آیا قرآن عقیده ی تثلیث را تایید می کند ؟
آیا قرآن عقیده ی تثلیث را تایید می کند ؟ موضوع: قرآن تاریخ انتشار: 2016-03-12 | بازدید: 1197

آیا قرآن عقیده ی تثلیث را تایید می کند ؟

 

برخی از مسیحیان برای تایید اعتقاداتشان به برخی از آیات قرآن کریم مراجعه کرده و بر اساس معتقدات خود آنها را تفسیر می کنند و این گویای ایمان آنها به قرآن و تصدیق کتاب آسمانی ما نیست ، بلکه تنها بخاطر به فتنه انداختن مومنان و مرتد نمودن آنها ، به این عمل مبادرت می ورزند .

 

به عنوان مثال برای اثبات عقیده ی تثلیث به برخی از آیات قرآن کریم استدلال می نمایند ، یکی از آیاتی که در این زمینه بدان تمسک می جویند ، گفتار خداوند متعال است آنجا که می فرماید : ((مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوی مریم افکنده و روحی از جانب اوست. )) النساء:171)  و از این آیه برداشت می کنند که خداوند سه تا در یکی و یا یکی در سه تا هست که الله و عیسی و روح القدس باشد و یا می گویند : خدای پدر و خدای پسر و روح القدس . و بر این اساس ابراز می دارند : پدر و پسر و روح القدس  ، هر سه خداوند هستند . این خلاصه ی عقیده ی تثلیث است .

 

همچنین یکی از استدلال های آنان در این زمینه ، نسبت دادن ضمیر جمع به الله متعال است  ؛ همانگونه که خداوند عزوجل می فرماید : ((ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه‌] پیروزی درخشانی!))  الفتح:1)   و می فرماید : ((ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، باشد که بیندیشید.)) یوسف:2)  و می فرماید : ((بی‌تردید، ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم، و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود. )) الحجر: 9) و آیات زیادی که در این زمینه وجود دارد و می گویند که این اسنادهای ضمیر جمع به خداوند در قرآن گویای عقیده ی تثلیث می باشد .

 

گروهی دیگر از نصارا ابراز می دارند که از صیغه ی (( بسم الله الرحمن الرحیم )) که آیه ای از قرآن است را می توان عقیده ی تثلیث را برداشت کرد و آنرا سه صیغه به حساب می آورند ؛ می گویند : بسمله ی مسیحیان  این است  :  به نام پدر ، پسر و روح القدس ، و بسمله ی اسلامی هم (( بسم الله الرحمن الرحیم )) می باشد ، نزد مسیحیان پدر ، پسر و روح القدس مطرح است و اینجا الله ، الرحمن و الرحیم !!

 

این خلاصه ی قول در مورد استدلال مسیحیان به عقیده ی تثلیث از قرآن بود و مواردی دیگری هم هست که نمی خواهیم در اینجا بدان بپردازیم .

 

شایسته است شخص بپرسد آیا واقعا در قرآن آیاتی که – وفق اعتقاد آنها - دال بر عقیده ی تثلیث باشد وجود دارد ؟ در این مقاله می خواهیم به این سوال پاسخ دهیم ، اما قبل از آن باید به امر مهمی اشاره کنم : افرادی که با استدلال به قرآن می خواهند برخی از عقائد مسیحیان را اثبات نمایند از روش غربال گری در استدلال استفاده می نمایند به این روش که برخی از نصوص که موید عقائدشان است را گرفته و تمام نصوصی که در نقض مذهب و ابطال عقائدشان می باشد را به گوشه ای می اندازند و قرآن به این امر اشاره فرموده است : ((آیا شما به پاره‌ای از کتاب [تورات‌] ایمان می‌آورید، و به پاره‌ای کفر می‌ورزید؟ )) البقرة:85 و این منش کسی نیست که در پی کسب حقیقت است بلکه پیروان هوی و هوس چنین مسلکی دارند .

 

بنابراین لازم است کسی که می خواهد با قرآن ، عقیده ی تثلیث را اثبات نماید ، در نظر داشته باشد که آیات زیادی در قرآن در ابطال این عقیده و کفر و شرک نامیدن آن ، آمده است ، لذا یا باید تمام ادله های قرآنی را بپذیرد و یا اینکه اگر می خواهد قسمتی از آیات را گرفته و قسمتی دیگر را رها نماید از استدلال کردن به قرآن خودداری نماید ، چرا که این خارج از انصاف علمی است .

 

بعد از این توضیح منهجی ، به شبهات مطروحه و رد آنها می پردازیم :

استدلالشان به آیه ی زیر بر عقیده ی تثلیث ، آنجا که خداوند متعال می فرماید : ((((مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوی مریم افکنده و روحی از جانب اوست. )) النساء:171 )) در جواب می گوییم : این گفته ی شما که می گویید سه تا ، یکی هستند و یکی سه تاست ، با یکدیگر در تناقض آشکار است ، چرا که هیچ عاقلی نمی تواند معتقد باشد که یک چیز در عین حال که سه تاست ، یکی هم می باشد چرا که این این ، اجتماع ضدین است و اجتماع ضدان به اتفاق عقلا محال است .

 

ثانیا باید گفت : مقصود از (( الکلمة)) در اینجا کلمه ای است که با آن آسمانها و زمین بر پا شده است که همان لفظ (( کن : باش )) می باشد و در واقع با این کلمه همه ی مخلوقات ایجاد شده اند ، و در آیه ((  کلمة )) به الله مضاف شده است و صفتی از صفات حضرت حق است لذا از باب اضافه ی صفت به موصوف می باشد و کاملا مشخص است که صفت قائم به ذات نیست بلکه ناچارا باید موصوفی داشته باشد ، بنابراین کلمه در این آیه ذاتا مستقل نبوده و قائم به ذات نمی باشد .

 

اما منظور از (( الروح )) در آیه ، آن نیست که شما پنداشته اید  ؛ و در این زمینه باید بیان داشت : اگر شما اعتقاد دارید که تنها عیسی مسیح صفت فرزندی و الوهیت را داراست و در این زمینه به گفتار خداوند متعال که فرموده اند : (( وروح منه : روحی از او )) استدلال می کنید ، پس با این گفته ، لازم می آید که بگویید استحقاق آدم علیه السلام به نسبت فرزند خداوند بودن بیشتر از عیسی علیه السلام است  ، چرا که خداوند متعال در مورد آدم می فرماید : ((پس وقتی آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید. )) الحجر:29) بنابراین بدون شک این گفتارتان دلیلی بر علیه خودتان می باشد . بنابراین وقتی گفتار خداوند متعال در مورد آدم که فرموده اند : (( از روحم در او دمیدم )) دال بر این است که این روح مخلوق است و صفتی از صفات باریتعالی نیست ، در مورد عیسی هم باید چنین باشد . چرا که لفظ یکی است . ضمن اینکه اعجاز در مورد آفرینش آدم بدون پدر و مادر بیشتر از اعجاز آفرینش عیسی بدون پدر است ، و بر اساس قول شما در این صورت آدم باید بیشتر از عیسی استحقاق فرزندی خداوند را داشته باشد ؛ با این تفاصیل مشخص شد که منظور از (( روح )) در آیه چیزی غیر از اعتقاد شماست و آن اینکه این روح خلقی از خلق الله است .

 

 مضاف بر این ، لفظ (( منه : روحی از او )) ، گویای این است که تمام امر آفرینش به الله برگشته و از او آغاز می شود و همانگونه که علما گفته اند : (( من )) ابتدایی است و ضمیر در آن به الله بر می گردد ، مانند گفتار خداوند متعال که می فرمایند : ((وسخر لکم ما فی السماوات وما فی الأرض جمیعًا منه} (و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد؛ همه از اوست. : الجاثیة:13)) یعنی تمام آنچه را که در زمین و آسمانهاست آفرینش و ایجادش با خداوند بوده است ؛ پس روح در این آیه نیز مخلوقی از مخلوقات خداوند بوده و قائم به ذات نمی باشد .

 

باید تصریح کنم که منبع عقیده ی تثلیث متنی است که در انجیل متی آمده است : مردم را به اسم پدر و پسر و روح القدس غسل می دهند )) و اعتقادشان به تثلیث را بر این قول استوار ساخته اند و گفته اند که خداوند سه اقنوم دارد و لفظ اقنوم هیچ پیامبری قبل از عیسی علیه السلام و حتی خود عیسی علی نبیناو علیه الصلاه و السلام بدان تلفظ نکرده است حتی حواریون و یاران عیسی هم چنین لفظی بکار نبرده اند و این نکته ای است که خودشان بدان معترفند .

 

نکته ی دیگر اینکه کتابهای منقول از پیامبران که نزدشان دارند هیچکدام  صفات خداوند را به اسم پسر و روح القدس نامگذاری نکرده است ، و مسبوق به سابقه نیست که پیامبری علم و حکمت و کلام خداوند را ، فرزند خداوند نامیده باشد یا اینکه حیات و قدرت باریتعالی به روح القدس نامگذاری نماید ، بلکه منظور از روح القدس در سخنان پیامبران ، فرشته یا آنچه که بر قلوب پیامبران و صالحان از هدایت و نور نازل می شود ، بوده است . با بیانات فوق دانسته می شود که تفسیرشان از قول عیسی مسیح علیه السلام به این صورت که به اسم پدر و پسر و روح القدس غسل می دهند ، دروغ بستنی آشکار بر این پیامبر خداست .

 

  اما استدلالشان به اینکه در برخی از آیات قرآن ضمیر جمع به الله نسبت داده شده است ، این موضوع به هیچ وجه نمی تواند گویای عقیده ی تثلیث باشد ؛ بلکه این استدلال بیانگر نادانی و فقر علمی گوینده بوده که با کلام عرب و اسلوب قرآن هیچ آشنایی نداشته است .

 

توضیح اینکه : صیغه ی نسبت دادن ضمیر جمع به مفرد که در جاهای مختلفی از قرآن آمده است ، صیغه ای که نزد عرب شایع است و به هیچ وجه نمی توان تعدد متکلم را فهمید ، بلکه بخاطر تفخیم و تعظیم استفاده می شود ؛ اگر عرب در کلامش گفت : این کار را انجام دادیم ، یا به فلان چیز امر کردیم و به فلان مکان رفتیم .. در تمام این موارد ، تنها منظورش بزرگداشت متکلم است و اگر لغت عرب را بررسی کنیم در شعرها و نثرهای آنان چنین اسلوبی را خواهیم یافت و قرآن هم بر اساس لغت عرب نازل شده است .


ضمنا ، در قرآن کریم آیاتی هم وجود دارد که با صیغه ی مفرد از الله سخن می گوید  ، همانگونه که می فرماید :(( منم، من، خدایی که جز من خدایی نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار.)) } (طه:14) حتی در برخی جاها صیغه ی مفرد و جمع در کنار هم مورد استفاده قرار گرفته است ، مثلا در سوره ی علق در ابتدای آن می خوانیم : ((بخوان به نام پروردگارت که آفریدانسان را از عَلَق آفرید..)) العلق:1-2) این صیغه ی مفرد است ؛ و در آخر آن آمده است : ((بزودی آتشبانان را فرا خوانیم.)) العلق:18 باید گفت : اگر آیاتی که با صیغه ی جمع آمده است دال بر تثلیث است در این صورت جواب شما از آیاتی که با صیغه ی مفرد آمده است چگونه خواهد بود ؟!

بر فرض هم اگر بخاطر مناقشه بپذیریم که صیغه ی جمع در قرآن ، بر تعدد دلالت دارد  ، این سوال مطرح می شود که قائلین به این قول چگونه خدایان متعدد را در سه خدا محدود کرده اند و در این زمینه به کدام آیه از قرآن استدلال نموده اند ؟ !

 

اما استدلالشان به اینکه بسمله دال بر تثلیث است ، بیانگر جهالتشان به نسبت کلام عرب است با این توضیح که : صیغه ی بسمله در واقع تکرار صفات است ، خداوند رحمن ، رحیم ، ملک ، قدوس و .. می باشد و نود و نه اسم و بیشتر دارد اما ذاتش یکی است و تعدد ذات با تعدد صفت با هم متفاوتند . مسیحیان می گویند : به نام پدر و پسر و روح القدس ؛ در حالی که مسلمانان نمی گویند : بسم الله و الرحمن و الرحیم بلکه می گویند : بسم الله الرحمن الرحیم و تفاوت بین ایندو کاملا آشکار است .

 

و در پایان: تعبیرات قرآنی در مورد عیسی که ایشان را کلمه ی الله و روح منه نامیده است را باید در پرتو آیاتی دیگر که الوهیت و بنوت مسیح را نفی می کند ، فهمید و اینکه قائلین به این قول را کافر نامیده است این از یک طرف و از طرف دیگر ،  عیسی و مادرش از کسانی که او را خدا می نامند بیزاری جسته و به بشر بودنش اعتراف می کند و اینکه او خلقی از مخلوقات الله است که به صفت رسالت مشرف شده است و چیزی بالاتر از این نیست خداوند می فرماید : ((مسیح، پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او [نیز] پیامبرانی آمده بودند؛ و مادرش زنی بسیار راستگو بود.  )) المائدة:75)

 

با تفاصیل فوق مشخص شد که قول به تثلیث هیچ اصلی در قرآن ندارد بلکه نقیض آن در قرآن مضبوط است ، لذا این عقیده هیچ  عقل سالم و نقل صحیحی آن را نمی پذیرد بلکه همه ی دلائل آن را منتفی می داند .

http://articles.islamweb.org/media/index.php?page=article&lang=A&id=74401

 

 

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال سفیان الثوری رحمه الله: «إذ أحببت الرجل فی الله، ثم أحدث فی الإسلام فلم تبغضه علیه فلم تحبه فی الله» الحلیة الأولیاء (7/34) 

امام سفیان ثوری رحمه الله می فرمایند: «هرگاه کسی را بخاطر الله دوست داشتی، سپس آن شخص بدعتی در اسلام ایجاد کرد و تو بخاطر آن بدعتش وی را مبغوض نداری، پس بدان که او را بخاطر خدا دوست نداشته ای».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.