مراحل تکامل فقه اسلامی
مراحل تکامل فقه اسلامی موضوع: مهتدون (هدایت شدگان) تاریخ انتشار: 2016-08-18 | بازدید: 761

مراحل تکامل فقه اسلامی

در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و سلم مسلمانان احکام شرعی را به طور مستقیم از رسول الله صلی الله علیه و سلم فرا می گرفتند. و قرآن کریم به عنوان راهنما و مفتی نازل می شد، چنان که الله تعالی می فرماید: (از تو فتوا می خواهند، بگوی که الله در باره کلاله برایتان فتوی می دهد)[1].

و هرگاه که رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه در مسئله ای با مشکلی روبرو می شدند؛ الله متعال با نزول آیه مسئله را برای آنان روشن می کرد. مثلا در قضیه صحابی جلیل خوله بنت ثعلبه زمانی که نزد رسول الله صلی الله صلی الله علیه و سلم آمد و مسئله را مطرح کرد؛ ابتدای سوره مجادله نازل شد و رسول الله صلی الله صلی الله علیه و سلم به ظهار همسرش فتوا دادند.

همچنین رسول الله صلی الله علیه و سلم یارانشان را برای آموزش تعالیم اسلامی و فتوا دادن به سوی مسلمانان جدید می فرستادند. علاوه بر آن رسول الله صلی الله علیه و سلم مجال اجتهاد در فهم نصوص شرعی را برای صحابه اش باز گذاشته بود؛ که اگر خطایی در آن می کردند، رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را تصحیح می کردند و یا هم به صحیح بودن آن را تأیید می کردند.

علاوه بر این  در عهد رسول الله صلی الله علیه و سلم تعدادی از صحابه فتوا هم می دادند که برخی از علما گفته اند آنها 14 نفر بوده اند اما درست این است که بیشتر از این تعداد بوده اند.

و چون رسول الله صلی الله علیه و سلم در قید حیات بودند و رهبر و معلم امت اسلامی بودند و از طرفی هم در زبان عربی اختلافی نبود؛ بلکه روشن و واضح بود؛ پس رحلت رسول الله صلی الله علیه و سلم برای امت اسلامی خسارت بزرگی به حساب می آمد، زیرا رهبر، راهنما و پیشوای خود را از دست می دادند.

از انس بن مالک رضی الله عنه روایت شده که فرمود: (ابوبکر رضی الله عنه بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم به عمر رضی الله عنه گفت: همانگونه  که  رسول الله صلی الله علیه و سلم برای ملاقات ام ایمن می رفتند، ما نیز به ملاقات او برویم. راوی می گوید: هنگامی که نزد ام ایمن رفتیم، گریه  کرد. ابوبکر و عمر گفتند: چرا گریه می کنی؟ آنچه نزد الله متعال وجود دارد برای پیامبرش بهتر است. ام ایمن گفت: به خاطر عدم شناخت اینکه آنچه نزد الله متعال وجود دارد برای پیامبرش بهتر است، گریه نمی کنم، بلکه به خاطر قطع شدن وحی از آسمان، گریه می کنم. راوی می گوید: این سخن ام ایمن، ابو بکر و عمر را نیز به  گریه  انداخت و هر دو همراه  او گریه  کردند)[2]. اما توجه داشته باشید که رسول الله صلی الله علیه و سلم رحلت نکردند مگر بعد از اینکه دین را به صورت کامل ابلاغ کردند.

و همان طور که روشن و واضح است از ویژگی های دین اسلام که مبنای آن در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم کامل شد، ثابت و پایدار ماندن و تداوم همیشگی آن است.

به همین دلیل دین و فقه بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم هم باقی ماند و تا به امروز ادامه دارد. طوری که مردم بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم به راهنمایی های ایشان و راهنمایی خلفای راشدین اقتدا کردند. همان طور که ابوبکر صدیق رضی الله عنه در بین مردم قضاوت می کردند و بر اساس آنچه که در قرآن و سنت بود، فتوا می دادند. چنان که از میمون بن مهران روایت شده که: (اگر نزاع و جدالی به ابوبکر گزارش می شد. ایشان در ابتدا به کتاب الله تعال (قرآن) مراجعه می کردند. اگر در آن حکم را می یافتند؛ همان حکم را می دادند. اما اگر نمی یافتند به آنچه که از سنت رسول الله صل الله علیه و سلم حفظ کرده بودند؛ مراجعه می کردند، و اگر در آن هم حکم را نمی یافتند؛ از مسلمانان درباره ی آن می پرسیدند. می فرمود: آیا کسی از شما می داند که قبلا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی این مسئله چه حکمی داده است؟ در این هنگام؛ هر کس در این باره اطلاعی داشت به ایشان بازگو می کردند. سپس ابوبکر بعد از شنیدن سخنان آنان می فرمود: حمد و سپاس پروردگاری که در بین ما کسانی را قرار داده است که از رسول الله صلی الله علیه و سلم امور زیادی را حفظ کرده اند. و اگر هم درباره ی آن مسئله مردم هم چیزی نمی دانستند؛ یعنی در سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم حکم را نمی یافتند، رؤسای مردم را جمع می کرد و بعد از مشورت و رأی گیری؛ بر اساس اتفاق آراء حکم را صادر می کردند)[3].

و مانند ایشان خلیفه ی دوم عمر فاروق رضی الله عنه که همین روش را پیش گرفتند.

تا اینکه سرزمین اسلامی گسترش یافت؛ پس صحابه رضی الله عنهم اجمعین معلمان و مجاهدان بسیاری را در شهر های مختلف فرستادند که همگی آنها بر اساس آنچه که از قرآن و یا سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم می دانستند؛ فتوا می دادند و اگر در این دو مرجع حکم را نمی یافتند؛ بر اساس رأی ابوبکر یا عمر رضی الله عنهم و یا هم بر اساس اجتهادشان فتوا می دادند.

بر اساس روایات تعداد صحابه ای که فتوا می دادند؛ بیشتر از 100 نفر بوده؛ که بارزترین آنها همان طور که ابن قیم رحمه الله اشاره کرده عبارتند از: عمر بن خطاب، علی بن ابی طالب، عبدالله بن مسعود، ام المؤمنین عایشه، زید بن ثابت، عبدالله بن عباس، و عبدالله بن عمر رضی الله عنهم اجمعین.

در این میان امیر المومنین عمر و فرزندش عبدالله رضی الله عنهما؛ و زید بن ثابت رضی الله عنهم در مدینه بودند که شاگردانی چون سالم بن عبدالله بن عمر، نافع و غیره را تربیت کردند تا اینکه با شاگردی فقهای سبعه، بعد از آن امام مالک بن انس اصبحی خاتمه یافت.

 

اما ابن مسعود، و علی رضی الله عنهما در کوفه بودند که تابعیان بزرگی چون علقمه، اسود، مسروق، شریح القاضی، و صله بن زفر از آنها علم را آموختند؛ تا اینکه با شاگردی امام ابی حینفه نعمان بن ثابت رحمه الله پایان یافت.

 

و به این ترتیب علم و فقه از طریق اصحاب ابن مسعود، زید بن ثابت، و عبد الله بن عمر و عبد الله بن عباس رضی الله عنهم که هر کدام از آنها به ترتیب در کوفه، مدینه و مکه بودند؛ در بین امت اسلامی انتشار یافت. و آنها تابعینی بودند که بزرگان صحابه به آنها اجازه صدور فتوا دادند.

مثلا ابن عمر رضی الله عنه درباره ی تابعی جلیل و فقیه سعید بن مسیب می فرمود: او یکی از مفتیان بزرگ و از پیشوایان است. همچنین درباره اش چنین گفته اند: اگر رسول الله صلی الله علیه و سلم او را می دید؛ بسیار خوشحال می شدند.

 

بعد از آن احادیث نبوی تدوین شد و افراد بسیاری برای حفظ و تدوین آن مشغول شدند. در این هنگام چون بیشتر مردم دیندار و با تقوا بودند مانع از آن می شد که کسی بدون داشتن علم سخن گوید و یا قولی را به خودش نسبت دهد. سپس اختلافات افزایش یافت و کسانی وارد این عرصه شدند که بهتر بود وارد نمی شدند. اما با این وجود از حکمت الهی این بود که دین را با حفظ ائمه ای که همگی بر امامات و علم و دانش آنها در احکام و فتوا اتفاق داشتند؛ محکم و استوار سازد. طوری که فضل و ذکر آنها را در عالم انتشار داد تا جایی که شاگردان بسیاری به سوی آنها برای آموختن علم و دانش آمدند و از طریق آنها آرای این عالمان تدوین شد. و مذاهب اسلامی اهل سنت که پیرو کتاب و سنت و مخالف با هر بدعتی در دین بودند؛ ظاهر شد. بدین صورت که مسائل و فتاوای هر امام بر حسب آنچه که شاگردان از آن امام نقل کرده بود؛ به مذهب پیرو آن امام تبدیل شد.

و امروزه مشهورترین این مذاهب؛ چهار مذهب است که عبارتند از: مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی. چهار مذهبی که اصحاب آنها در مهم ترین مسائل و بیشتر  امور دین با هم اتفاق دارند. و اختلافات موجود در آن نتیجه ی فهم متفاوت هر کدام از آنها در ادله ای است که به آنها رسیده، آن هم در مسائل فرعی دین نه در اصول. و ان شاء الله که بر خیر هستند؛ الله همه ی آنها را مورد رحمت خویش قرار دهد.

 

سپس هر مذهبی روند تکاملی خود را طی کرد تا به امروز؛ که شاهد وجود کتاب های  مخصوص به هر مذهب هستیم، که حاوی مسائل و طرق استنباط و استدلال است. در کنار این همچنین الحمدلله پیشوایان و مجتهدانی داریم که با استفاده از تفقه و فهم و علمی که الله تعالی به آنان داده و با استفاده از اجتهاد، قیاس، و به کار بردن قواعد مصالح شریعت و با توجه به کلام علمای گذشته و اصول فقه اسلامی هر گونه احکام و مسائل مربوط به عصر را استخراج می کنند.

 

تا جایی که الحمدلله فقه اسلامی جامعی داریم که تمام مسائلی را که مسلمانان در زندگی به آن نیاز دارند مشمول می گردد.

و امکان ندارد که هیچ دوره ای از زمان عاری از کسی باشد که بر اساس آنچه الله تعالی فرستاده حق را بشناسد و آن را استنباط کند. و به دلیل وجود این افراد، ممکن نیست که امت اسلام بر گمراهی جمع شوند. پس از الله تبارک و تعالی می خواهیم که به همگی ما و شما فهم دینش را عطا کند و علم و عمل صالح را روزیمان گرداند.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] ـ نسا:176: (یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللَّـهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلَالَةِ ۚ).

[2] ـ صحیح مسلم: (قَالَ أَبُو بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِعُمَرَ : انْطَلِقْ بِنَا إِلَی أُمِّ أَیْمَنَ نَزُورُهَا کَمَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَزُورُهَا .، فَلَمَّا انْتَهَیْنَا إِلَیْهَا بَکَتْ فَقَالَا لَهَا : مَا یُبْکِیکِ ؟ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لِرَسُولِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ،. فَقَالَتْ : مَا أَبْکِی أَنْ لَا أَکُونَ أَعْلَمُ أَنَّ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لِرَسُولِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ، وَلَکِنْ أَبْکِی أَنَّ الْوَحْیَ قَدْ انْقَطَعَ مِنْ السَّمَاءِ ، فَهَیَّجَتْهُمَا عَلَی الْبُکَاءِ فَجَعَلَا یَبْکِیَانِ مَعَهَا).

[3] ـ سنن دارمی: (کان أبو بکر إذا ورد علیه الخصم نظر فی کتاب الله فإن وجد فیه ما یقضی بینهم قضی به وإن لم یکن فی الکتاب وعلم من رسول الله صلی الله علیه وسلم فی ذلک الأمر سنة قضی به فإن أعیاه خرج فسأل المسلمین فقال أتانی کذا وکذا فهل علمتم أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قضی فی ذلک بقضاء فربما اجتمع إلیه النفر کلهم یذکر من رسول الله صلی الله علیه وسلم فیه قضاء فیقول أبو بکر الحمد لله الذی جعل فینا من یحفظ علی نبینا فإن أعیاه أن یجد فیه سنة من رسول الله صلی الله علیه وسلم جمع رءوس الناس وخیارهم فاستشارهم فإن أجمع رأیهم علی أمر قضی به).

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال عمر رضی الله عنه: «إن الناس لیؤدون إلی الإمام ما أدی الإمام إلی الله، وإن الإمام إذا رتع رتعت الرعیة». "موسوعة فقه عمر بن الخطاب" د. محمد قلعجی؛ ص 146.‏

امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه فرمودند: «مردم به همان اندازه از رهبر و پیشوای خود حرف شنوی خواهند داشت که او از خدای خود داشته باشد و اگر حاکم رفاه طلب باشد، رعیت نیز رفاه طلب خواهد شد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.