مختصری درباره ی صحابی جلیل عثمان بن مظعون رضی الله عنه
مختصری درباره ی صحابی جلیل عثمان بن مظعون رضی الله عنه موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2016-10-15 | بازدید: 337

مختصری درباره ی صحابی جلیل عثمان بن مظعون رضی الله عنه

 

ابو سائب عثمان بن مظعون رضی الله عنه برادر شیری رسول الله صلی الله علیه و سلم بود و از جمله کسانی بود که خود شخص رسول الله صلی الله علیه و سلم بعد از وفاتش بر ایشان نماز جنازه خواندند. و ایشان اولین صحابه ای هستند که در بقیع دفن شدند.

 

ابن حجر رحمه الله درباره ی این صحابی بزرگوار چنین می فرماید: (در سال دوم هجری بعد از مشاهده بدر وفات یافت و اولین صحابی از مهاجران است که در مدینه وفات و در بقیع دفن شد)[1].

 

این صحابی بزرگوار در سال چهارم بعثت رسول الله صلی الله علیه و سلم اسلام آورد. عبدالله بن عباس رضی الله عنهما درباره ی ایشان می فرماید: (در حالی که رسول الله صلی الله علیه و سلم در حیاط خانه اش در مکه نشسته بود، عثمان بن مظعون از آنجا در حال گذر بود؛ عثمان به رسول الله صلی الله علیه و سلم لبخند زد. رسول الله صلی الله علیه و سلم به وی فرمود: آیا نمی نشینی؟ گفت: بله می نشینم. روای می گوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم روبروی او نشسته بود. سپس شروع به صحبت کرد. در خلال صحبت کردن رسول الله صلی الله علیه و سلم رو به آسمان کرد و حدود یک ساعت به آسمان نگاه کرد؛ تا اینکه آرام آرام چشمانشان را پایین آورد و به سمت راست خویش نگاه کرد. پس در این وقت نگاه رسول الله صلی الله علیه و سلم از هم نشینش عثمان برگشته بود و به سمت راستش نگاه می کرد. و سرش را به گونه ای تکان می داد مثل اینکه به صحبت های کسی دارد گوش می دهد. و ابن مظعون همچنان به ایشان نگاه می کردند. وقتی این حالت به پایان رسید و مثل اینکه تمام آنچه به ایشان گفته می شد را فهمید؛ دوباره رسول الله صلی الله علیه و سلم مانند بار اول به آسمان نگاه کرد؛ و مانند کسی بود که با چشمانش کسی را در آسمان دنبال می کند و در آن محو می گردد. بعد از آن نگاهش به هم نشینش عثمان افتاد. عثمان گفت: ای محمد من برای چه نزد تو آمدم و با تو نشستم؟ هرگز تو را ندیده بودم که چنین کاری که امروز انجام دادی کرده باشی! رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: چه چیزی از من دیدی؟ عثمان گفت: دیدم که به آسمان می نگری سپس به طرف راستت نگاه کردی و حواست به من شد سپس دوباره مرا رها کردی؛ و دیدم که سرت را تکان می دادی مثل اینکه (کسی با تو سخن می گوید) و می دانستی او به تو چه می گوید! رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: آیا چنین چیزی متوجه تو را جلب کرد؟ گفت: بله. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: چند دقیقه قبل فرستاده ی الله تعالی (وحی) نازل شد در حالی که تو نزد من نشسته بودی. عثمان با تعجب گفت: فرستاده ی پروردگار؟! رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: بله. عثمان گفت: چه چیزی به تو گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: او گفت: (إِنَّ اللَّـهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَیٰ وَیَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ). یعنی:(به راستی پروردگار به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از کار زشت و ناپسند و تجاوز باز می دارد و شما را اندرز می دهد تا اینکه پند بگیرید). عثمان می گوید: در این هنگام بود که ایمان در قلبم مستقر گردید و دوستدار محمد (صلی الله علیه و سلم) شدم)[2].

 

ابن کثیر رحمه الله می فرماید: (درباره ی سبب نزول آیه (إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ) حدیث حسنی را امام احمد رحمه الله روایت کرده است) [3].

و امام النسفی رحمه الله فرموده: (این آیه سبب ایمان آوردن عثمان بن مظعون رضی الله عنه بود، زیرا وی چنین فرموده: اسلام نیاوردم مگر به خاطر حیایی که از رسول الله صلی الله علیه و سلم داشتم و به دلیل دعوت بسیاری که مرا می کرد. و ایمان در قلبم مستقر نگردید مگر زمانی که این آیه نازل شد و من نزد ایشان بودم. پس با نزول این آیه ایمان در قلبم اقامت گردید. بعد از آن بر ولید بن مغیره این آیه را خواندم، وی گفت: به الله سوگند که این آیه شیرین و بسیار حیرت آور است .. و بدون شک آن سخن بشر نیست. و ابوجهل گفت: پروردگارش به مکارم اخلاق دستور می دهد. و ابن مسعود رضی الله عنه می فرماید: این آیه از جامع ترین آیه در جمع خیر و شر است. و به همین دلیل است که هر خطیبی در آخر خطبه آن را تلاوت می کند تا خطبه اش پندی جامع برای تمام امور و منهیات باشد)[4].

 

ای عثمان من به رهبانیت دستور ندادم:

از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت شده که فرمود: (از آنجایی که چون عثمان از زنان (یعنی همسرش) دوری و پرهیز می کرد،  رسول الله صلی الله علیه و سلم شخصی را نزدش فرستاد، و به وی فرمود: ای عثمان من به رهبانیت (راه و روش راهبه ها) دستور نمی دهم؛ آیا از سنت من روی می گردانی؟ عثمان گفت: خیر یا رسول الله! پس رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: همانا از سنت من این است که نماز بخوانم و بخوابم؛ و روزه بگیرم و بخورم؛ و ازدواج می کنم و طلاق می دهم؛ پس کسی که از سنت (راه و روش) من روی گرداند از من نیست. و ای عثمان همانا همسرت بر تو حق دارد و نیز چشمانت بر تو حق دارد)[5].

 

درسی از وفات عبدالله بن مظعون رضی الله عنه:

در صحیح بخاری روایت شده که: (ام‏علاء رضی الله عنها بانوی انصاری که با رسول الله صلی الله علیه و سلم بیعت کرده بود؛ می ‌گوید: انصار برای دادن مسکن به مهاجرین، قرعه کشی کردند. عثمان بن مظعون سهم ما شد. ما او را به خانه‌هایمان بردیم. پس از مدتی بیمار شد و در همان بیماری فوت کرد. وقتی او را غسل دادیم و کفن پوشاندیم، رسول الله صلی الله علیه و سلم وارد شدند. من گفتم: ای ابو سائب، (کنیه عثمان بن مظمون) الله تو را رحمت کند، من گواهی می ‌دهم که تو نزد الله بسیار عزیز و گرامی هستی. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: تو از کجا می دانی که او نزد الله تعالی گرامی است؟ گفتم: یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت باد. پس چه کسی نزد پروردگار عزیز و گرامی خواهد بود؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: او اکنون در گذشته است. به الله سوگند، من برایش امید خیر دارم. اما سوگند به الله، من که رسول الله تعالی هستم نمیدانم با من چه خواهد شد. راوی می ‌گوید: به الله سوگند، از این به بعد، بر تزکیه هیچ کس، گواهی نخواهم داد)[6].

 

 

همان طور که در حدیث خواندیم رسول الله صلی الله علیه و سلم به خاطر این سخن ام العلاء که گفت: (ابو سائب الله تو را رحمت کند) مخالفت نکردند؛ زیرا این سخن صحیح است و دعای رحمت برای شخص است بلکه به دلیل این سخنش که گفت: (من گواهی می ‌دهم که تو نزد الله بسیار عزیز و گرامی هستی) انتقاد کردند؛ در نتیجه فرمودند: (تو از کجا می دانی که او نزد الله تعالی گرامی است؟ سپس فرمودند: به الله سوگند، من برایش امید خیر دارم) که این انتقاد نشان دهنده ی تعلیم رسول الله صلی الله علیه و سلم به صحابه است، چون اشکالی ندارد که فرد برای میت دعا کند بلکه این چیزی است که رسول الله صلی الله علیه و سلم در احادیث صحیح بسیاری به آن دستور داده اند اما مشکل اینجاست که فرد بر میت حکم کند و بگوید فلانی از اهل بهشت است و فلان شخص جزو جهنمیان. بلکه این سخن خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم است؛ مگر اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم گواهی دهند که فلان شخص از بهشتیان است؛ مانند بشارت ایشان به ابوبکر، عمر، عثمان، علی و بقیه عشره مبشره؛ و امهات المؤمنین و فاطمه رضی الله عنهم اجمعین.

 

 

شیخ ابن عثیمین رحمه الله در این باره چنین می فرماید: (به هر شخصی که رسول الله صلی الله علیه و سلم گواهی داده باشد وی در بهشت است؛ بدون شک در بهشت خواهد بود و به هر کسی گواهی داده که در جهنم است؛ بدون شک در جهنم خواهد بود، اما به کسانی که گواهی نداده؛ جزو عموم قرار می گیرند و می گوییم: هر مؤمنی در بهشت و هر کافری در جهنم است. اما گواهی نمی دهیم که فلان شخص معین جزو جهنمیان یا جزو بهشتیان است؛ مگر در حالتی که  الله و رسولش گواهی داده باشند).

 

 

از اهداف بسیار مهم مطالعه سیرت نبوی استنباط فوائد و دروس از اتفاقات و احداث آن است تا مسلمان از آن در زندگی اش استفاده کند و اقتدای به رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه کرامش را کسب کند. و از جمله صحابه گرامی ایشان عثمان بن مظعون رضی الله عنه بودند که معروف به زهد، تقوا و پرهیزگاری و حریص بر عبادت الله عزوجل بود. ایشان از جمله کسانی بود که خود شخص رسول الله صلی الله علیه و سلم بعد از وفاتش بر ایشان نماز جنازه خواندند و این تکریمی از طرف الله سبحانه و تعالی است. و در حدیث از عایشه رضی الله عنها روایت شده که فرمود: (رسول الله صلی الله علیه و سلم عثمان بن مظعون را در حالی که از دنیا رفته بود؛ بوسیدند)[7].

 

پس گوارا باد بر تو ای ابا سائب بوسه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم و گریه اش و ثنایش و نمازش بر تو.

 

مترجم: ام محمد.

منبع: islamweb.net

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] ـ الاصابة: 4/382.

[2] ـ مسند امام احمد و شیخ احمد شاکر رحمه الله آن را صحیح می داند: (بینما رسول الله صلی الله علیه وسلم بفناء بیته بمکة جالس، إذ مَرَّ به عثمان بن مظعون، فَکَشَرَ (تبسم) إلی رسول الله صلی الله علیه وسلم، فقال له رسول الله صلی الله علیه وسلم: ألا تجلس؟ قال: بلی، قال: فجلس رسول الله صلی الله علیه وسلم مستقبله، فبینما هو یحدثه إِذْ شَخَصَ (نظر) رسول الله صلی الله علیه وسلم ببصره إلی السماء، فنظر ساعة إلی السماء، فأخذ یضع بصره حتی وضعه علی یمینه فی الأرض، فَتَحَرَّفَ رسول الله صلی الله علیه وسلم عن جلیسه عثمان إلی حیث وضع بصره، وأخذ ینفض رأسه کأنه یَسْتَفْقِهُ ما یُقال له، وابن مظعون ینظر، فلما قضی حاجته واستفقه ما یقال له، شخص بصر رسول الله صلی الله علیه وسلم إلی السماء کما شخص أول مرة، فأتبعه بصره حتی تواری فی السماء، فأقبل إلی عثمان بجلسته الأولی، قال (عثمان): یا محمد فیم کنت أجالسک وآتیک؟ ما رأیتک تفعل کفعلک الغداة! قال: وما رأیتنی فعلت؟ قال: رأیتک تشخص ببصرک إلی السماء ثم وضعته حیث وضعته علی یمینک فتحرفت إلیه وترکتنی فأخذت تنفض رأسک کأنک تستفقه شیئاً یقال لک، قال: وفطنتَ لذاک؟ قال عثمان: نعم، قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: أتانی رسول الله آنفًا وأنت جالس، قال: رسول الله؟! قال:نعم، قال: فما قال لک؟ قال: {إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ}(النحل:90)، قال عثمان: فذلک حین استقر الإیمان فی قلبی وأحببتُ محمداً).

[3] ـ تفسیر ابن کثیر: 4/597.

[4] ـ تفسیر النسفی: 2/230.

[5] ـ مسند اما ماحمد و شیخ آلبانی رحمه الله آن را حسن می داند: (لما کان من أمر عثمان بن مظعون الذی کان من ترک النساء (زهده فی زوجته)، بعث إلیه رسول الله صلی الله علیه وسلم فقال:  یا عثمان إنی لم أومر بالرهبانیّة، أرغبت عن سنتی؟! قال: لا یا رسول الله، قال: إنّ من سنتی أن أصلی وأنام، وأصوم وأطعم، وأنکح وأطلق، فمن رغب عن سنتی فلیس منی، یا عثمان إنّ لأهلک علیک حقًّا، ولعینیک علیک حقًّا).

[6] ـ صحیح بخاری: (عَنْ أُمِّ الْعَلاءِ رضی الله عنها امْرَأَةٍ مِنَ الأَنْصَارِ، بَایَعَتِ النَّبِیَّ rـ: أَنَّهُ اقْتُسِمَ الْمُهَاجِرُونَ قُرْعَةً، فَطَارَ لَنَا عُثمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ، فَأَنْزَلْنَاهُ فِی أَبْیَاتِنَا، فَوَجِعَ وَجَعَهُ الَّذِی تُوُفِّیَ فِیهِ، فَلَمَّا تُوُفِّیَ وَغُسِّلَ وَکُفِّنَ فِی أَثوَابِهِ، دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ r، فَقُلْتُ: رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْکَ أَبَا السَّائِبِ، فَشَهَادَتِی عَلَیْکَ: لَقَدْ أَکْرَمَکَ اللَّهُ. فَقَالَ النَّبِیُّ r: «وَمَا یُدْرِیکِ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَکْرَمَهُ»؟ فَقُلْتُ: بِأَبِی أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَنْ یُکْرِمُهُ اللَّهُ؟ فَقَالَ: «أَمَّا هُوَ فَقَدْ جَاءَهُ الْیَقِینُ، وَاللَّهِ إِنِّی لأَرْجُو لَهُ الْخَیْرَ، وَاللَّهِ مَا أَدْرِی وَأَنَا رَسُولُ اللَّهِ مَا یُفْعَلُ بِی». قَالَتْ: فَوَاللَّهِ لا أُزَکِّی أَحَدًا بَعْدَهُ أَبَدًا).

[7] ـ جامع ترمذی و شیخ آلبانی آن را صحیح می داند: (أنَّ النَّبیَّ صلی الله علیه وسلم قبَّلَ عثمان بن مظعونٍ وهو میِّت وهو یبْکی).

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.