حقوق و واجبات برادر ایمانی
حقوق و واجبات برادر ایمانی موضوع: آداب و اخلاق تاریخ انتشار: 2016-03-09 | بازدید: 515

حقوق و واجبات برادر ایمانی

 

خداوند متعال می فرماید : ((در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، ))  الحجرات:10 . امام قرطبی در تفسیر این آیه می گوید : یعنی از نظر دین و احترام برادرند و منظور تنها برادر نسبی نیست ، بدین خاطر است که گفته شده : برادری دینی ، از برادری نسبی استوارتر است ، چرا که نسب با اختلاف دین زائل گشته اما برادری دینی با اختلاف انساب همچنان پایدار می ماند . ( تفسیر قرطبی ، سوره ی حجرات) . سعدی رحمه الله در تفسیرش می گوید : (( این پیمانی است که خداوند آن را بین مومنین بر قرار کرده است ، به این صورت که در هر کجای کره ی زمین شخصی باشد که به خداوند و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت ایمان داشته باشد ، در واقع او برادر مومنان بوده و احترام و حبش واجب است ، و همه ی مسلمانان موظف هستند ، آنچه را که برای خود دوست می دارند برای او هم دوست داشته و آنچه را که برای خود نمی پسندند برای او هم ناپسند بدانند .( تفسیر سعدی سوره حجرات ) .

 

و خداوند عزوجل می فرمایند : ((و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهای شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید؛ )) ال عمران:102]  ، سعدی در تفسیر این آیه می گوید : ((برخی از شما برخی دیگر را می کشتید و اموالتان را غصب می نمودید ، قبائل با یکدیگر دشمنی می کردند ، و ساکنان یک سرزمین ، با یکدیگر وارد معرکه گیری می شدند ،  و شری بزرگ دامنگیرشان شده بود ، وضعیت عرب قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و سلم به این صورت بود ، اما بعد از اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم مبعوث شد ، همه به او ایمان آورده و اسلام رمز اتحادشان گشت و بخاطر ایمان ، با یکدیگر بگونه ای دوست شدند که مانند یک جسد محسوب گشتند . ( تفسیر سعدی سوره آل عمران ) . و قرطبی در تفسیرش ابراز می دارد : (( خداوند متعال دستور می فرماید که نعمت ها را متذکر شوند و از بزرگترین نعمت ، نعمت اسلام و پیروی نمودن از پیامبر صلی الله علیه و سلم می باشد ؛ چرا که ایشان سبب از بین رفتن دشمنی ها و ایجاد الفت و دوستی شده اند . و منظور از آیه دو قبیله ی اوس و خزرج است ؛ و آیه عمومیت دارد .. ( تفسیرقرطبی سوره ال عمران )

 

همچنین خداوند عزوجل می فرماید : ((و میان دلهایشان اُلفت انداخت، که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج می‌کردی نمی‌توانستی میان دلهایشان اُلفت برقرار کنی، ولی خدا بود که میان آنان اُلفت انداخت، چرا که او توانای حکیم است.)) الأنفال:63] ، سعدی رحمه الله در تفسیرش می گوید : (( پس با یکدیگر الفت گرفتند ، و بخاطر اتحاد ، بر قدرتشان افزوده شد ، و این امر با تلاش کسی میسر نگشته ، بلکه تنها قدرت الهی باعث آن بوده است ، اگر تمام طلاها و نقره های دنیا را خرج می کردی که آن اختلافات شدید را به دوستی بدل نمایی ، مطمئنا چنین توانی را نداشتی چرا که تحول قلب ها در دستان خداوند متعال است . ( تفسیر سعدی سوره انفال )

 

و در صحیح مسلم از ابوهریره روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( مردی ، برای ملاقات برادر دینی اش به روستایی دیگر رفت ، خداوند فرشته ای را سر راهش قرار داد ، فرشته از او پرسید : کجا می روی ؟ گفت : می خواهم به ملاقات برادرم که در روستایی دیگر است ، بروم ، گفت : آیا آن شخص ، به تو فائده ای رسانده است ؟ می گوید : خیر ، تنها بخاطر خداوند عزوجل او را دوست می دارم ، گفت : من فرستاده ی خداوندم و از جانب الله به تو خبر می دهم که خداوند نیز تو را به این سبب دوست می دارد .( شرح نووی لصحیح مسلم ، کتاب البر و الصلة و الاداب )) .

 

و در صحیحین از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : (( مومن به نسبت برادر مومنش مانند ساختمان است ، قسمت هایی از آن ، قسمت های دیگر را محکم می کند . و انگشتانش را در بین هم قرار داد . )) سعدی رحمه الله در شرح این حدیث می گوید : (( این حدیثی بس عظیم است ، که رسول الله صلی الله علیه و سلم اوصاف مومنین را بیان می دارد ، و بایستی پایبند به رعایت این اصل بود ، به اینکه با یکدیگر مانند برادران مهربان و دلسوز باشند ، هر شخصی آنچه را که برای خود می پسندد برای برادرش نیز بپسندد و مصالح کلی جامعه را در نظر داشته باشند و متخلق به چنین صفتی باشند . )) ( بهجة قلوب الابرار و قرة عیون الاخیار فی شرح جوامع الاخبار 29 )

 

ودر صحیح مسلم از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : (( حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است : گفته شد : ای رسول خدا ، آنها چیست ؟ فرمود : هر گاه با او روبرو شدی ، بر اوسلام کن ، هرگاه تو را دعوت کرد ، اجابت نما ، هرگاه از تو درخواست مشورت کرد ، او را راهنمایی کن ، هر گاه عطسه کرد ، و خداوند را سپاس گفت ، تو در جوابش یهدیکم الله بگو ، هرگاه مریض شد ، به عیادتش برو و هر گاه که وفات یافت در تشییع جنازه اش شرکت کن . ))

سعدی رحمه الله در شرح این حدیث می گوید : (( رعایت این حقوق ششگانه به نسبت دیگران ، باعث خیر عظیم و پاداش زیاد می گردد ، یکی از این حقوق (( هرگاه با او روبرو شدی ، بر او سلام کن ، )) حقیقتا سلام ، سبب محبت می گردد ، محبتی که از موجبات ایمان است ، همانگونه که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم می فرمایند : قسم به کسی جانم در دست اوست ، وارد بهشت نمی شوید مگر اینکه ایمان بیاورید و ایمانتان کامل نیست مگر اینکه یکدیگر را دوست بدارید ، آیا شما را راهنمایی نکنم به امری که اگر انجام دادید ، محبت بین شما بیشتر گردد ؛ سلام کردن را در بینتان گسترش دهید .( مسلم روایت کرده است .) . سلام از زیباییهای اسلام است . دو طرف برای یکدیگر دعای سلامتی و رحمت و برکت می نمایند و این باعث خوشرویی و سرور گشته و الفت و محبت را ایجاد می کند .بنابراین سلام کردن  از حقوق یک مسلمان بوده و جواب آن واجب است ، و بهترین مردم کسی است که آغازگر سلام باشد . ( بهجة القلوب الابرار و قرة عیون الاخبار فی شرح جوامع الاخبار 67 .

 

حافظ ابوحاتم ابن حبان رحمه الله می گوید : (( بر هر عاقلی واجب است که هدف از اخوت همنشینی و خوردن و نوشیدن با هم نیست ، اگر این طور بود دزدان هم با هدف دشمنی خود را به افراد نزدیک می کنند و این تقارب هرگز باعث برادری نمی گردد . بلکه از لوازم برادری متعادل بودن و پایین بردن صدا و تواضع و دوری گزیدن از اختلاف است . ( روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 88).

 

از قدیم گفته اند که شخص به تنهایی اندک و با برادرانش زیاد است ، عبدالعزیز بن سلمان ابرش رحمه الله می گوید : بر برادرانت بیفزا ، چرا که آنان از گنجینه ی طلا هم بهترند

چه بسیار پیش می آید که اگر دچار مشکلی شدی ، از برادران نسبی هم برایت مفیدترند .

روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 93 .

و محمد بن عمران الضبی می گوید :

در حقیقت ارزش شخص با دوستانش می باشد ، همانگونه که کف دست با بازو استحکام می یابد .

کف دستی که قطع شده باشد هیچ ارزشی ندارد ، و بازوی مقطوع الید هم کاربردی نخواهد داشت.

روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 86 .

حافظ بن حبان رحمه الله می گوید : (( واجب است یک انسان عاقل بداند که هیچ سروری به اندازه همنشینی با دوستان مسرت بخش نبوده و هیچ اندوهی با غم از دست دادن دوستان برابری نمی کند . )) روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 92 .

می گویم : علیرغم مواردی که بیان شد باید در نظر گرفت که سلیقه و طبع انسانها با هم متفاوت است ، شخص سنی مذهب تنها با مانند خودش همنشینی می کند ، اعضای احزاب هم نشست و برخاست شان با هم است ، کما اینکه فاسق با فاسق دوست است ، واین نکته ای است که در حدیث ابوهریرة رضی الله عنه مشهود است ، مسلم از ایشان روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : مردم معدن هایی مانند معادن طلا و نقره اند ، بهترینشان در جاهلیت ، بهترینشان در اسلام خواهند بود ، در صورتی که آگاه گردند ، روح ها ، سربازان آماده شده اند ، آشنایان با هم الفت گرفته و ناشناسان از یکدیگر دور می گردند )) . خطابی رحمه الله می گوید : (( منظور از آن می تواند همسانی در خیر و شر و فساد و صلاح باشد ، و اینکه انسانهای نیک به سوی مانند خود متمایل شده و بدها به سوی بدان رهسپار می گردند ، آشنایی روح ها بر حسب طبیعت های نیک و بد رقم می خورد ، اگر از این نظر با هم یکسان بودند ، بینشان الفت حاصل شده و در غیر این صورت از هم جدا می گردند . )) فتح الباری بشرح صحیح البخاری 7/31-14 .

 

اسباب هموار کننده دوستی :

مهربانی بین اهل سنت

حسن بصری رحمه الله می گوید : ای اهل سنت ، خداوند شما را رحم کند ، با یکدیگر مهربان باشید ، چرا که شما کمترین مردم هستید . )) اللالکائی 1/63 )

 

سفیان ثوری رحمه الله می گوید : با اهل سنت به نیکی رفتار کنید ، چرا که آنان غربیند )) اللالکائی 1/71 .

 

ایوب سختیانی رحمه الله : وقتی به من خبر می دهند که شخصی از میان اهل سنت وفات یافته است ، انگار برخی از اعضای بدنم را ازدست داده ام . ( اللالکائی 1/66)

 

از حافظ امام سفیان ثوری رحمه الله پرسیده شد : آب زندگی چیست ؟ گفت : دیدار با دوستان . ( روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 93 .

 

ربیعة رحمه الله می گوید : دو نوع مردانگی و شخصیت داریم : مردانگی در سفر ومردانگی در اقامتگاه زندگی : مردانگی در سفر این است که با دوستان کمتر اختلاف کنی ، شوخ طبع باشی ، و آبرو و شخصیتت  در محل زندگی در رفتن به مسجد و کثرت دوستان ایمانی و تلاوت قرآن است . ( روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 93-94 ).

صبر بر سرزنش دوستان

وقتی دوستانت تو را مورد ملامت قرار دادند ، ظرفیت داشته باش . حافظ بن حبان رحمه الله می گوید : باید زیاد سرزنش نکرد ، و به هنگام نعمت شاکر و در وقت مصیبت صابر و به هنگام بدی دیدن ، سرزنشگر بود . منصور بن محمد کریزی می گوید :

 

اگر دوستانت به تو محبت ورزیدند ، تو هم اینگونه باش و اگر به تو بدی کردند ، آنها را سرزنش کن .

زمانی که خواستی دوستت را ملامت کنی ، به او ناسزاگو نگو و عیوبش را بر ملا نکن .

با آنکس که با تو به نرمی رفتار کرد ، نرم باش و هرگاه دوستت از تو درخواستی داشت ، اجابتش کن .

علی بن محمد بسامی می گوید :

برادرانم را سرزنش می کنم و با آنها می مانم ، اینگونه نیستم که بعد از ملامت ، قطع ارتباط نمایم .

از اشتباه دیگران می گذرم در صورتی که ناخواسته مرتکبش شده باشد .

از ملامت بردبار و عدالتش ، بی تابی می کنم ، اما به نادانی نادانان اهمیتی نمی دهم .

روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 180 .

 

پذیرش عذر دوستان:

حافظ ابو حاتم بن حبان رحمه الله می گوید : بر انسان عاقل لازم است که هرگاه دوستش از او عذرخواهی نمود ، اینکه عذرش را بپذیرد و اشتباهش را فراموش کند . چرا که هرکس عذر دیگران را نپذیرد ، بیم آن می رود که نتواند  در کنار حوض کوثر بر محمد صلی الله علیه و سلم وارد شود . محمد بن عبدالله بن زنگی بغدادی می گوید :

هرگاه دوستت بخاطر تقصیری از تو عذرخواهی کرد ، ستمش را بر او ببخشا و عفو نما ، چرا که بخشودن ، طبیعت هر آزاده ای است .

 

ومحمد بن اسحاق واسطی می سراید :

مورد شفاعت قرار خواهد گرفت ، کسی که جرمش باعث گردد که به گناهش اعتراف کند

توبه گنهکار از گناهش برای او سرزنشی است که گناهش را محو می کند .

 

روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 183.

 

ابو حاتم رحمه الله می گوید : لازم نیست کسی که گناهش را مخفی کرده ، مجازاتش را علنی کنند ، چرا که شخص عذر آورنده از دو حالت خارج نیست : در عذر آوری صادق است یا کاذب ، اگر صادق باشد ، مستحق عفو و گذشت است چرا که بدترین مردم کسی است که لغزش هایش را مخفی نگه نمی دارد ، و اگر در عذر خواهی کردنش کاذب باشد ، لازم است که شخص از خطای گذشته ی گنهکار چشم پوشی کرده و بخاطر نیکی جدیدش که همان توبه باشد ، او را تشویق کند و بدانیم که معذرت خواهی از برادر هیچ عیبی ندارد .

 

ابرش می سراید :

فرض کن همانگونه که تو فکر می کنی من بدی کرده ام ، پس مهر برادری کو ؟!

 

یا اینکه تو جواب بدی من را با بدی می دهی ، در این صورت فضل و مردانگی تو کجا رفته است ؟!

 

ابن زنگی بغدادی هم می سراید :

فرض کن ، بدی کرده ام ، و جرمم مانند جرم ابی لهب است

من توبه می کنم همانگونه که بدی کرده ام ، راستی تو چقدربدی انجام داده اما توبه ننموده ای ؟!

و محمد بن ابی علی از اصمعی برایم می گوید :

نزدت می آیم و از تمام گناهانم توبه می کنم  ، بهترین مردم کسی است که اشتباه کند ، پس توبه نماید .

مگر ندیده ای که وقتی از خداوند درخواست عفو می شود ، می آمرزد ؟ و او کسی است که تمام عقوبت ها و پاداش ها را در اختیار دارد .

 

روضة العقلاء و نزهة الفضلاء 184-185 .

 

خوشرو و متبسم بودن در مقابل دوستان

ابوحاتم رحمه الله می گوید : لازم نیست ، کسانی که رهپویی میدان حق نصیبشان شده است ، هرگاه مقصرین در این زمینه را مشاهده کردند ، با آنها با چهره ای عبوس و گرفته برخورد کنند ، بلکه شایسته است به نسبت آنها خوشرو باشند ، چرا که شاید در علم خداوند رجوعشان به صلاح نوشته شده باشد . محمد بن ابی علی خلادی از محمد بن موسی سمری از حماد بن ابی اسحاق نقل کرده است که سروده است :

جوانی است به صفای آب ، خوشرو  و دارای وعده های زیبا و قشنگ .

 

باعث خوشحالی تو می شود و صورتش می درخشد در آن هنگام که شخص بدکردار و بخیل فضا را نازیبا می کند.

از رفتار و گفتار های ناشایست و ناروا به دور است و چشمانش هر گز به دنبال شر و بدی نیست .

 

منصور بن محمد کریزی می سراید :

هیچ کار زیبایی را نمی توانی انجام دهی ، مگر اینکه خوشرو باشی .

 

به هنگام قرار گرفتن در برابر نیکی ، دستهایت را برای انجامش باز کن اما دست و پاهایت از انجام کارهای بد در زنجیر باشد .

روضة العقلاء ونزهة الفضلاء 76

دوست داشتن دوستان

حافظ ابن کثیر رحمه الله می گوید : دوستان ابن ابی دنیا انتظارش را می کشیدند ، ناگهان باران آمد و بین آنها فاصله انداخت ، ابن ابی دنیا بوسیله ی نامه برایشان شعری را فرستاد :

 

بنده مشتاق دیدار شمایم ، ای دوستان و ای چشم ها و گوشهایم

من چگونه شما را فراموش کنم در حالی که قلبم نزد شماست ، اگرچه باران بین ما فاصله انداخته است .

البدایة و النهایة 11/60 .

 

خلیل بن احمد فراهیدی رحمه الله به دوستش گفت :

چشم آنچه را که دوست می دارد ، می بیند اگرچه نزدش نباشد ، در حقیقت چشم قلب هرگز از نگریستن باز نمی ماند. اگر تو نزد من نیستی ، در واقع یاد تو با من است ، و قلبم تو را می بیند علیرغم اینکه جلو دیدگانم نیستی

.

خداوند متعال می فرماید : ((و در [روی‌] زمین به نخوت گام برمدار، چرا که هرگز زمین را نمی‌توانی شکافت، و در بلندی به کوهها نمی‌توانی رسید.)) الاسراء:37]. امام سعدی رحمه الله در تفسیر این آیه می گوید : یعنی از روی تکبر و خودبزرگ بینی بر روی زمین راه نرو ، چرا که تو عملا نمی توانی با تکبرت زمین را بشکافی یا به بلندی کوهها برسی ، بلکه تو نزد خداوند و انسانها ، حقیر و مبغوض هستی و رفتارت بدون اینکه بدانی بدترین وزشت ترین اعمال است . ( تفسیر سعدی سوره الاسراء )

 

امام مسلم بن حجاج رحمه الله در صحیحش می گوید : یحیی بن ایوب و قتیبة و ابن حجر گفتند که اسماعیل – یعنی ابن جعفر- از علاء از پدرش از ابی هریرة از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت می کند که فرمود : صدقه از مال کم نمی کند و عفو و گذشت جز عزت برای صاحبش به همراه ندارد و هر کس بخاطر خداوند تواضع کند ، الله متعال او را بلند مرتبه می گرداند .))

 

امام نووی رحمه الله در شرح مسلم در مورد این حدیث می گوید : (( هرکس بخاطر خداوند فروتنی کند ، الله او را بلند مرتبه می گرداند )) : این حدیث دو وجه دارد : اولا اینکه در دنیا درجه اش بالا می رود و بخاطر تواضعش نزد مردم جایگاه رفیعی می یابد و دوم اینکه منظور از آن پاداش اخروی است که بخاطر فروتنی در دنیا ، منازل آخرتش هم رفعت می یابد . علما گفته اند : معمولا این مفهوم در عالم واقع مشاهده می شود و برخی اوقات در دنیا و آخرت رفعت مقام به شخص داده می شود .( شرح نووی لصحیح مسلم 8/386 ) .

زشت ترین چیز آن است که شخص خودش را بالا بداند ، در حالی که نزد مردم حقیر است .

مانند ستاره متواضع باش ، که در صفحه ی آب  شروع به درخشیدن می کند در حالی که جایگاهش بسیار بالاست.

مانند دود نباش که خودش را بالا می گیرد ، در حالی که جابگاهی پست و پایین دارد .

 

ابوثور می گوید از شافعی شنیدم که می گفت : شایسته است که فقیه بخاطر تواضع و شکرگزاری از الله ، بر روی سرش خاک بگذارد . ( سیر اعلام النبلاء 10/53) .

یحیی بن معین می گوید : کسی را به مانند احمد ندیدم ، پنجاه سال با هم بودیم ، حتی یکبار هم فخر فروشی نکرد ، چرا که خیر و خوبی در او وجود داشت . (سیر اعلام النبلاء 11/214 ) .

عبدالرحمن بن مهدی رحمه الله می گوید : گفته می شود که هر گاه عالم تر از خود را مشاهده می کرد ، آن روز ، روز بهره گیریش بود ، و اگر با مانند خود روبرو می شد ، به مدارسه و یادگیری می پرداخت ، و اگر با شخصی که علمش از او کمتر بود ، مواجه می شد ، متواضعانه یادش می داد .( سیر اعلام النبلاء 9/203)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.