تحمل آزار دیگران
تحمل آزار دیگران موضوع: آداب و اخلاق تاریخ انتشار: 2016-03-09 | بازدید: 535

تحمل آزار دیگران

 

شیخ الاسلام ابن تیمه رحمه الله می گوید :

مسائلی وجود دارد  که شخص را کمک می کند بتواند بر آزار و اذیت دیگران صبر کند :

اینکه گواهی دهد خداوند متعال خالق افعال بندگان است و حرکات و سکنات و تمام تصمیمات آنها از مشیئت الهی خارج نیست ، آنچه را که او بخواهد می شود و غیر آن نمی شود ، هیچ ذره ای در آسمان ها و زمین نیست مگر اینکه با اذن الله به حرکت می افتد ، بنابراین بندگان همه وسیله اند ، وجهه ی نظرت به کسی باشد که ایجاد کننده افعال است که با این تصور از ناراحتی و غم رهایی خواهی یافت .


به گناهانش توجه کند  و بداند که خداوند به خاطر معاصی ، این بلا را بر او فرستاده است ‌، همانگونه که خداوند متعال می فرماید : ((و هر [گونه‌] مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسیاری درمی‌گذرد. )) سورة الشوری: 30 ) .  بنابراین وقتی بنده معتقد بود که تمام ناملایمات بخاطر گناهان به او می رسد ، بجای مذمت و ملامت کردن دیگران ، به توبه و استغفار مشغول خواهد شد . در حقیقت وقتی شخص در مقابل آزار و اذیت دیگران ، مقابله به مثل کرد ،‌مصیبتش ، مصیبتی حقیقی خواهد بود اما اگر در مقابل آن به توبه و استغفار مبادرت ورزد و آن را بخاطر گناهانش قلمداد نماید ، آن مصیبت برایش نعمت خواهد بود . علی بن ابیطالب رضی الله عنه می گوید : بنده جز به پروردگارش امیدوار نباشد و جز از گناهانش هراسی نداشته باشد . همچنین از ایشان و غیره نقل شده است که گفته اند : نزول بلاها بخاطر گناهان و رفع آنها به وسیله ی توبه است . ))


اینکه بنده معتقد باشد که اگر ببخشاید و صبر پیشه کند ، خداوند پاداش بهتری را به او خواهد داد ، همانگونه که پروردگار می فرماید : ((و جزای بدی، مانند آن، بدی است. پس هر که درگذرد و نیکوکاری کند، پاداش او بر [عهده‌] خداست. به راستی او ستمگران را دوست نمی‌دارد.)) سورة الشوری: 40.

 

در واقع مردم در مقابل آزار و اذیت دیگران به سه گروه تقسیم می شوند : ستمگری که بیشتر از حقش می گیرد ، دادگری که به اندازه حقش می گیرد و نیکوکاری که گذشت نموده و می بخشاید ، و در روز قیامت ندا زده می شود : کسی که پاداشش بر عهده ی خداوند بوده است برخیزد ، (1) که تنها عفو کنندگان بلند می شوند . و هرگاه شخص در نظر بگیرد که با انتقام  گرفتن  در این دنیا چه پاداشی را از دست می دهد ، صبر و گذشت بر او آسان می گردد .

 

بداند که اگر گذشت کند ، قلبی خالی از کینه ، کدورت ، بدخواهی و انتقام جویی به نسبت برادرانش خواهد داشت و این گذشت حلاوتی دارد که ، انتقام ندارد ، و زیر قول خداوند وارد می شود که فرمودند : ((و خداوند نکوکاران را دوست دارد. )) سورة آل عمران: 134) ، بنابراین محبوب خداوند شده و مانندکسی خواهد بود که یک درهم را از او می گیرند اما در عوض هزار دینار به او می دهند .در این هنگام بر خوشحالیش خواهد افزود .
بداند که هر کس بخاطر خودش انتقام گیرد ، احساس خواری می نماید و اگر گذشت نماید خداوند او را عزیز می گرداند ، و این نکته ای که پیامبر صلی الله علیه و سلم خبر داده است : عفو و گذشت ، چیزی جز عزت به همراه ندارد (2) . بنابراین عزتی که نتیجه ی گذشت است نزد ایشان برتر از عزت بدست آمده از طریق انتقام می باشد . ، چرا که عزت با انتقام ، عزتی ظاهری است اما باطنا خواری و ذلت است اما عزت از طریق گذشت ، عزتی واقعی را برای انسان به همراه خواهد داشت .


از بزرگترین فوائد آن : اینکه بداند جزاء از جنس عمل است ، و نفس او ستمگر و گنهکار است که اگر از دیگران گذشت نماید ، خداوند هم از او می گذرد ، و هر کس دیگران را ببخشاید ، خداوند هم او را می بخشاید . وقتی در نظر گرفت که گذشت او باعث پاداش خداوندی می گردد چرا که پاداش خداوندی از جنس عملش می باشد ، دیگران را مورد عفو و گذشت قرار داده و به آنها نیکی می کند . و برای عاقل همین یک فائده کافیست .


بداند که اگر خود را به انتقام گیری مشغول نماید ، منجر به هدر رفتن وقت و از بین رفتن تمرکزش می گردد و فوائدی جبران ناپذیر را از دست خواهد داد . و شاید این مساله از مصیبتی که به او رسیده هم بدتر باشد ، اما اگر گذشت نمود ، قلب و جسمش را برای جلب فوائد و مصالح آماده ساخته است .
اینکه انتقام گرفتن بخاطر خود ، یاری دادن نفس است ، در حالی که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم هر گز بخاطر خود انتقام نمی گرفتند . وقتی بهترین و گرامی ترین خلق نزد خداوند اینکار را نمی کند با وجود اینکه آزار رساندن به او مساوی با آزار رساندن به الله متعال است و شریفترین و پاکترین و بااخلاق ترین نفس هاست اما با این وجود انتقام نمی گیرد ، چرا یکی از ما بخاطر خود در پی انتقام باشیم در حالی که کاملا از گناهان نفسمان آگاهیم .


اگر بخاطر انجام اوامر الهی و دوری گزیدن از معصیتش ، مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد ، بر او واجب است که صبر کند ، و انتقام نگیرد ، چرا که او در راه خدا مورد اذیت قرار گرفته و پاداشش هم با خداست ، به این خاطر است که وقتی مجاهدین در راه خدا اموال و خون هایشان را تقدیم می کنند ، هیچ ادعایی ندارند ، چرا که خداوند جانها و مالهایشان را خریده است ، پس قیمتش هم نزد الله می باشد و هر کس از مخلوقات درخواست پاداش نماید ، دیگر نزد خداوند اجری نخواهد داشت . چرا که هر کس ناملایماتش بخاطر خداوند باشد ، جبران کردنش هم با اوست و اگر بخاطر مصائب مورد آزار قرار گرفت باید به خود برگشته و خویشتن را ملامت نماید ،و پرداختن به خود او را از سرزنش کردن دیگران باز دارد . و اگر بخاطر از دست دادن بهره مندیها دچار سختی شد ، باید صبر پیشه نماید چرا که کسب نعمت ها بدون سختی ها امری ناشدنی است ، هر کس که بر گرمی هوا و باد و باران مسیر و سختی سفر و مشقت راهزنان صبر نکند ، نمی تواند در تجارتش توفیقی حاصل نماید ، و این کاملا معلوم است هر کس در بدست آوردن چیزی صادق باشد بجای صبر در کسب آن ، به اندازه صدقش بهره مند خواهد شد .


بداند که اگر صبر کند رضایت و محبت خداوندی با او خواهد بود . و هر کس که خداوند با او باشد ضررهایی از او دور خواهد شد که هیچ کس قادر به دفع آنها نیست ، خداوند متعال می فرماید : ((و صبر کنید که خدا با شکیبایان است.)) سورة الأنفال: 46) و می فرماید : ((و خداوند، شکیبایان را دوست دارد.)) سورة آل عمران: 146)
بداند که صبر نصف ایمان است ، پس در مقابل ایمان ، یاری دادن نفسش را جایگزین قرار ندهد ، چرا که اگر صبر کند ، ایمانش را کامل کرده و از نقصش جلوگیری می نماید . و مطمئنا خداوند از مومنین دفاع می کند .

 

12 – بداند که صبر کردن یعنی مبارزه و پیروز شدن بر نفس ، و هر گاه انسان توانست نفسش را مغلوب کند ، مطمئنا از بردگی آن در امان مانده و باعث نجاتش می گردد و اگر مطیع نفس شود این دشمن به استمرار با او خواهد بود تا اینکه او را هلاک کند یا رحمت الهی ، دست او را بگیرد .

 

بداند که اگر صبر کند خداوند یاریگر و وکیلش  بوده و امرش را رسیدگی می کند ، و هرکس نفسش را یاری دهد ، خداوند او را به خودش وا می گذارد ، و نفسش وکیل و یاریگرش خواهد بود . و این دو قابل مقایسه نیستند : کسی که بهترین ناصرین ، مدافع اوست با کسی که عاجرترین یاریگر ، پناهگاهش می باشد .. .


بداند که صبر کردن او باعث می گردد ستمگر پشیمان شده و دست از ستمگری و دشمنیش بردارد و عذرخواهی کند ، لذا چه بسی بعد از آن به یکی از دوستانش تبدیل شود و این معنا در قرآن کریم مذکور است ، آنجا که خداوند متعال می فرماید : (([بدی را] آنچه خود بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یکدل می‌گردد و این [خصلت‌] را جز کسانی که شکیبا بوده‌اند نمی‌یابند، و آن را جز صاحب بهره‌ای بزرگ، نخواهد یافت..)) سورة فصلت: 34-35)
چه بسی انتقام گرفتن باعث زیادت دشمنی گردد و دشمن در فکر انواع دشمنی ها بر آید ، همانگونه که این امر کاملا مشهود است . پس اگر صبر کرده و گذشت نماید از این زیان در امان می ماند . شخص عاقل همیشه ضرر بیشتر را با ضرر کمتر دفع می نماید . . چه بسیار پیش آمده است که انتقام نتائج غیر قابل دفعی را به همراه داشته و چه بسیار جانها و مال هایی که در این زمینه تلف شده است و همه به این خاطر بوده است که مظلوم از حقش نگذشته است .

 

اینکه اگر شخص به انتقام گرفتن عادت کند ، چه بسی در ظلم واقع شود ،‌همیشه نفس به برابری اکتفا نمی نماید و شاید پیش بیاید که بیشتر از حق خود انتقام گیرد و از مظلوم به ظالمی که باید عقوبت شود تبدیل گردد .


در نظر آورد که ستم دیده شدنش باعث کفاره ی گناهان و یا بالارفتن درجه اش می گردد ، پس اگر انتقام گرفت و صبر نکرد ، دیگر این نتایج را به همراه نخواهد داشت .
بداند که گذشت و صبر ، بزرگترین لشکر در مقابل دشمنش می باشد ، کسی که صبر پیشه کند باعث ذلت و خواری و ترس دشمن می گردد چرا که مردم هرگز در این زمینه سکوت نخواهند کرد و در پی گرفتن حقش بر خواهند آمد ، اما اگر انتقام گرفت دیگر چنین نتائجی حاصل نخواهد شد . به این خاطر است که بسیاری از مردم هر گاه از دیگران بدگویی کرده یا آنها را مورد آزار قرار دهند ، در دغدغه به سر می برند ، تا اینکه از آنها انتقام گرفته شد دیگر احساس راحتی می کنند .


اینکه اگر دشمن را ببخشاید ، دشمن او را پیروز و قویتر از خود قلمداد می کند و خودش را کوچک می شمارد و برای عفو و گذشت همین فضیلت کافیست .
اگر ببخشاید این حسنه ای است که حسنات دیگر از آن حاصل می شود ، وزایش مستمر نیکی ها را به همراه خواهد داشت ، چرا که پاداش نیکی ، نیکی بعد از آن است و پاداش بدی ، بدی بعد از آن . و چه بسی این امر باعث رستگاری و نجات همیشگی او گردد .

 

جامع المسائل از شیخ الاسلام ابن تیمیه ( 1/168-174 )

----------------------------

: أخرجه ابن أبی حاتم وابن مردویه وغیرهما عن ابن عباس وأنس. انظر “الدر المنثور” (7/359)
: أخرجه مسلم (2588) عن أبی هریرة.

 

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.