فضیلت آل بیت
فضیلت آل بیت موضوع: سلفیت تاریخ انتشار: 2016-03-09 | بازدید: 936

فضیلت آل بیت

علما در مورد محدوده ی آل بیت با یکدیگر اختلاف دارند : ؟

عطا و عکرمه و ابن عباس می گویند : منظور همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم می باشند . گروهی دیگر من جمله ابو سعید خدری و گروهی از تابعین از جمله : مجاهد ، قتاده ، زمخشری ، و کلبی ابراز می دارند که منظور : علی و فاطمه و حسن و حسین هستند ، گروهی دیگر از جمله فخر رازی ، قسطلانی و دیگران می گویند : اهل بیت شامل فرزندان و همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم و حسن و حسین و علی می باشد .

سیوطی ابراز می دارد : همه ی  انسان های بزرگوار و مرتبط با پیامبر در تمام عصور را شامل می شود که جمهور علما هم به این قائلند . در این زمینه روایتی از مسلم بن زید بن ارقم روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : اما بعد .. ای مردم من انسانم شاید فرستاده ی خداوند نزدم بیاید و از این جهان بروم ، دو چیز را در بین شما باقی می گذارم : یکی از آنها کتاب خداست ، که هدایت و نور در آن است پس بدان تمسک داشته باشد ، )) پس در مورد قرآن سخن می گویند ، و دوم اهل بیتم ، در مورد رفتار با اهل بیتم خدا را به یاد داشته باشید ، سه بار تکرار فرمود ف حصین به او گفت : ای زید ‌‌‌‌‌، اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند ؟ آیا تنها شامل همسران پیامبر می شود ؟ گفت : آری همسرانش جزء اهل بیت اویند ، اما اهل بیت او تمام کسانی هستند که صدقه بر آنها حرام است ، گفت : شامل چه افرادی می شود ؟ فرمود : آل  علی ، آل عقیل ، آل جعفر ، و آل عباس رضی الله عنهم .

قول آخر در مورد محدوده ی شمولیت آل بیت پیامبر صلی الله علیه و سلم ترجیح دارد که آنها آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس رضی الله عنهم می باشند . در قرآن و احادیث اهل بیت مورد ستایش قرار گرفته اند :

فضلیت آل بیت در قرآن کریم :

خداوند متعال می فرماید : ((خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.)) الأحزاب: 33].

در تفسیر طبری آمده است ((خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.))  بدین معناست که می فرماید : خداوند می خواهد بدی و فحشاء را از شما ای آل محمد دور گرداند و شما را از ناپاکی های اهل معاصی پاک بدارد ، سعید از قتاده در مورد گفتار خداوند که می فرماید ((خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.)) می گوید : آنها اهل بیت پیامبرند که خداوند با رحمتش آنها را از بدیها منزه داشته است .

 

ابن وهب می گوید : ابن زید در مورد گفتار خداوند که فرموده اند ((خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.)) می گوید : منظور از رجس در اینجا شیطان و غیر آن شرک می باشد . شهاب الدین آلوسی در تفسیرش ابراز می دارد : رجس در اصل به معنی هر چیز ناپاکی است و اینجا مجازا بر گناهان زیاد اطلاق می گردد ، سدی می گوید : به معنی گناه است . زجاج : به معنی فسق است ، ابن زید می گوید : منظور شیطان می باشد ، حسن منظور از رجس را شرک می داند ، و گفته شده است که منظور شک است ، و برخی گفته اند منظور بخل و طمع است ، برخی دیگر می گویند : هوی و هوس و بدعت منظور است ، برخی هم می گویند : رجس شامل گناه و عذاب و نجاست و نقص می شود و اینجا همه ی این معانی را در بر دارد ، و کاملا مشخص است که برخی از این اقوال ضعیف است و (( ال )) در آن (( ال )) جنسیت یا استغراق است .

منظور از (( تطهیر )) در آیه : گفته شده است منظور آراسته شدن به تقواست ، و براین اساس معنای آیه چنین می شود : خداوند می خواهد گناهان و معاصی را از شما بردارد و با تقوای شما را در نهایت آراستگی قرار دهد . می توان آن را به معنی نگه داشتن هم معنا کرد و معنای آیه اینچنین می شود : خداوند سبحان می خواهد رجس را از شما بردارد و در مقابل گناهان شما را محفوظ بدارد .

 

حکیم ترمذی و طبرانی و ابن مردویه و ابو نعیم و بیهقی همگی در ((‌الدلائل )) از ابن عباس رضی الله عنهما روایت می کنند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : خداوند متعال انسانها را به دو گروه تقسیم کرد و مرا در بهترین گروه قرار داد ، و این مصداق قول خداوند است که می فرماید : (( و اصحاب یمین ))  الواقعة: 27]  و (( اصحاب شمال : یاران دست چپی )) الواقعة: 41 پس من از اصحاب یمین و از بهترین آنها  هستم ، سپس دو قسمت را به سه قسمت تقسیم نمود و مرا در بهترین قسمش قرار داد ، پروردگار می فرماید : ((یاران دست راست، کدامند یاران دست راست؟و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟و سبقت‌گیرندگان مقدمند؛)) الواقعة: 8 ــ 10 ، پس من بهترین سابقین هستم ، پس از آن این سه گروه را به قبائلی تقسیم نمود ، و مرا در بهترین قبائل قرار داد ، خداوند می فرماید : ((و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.  )) الحجرات: 13] و من بهترین و با تقواترین مردم نزد خداوند هستم و فخر فروشی هم نمی کنم ، سپس قبائل را خاندان هایی تقسیم نمود و مرا در بهترین خاندان قرار داد ، و این مصداق گفته ی پروردگار است که فرموده اند : ((خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. )) من و اهل بیتم از گناهان منزهیم .
و خداوند متعال می فرماید : ((بگو: «به ازای آن [رسالت‌] پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی در باره خویشاوندان.»  )) الشوری: 23 . از ابن عباس روایت شده است که گفت : این آیه بدین معناست که محمد صلی الله علیه و سلم به قریش گفت : من از اموال شما چیزی را نمی خواهم اما از شما می خواهم بخاطر قرابتی که بین من و شماست ، مرا مورد اذیت قرار ندهید ؛ حقیقتا شما قوم من و به تبعیت کردن از من مستحق ترید . طاوس از ابن عباس نقل می کند که گفت : از من در مورد (( الا مودة فی القربی )) پرسیده شد  ، پس سعید بن جبیر جواب داد (( قربی )) آل محمد هستند ، ابن عباس می گوید : در جواب عجله کردی ؛ پیامبر صلی الله علیه و سلم قبیله ای از قریش نبوده است بلکه بین آنها قرابت وجود داشته است و منظور از قربی این می باشد .

 

فضیلت آل بین در سنت نبوی صلی الله علیه و سلم

جعفر بن محمد از پدرش از جابر بن عبدالله روایت می کند که گفت : رسول الله صلی الله علیه و سلم را دیدم که در در روز عرفه در حالی که بر شترش سوار بود خطبه می خواند و فرمود : ای مردم در میان شما دو چیز را باقی می گذارم اگر آنها را بگیرید هر گز گمراه نمی شود : کتاب خدا و عترتم اهل بیتم . )) ترمذی می گوید : حسن غریب و آلبانی آن را تصحیح کرده است .

شهر بن حوشب از ام سلمه روایت می کند که فرمود  رسول الله صلی الله علیه و سلم نزد من و علی و فاطمه و حسن و حسین بود ، برای آنها غذایی گذاشتم پس آنها خوردند و خوابیدند و پیامبر با عبایش آنها را پوشانید سپس فرمود : اینان اهل بیتم هستند ، خدایا رجس را از آنها ببر و پاکشان بدار ، امام احمد از عطیة طفاوی از پدرش روایت می کند که گفت : ام سلمه رضی الله عنها به او گفت ، وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم در خانه ام بود ناگهان خدمتکار آمد و گفت : فاطمه و علی در بیرون از خانه اند ، حضرت به من فرمود برای اهل بیتم جا باز کن ، ام سلمه می گوید : بلند شدم و در گوشه ای از خانه قرار گرفتم ، پس علی و فاطمه و حسن و حسین که پسربچه ای کوچک بودند وارد شدند ، آن حضرت پسربچه ها را در آغوش گرفته و بوسید و با یکی از دستهایش علی را به آغوش کشیده و با دست دیگر فاطمه رضی الله عنها را ، و هر دو را بوسید ، و پارچه ای سیاه را بر همه قرار داد و فرمود : خدایا من و اهل بیتم را از آتش در امان نگه دار ، پس من گفتم : و من ای رسول خدا ؟ پس فرمود : و شما را همچنین .

علاوه بر این رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم به صورت جداگانه همه را مورد ستایش قرار داده است ، که در زیر به آن اشاره می شود :

 

 

فضائل فاطمه رضی الله عنها :

از عائشه رضی الله عنها روایت شده است که به فاطمه گفت : چرا وقتی که آهسته رسول الله صلی الله علیه و سلم چیزی به تو گفت گریه کردی ، سپس خندیدی ؟ فاطمه رضی الله عنها فرمود : به من خبر داد که ایشان در بیماریش خواهد مرد ، پس من گریه کردم ، سپس به من خبر داد که من زودتر از همه به او ملحق خواهم شد ، و سرور زنان بهشتی بعد از مریم بنت عمران خواهم بود ، پس خندیدم . عبدالله بن وهب از ام سلمه روایت می کند : که گفت : بعد از فتح مکه ، رسول الله صلی الله علیه و سلم فاطمه را فراخواند و آهسته به او چیزی گفت ، پس ایشان گریه کرد ، سپس با او سخنی دیگر گفت ، پس ایشان خندید ، ام سلمة می گوید : از علت گریه و خنده اش پرسیدم ، پس گفت : رسول الله صلی الله علیه و سلم به من خبر داد که خواهد مرد ، پس گریه کردم سپس به من خبر داد که سرور زنان بهشتی بعد از مریم بنت عمران خواهم بود ، پس من خندیدم .

محمد بن عبدالله بن عمرو بن عثمان روایت می کند که فاطمه رضی الله عنها فرمود : رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : تو اولین کسی هستی که از خاندانم به من ملحق می شوی و تو در بهشت همراهم خواهی بود . ))

 

فضائل علی بن ابی طالب رضی الله عنه :

زید بن ارقم می گوید : اولین کسی که به رسول الله صلی الله علیه و سلم ایمان آورد ، علی بن ابیطال رضی الله عنه بود ، و ادامه داد : اولین کسی که با رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز خواند علی بن ابیطالب رضی الله عنه بود . و عبدالرحمن بن سابط از سعد روایت می کند که گفت : علی سه خصوصیت دارد که اگر یکی از آنها در من بود نزدم از شتر موی قرمز هم دوست داشتنی تر می بود ، شنیدم که حضرت فرمود : او به نسبت من مانند هارون به نسبت موسی است ، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست ، و شنیدم که در موردش فرمود : فردا پرچم را به کسی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خداوند و رسول هم او را دوست می دارند ، و شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و سلم در مورد ش فرمود : هر کس من مولای اویم ، علی هم مولای اوست .

 

عمرو بن میمونه می گوید : من در کنار ابن عباس نشسته بودم ناگهان نه گروه آمدند ، پس گفتند : ای ابن عباس ، یا ما را همراهی کن و یا بگذار نزد اینان برویم ، ابن عباس ابراز داشت ، همراه شما می آیم ، عمرو که در آن زمان کور نبود  می گوید : پس با هم رفتند و نمی دانم چه حرفهایی رد و بدل شد ، که ابن عباس برگشت در حالی که می گفت : بر آنها زشتی باد ، در مورد مردی بد سخن می گویند که دهها فضیلت دارد و در روایتی آمده است : که فرمود : فضائلی دارد که هیچکس به مانندش ندارد ، در مورد شخصی به ناروا سخن گفتند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردش فرمود : مردی را خواهم فرستاد که خدا و رسولش را دوست می دارد و هر گز خداوند او را خوار نخواهد کرد )) ، پس افراد زیادی دوست داشتند آن شخص باشند ، اما رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم فرمودند : علی بن ابیطالب کجاست ؟ گفته شد : در حال آسیاب کردن گندم است ، فرمود : یکی از شما بجای او اینکار را انجام دهد ، پس علی وارد شد در حالیکه گرد آرد او را پوشانده بود ، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم با آب دهان چشمانش را پاک کرد ، سپس پرچم را سه بار تکان داده و به علی داد و علی بعد از جنگ ، صفیه دختر حیی را با خود نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آورد .

 

می گوید : رسول الله صلی الله علیه و سلم به فرزندان عمویش گفت : کدامیک از شما در دنیا و آخرت دوست و همراه من خواهید بود ؟ همه ساکت بودند ، علی هم آنجا نشسته بود ، پس فرمود : من در دنیا و آخرت همراه و دوستت خواهم بود .

می گوید : اولین کسی که بعد از خدیجه اسلام آورد ، علی بن ابیطالب رضی الله عنه بود .

 

می گوید : رسول الله صلی الله علیه و سلم لباسش را برداشت و بر روی علی و فاطمه و حسن و حسین گذاشت و فرمود : ((خدا فقط می‌خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر ]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. )) . و پیامبر لباسی دیگر برای خود خرید و علی لباس رسول الله صلی الله علیه و سلم را پوشید و سرجایش خوابید . روزی که آن حضرت صلی الله علیه و سلم برای غزوه تبوک می خواست از مدینه خارج شود ، علی گفت : آیا من همراهت بیایم ؟ پیامبر خدا به او گفت : خیر ، پس علی گریه کرد ، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : آیا راضی نیستی به نسبت من مانند هارون به نسبت موسی باشی ؟ تنها با این تفاوت که تو پیامبر نیستی ، شایسته نیست که بروم مگر اینکه تو جانشین من باشی . همچنین رسول الله صلی الله علیه  وسلم در مورد ایشان می فرماید : ایشان ولی هر مومنی بعد از من هستند .

می گوید : خداوند متعال در قرآن به ما خبر داده است که از اصحاب شجره ( کسانی که زیر درخت با پیامبر بیعت کردند ) راضی شده است و آنچه را که به قلب داشته اند را دانسته است ، بعد ازآن مگر خبر داده است که بر آنها خشم گرفته است ؟

 

وقتی عمر به پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم گفت که به من اجازه بده که گردن حاطب بن ابی بلتعه را بزنم ، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : آیا می خواهی اینکار را انجام دهی در حالیکه خداوند از اهل بدر کاملا باخبر بوده است و با این حال در موردشان فرموده است که هر کاری خواستید انجام دهید و هیچ شکی نیست که علی رضی الله عنه هم جزء حاضرین در بیعت الرضوان بوده است .

اعمش از عدی بن ثابت از زر بن حبیش از علی بن ابیطال روایت می کند که گفت : قسم به کسی که دانا را آفرید که پیامبر صلی الله علیه و سلم مقرر فرموده است که : جزء مومن ، کسی مرا دوست نمی دارد و جز منافق کسی مرا مبغوض نمی دارد .

 

 فضائل حسن و حسین دو پسر علی رضی الله عنهم :

یزید بن ابی زیاد از ابن ابی نعم از ابی سیعد خدری رضی الله عنه روایت می کند که گفت : رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : حسن و حسین سرور جوانان بهشتی اند . عکرمه از ابن عباس روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم حسن بن علی را بر دوشش سوار کرده بود ، مردی گفت : چه نیک مرکبی را سوار شده ای ای پسر ، و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : و او بهترین سواره است . )) و در سنن ترمذی آمده است که حسین را بر دوشش حمل می کرد و این حدیث را ذکر می کند ..  .

 

نعیم مجمر از ابی هریرة رضی الله عنه روایت می کند که گفت : هرگاه حسن را ببینم گریه ام می گیرد و آن بدین خاطر است که روزی رسول الله صلی الله علیه و سلم مرا در مسجد دید ، پس دستم را گرفت و با او رفتم ، سخن نگفتم تا اینکه یه بازار بنی قینقاع رسیدیم ، در بازار چرخی خورد و ورانداز کرد، سپس بازگشت و من همراهش بودم ، تا اینکه به مسجد رسیدیم ، پس نشست  در این هنگام حسن وارد شد ، و خودش به آغوش پیامبر صلی الله علیه و سلم انداخت ، و دستانش در میان ریش پیامبر وارد نمود ، سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم دهانش را بر دهان حسن گذاشت و فرمود : خدایا من او را دوست دارم ، پس او و دوستانش را دوست بدار .


عدی بن ثابت از براء روایت می کنند که پیامبر صلی الله علیه و سلم حسن و حسین را دید ، پس فرمود : خدایا من ایندو را دوست دارم ، پس آنها را دوست بدار .

ابو عیسی می گوید : این حدیث حسن صحیح است . عبدالرحمن بن ابی نعم روایت میکند که مردی از اهل عراق از ابن عمر در مورد خون پشه که بر لباس باشد پرسید ؟ابن عمر فرمود : نگاه کنید فرزند رسول خدا را کشته اند و درمورد خون پشه سوال می پرسد ، من از رسول خدا صلی الله علیه و سلم شنیدم که فرمودند : حقیقتا حسن و حسین گل های خوشبوی دنیایند . ابوعیسی می گوید : این حدیث صحیح است .

 

ابن عیینة از ابی موسی روایت می کند که گفت در مورد حسن شنیدم ، که ابوبکرة گفت : رسول الله صلی الله علیه و سلم بر روی منبر بود ، یکبار به مردم نگاه می کرد و بار دیگر به حسن ، و می فرمود : این فرزندم بزرگ و سرور است  ، و امیدوارم خداوند به وسیله ی او بین دو گروه از مسلمین صلح ایجاد نماید .

سعید بن راشد از یعلی بن مرة روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : حسین از من است و من از اویم ، هر کس حسین را دوست بدارد خداوند او را دوست می دارد..)) ابوعیسی می گوید : این حدیث حسن است .

 

فضائل جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه :

بخاری در صحیحش روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم به جعفر بن ابیطالب گفت : از نظر اخلاق و شمائل به من شبیهی )) . و شعبه روایت می کند که ابن عمر رضی الله عنهما وقتی بر ابن جعفر سلم می کرد می گفت : السلام علیک ای پسر کسی که دارای دو بال بود .

 

سعید مقبری از ابی هریرة رضی الله عنه روایت می کند که گفت : مردم می گویند که ابوهریرة از رسول الله زیاد حدیث روایت کرده است ، در حقیقت باید بدانند که من با گرسنگی ملازم رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم بودم ، نه نانی می خوردم نه لباس گران قیمتی می پوشیدم و نه خدمتگزاری داشتم ، از گرسنگی به شکمم سنگ می بستم ، و آیه ای را که پیامبر بر بنده خوانده بود بر دیگران می خواندم تا نزدم بیایند و به من غذا دهند ، و بهترین مردم به نسبت مسکینان جعفر بن ابیطالب بود ، نزد ما می آمد و هر آنچه را که در خانه داشت برای ما می آورد ، گاهی پیش می آمد زنبیلی که هیچ چیز در آن نبود را می آورد و ما آن را پاره می کردیم و می لیسیدیم .

 

عاصم بن عمر بن قتادة از عبدالجبار بن عمارة از عبدالله بن ابی بکر بن محمد بن عمرو بن حزم روایت می کند که گفت : وقتی جعفر بن ابیطالب ( در میدان جنگ ) ، پرچم را گرفت ، شیطان نزدش آمد و آرزوی زندگی دنیا را در قلبش انداخته و مرگ را در نظرش بد جلوه داد ، پس جعفر گفت : الان زمانی است که ایمان در قلوب مومنین استوار می گردد  ، آیا زندگی دنیا را در نظرم زیبا جلوه می دهی ؟ سپس جلو رفت تا اینکه به شهادت رسید ، و رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ایشان نماز خواند و برایش دعا کرد و فرمود : برای برادرتان جعفر طلب امرزش نمایید ، چرا که شهید است ، و وارد بهشت شده و به او دو بال از یاقوت داده شده است که به هرجایی از بهشت که بخواهد پرواز می کند .

 

عکرمة از ابی هریره روایت می کند که گفت : بعد از رسول الله صلی الله علیه و سلم هیچکس بهتر از جعفر بن ابیطالب  دمپایی به پا نکرد و سوار بر چهارپا و شتر نشد .)) ابو عیسی می گوید : این حدیث حسن صحیح است .

 

شعبی از جابر بن عبدالله روایت می کند که گفت : وقتی جعفر بن ابیطالب از سرزمین حبشه برگشت ، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : نمی دانم بخاطر کدامیک بیشتر خوشحال شوم ، با فتح خیبر یا برگشتن جعفر . )) حاکم در المستدرک و ذهبی در التلخیص آن را صحیح دانسته اند .

 

فضائل عقیل بن ابی طالب رضی الله عنه :

عیسی بن عبدالرحمن سلمی از ابی اسحاق روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به عقیل بن ابی طالب فرمود : ای ابازید ، من تو را دو برابر دوست می دارم : یکی بخاطر خویشاندیت و دیگر اینکه می دانم عمویم چقدر تو را دوست می داشت .

 

فضائل عباس بن عبدالمطلب و عبدالله بن عباس رضی الله عنهما :

بخاری در صحیحش از ثمامة بن عبدالله بن انس از انس رضی الله عنه روایت می کند که هرگاه خشکسالی می شد ، عمر بن خطاب به عباس بن عبدالمطلب توسل جسته و طلب باران می کرد و می گفت : خدایا ما قبلا به پیامبرت متوسل می شدیم و به ما باران می دادی و الان به عموی پیامبرمان توسل می جوییم ، پس ما را سیراب فرما ، انس می گوید : پس باران می آمد .

ترمذی از عبدالمطلب بن ربیعه بن الحارث بن عبدالمطلب روایت می کند که عباس بن عبدالمطلب در حالی که خشمگین بود بر پیامبر صلی الله علیه و سلم وارد شد ، من آنجا بودم ، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : چه چیزی تو را ناراحت کرده است ؟ گفت : ای رسول خدا ، چرا رابطه ی ما و قریش اینگونه است ؟ هرگاه ما آنها را ملاقات می کنیم با خوش رویی به سویشان می رویم اما هرگاه آنها ما را می بینند برخوردشان بگونه ای دیگر است ؟ در این هنگام رسول الله صلی الله علیه و سلم ناراحت شدند بگونه ای که چهره شان قرمز شد ، سپس فرمود : قسم به کسی که جانم در دست اوست ، ایمان وارد قلب شخص نمی شود تا اینکه بخاطر خدا و رسولش شما را دوست بدارند ، سپس ادامه داد : ای مردم هر کس عمویم را اذیت کند ، یقینا مرا آزار رسانده است ، چرا عموی شخص مانند پدرش است . ترمذی می گوید : این حدیث حسن صحیح است .

 

مکحول از کریب از ابن عباس روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم به عباس فرمودند : فردا دوشنبه به همراه فرزندت نزدم بیا ، تا تو را دعا کنم ، دعایی که به حال تو و فرزندت سودمند باشد ، فردا عباس به سوی پیامبر صلی الله علیه و سلم رفت و ما همراهش رفتیم ، سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : خدایا عباس و فرزندش را بیامرز ، آمرزشی که هیچ گناه ظاهری و باطنیش باقی نماند ، خدایا فرزندانش را برایش محافظت فرما . ترمذی می گوید : این حدیث حسن غریب است .

مسلم در صحیحش روایت می کند که عبید الله بن ابی یزید از ابن عباس روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم برای قضای حاجب رفتند ، و من آب وضو برایش تدارک دیدم ف وقتی بازگشت فرمود : چه کسی این آب را آماده ساخته است ؟ گفتند : ابن عباس ، حضرت فرمود : خدایا او را در دین دانا بگردان .

ترمذی از عکرمه از ابن عباس روایت می کند که گفت : رسول الله صلی الله علیه و سلم مرا در آغوش گرفت و فرمود : خدایا حکمت را به او بیاموز . ابوعیسی می گوید : این حدیث حسن صحیح است .

http://www.sahaba.rasoolona.com

 

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال الحسن: «ضحک المؤمن غفلة من قلبه». وقال: «کثرة الضحک تمیت القلب».

امام حسن بصری رحمه الله فرمودند: «خنده ی (زیاد) مؤمن، غفلتی از قلبش است».

و فرمود: «خنده ی زیاد قلب را می میراند».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.