احترام گذاشتن به بزرگترها
احترام گذاشتن به بزرگترها موضوع: احسان و نیکوکاری تاریخ انتشار: 2016-08-25 | بازدید: 1070

بسم الله الرحمن الرحیم

 

احترام گذاشتن به بزرگترها

 

شریعت اسلامی دین حنیفی است که مردم را به سوی خوش خلقی و بزرگمنشی دعوت می کند. اما متأسفانه بسیاری از مردم نسبت به این امور در غفلت بسر می برند یا ارزش های اخلاقی را نادیده می گیرند. درحالی که بر همه ی ما واجب است که جامعه ی خویش را بر اساس تربیت اسلامی صحیح بنا کنیم تا هر فردی در آن از ابتدا تا انتهای زندگی اش را در سعادت و خوشبختی بگذراند.

 

شریعت اسلامی اموری را قرار داده است تا به وسیله ی آن ارتباط بین افراد جامعه را قوی کند و پیوند و رشته های دوستی و محبت را بین بزرگ و کوچک، فقیر و غنی، عالم و جاهل را محکم سازد تا جامعه ای سالم و ایده آلی را به پدید آورد که فضایل و ارزش های اخلاقی را ارج نهند و آنان را به سوی خیر و هدایت راهنمایی نماید. الله جل وعلا می فرماید: {ای مردم! به راستی که برای شما از جانب پروردگارتان موعظه ای آمد و شفایی برای آنچه در سینه هاست و هدایت و رحمتی برای مؤمنان است}[1] و در مورد روابط بین مسلمانان می فرماید: {محمد - صلی الله علیه وآله وسلم - رسول الله است و کسانی که با او هستند بر کافران سخت گیر و شدید و در میان خود مهربانند}[2]. همچنین انسان مخلوق مکرمی است که مکانت و و جایگاه والایی در اسلام دارد پس باید منزلت و جایگاه آنان در بین یکدیگر حفظ شود. الله متعال می فرماید: {و به راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا حمل کردیم و از انواع پاکیزه ها به آنها روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که آفریده ایم چنانکه باید برتری بخشیدیم}[3].

 

از جمله آداب بزرگ و رفیعی که شریعت اسلامی آن را آورده است تشویق نمودن کوچکترها برای احترام گذاشتن به بزرگترهاست. به کوچکترها دستور می دهد که بزرگان را تجلیل و اکرام نمایند و با نرمی و مهربانی با آنان رفتار کنند نه اینکه با قول یا فعلی به آنان توهین و بی احترامی کنند.

 این شریعت اسلامی است که مسلمان را به اکرام کردن شخصی که سنش از او بیشتر است فرا می خواند تا حال او را به خاطر بزرگی و سبقت گرفتنش در اسلام تجلیل و مراعات کند و قدر مکانت و منزلت او را بداند. همچنین در مقابل بزرگترها را به رحمت و مهربانی در حق کوچکترها دعوت می دهد و می خواهد که با نیکی و مهربانی با آنان رفتار کنند.

 

این است احترام و همکاری دوجانبه که باید در میان افراد یک جامعه ی اسلامی وجود داشته باشد تا رشته های محبت و دوستی در میان آنان تقویت شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "مثال مؤمنین در صمیمیت، رحمت و مهربانی شان مانند جسدی است که اگر عضوی از آن شکوی کند دیگر اعضای آن در تب و بی خوابی او را همراهی می کنند"[4]. همچنین می فرمایند: "مؤمن کسی است که آنچه برای خود می‌ پسندد، برای برادر – مسلمان – خود نیز بپسندد"[5].

 

و می فرمایند: "از اجلال و تعظیم الله، اکرام کردن شخص کهنسالی از مسلمانان است"[6].

زمانی که با او صحبت می کنی با مهربانی سخن بگو.

در کارها به او کمک کن و نیازهایش را برطرف ساز.

در سختی های دنیا او را یاری کن.

و...

پس با شخص مسن به خوبی رفتار کن زیرا این  نشانگر داشتن اخلاقی شرافتمندانه است.

 

ای جوان! تو در این مرحله از عمرت با نشاط و قوی هستی. از نعمت چشم و گوش و جسم سالم برخورداری. شاید شخص کهنسالی از کنارت گذشته باشد و تو او را مسخره کرده باشی یا اینکه در راه او را اذیت کرده باشی؛ اگر امروز با نشاط و نیرومند هستی بدان که پس از چند سال دیگر کم کم از نیرو و توانایی ات کاسته خواهد شد و به ناتوانی و ضعف خواهی رسید. همان طور که الله متعال می فرماید: {الله همان کسی است که شما را ناتوان آفرید سپس بعد از ناتوانی، قوت بخشید و آنگاه بعد از قوت، ناتوانی و پیری قرار داد، هرچه بخواهد می آفریند و او دانای تواناست}[7]. بدان که امروز اگر او را با این حال می بینی بدان که فردا تو نیز به چنین حالی خواهی رسید. بنابراین آنان را اکرام کن تا فردا تو را نیز اکرام کنند و منزلت و مکانت او را بشناس تا فردا قدر و منزلت تو را بشناسند. برحذر باش از اینکه او را تحقیر کنی یا به باد مسخره و استهزا بگیری. برحذر باش از اینکه به خاطر علم و فرهنگت خودت را برتر از او بدانی و تکبر کنی. مبادا جاه و مقام و منصبت تو را مغرور سازد و در برابر آنان خودنمایی کنی. پس آنانی را که از تو بزرگترند اکرام کن چرا این عمل نشانه ی اخلاقی والا و رفیع تو است.

 

الله متعال می فرماید: {و پروردگارت مقرر داشته است: جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند، حتی به آنها "افّ" هم نگو و بر آنان فریاد نزن و با نیکی و بزرگوارانه با آنها سخن بگو. و از روی مهربانی بال فروتنی و خاکساری بر آنها فرودآور و بگو: بارالها! به آنان رحمت آور، همانگونه که مرا در کودکی پرورش دادند}[8] در این آیه می بینیم که نیکی کردن به افراد مسن از چه اهمیت والایی در نزد الله جل وعلا برخوردار است که آن را پس از عدم شرک ورزیدن به وی ذکر نموده است. چه بسیارند افراد کهنسالی که در مجلسی حضور می یابند و جوانان به آنان با نگاهی تحقیرانه می نگرند، سخنانش را نادرست می پندارند، رأیش را خطا می دانند و او را باری سنگین و بی ارزش به حساب می آورند. غافل از اینکه او این عمر طولانی اش را در طاعت و عبادت از الله متعال و انجام واجباتش گذرانده و در نزد الله منزلتی برتر و والاتر از آنان دارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "از ما نیست کسی که به کوچک ما رحم نکند و به بزرگ ما احترام نگذارد"[9].

 

زمانی که دو شخص می خواستند در نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن بگویند، ایشان دستور می دادند در ابتدا فرد بزرگتر صحبت کند و می فرمودند: "کبِّر کبِّر"[10] یعنی: بگذار بزرگتر از تو سخن بگوید، بگذار بزرگتر از تو سخن بگوید.

این است اخلاق اسلام و تربیت اسلامی. اینگونه به بزرگترها احترام می گذارد و کوچکترها را به آن دستور می دهد.

 

احترام گذاشتن به والدین و دوستان آنان باعث بیشتر شدن الفت و مهربانی در جامعه ی اسلامی می شود و رضایت والدین را نیز در پی دارد. زمانی که جوانان با افراد مسن ارتباط برقرار می کنند باعث می شود افراد کهنسال از تنهایی و عزلتی که در آن هستند بیرون بیایند و خود را با جامعه وفق دهند و از مشکلات روحی و روانی ای که در این سن بر آنان فشار می آورد کاسته شود. در روایتی عبدالله بن دینار می گوید: "روزی مرد بادیه نشینی در راه مکه عبدالله بن عمر رضی الله عنهما را دید؛ عبدالله رضی الله عنه به او سلام کرد و او را بر الاغش که بر آن سوار بود نشاند و عمامه ای را که بر سر داشت به او داد. عبدالله بن دینار می گوید به او گفتیم: الله تو را صالح گرداند، آنان بادیه نشین هستند و با چیز اندکی هم راضی می شوند. عبدالله فرمود: همانا پدر این شخص با عمر بن خطاب – یعنی پدر خود عبدالله – دوستی و رفاقت داشت و من شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: بهترین نیکی آن است که یک شخص با خانواده ی دوستان پدرش نیکی کند"[11]. همچنین وارد شده است برخی از سلف برای دیدار با دوستان پدرش به مسافرت می رفتند. در روایتی یوسف بن عبدالله بن سلام می گوید: "به نزد ابودرداء آمدم و او در بستر بیماری ای بود که به خاطر آن وفات یافت. وی به من گفت: ای پسر برادرم! چرا یا چه چیزی باعث شده که به این سرزمین بیایی؟ یوسف می گوید گفتم: هیچ چیز جز آنکه بین شما و پدرم عبدالله بن سلام رابطه و دوستی بود"[12]. این ها نمونه هایی از رعایت کردن حق و حقوق سالمندان و اهتمام ورزیدن به آنان در اسلام است. بر خلاف آنچه که در جامعه های غیر اسلامی اتفاق می افتد و اخبار آنان به گوشمان می رسد. شاید در خبرها شنیده باشید که:

 

پیر مردی در آپارتمانش وفات کرده بود و پس از چهار سال به طور ناگهانی جسد او را یافتند!
یا پیر زنی معلول در خانه اش به خاطر گرسنگی وفات کرد زیرا پسرش آب، برق و گاز خانه را قطع کرده بود!
پیر مردی در لندن که دارای پنج فرزند بود وفات کرد و هیچ یک از فرزندانش باخبر نشدند مگر پس از گذشت شش ماه از مرگش!
در یکی از محله های ثروتمند نشین طوکیو، جسد پیر مردی را یافتند که یک سال و نیم از وفاتش گذشته بود!
و عجیب تر اینکه پیر مردی که بیش از نود سال عمر داشت وفات کرد و کسی از مرگش باخبر نشد مگر پس از گذشت پنج روز؛ چیز عجیب این است که وی در خانه ی سالمندان در شهر سابور واقع در جزیره ی هوکایدو وفات یافت اما هیچ یک از کارکنان خانه ی سالمندان متوجه نشدند مگر پس از اینکه یکی از نزدیکانش برای ملاقاتش آمده بود سپس متوجه شدند که وی پنج روز پیش وفات کرده!!

 

این ها چند داستان غم انگیز از هزاران داستانی که در سراسر جهان اتفاق می افتد و به گوش کسی هم نمی رسد.

پس باید هر یک از ما تلاش و کوشش را به کار گیرد و به فرزندان و خانواده اش بیاموزد که چگونه باید به بزرگترها احترام بگذارند و حقوق آنان را رعایت کنند. تا جامعه ای سالم و سرشار از شادی و محبت را بار آوریم.

 

نویسنده: ام احمد

 

 

 

[1] {یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًی وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ} یونس:57

[2] {مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّـهِ ۚوَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ} فتح:29

[3] {وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَیٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا} اسراء:70

[4] "مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَکَی مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَی لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّی" روایت بخاری و مسلم.

[5] "لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّی یُحِبَّ لأَخِیهِ مَا یُحِبُّ لِنَفْسِهِ" روایت بخاری و مسلم.

[6] "إنَّ مِن إجلالِ الله إکرامَ ذی الشَّیبةِ من المسلمین" روایت ابوداود. نووی آن را در "ریاض الصالحین" رقم/358، ذهبی در "میزان الاعتدال" 4/565، ابن مفلح در "الآداب الشرعیة" 1/434، عراقی در "تخریج الإحیاء" 2/245، ابن حجر در "تلخیص الحبیر" 2/673 و آلبانی در "صحیح ابوداود" آن را حسن دانسته اند.

[7] {اللَّـهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَیْبَةً ۚیَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۖوَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ} روم:54

[8] {وَقَضَیٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ۚإِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا﴿٢٣﴾وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا} اسراء:23-24

[9] "لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَیُوَقِّرْ کَبِیرَنَا" روایت ترمذی. آلبانی آن را در "صحیح الترمذی" حسن دانسته است.

[10] روایت بخاری و مسلم.

[11] "عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِینَارٍعَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ: أَنَّ رَجُلًا مِنْ الْأَعْرَابِ لَقِیَهُ بِطَرِیقِ مَکَّةَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ عَبْدُ اللَّهِ وَحَمَلَهُ عَلَی حِمَارٍ کَانَ یَرْکَبُهُ وَأَعْطَاهُ عِمَامَةً کَانَتْ عَلَی رَأْسِهِ. فَقَالَ ابْنُ دِینَارٍ فَقُلْنَا لَهُ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ، إِنَّهُمْ الْأَعْرَابُ وَإِنَّهُمْ یَرْضَوْنَ بِالْیَسِیرِ. فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ: إِنَّ أَبَا هَذَا کَانَ وُدًّا لِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ وَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: إِنَّ أَبَرَّ الْبِرِّ صِلَةُ الْوَلَدِ أَهْلَ وُدِّ أَبِیهِ" روایت مسلم.

[12] "عن یُوسُف بْن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلامٍ قَالَ: أَتَیْتُ أَبَا الدَّرْدَاءِ فِی مَرَضِهِ الَّذِی قُبِضَ فِیهِ، فَقَالَ لِی: یَا ابْنَ أَخِی مَا أَعْمَدَکَ إِلَی هَذَا الْبَلَدِ أَوْ مَا جَاءَ بِکَ؟ قَالَ قُلْتُ: لا إِلا صِلَةُ مَا کَانَ بَیْنَکَ وَبَیْنَ وَالِدِی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلامٍ" روایت احمد.

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال غالب القطان: رأیت مالک بن دینار فی المنام، فکأنه قاعد فی مسجده الذی کان یجلس فیه، علیه قبطیتان وهو یقول: بأصبعیه هکذا: «صنفان من الناس لا تجالسوهما فإن مجالستهما مفسدة لقلب کل مسلم: صاحب بدعة قد غلا فیها، وصاحب دنیا مترف فیها». الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

غالب قطان گفت: مالک بن دینار را در خواب دیدم که در مسجد نشسته بود و می فرمود: «دو دسته از مردم هستند که هرگز با آنها منشین، زیرا که همنشینی با آنها قلب هر مسلمانی را فاسد می کنند: یکی کسی که اهل بدعت است و در آن غلو کرده، و دیگری کسی که اهل دنیا است که در آن خوش گذارن است».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.