حقیقت ایمان به پیامبران
حقیقت ایمان به پیامبران موضوع: پیامبران تاریخ انتشار: 2016-08-15 | بازدید: 636

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حقیقت ایمان به پیامبران

 

می دانیم که ایمان به پیامبران یکی از ارکان ایمان است. کسی مسلمان به شمار نمی آید مگر زمانی که به تمام پیامبران ایمان بیاورد.

 

ایمان به پیامبران چهار مورد را در بر می ‌گیرد:

نخست: باور داشتن قطعی به این که الله متعال در میان هر امتی پیامبری از خودشان را مبعوث نموده تا آنان را به عبادت پروردگاری یگانه و کفر ورزیدن به هرچیزی جز او دعوت کند. ایمان به اینکه همه‌ ی آن ‌ها راستگو، تصدیق شده، نیکوکار، رهیافته، باتقوا، امانتدارند. رسالت خویش را به طور کامل ادا کردندو هیچ چیز را پنهان نکردند و تغییر نداده و از نزد خود حتی یک حرف هم به آن نیفزوده یا کم نکرده ‌اند؛ {پس آیا بر پیامبران چیزی جز ابلاغ آشکار است؟}[1].

 

دعوت همه‌ ی آنان در اصل و اساس عبادت‌ ها متفق است و آن اینکه توحید الله در همه‌ ی انواع عبادات و سخن و کردار نهفته است و مردم به همه ‌ی معبودان دیگر جز الله کفر ورزند؛ به دلیل اینکه الله متعال می ‌فرماید: {و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستاده‌ ایم مگر اینکه به او وحی کردیم: هیچ معبودی جز من نیست پس مرا پرستش کنید}[2] و می ‌فرماید: {و از رسولان ما که پیش از تو فرستاده‌ ایم بپرس، آیا در برابر رحمان، خدایانی که مورد پرستش قرار گیرند را قرار داده ‌ایم؟}[3] و بسیاری از آیات دیگر.

 

در مورد تکالیف شرعی و فروع شرع، ممکن است نماز و روزه و عباداتی بر آنان فرض شود که برای دیگران الزامی نباشد و از روی امتحان چیزهایی بر آنان حرام باشد که برای دیگران حلال است؛ {تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید}[4] و دلیل بر آن این سخن الله متعال است که می فرماید: {برای هریک از شما شریعت و منهجی قرار دادیم}[5] ابن عباس رضی الله عنهما می ‌گوید: "یعنی راه و روش و آئین و اسلوب". همچنین مجاهد و عکرمه و گروهی از مفسران همین تفسیر را کرده اند.

 

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «پیامبران برادران پدری هستند؛ مادران ‌شان مختلف اند و دینشان یکی است»[6] یعنی پیامبران در اصل دعوت خود متحدند. به عبارت دیگر: در توحیدی که الله همه ‌ی پیامبران را برای آن فرستاده و همه ‌ی کتاب‌ های منزَل را برای آن نازل کرده است اما شریعت‌ هایشان در اوامر و نواهی و حلال و حرام متفاوت است. زیرا آنان برادران ناتنی هستند؛ پدرشان یکی است و مادرهایشان متفاوت اند.

 

هرکس به پیامبری یکی از آنان کفر ورزد به همه‌ ی آنان کافر شده است. چنانکه الله جل وعلا می ‌فرماید: {قوم نوح، پیامبران را تکذیب کردند}[7] الله آنان را تکذیب کننده‌ ی همه‌ ی رسولان نامید درحالی که در آن زمان جز نوح علیه السلام رسول دیگری نبود.

 

دوم: ایمان به پیامبرانی که الله آنان را نام برده است، مانند: محمد و ابراهیم و موسی و عیسی و نوح علیهم الصلاة والسلام و... و کسانی که به طور اجمالی از آن ‌ها یاد شده و نام هایشان را نمی ‌دانیم بر ما واجب است که به طور اجمالی به آنان ایمان بیاوریم؛ همانگونه که الله متعال می ‌فرماید: {رسول بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ایمان آورده و تمام مؤمنان به الله و فرشتگان و کتاب‌ ها و پیامبرانش ایمان آورده ‌اند؛ میان هیچ ‌یک از فرستادگانش فرق نمی‌ گذاریم}[8].

 

در جای دیگر می ‌فرماید: {و مسلماً پیش از تو رسولانی را فرستاده ‌ایم؛ برخی از آنان را - داستانشان را - بر تو حکایت کرده‌ ایم و برخی از ایشان را بر تو حکایت نکرده ‌ایم}[9].

 

ایمان داریم که آخرینِ آن ‌ها، پیامبر ما ن محمد صلی الله علیه وسلم است که پس از وی هیچ پیامبر دیگری نخواهد آمد، چنانکه الله سبحانه و تعالی می‌ فرماید: {محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده‌ ی الله و خاتم پیامبران است و الله همواره به هر چیزی داناست}[10]. از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت است که: "رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی تبوک خارج شدند و علی رضی الله عنه را به جای خود گذاشتند. علی گفت: آیا مرا در میان کودکان و زنان می ‌گذاری؟ فرمودند: آیا راضی نیستی که برای من به منزله‌ ی هارون از موسی باشی جز آنکه پیامبری پس از من نیست؟"[11].

 

الله متعال ایشان را بر دیگر پیامبران با ویژگی ‌ها و فضیلت‌ های بزرگی برتری داده است از جمله:[12]

 

 الله ایشان را به سوی تمام انسان‌ ها و جن‌ ها فرستاده، در حالی که پیامبران پیش از او به سوی یک قوم فرستاده می ‌شدند.

 

 الله ایشان را بر دشمنانش با انداختن ترس در دل آنان از مسیری به طول یک ماه، یاری داده است.

 

 

 همه ‌ی زمین برای ایشان مسجد و پاک قرار داده شده است.

 

 غنیمت ‌ها برای وی حلال گردانده شده، حال آنکه برای کسی پیش از وی حلال نبود.

 

 

 شفاعت بزرگ مختص ایشان است.

 

این ویژگی ها را رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی اینگونه بیان می نمایند: "پنج چیز به من عطا شده است که قبل از من، به هیچ پیامبری عطا نشده‏ است: از مسافتی به مدت یک ماه، دشمنانم دچار ترس و وحشت می‌ شوند. زمین برای من مسجد و پاک قرار داده شده است. بنابر این هر کجا وقت نماز فرارسید، هرشخص از امتم می‌ تواند همانجا ‏نماز بخوانند. مال غنیمت برای من حلال گردانده شده است در حالی که قبل از من، برای هیچ پیامبری، حلال نبوده. حق شفاعت به من عنایت شده است. هر پیامبری فقط به سوی قوم خودش فرستاده شده است درحالی که من بسوی تمام مردم دنیا مبعوث شده‌‌ ام"

 

سوم: راست شمردن هر خبری آنان که با سند صحیح به ما رسیده باشد.

چهارم: عمل کردن به شریعت پیامبری که برای ما فرستاده شده و خاتم آن‌ ها یعنی محمد صلی الله علیه وسلم است که به سوی تمام مردم فرستاده شده است. الله جل وعلا می ‌فرماید: {ولی چنین نیست؛ به پروردگارت قسم که ایمان نمی ‌آورند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه ‌ی اختلاف است داور گردانند، سپس از حکمی که کرده‌ ای در دل ‌هایشان احساس ناراحتی و تردید نکنند و کاملاً تسلیم و فرمانبردار باشند}[13].

 

بداید بدانیم که ایمان به پیامبران فواید بسیاری دارد از جمله:

 شناخت رحمت الله و عنایت وی به بندگانش که باعث گردیده پیامبران را به سوی آنان بفرستد تا آن‌ ها را به راه راست و حق هدایت کنند و چگونگی عبادت الله را برایشان بیان نمایند؛ زیرا عقل بشری به طور مستقل نمی تواند به این شناخت دست ‌یابد.
 شکر و سپاس الله متعال بخاطر این نعمت بزرگ.
 محبت پیامبران علیهم الصلاة والسلام و بزرگداشت و ثنای آنان به طور شایسته؛ زیرا آنان فرستادگان الله متعال هستند و عبادت و تبلیغ وی را به اتمام رسانده اند و برای بندگانش دلسوزی کرده ‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب های: أعلام السنة المنشورة (۹۷-۱۰۲) و شرح الأصول الثلاثة (95-96)، تألیف علامه ابن عثمین مراجعه نمایید.

 

برگرفته از:  https://islamqa.info

ام احمد

 

 

[1] {فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ} نحل:35

[2] {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ} انبیاء:25

[3] {وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ} زخرف:45

[4] {لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا} ملک:2

[5] {لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً} مائده:48

[6] "الأَنْبِیَاءُ إِخْوَةٌ لِعَلاتٍ أُمَّهَاتُهُمْ شَتَّی وَدِینُهُمْ وَاحِدٌ" صحیح بخاری (۳۴۴۳) و مسلم (۲۳۶۵)

[7] {کذبت قوم نوح المرسلین} شعراء:105

[8] {آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ} بقره:285

[9] {وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ} غافر:78

[10] {مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا} احزاب:40

[11] "أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ إِلَی تَبُوکَ وَاسْتَخْلَفَ عَلِیًّا فَقَالَ أَتُخَلِّفُنِی فِی الصِّبْیَانِ وَالنِّسَاءِ قَالَ: أَلا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلا أَنَّهُ لَیْسَ نَبِیٌّ بَعْدِی" بخاری (4416) و مسلم (2404).

[12] "أعطیت خمساً لم یعطهن أحد قبلی: نصرت بالرعب مسیرة شهر، وجعلت لی الأرض مسجداً وطهوراً، فأیما رجل من أمتی أدرکته الصلاة فلیصل، وأحلت لی المغانم ولم تحل لأحد قبلی، وأعطیت الشفاعة، وکان النبی یبعث إلی قومه خاصة، وبعثت إلی الناس عامة" روایت بخاری و مسلم.

[13] {فَلا وَرَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً} نساء:65

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

  

عن قیس قال: «رأیت أبا بکر أخذا بطرف لسانه ویقول هذا الذی أوردنی الموارد».

قیس می‌گوید: «ابوبکر را در حالی دیدم که کناره‌ی زبانش را گرفته بود و می‌گفت: این، همان چیزی است که مرا به گناه و عذاب گرفتار می‌سازد». "صفة الصفوة" (2/253)‏.

عن قیس قال: «رأیت أبا بکر أخذا بطرف لسانه ویقول هذا الذی أوردنی الموارد».

قیس می‌گوید: «ابوبکر را در حالی دیدم که کناره‌ی زبانش را گرفته بود و می‌گفت: این، همان چیزی است که مرا به گناه و عذاب گرفتار می‌سازد». "صفة الصفوة" (2/253)‏.

عن قیس قال: «رأیت أبا بکر أخذا بطرف لسانه ویقول هذا الذی أوردنی الموارد».

قیس می‌گوید: «ابوبکر را در حالی دیدم که کناره‌ی زبانش را گرفته بود و می‌گفت: این، همان چیزی است که مرا به گناه و عذاب گرفتار می‌سازد». "صفة الصفوة" (2/253)‏.

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.