صلی الله علیه و سلم را دیده باشد ، صحابی به حساب می آید . این شامل افرادی می شود که به سن تمییز رسیده باشند ؛ چرا که افراد غیر ممیز را نمی توان دیدن را به آنها نسبت داد ، درست است از این جنبه که پیامبر صلی الله علیه و سلم او را دیده است صحابی محسوب می شود اما از جنبه ی روایت از تابعین به حساب می آید .

 

در مقدمه ی ابن صلاح آمده است : (( علما در مورد تعریف صحابی با هم اختلاف کرده اند آنچه که از طریق اهل حدیث صحیح است این است : هر کس رسول الله صلی الله علیه و سلم را دیده باشد ، صحابی است . ))

بخاری در صحیحش می گوید : هر کس با پیامبر همراهی کرده یا پیامبر او را دیده باشد ، جزء یارانش به حساب می آید .

 

ابومظفر سمعانی مروزی می گوید : اهل حدیث اسم صحابه را بر کسی اطلاق می کنند که حدیث یا سخنی را از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل کرده باشد ، سپس معنایش را بسط داده بگونه ای که حتی بر فردی که ایشان را به خواب دیده اند هم اطلاق می نمایند و این بخاطر شرف و منزلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم است . و ابراز می دارد اسم صحابی – از نظر لغت و ظاهر- بر کسی اطلاق می گردد که همراهی و همنشینش  با رسول الله صلی الله علیه و سلم طولانی شده و گفتاری را از ایشان گرفته باشد . و می گوید : این نظر اصولیین است .

 

از سعید بن مسیب رضی الله عنه روایت شده است که ایشان تنها کسی را صحابی به حساب می آورد که یک یا دو سال با حضرت صلی الله علیه و سلم همنشینی داشته و یا اینکه در یک یا دو غزوه ایشان را همراهی کرده باشد . و احتمالا این نظر – اگر نسبتش به ایشان درست باشد – نقلشان از اصولیین است . اما این قول چندان مقبول نیست چرا که برخی از صحابه را که کسی در صحابی بودنشان اختلاف ندارد ، را از دایره ی صحبت خارج می نماید مانند جریر بن عبدالله بجلی و دیگران.

شعبه از موسی سبلانی روایت می کند که گفت : نزد  انس بن مالک آمدم و گفتم : آیا کسی غیر از تو از صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم باقی مانده است ؟ گفت : گروهی از اعراب که ایشان را دیده اند اما از صحابه خیر . اسنادش خوب است و مسلم در حضور ابی زرعه این را بیان نموده اند .

مدتی که با آن صحابی بودن تحقق می یابد :

ابن تیمیه از امام احمد و غیرش نقل می کند : (( هر کسی یک سال یا یک ماه یا یک روز با پیامبر همراه بوده یا اینکه در حالت ایمان آن حضرت صلی الله علیه و سلم را ببنید ، پس او از اصحاب است و درجه اش به اندازه مقدار همراهیش می باشد . اگر گفته شود پس چرا پیامبر صلی الله علیه و سلم خالد را نهی کرد از اینکه اصحابش را ناسزا بگوید ؟ و فرمود )) اگر یکی از شما به اندازه ی کوه احد انفاق نماید به اندازه ی انفاق یک یا نصف مد اصحابم نمی رسد )) ، در جواب می گوییم : این بدان خاطر بوده است که عبدالرحمن بن عوف و مانند ایشان از سابقین اولینی هستند که زمان کفر خالد ، با پیامبر بوده اند و قبل از فتح مکه انفاق کرده و جهاد می کردند لذا درجه شان از کسانی که بعد از فتح مکه انفاق نموده و جهاد می کردند بالاتر است و خداوند همگی را وعده ی نیکو داده است ، بنابراین امثال عبدالرحمن بن عوف همراهی خاص قبل از فتح مکه با پیامبر داشته اند که امثال خالدکه بعد از فتح مکه مسلمان شده اند از آن بی بهره بوده اند ، لذا حضرت آنها را نهی می کند که این گروه از سابقین اولین را مورد اهانت قرار ندهند .

و این گفتار حضرت صلی الله علیه و سلم که فرمودند : (( یارانم را ناسزا نگویید )) شامل همه ی یارانش می شود تمام کسانی که افتخار همراهی با پیامبر صلی الله علیه و سلم را داشته اند و این گفتار به مانند گفتارشان در حدیثی دیگر است که می فرمایند : ای مردم من به سوی شما آمدم ، گفتم فرستاده ی خدایم ، شما گفتید : دروغ می گویی اما ابوبکر گفت : راست می گویی ، آیا دست از سر رفیقم بر می دارید ؟ آیا دست از سر رفیقم بر می دارید ؟ این گفتار را زمانی گفت که یکی از صحابه  حرفی ناروا به نسبت ابوبکر بر زبان جاری ساخت و خودش هم از صحابه های بزرگ بود منتها ابوبکر در درجه ی بالاتری قرار داشت .

 

از محمد بن طلحه مدنی از عبدالرحمن بن سالم بن عتبة بن عویم بن ساعدة از پدرش از جدش روایت کرده است که گفت : رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : خداوند مرا انتخاب نمود و یارانی را به عنوان وزیر و یاور برایم برگزید ، پس هر کس آنها را ناسزا گوید ، خداوند و فرشتگان و همه ی مردم او را مورد لعنت قرار داده و در روز قیامت هیچ عملی از او پذیرفته نمی شود )) .

 

صحابی بودن شخص از طرقی قابل اثبات است ، من جمله :

با تواتر یا شهرت ثابت شود که صحابی بوده است ، یا اینکه از یکی از صحابه یا تابعین نقل گردد که فلانی با پیامبر همراهی داشته است ، که این قول بر اساس پذیرش تزکیه از جانب یک نفر که قولی راجح هم می باشد ، استوار است . یا اینکه شخص بگوید : من صحابی هستم که در صورت عادل و هم عصر بودن با پیامبر ، قولش مقبول است .اما در مورد شرط عدالت آمدی و غیره آن را لازم می دانند و ابراز می دارند : اگر قبل از اثبات عدالت بگوید که من صحابی هستم ، این قول مستلزم اذعان ما به عدالتش می باشد چون همه ی صحابه عادلند و این گفتارش به مانند این است که بگوید : من عادلم و این قابل قبول نیست .

 

اما شرط هم عصر بودن : شامل یکصد و بیست سال از زمان هجرت رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشد ؛ پیامبر در اواخر عمر شریفشان به اصحاب می گویند : امشب را به یاد داشته باشید ، چرا که بعد از صد سال ، از افراد حاضر بر روی زمین ، دیگر کسی زنده نخواهد بود )) بخاری و مسلم از ابن عمر روایت کرده اند .

 

مسلم از جابر روایت می کند که این گفته یک ماه قبل از وفات آن حضرت صلی الله علیه و سلم بوده است ، و لفظش این می باشد : از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که یک ماه قبل از وفاتش فرمود : به الله قسم ، بعد از گذشت صد سال ، از افرادی که امروز زنده اند ، کسی زنده نخواهد بود .

بنابراین کسی که بعد از این فاصله ی زمانی ادعای صحابی بودن را بکند ، گفتارش پذیرفتنی نیست همانگونه که برخی چنین ادعایی داشتند اما ائمه آنها را تکذیب کردند و یکی از این افراد رتن هندی بود .
آثاری که بوسیله ی آنها بر صحابی بودن بسیاری از مردم استدلال می کنند :

که در این زمینه سه اثر وجود دارد :

ابن ابی شیبة بیان می دارد که : در تمام جنگ ها تنها صحابه حضور داشته اند ؛ بنابراین اگر اخبار وارده در مورد جنگ با مرتدین و فتوحات مورد بررسی قرار گیرد بسیاری از صحابه محسوب خواهند شد


حاکم از عبدالرحمن بن عوف روایت می کند که گفت : هیچ نوزادی متولد نمی شود مگر اینکه پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده و برایش دعا می کند .
ابن عبدالبر روایت می کند که در مکه در سال دهم کسی باقی نماند مگر اینکه اسلام آورد و در حجة الوداع شرکت کرد ، که عددی غیر محصور است ؛ منتها می توان با اثبات حضورش در آن زمان ، صحابی بودنش را هم ثابت دانست .

          http://www.sahaba.rasoolona.com

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

ذم صوفیه از سوی امام شافعی رحمه الله تعالی..

قال ابن الجوزی ( تلبیس إبلیس : 447 ) : وبإسناد عن یونس بن عبد الأعلی قال : سمعت الشافعی یقول: «لو أن رجلاً تصوف أول النهار لا یأتی الظهر حتی یصیر أحمق». وعنه أیضاً أنه قال : ما لزم أحد الصوفیة أربعین یوماً فعاد عقله إلیه أبداً». اهـ.

امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" از امام شافعی رحمه الله نقل می کند که فرمود: « اگر کسی در اول روز صوفی شود هنوز ظهر آن روز نرسیده که او احمق گشته است». و باز از او نقل کرده که فرمود: «هر کس چهل روز با صوفیان بنشیند هرگز عقلش به جا نمی ماند».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.