آیا پیامبر قسمت هایی از قرآن را حذف کرده است ؟
آیا پیامبر قسمت هایی از قرآن را حذف کرده است ؟ موضوع: قرآن تاریخ انتشار: 2016-03-12 | بازدید: 757

آیا پیامبر قسمت هایی از قرآن را حذف کرده است ؟

 

باطل گرایان چه در گذشته و چه در عصر حاضر ، شبهاتی در مورد اسلام و خصوصا قرآن انتشار می دهند ؛ چرا که می دانند قرآن اولین اصل شریعت و محور اساسی دین اسلام بوده و تشکیک در آن مساوی است با تشکیک در شریعت و از بین بردن اصل منهج اسلام .

 

یکی ازشبهاتی که در مورد قرآن بیان می دارند این است که می گویند : پیامبر عمدا یا از روی فراموشی قسمت هایی از قرآن را حذف کرده است ؛ و لذا قرآنی که امروزه مسلمانان در اختیار دارند ، قرآنی نیست که خداوند از طریق جبرئیل بر پیامبرش وحی کرده است .

 

این شبهه افکنان در این زمینه به آیه ای از قرآن و حدیثی از پیامبر استدلال می کنند . اما آیه : خداوند متعال می فرماید : ((ما بزودی [آیات خود را به وسیله سروش غیبی‌] بر تو خواهیم خواند، تا فراموش نکنی؛جز آنچه خدا خواهد، که او آشکار و آنچه را که نهان است می‌داند. )) الأعلی:6-7 و حدیث : رسول الله صدای قرائت شخصی را که شب هنگام در مسجد می خواند را شنید ، پس فرمود : (( خداوند او را رحم کند ، فلان و فلان آیه را به یادم آورد که من از فلان سوره آن را فراموش کرده بودم )) متفق علیه.

 

شبهه افکنان از آیه و حدیث فوق این برداشت را کرده اند که پیامبر قسمتی از آیات را عمدا یا حداقل از روی فراموشی حذف کرده است ؛ و این امر منجر به این اعتقاد می شود که بگوییم بر اساس قرآن و حدیث ، قرآن موجود، ناقص است – بنابر فهم این افراد - .!!
بدون شک مطالعه ی مغرضانه و فهم بیمارگونه از آیات قرآن ، باعث قائل شدن به این شبهه شده است ، اما قرائت منصفانه و فهم صحیح ، غیر از این است چرا که حقیقت جو هدفش یافتن حقیقت است هر جا که باشد .

با این مقدمه ، در مورد حدیث و آیه سخن می گوییم تا حقیقت آن را آشکار سازیم .

آیه ی کریمه :

 از دو جنبه باید مورد بررسی قرار گیرد : 1- در مورد (( فلاتنسی )) و 2- در مورد (( الا ما شاء الله )) .

اما جنبه ی اول : بحث در مورد (( لا )) است که بر تنسی وارد شده است ؛ شبهه افکنان میگویند : این (( لا )) ناهیه است و معنای آیه این می باشد که خداوند ، پیامبرش را نهی می کند از اینکه قسمتی از قرآن را فراموش کند و هرگاه آیه در سیاق نهی قرار گیرد ،  مدلول آن بیانگر عارض شدن نسیان بر پیامبر است ،  لذا بعید نیست که رسول الله قسمتی از قرآن را فراموش کرده و قرآن ناقص باشد .

در جواب باید گفت : این فهم از قرآن بر اساس دو امر مردود است :

آنچه جمهور مفسرین – که در این زمینه کارشناسند – بدان قائلند این است که (( لا )) در آیه ناهیه نیست بلکه نافیه می باشد و بین ایندو تفاوت وجود دارد ، چرا که اولی نهی را می رساند و دومی نفی را . و لذا بر این اساس ، آیه پیامبر را نهی نمی کند که مبادا قسمتی از قرآن را فراموش کند ؛ بلکه قضیه کاملا بر عکس است قرآن خبر داده است که بگونه ای قرآن را به پیامبر خواهد آموخت که هرگز فراموش نکند .

 

ثانیا اگر (( لا )) در آیه ناهیه بود ، حذف حرف آخر فعل بعدش واجب می شد و اقتضای آن این بود که در آخر (( تنس )) فتحه قرار گیرد ، اما در رسم قرآنی ، (( تنسی )) بدون حذف حرف عله مرقوم شده است و این دلالت بر این نکته دارد که لا ناهیه نبوده ، بلکه نافیه است .

بر فرض قبول این نکته که (( لا )) ناهیه است بازهم معنای آیه درست بود و فهم بیمارگونه ی شبهه افکنان از آن مستفاد نبود ؛ و می توانستیم بگوییم که نهی خداوند از فراموش کردن قرآن ،  به این صورت تفسیر می شد  که پیامبر ، موظف بود اسباب بازدارنده از فراموشی را فراهم آورد  ، اسبابی مانند قرائت و یادآوری آیات . 

 

اما جانب دوم : در مورد (( الا ما شاء الله ))

در این زمینه باید گفت که استثناء در این آیه صوری است نه حقیقی ، به این معنا که حقیقت استثنا که مستثنی دانستن چیزی از چیز دیگر باشد ، مد نظر نیست بلکه تنها صورت استثنا را دارد . مانند اینکه شخصی به رفیقش می گوید : تو در آنچه دارم شریک من هستی مگر آنچه که خداوند بخواهد ؛ که اینجا مرد قصد ندارد چیزی را استثنا کند . و دو امر گویای این مطلب می باشد که استثنا در آیه صوری است نه حقیقی :

الف- آنچه در مورد سبب نزول آیه بیان شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم با زیاد خواندن قرآن به هنگام وحی ، خودش را خسته می کرد ؛ از ترس اینکه شاید آن را فراموش کند ، پس رحمت خداوند به نسبت پیامبرش اقتضا کرد که در این زمینه به ایشان اطمینان دهد و لذا  این آیه نازل شد ، همانگونه که آیه ای دیگر در این زمینه است : ((زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [= قرآن‌] حرکت مده،چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست!)) القیامة:16-17).

 

ثانیا (( الا ما شاء الله )) فراموش کردن را به خواست خداوند معلق ساخته و آن مشیئت به وقوع نپیوسته است . بنابراین پیامبر هرگز قرآن را فراموش نکرده است و آنچه که گویای عدم وقوع این مشیئت می باشد قول خداوند متعال است که می فرمایند : ((چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست)) این آیه دلالت می دهد که خداوند محافظت از قرآن در سینه ها و جمع کردن آن در سطور را تضمین نموده است لذا فحوای این آیه با قول به نسیان پیامبر منافات دارد و لذا می گوییم : مشیئت خداوند به اینکه پیامبر ، مقداری از قرآن را فراموش کند هر گز به وقوع نپیوسته است .

اگر بگویند : در صورتی که استثنا صوری باشد ، آیه چگونه معنا می شود ؟ در جواب باید گفت : هدف از چنین استثنایی این است که مخاطبین قرآن بدانند ،‌عدم فراموشی پیامبر که خداوند وعده اش را داده تنها بخاطر فضل و احسان الهی است و اگر پروردگار می خواست که پیامبر چیزی از قرآن را فراموش کند مطمئنا این امر صورت می گرفت ، به مانند این استثنا در جایی دیگر در مورد بهشتیان نیز آمده است : آنجا که خداوند متعال می فرماید : ((و اما کسانی که نیکبخت شده‌اند، تا آسمانها و زمین برجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. [که این‌] بخششی است که بریدنی نیست.)) هود:108 استثنا در این آیه نیز حقیقی نیست و تنها برای بیان فضل خداوند بر بهشتیان ذکر شده است و این نکته را بیان می کند که ورودشان به بهشت بخاطر فضل و رحمت الهی بوده و اگر خداوند می خواست می توانست آنها را به بهشت وارد نگرداند .

 

ثانیا : برفرض که بگوییم استثنا در آیه حقیقی است ، بر دو اساس باید آن را تفسیر کرد : اول اینکه منظور از آن نسخ تلاوت برخی از آیات است که نسخ ، اقتضای نسیان است ، همانگونه که برخی از آیات قرآن بر پیامبر نازل شده و آن را بر مردم تلاوت فرمودند و صحابه هم آن را فهمیدند ، سپس تلاوتش نسخ شده است ، بنابراین منسوخ شدن باعث فراموشی می شود چرا که دیگر قرائت نمی گردد . دوم اینکه منظور از آن فراموشی مقطعی و موقت بعد از ابلاغش به مردم می باشد بعد از آن خداوند شخصی را قرار می دهد که به او یادآوری کند . همانگونه که در حدیث مذکوره بیان شده است

.

اما استدلالی که به حدیث در مورد حذف شدن قسمت هایی از قرآن توسط پیامبر صلی الله علیه و سلم شده است از سه جنبه مردود است .

گفتار رسول الله صلی الله علیه و سلم که فرمودند : (( آنها را جا انداخته بودم )) منظور اسقاط عمدی نیست ، بلکه منظور از آن فراموشی می باشد و آنچه که این تفسیر را تایید می کند روایتی دیگر از این حدیث است که حضرت صلی الله علیه و سلم فرمودند : (آنها را فراموش کرده بودم) ( متفق علیه ) بنابراین روایت دوم تصریح دارد که منظور از اسقاط ،اسقاط عمدی نبوده بلکه منظور همان فراموش است  .

نسیانی که در حدیث وارد شده است ، نسیان از بین رفتن و حذف شدن به طور کلی نیست ، و لذا باعث اسقاط قسمتی از قرآن نمی شود . چرا که آیات فراموش شده توسط پیامبر ، بگونه ای بوده است که قبلا آنها را حفظ داشته و به یارانش ابلاغ نموده و آنها هم آن را حفظ کرده و فهمیده و نوشته و ابلاغ کرده اند ، با این حال بر فرض عارض شدن فراموشی بر پیامبر در مورد برخی از آیات ، وجودشان در حافظه و مصحف های صحابه گویای محفوظ ماندن تمام قرآن است که خداوند تمام اسباب حفظ قرآن را فراهم نموده است .


نسیانی که در حدیث ذکر شده ، نسیان دائمی که مربوط به امور تبلیغ و احکام و تکالیف شرعی باشد نیست ، بلکه منظور از آن فراموشی موقت است که بر هر انسانی عارض می شود و بلافاصله شخص آن را به یاد می آورد ؛ بنابراین حدیث در تمام روایاتش گویای این مطلب نیست که آیات قرائت شده توسط آن مرد از ذهن پیامبر به طور کامل پاک شده بود و بعد از آن هم هرگز به یاد نمی آورد و این را هم نمی رساند که قبلا آنها را به مردم ابلاغ نکرده بود بلکه نهایت آنچه که از حدیث مستفاد است این می باشد که در آن وقت به طور موقت آیات در یاد پیامبر نبود اما به محض اینکه مرد آن آیات را قرائت نمود فورا رسول الله صلی الله علیه و سلم آنها را به یاد آورد . و هر عاقلی می داند فراموشی موقت مطلبی گویای محو دائمی آن از ذهن نمی باشد و دلیل آن کاملا واضح است و واقعیت امر مردم هم آن را تایید می کند ، گاهی به علت مشغولیت به امری ، موضوعی دیگر در یاد انسان نخواهد بود در عین حالی که شخص در همان زمان می داند که چنین موضوعی در حافظه دارد و هر وقت بدان نیاز باشد می تواند آن را به یاد بیاورد ، این امری کاملا طبیعی است و از هر انسانی منتظر است و فراموشی پیامبر صلی الله علیه و سلم از این باب بوده است .

نکته ای دیگر : علما و محققین بر این باورند که فراموشی یا در باب امورات تبلیغ و وحی می باشد و یا خیر ، اگر منظور از نسیان در باب تبلیغ و وحی باشد به هیچ وجه قبل از ابلاغ وحی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم عارض نشده است چرا که با وظیفه ی ابلاغ رسالت در تنافی است ، اما بعد از ابلاغ احتمال دارد گاهی اوقات فراموشی عارض شود اما استمرار نخواهد داشت و به زودی آنها را به یاد خواهد آورد ، و نسیان در زمینه های غیر تبلیغ و وحی ، پیامبر صلی الله علیه و سلم و دیگران با هم هیچ فرقی ندارند .

 علاوه بر ادله ی تفصیلی که در این زمینه ذکر شد ، بیان دو نکته ی دیگر خالی از لطف نیست :

به هیچ وجه قابل تصور نیست پیامبری امین که از جانب خداوند برای رساندن پیام امین دانسته شده ، چنین کاری را انجام دهد و قرآن را تغییر داده و در آن زیادت و نقص بوجود آورد ، چرا که در این صورت این بزرگترین خیانت خواهد بود ، و شایسته نیست چنین شخصی ، مامور رساندن پیام آسمانی به مردم باشد .
اگر پیامبر برخی از آیات را حذف کرده است ، بهتر بود آیاتی را حذف کند که خود ایشان در آن مورد مواخذه و نقد قرار گرفته بود مانند گفتار خداوند متعال که می فرماید : ((و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود، در دل خود نهان می‌کردی و از مردم می‌ترسیدی، با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسی. )) الأحزاب:73 ، همچنین در جایی دیگر می فرماید : ((چهره در هم کشید و روی گردانید،)) عبس:1) بنابراین اگر اقوال دروغ پردازان درست بود ، این آیات برای حذف شدن باید اولویت داشت .

خلاصه : در رد این شبهه می گوییم : آیه ی کریمه بیانگر نفی حصول نسیان از جانب پیامبر است که وعده ی اکید خداوند بر این قرار گرفته که پیامبر به صورت موبد آن را فراموش نخواهد کرد و نسیانی که در حدیث ذکر شده منظور از آن حذف ِآیات و نسیان تبیلغ نیست ، بلکه آن فراموشی موقت و از روی غفلت است و اینکه بعد از حفظ و فهم و تبلیغ ، موقتا از یادش رفته است و این صفات انسانها است و پیامبر هم انسان است ، اما آنچه مهم است اینکه به هیچ وجه این نسیان استمرار نداشته و به زودی حضرت صلی الله علیه و سلم آن را به یاد آورده است . و به هیچ وجه درست نیست که منظور از نسیان اسقاط دائم آیات و حذف آنها بدانیم چرا که هیچ عقل سالمی آن را نمی پذیرد .

 

http://articles.islamweb.net/media/index.php?page=article&lang=A&id=137304

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال سفیان الثوری رحمه الله: «إذ أحببت الرجل فی الله، ثم أحدث فی الإسلام فلم تبغضه علیه فلم تحبه فی الله» الحلیة الأولیاء (7/34) 

امام سفیان ثوری رحمه الله می فرمایند: «هرگاه کسی را بخاطر الله دوست داشتی، سپس آن شخص بدعتی در اسلام ایجاد کرد و تو بخاطر آن بدعتش وی را مبغوض نداری، پس بدان که او را بخاطر خدا دوست نداشته ای».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.