از خالد آموختیم..
از خالد آموختیم.. موضوع: جوانان تاریخ انتشار: 2016-04-16 | بازدید: 808

از خالد آموختیم..

 

هنگامی که انسان زندگی یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم را مطالعه می کند مواردی را مشاهده می نماید که شگفتی انسان را بر می انگیزد و به شوق وعلاقه اش نسبت به اندیشه اش می افزاید و عزت و افتخار خویش را درمی یابد و مسائلی را می آموزد که غیر قابل شمارش است و هیچ قلمی را یارای نوشتن آن نیست و هیچ کتابی آنها را در بر نمی گیرد؛ زیرا آنها کسانی بودند که همراه رسول الله زیستند و مستقیما از وی دانش آموختند وسنت و احادیثش را به دیگران منتقل نمودند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای آنها بهترین الگو بوده و نسبت به آنها شفقت و مهربانی فراوانی داشتند و نیز همواره احوال آنها را جویا می شد و یارانش نیز همراه او در پیکارهایش با دشمنان جنگیدند و الله بوسیله آنها دین را عزت بخشید.

 

و از میان آنها فرمانده زیرک و سرباز نمونه و قهرمان اسلام خالد بن ولید بود کسی که زره های جنگی در مقابل وی نرم می شدند و هر سپاه و لشکری که در مقابل وی قد علم کرد شکست را تجربه می کرد و با شمشیر عزتش افتخاراتی را بر عرصه تاریخ حک نمود که هیچگاه به فراموشی سپرده نخواهند شد.

 

 و به تاریخ آموخت که نفاق جایی در قلب انسان صادق ندارد، و در میادین نبرد به پیروزیهای فراوانی دست یافت و در پیشاپیش صف نبرد با دشمنان ایستاد...!

 

 

از خالد آموختیم…..

اسلام تنها راه چاره است، و هیچ عزتی جز در تمسک به آن نیست و بازگشت حقیقی بسوی آن است؛ و انسان هرچقدر تأثیرگذار باشد تأثیرش با مرگش خاتمه می یابد، اما تأثیر مسلمان در آخرت وی نیز مشهود می شود و او را به بالاترین منازل و درجات خواهد رساند به سخنان خالد گوش فرا ده آنگاه که فرمود: (به الله سوگند اکنون وقتش رسیده که حقیقت را بپذیرم و محمد فرستاده ی الله است تا کِی در گمراهی بمانیم؟، به الله سوگند بسوی وی می روم و به دین اسلام گردن می نهم).

 

 

از خالد آموختیم….

پشیمانی راستین آن است که انسان در قلبش آنرا محقق سازد و در درون خویش از کرده های پیشین خود احساس ناراحتی و اندوه بنماید.

 

 داستان مسلمان شدن خالد را از زبان خودش بشنویم:

 "هنگامی که بخدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رسیدم بر او سلام کردم و وی نیز با چهره ای گشاده پاسخ سلام مرا داد در مقابل وی نشستم و شهادتین را بر زبان جاری ساختم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هوش و ذکاوتی در تو مشاهده می کردم که امیدوار بودم تو را به راه حق رهنمون سازد، عرض کردم ای رسول الله برای من از الله به خاطر دشمنی هایم با دین الله طلب آمرزش کن؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا اسلام آنچه قبل از خودش رخ داده را محو می کند؛ گفتم ای رسول الله! با وجود این برایم از طرف الله طلب بخشش کن سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم این چنین دعا نمود: بارالها! از تمام کارهایی که خالد بر علیه دین اسلام انجام داده در گذر).

 

 

از خالد آموختیم……

عقب نشینی در زندگی قهرمانانی که قلبهایشان با پرودگار معلق شده قدحی برایشان محسوب نمی شود زیرا جنگ نیرنگ است و سوارکار همواره در نبرد است مادامی که در مواجهه با دشمنان قرا بگیرد، در نبرد مؤته پس از اینکه سه فرمانده اسلام به شهادت رسیدند خالد فرماندهی مسلمانان را بر عهده گرفت درحالیکه وضعیت نبرد به شیوه ای نامطلوب برای مسلمین درحال رقم خوردن بود و سپاه روم با تعداد لشکریان فراوانش به پیروزی رسیده و مسلمین را زمین گیر کرده بودند، در این شرایط راهی جز عقب نشینی و خروج از میدان نبرد در راستای حفاظت از جان باقی مسلمانان باقی نمانده بود و اگر چنین است که این امر برای انسان دلیر وشجاع بعید نیست چه کسی را می توان دلیرتر از خالد یافت؛ (سیف الله) شمشیر الله با گامهای خود میدان نبرد را می پیمود و با چشمانی چون چشمان عقاب معرکه را درنظر داشت و با سرعت نور برای رسیدن به هدف خویش برنامه ریزی می نمود و لشکریانش را به چند دسته تقسیم نمود و به هر گروهی مسئولیتی را واگذار نمود و با زیرکی خود توانست صفوف کفار را بگشاید و مسلمین را از معرکه نجات دهد و پس از این معرکه مستحق لقبی شد که رسول الله صلی الله علیه وسلم به او عطاء نمود: شمشیر از نیام برون کشیده ی الله . آری: "سیف الله"

 

 

از خالد آموختیم….

مؤمن تنها آخرت را دوست دارد و دنیا جز منزلگه مؤقتی بیش نیست که انسان بایستی از آن رخت سفر بندد به همین دلیل مجاهدین را می ستاید و دشمانشان را به پیکار می طلبد.

 

 

خالد  در نامه ای بزرگ چنین می گوید:

 

" بسم الله الرحمن الرحیم"

 از خالد بن الولید به مر زبان فارس،  و سلام پروردگار بر کسی که از هدایت پیروی نماید اما بعد:

 

ستایش الهی را که جماعت شما را درهم کوبید و پراکنده گردانید و پادشاهی و فرمانروایی را از شما سلب نمود و نیرنگ شما را  سست و ناکار گرداند؛

 

کسی که بسان ما و بسوی قبله ما نماز بخواند و از ذبیحه و قربانی ما بخورد مسلمان محسوب می شود و هر حقی که یک مسلمان دارد او نیز دارا خواهد بود و هر حقی که بر مسلمانی وجود دارد بر وی نیز آن حقوق خواهد بود هنگامی که نامه من به شما رسید رهنی بسوی من بفرستید و از جانب من مطمئن باشید که در امان خواهید بود و گرنه به الله سوگند گروهی را بسوی شما خواهم فرستاد که چنان مرگ را دوست دارند که شما زندگی را دوست می دارید.

 

 

از خالد آموختیم…

دشمنان اسلام برایشان چیزی جز دنیا مهم نیست و تصور می کنند می توانند با مال و ثروت و شهوت و.. انسانهای صادق و خاشع و پرهیزگار را از دست یابی به خواسته هایشان باز دارند اما بدون شک در خسارت و شکستی بد فرو افتاده اند؛ به این سخنان "ماهان" ( یکی از فرماندهان امپراطوری فارس)  در گفتگو با خالد گوش فرا ده آنگاه که می گوید:

 

"ای خالد ما می دانیم که چیزی جز گرسنگی و تشنگی سبب خروج شما از سرزمینتان نگشته است لهذا اگر بخواهید به هرکدام از شما ده دینار بهمراه لباس و غذایی خواهیم پرداخت تا به سرزمین خویش بازگردید و در سال بعد نیز همین موارد را بسوی شما ارسال خواهیم نمود، خالد رضی الله عنه در مقابل سخنان احمقانه ماهان چنین فرمود: گرسنگی سبب خروج ما از سرزمینمان و لشکرکشی بسوی شما نگشته است، ولیکن ما قومی هستیم که خون می نوشنیم و دریافته ایم که هیچ خونی خوشمزه تر و پاکتر از خون روح نیست و ما به همین دلیل آمده ایم...! سپس خالد سپهسالار اسلام تکبیر گفت و مسلمین نیز تکبیر گفتند.

 

 

 

 

 

از خالد آموختیم…

همانا قهرمانان دشمن راحتی طلبی هستند و انسان مؤمن هیچگاه آرام نمی گیرد و همواره با تمام وجود خویش درحال گام برداشتن بسوی رضای پروردگار است.!

 

 یاران خالد در مورد او چنین می گویند: (خالد مردی بود که نه خود می خوابید و نه می گذاشت کسی بخوابد) و خود پیرامون خود چنین می گوید: (شبی که در آن نوعروسی را به خانه ام بیاورند و یا مرا مژده فرزندی دهند برای من محبوبتر و دوست داشتنی تر از  آن شب تاریک و سرد و سختی نیست که همراه با سپاه مسلمین در میدان نبرد به کمین مشرکان آنرا به صبح برسانم...!

 

 

از خالد آموختیم…..

برای قرمانان فاجعه این است که بر بستر مرگ بمیرند نه در میدان عزت وجهاد.

 

به این گفته وی توجه کن آنگاه که در بستر بیماری بود و اشک از چشمانش سرازیر می شد:

 

"در فلان نبرد و فلان نبرد شرکت نمودم و هیچ جایگاهی در بدنم یافت نمی شود مگر اینکه در آن آثاری از ضربه شمشیر و یا نیزه و یا تیر نمایان است اما علی رغم خواسته ام مانند شتر در بستر می میرم؛ چشمان انسانهای ترسو به خواب نیفتد".

 

 

از خالد آموختیم…..

فراق قهرمان برای یارانش یک فاجعه و مصیبتی محسوب می شود که غیر قابل جبران است.!

 

مادرش به هنگام حمل پیکرش چنین می سراید:

 

أنت خیر من ألف ألف من القو — م إذا ما کبت وجوه الرجال
أشجاعٌ؟ فأنت أشجع من لیــــــ — ــث غضنفر یذود عن أشبال
أجوادٌ؟ فأنت أجود من سیـــــــ ــل — غامر یسیل بین الجبال

 

 

تو بهتر از هزاران هزار، قوم هستی آنگاه که مردان خوار ذلیل شدند.

 

آیا شجاعی است؟ همانا تو شجاعتر از شیری هستی که از بچه خویش حمایت می کند.

آیا بخشنده ای است؟ پس تو بخشنده تر از سیل جاری هستی که از میان کوهها می گذرد.

 

آنگاه که عمر رضی الله عنه این سخنان را شنید قلبش به درد آمد و اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: راست می گویی به الله سوگند او چنین بود.

 

 

 

از خالد آموختیم...

تنها پیروزمندان تاریخ را می نویسند و همانا خواری وذلت نصیب کسی خواهد شد که از مسیر حق فاصله بگیرد و از صراط مستقیم منحرف شود و بقا و همراهی انسانها بزدل و ترسو و متخلف را برگزیند.

 

 

از خالد آموختیم….

او را دوست می داریم زیرا وی یار رسول الله صلی الله علیه وسلم و شمشیر از نیام برکشیده الله می باشد.

 

الله از وی خشنود باد.

http://bidari.net

 

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

قال الحسن: «ضحک المؤمن غفلة من قلبه». وقال: «کثرة الضحک تمیت القلب».

امام حسن بصری رحمه الله فرمودند: «خنده ی (زیاد) مؤمن، غفلتی از قلبش است».

و فرمود: «خنده ی زیاد قلب را می میراند».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.