ای دردمندان ... پیامبر خدا ایوب را اسوه قرار دهید.
ای دردمندان ... پیامبر خدا ایوب را اسوه قرار دهید. موضوع: پیامبران تاریخ انتشار: 2016-04-06 | بازدید: 407

ای دردمندان ... پیامبر خدا ایوب را اسوه قرار دهید.

 

ای بندگان خدا ، امروز می خواهم در مورد فردی با شما سخن بگویم که کسی به مانند او دچار مصیبت نشد و در صبر کردن هم ضرب المثل شد . او ایوب پیامبر علیه السلام است . خداوند متعال در قرآن در دو موضع داستانش را بیان می فرماید : (( انبیاء 83-84 )) و در سوره ی (( ص 41-44)) . الله عزوجل می فرماید((و بنده ما ایوب را به یاد آور،)) ، ما هم او را به یاد می آوریم ، بلاهایی که با آن مواجه شد ، تحمل و صبری که پیشه نمود ، چگونگی نجات یافتن از مصائب و.... .

 

ایوب علیه السلام یکی از پیامبران ثروتمند خدا بود ، چهارپایان ، حیوانات ، زمین های زراعی فراوان ، سرزمین های گسترده وخانه های بسیار مجلل داشت ، که همه ی آنها  را از دست داد  و او در همه ی مراحل صابر بود ، صبر پیشه می کرد و می دانست که همه ی آنها از جانب خداوند است .. . خداوند او را با از بردن خانواده اش امتحان کرد ، فرزندان زیادی داشت ، همه وفات یافتند و هیچکدام زنده نماند ، اما او صبر کرده و خداوند را ستایش می کرد و می دانست که همه از جانب الله است ... سپس خودش بیمار شد ، بیماری جذام به تمام بدنش سرایت کرد بگونه ای که گوشت هایش از بدن جدا شده و جسمش تحلیل می رفت و هیچ جای سالمی در بدنش بجز قلب و زبانش باقی نماند ، اما او همچنان صبر کرده و به حمد خداوند مشغول بود .. این بلاها سالیان سال به طول انجامید  ، هیجده سال چنین وضعیتی داشت (1) تا اینکه مردم او را رها کرده و ملامت می نمودند ، حتی از شهر بیرونش کرده و در محل اجتماع زباله ها انداختند .

 

اما او همچنان بردبار بوده و در مقابل همه ی این بلاها چشمداشت پاداش از خداوند را داشت ، شب و روز ، صبحگاهان و شامگاهان خدایش را یاد می کرد .

 

تنها دو نفر از برادرانش که گاه گاهی به دیدارش می آمدند و همسرش که اموراتش را انجام می داد در کنارش ماندند ، همسرش به او غذا می داد و نیازهایش را بر آورده می ساخت ، و گاهی اوقات مجبور می شد که در مقابل دریافت مزد در خانه ها خدمت کند ، در مقابل غذایی که به او می دادند .. . همسرش زنی مجاهد ، وفادار و سخت کوش بود ، زنی که می خواست احسان گذشته ی شوهرش را جبران کند ، او نیز زنی صبور بود و بخاطر مصیبتی که شوهر و خودش بدان مبتلا شده بود ، صبر می کرد ، با وجود اینکه قبلا در نعمت و آسایش بود ، و خدمتکار داشت اما الان خدمتکار مردم بود ... .

 

روزی یکی از برادران ایوب به برادر دیگر گفت : حقیقتا ایوب گناه بزرگی را مرتکب شده است ، و اگر اینگونه نبود حتما خداوند به او رحم می کرد ، وقتی ایندو بر ایوب وارد شدند ، آن مرد تحمل خود را از دست داده و گفته ی دوستش را برای ایوب بازگو کرد ، در این هنگام ایوب بسیار ناراحت شد ، و به آندو گفت : من نمی دانم شما چه می گویید ؟! اما به یاد دارم که روزی دو نفر با یکدیگر به منازعه پرداخته و هر دو یا یکی از آنها به ناحق قسم خورده و نام الله را بر زبان جاری ساخت ، به خانه ام می روم و بجای آندو کفاره می دهم در مقابل اینکه خوش ندارم نام الله به دروغ برده شود . دوستان ببینید ایوب چه تقوایی دارد و چگونه پروردگارش را به عظمت یاد می کند ، کفاره می دهد بجای مردم ، بخاطر اینکه حقی از حقوق الله را تضییع کرده اند . آیا مردی به مانند او دیده ای ، او چه گناهی را مرتکب شده است که خداوند به خاطر آن ، مورد رحمت قرارش ندهد ؟

 

همانگونه که روایت شده است خداوند دعا را از یاد ایوب برده و تنها ذکر خداوند بر زبان و قلب داشت ، تا اینکه در راستای تقدیر الهی این حادثه بوجود آمد و قرار بود که بلاها و مصائب ایوب تمام شود ، پس زبانش به دعا باز شد(2) و همانگونه که خداوند از زبان او حکایت می کند ((و ایوب را [یاد کن‌] هنگامی که پروردگارش را ندا داد که: «به من آسیب رسیده است و تویی مهربانترین مهربانانپس [دعای‌] او را اجابت نمودیم و آسیب وارده بر او را برطرف کردیم، و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان [مجدداً] به وی عطا کردیم [تا] رحمتی از جانب ما و عبرتی برای عبادت‌کنندگان [باشد]..»)) [الأنبیاء:83-84].

 

((و ایوب را [یاد کن‌] هنگامی که پروردگارش را ندا داد)) یعنی دعا کرد . در مورد یکی از سلف نقل کرده اند که گفت : ما بر حسن وارد شدیم در حالی که دندان درد داشت و می گفت((به من آسیب رسیده است و تویی مهربانترین مهربانان))در دعا کردن به ایوب اقتدا می کرد تا اجابت شود همانگونه که دعای ایوب مستجاب شد .(3) پیامبر خدا ایوب علیه السلام در این دعا الگوی ماست ، خداوند متعال از دعایش رضایت داشت و اجابتش کرد .

 

همسر ایوب برای رفع نیازهای شوهرش بیرون رفته بود ، در این هنگام به پیامبر خدا ایوب گفته شد ، همانگونه که خداوند متعال حکایت می فرماید (([به او گفتیم:] «با پای خود [به زمین‌] بکوب، اینک این چشمه‌ساری است سرد و آشامیدنی ))( ص 42) پس پایش را به زمین کوبید و چشمه ی آب سرد جوشیدن گرفت و در آن غسل کرد ، تمام بیمارهای ظاهری بدنش محو شد ، سپس از آن نوشید و دردهای درونیش نیز بهبود یافت .

 

بنابراین خداوند تمامی دردها و بیماریهای ظاهری و باطنی را از بین برد و سلامتی و زیبایی به او بخشید . وقتی ایوب در رفتن به نزد همسرش تاخیر کرد ، زن به جستجوی شوهر پرداخت و او را دید اما نشناخت ، گفت : آیا پیامبر خدا ایوب همان کسی که بیمار است را ندیده ای ؟ و در حالی که به او می نگریست ادامه داد : تو خیلی شبیه دوران سلامتی او هستی ، پس ایوب تبسمی کرد و گفت : من ابوبم .

 

خداوند متعال می فرمایند : ((و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان [مجدداً] به وی عطا کردیم )) [الأنبیاء:83-84] ((و [مجدداً] کسانش را و نظایر آنها را همراه آنها به او بخشیدیم، تا رحمتی از جانب ما و عبرتی برای خردمندان باشد.)) ص:41-44] فرزندانش مرده بودند ، خداوند عزوجل همه ی آنها را زنده کرد و فرزندانی دیگر هم به او عنایت فرمود ، به او و همسرش قدرت و جوانی عطا کرد و به این ترتیب همسرش فرزندانی دیگر را متولد ساخت و نسلش فزونی یافت .

 

خداوند متعال می فرمایند : (( رحمتی از جانب ما بوده است )) و این رحمت بخاطر صبر و ثبات و تواضع و خشوع در برابر پروردگار بوده است .

 

همچنین خداوند روزی فراوانی به او داد ، به وفور ثروت و مال نزدش می آمد ، ایوب دو مزرعه داشت ، مزرعه ای برای جو و مزرعه ای برای گندم ، دو تکه ابر روی نمود یکی از آنها در مزرعه ی گندم ، طلا بارید بگونه ای که مملو شد و دیگری در مزرعه ی جو نقره باریدن گرفت و آن را  از نقره پر ساخت . (4)

 

خداوند متعال می فرمایند : (([تا] رحمتی از جانب ما و عبرتی برای عبادت‌کنندگان [باشد].)) الأنبیاء:83-84] یعنی برای مردم مایه ی عبرت و پند است ، عبرتی است برای دردمندان و تسلی است برای صابران . به این صورت که هرگاه به یاد بلاهای ایوب و صبرش می افتند ، در حالی که او بهترین فرد زمانه اش بود ، بر صبر کردن توانشان بیشتر می گردد . لذا صبر می کنند و از خداوند چشمداشت پاداش دارند همانگونه که ایوب چنین کرد .

 

خداوند متعال در آیه ای دیگر می فرماید : (( رحمتی از جانب ما و عبرتی برای خردمندان باشد. )) ص:41-44]، یعنی ابتدا او را دچار مصیبت ها کردیم ، و صبر کرد ، سپس بلاها را برداشته و به او نعمت دادیم ، و این گویای این نکته است که هر کس صبر کند ، پیروزمند است .

 

((و عبرتی برای خردمندان باشد. )) یعنی مایه ی پند است برای عاقلان تا بدانند که عاقبت صبر ، گشایش و آسایش است .

 

محمد بن کعب قرظی رحمه لله می گوید : هر مومنی که دچار مصیبت شود ، باید به یاد مصیبت های ایوب بیفتد و با خود بگوید : او در حالی که از من بهتر بود ، با بلاهای بیشتری مواجه شد.

 

این مساله برای آن کس که اموال یا اولادش را از دست داده و بیمار است نیز مایه ی پند است ، باید ایوب را الگوی خود قرار دهد چرا که او به بلاهای بزرگتری دچار گشت اما همچنان صبر پیشه کرده و درخواست پاداش از الله داشت تا اینکه خداوند از همه ی بلایا او را رهاند . .

 

بنابراین همه ی تقدیرات الهی برای مومن خیر است ، که دیر یا زود آثارش را مشاهده خواهد نمود (5) ، خداوند هر کاری را که بخواهد انجام می دهد ، و بندگانش را امتحان می کند تا گناهانشان را آمرزیده و در مقابل آن بلاها ، به آنها پاداش دهد .

 

ایوب به هنگام بیماری قسم یاد کرد که همسرش را صد ضربه تازیانه بزند ، به خاطر اشتباهی که مرتکب شده بود ، حالا پیامبر خدا اگر اینکار رانکند ، قسمش را اجرا ننموده و این در شان یک پیامبر نیست ؟ از طرف دیگر چگونه می تواند همسرش را بعد از اینکه اینهمه به او خدمت کرد ، شلاق بزند ، واقعا بین دو راهی مانده بود ؟.. چگونه ممکن است چنین زن وفادار و نیکو سرشتی را زیر ضربه های تازیانه قرار دهد ؟ خداوند به او راه حل را نشان داد ، با روشی که آسانترین بود ، خداوند متعال می فرمایند : (([و به او گفتیم:] «یک بسته ترکه به دستت برگیر و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشکن )) این هم راه خروج برای کسی که تقوای الهی داشته و به سوی او رهسپار می گردد ، خداوند متعال می فرمایند : ((چه نیکوبنده‌ای! به راستی او توبه‌کار بود. ))

 

 

خطبه ی دوم

از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند : روزی ایوب در حال غسل کردن بود ، ناگهان ملخی از طلا بر او پدیدار گشت ، ایوب هم آن را با لباسش گرفت ، پرودگار او را ندا زد : ای ایوب ! آیا تو را از آنچه که می بینی ، بی نیاز نکردم ؟ ایوب گفت : به عزتت سوگند ، آری اما از برکتت بی نیاز نیستم ، (6) و در روایتی دیگر آمده است از برکاتت (7) و در جایی دیگر آمده : من نیازمند فضلت هستم (8) و در روایتی دیگر : ولی از رحمتت بی نیاز نیستم )) (9) و در روایتی دیگر : و چه کسی از رحمت یا فضلت بی نیاز است (10) . امام شافعی رحمه الله می گوید : بهترین مال نیک برای مرد نیکوکار است (11).

 

این حدیث گویای فضیلت ثروتمندی است ، البته در مورد کسی که به خود اعتماد داشته و می داند که شاکر خواهد بود و در راه درست آن را مصرف می کند (12) اما آنکس که احتمال می دهد شاید با مال و ثروت دچار طغیان و سرکشی گردد ، بهتر است ثروتمند نباشد ، رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : (( اموال کم و کافی بهتر از ثروت زیاد وسوسه گر است )) .

 

همچنین از این حدیث برداشت می شود که شخص باید در پی ازدیاد ثروت حلال خود باشد (13) و در این امر هیچ اشکالی وجود ندارد البته با شرطی که قبلا ذکر شد .

روز جمعه 22 ذی حجه 1435هـ - 17 اکتوبر 2014 م .

نویسنده : سمیر سمراد – امام خطیب الجزائر العاصمة


 

[1] - «السّلسلة الصحیحة» (17).

[2] - «فتح الباری» (6/421).

[3] - «تفسیر البسیط» للواحدی.

[4] - «السّلسلة الصحیحة» (17).

[5] - «تفسیر الهدایة» لمکی القیسی.

[6] - البخاری (279).

[7] - «سنن النسائی» (407).

[8] - مسند أحمد (10638).

[9] - «التعلیقات الحسان علی صحیح ابن حبان» (6196).

[10] - مسند أحمد (8038). انظر: «فتح الباری» (6/421).

[11] - «مرقاة المفاتیح» لعلی القاری (12/385).

[12] - «فتح الباری» (6/421) و«مرقاة المفاتیح» لعلی القاری (16/346).

[13] - «فتح الباری» (6/421).

http://www.mahaja.com/blog/node/73

 

 

 

 

 

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.