حرکت در نماز
حرکت در نماز موضوع: نماز تاریخ انتشار: 2016-11-09 | بازدید: 465

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت در نماز

 

الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله وصحبه أما بعد:

 ممکن است دیده باشیم که بسیاری از مردم هنگامی که نماز می خوانند حرکات زیادی انجام می دهند؛ مثلا مشغول لباس شان می شوند، ناخن های شان را پاک می کنند، به ساعت شان نگاه می کنند و خیلی از حرکات بیهوده ی دیگری را انجام می دهند که هم حواس خودشان در نماز پرت می شود و اگر هم در نماز جماعت باشند حواس دیگران را هم پرت می کنند.

شیخ ابن عثیمین رحمه الله بیان می کند که اصل حرکت در نماز مکروه است مگر در هنگام نیاز. با این وجود حرکت در نماز به پنج دسته تقسیم می شود:

حرکت واجب
حرکت حرام
حرکت مکروه
حرکت مستحب
حرکت مباح

حرکت واجب: حرکتی است که صحت نماز به آن بستگی دارد. مثلا: اگر مردی در دستمالی که به سرش بسته نجاستی را ببیند، بر او واجب است که برای برداشتن دستمال از سرش حرکتی انجام دهد. زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی که برای مردم نماز می دادند جبرئیل علیه السلام آمد و به وی خبر داد که ناپاکی ای زیر نعلین ایشان است، رسول الله صلی الله علیه وسلم نعلین شان را همان طور که در نماز بودند بیرون آوردند و به نمازشان ادامه دادند[1].

 

حرکت ممنوع و حرام: حرکت های بسیار زیاد و پی در پی و بدون نیاز و ضرورت. چنین حرکاتی باعث بطلان نماز می شود و هر چیزی که باعث باطل شدن نماز می شود انجام فعلش در نماز جایز نیست. زیرا این فعل از باب به تمسخر گرفتن آیات الله تعالی است.

 

حرکت مستحب: این حرکتی است برای فعل مستحب در نماز. مثلا: حرکت برای راست کردن صف نماز یا اگر در صف بین نماز گزاران مکان خالی باشد می تواند در حالت نماز به صف جلو برود و آن مکان خالی را پر کند. یا اینکه به بغل دستی اش نزدیک شود تا شکاف صف را از بین ببرد. این حرکات مستحب در نماز به خاطر به کمال رساندن آن است. برای همین زمانی که ابن عباس رضی الله عنهما برای خواندن نماز همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سمت چپ ایشان ایستاد، رسول الله صلی الله علیه وسلم او را گرفتند و از پشت سر شان به سمت راست منتقل نمودند[2].

 

حرکت مباح: حرکت کمی به هنگام نیاز یا زیاد در زمان ضرورت است.

حرکت کم به هنگام نیاز: مانند فعل نبی صلی الله علیه وسلم که در حال نماز خواندن، اُمامة بنت زینب - دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم - که ایشان خود، پدر بزرگش بود را با خود هنگام برخاستن بلند می کرد و هنگامی که می نشستند او را بر زمین می گذاشتند[3]. 
اما حرکت زیاد به هنگام ضرورت: مثلا نماز خواندن در هنگام جنگ و قتال؛ الله متعال می فرمیاد: {بر ادای نمازها و نماز میانه محافظت کنید و فروتنانه برای الله بایستید (38) پس اگر ترسیدید – از دشمن –، پیاده یا سواره نماز را ادا کنید – نماز خوف بخوانید – و چون ایمن شدید پس الله را یاد کنید – و نمازها را به صورت کامل نماز را ادا کنید -، که به شما چیزهایی آموخت که نمی دانستید}[4]. پس کسی که راه می رود و نماز می خواند بدون شک حرکاتش بسیار زیاد است اما در هنگام ضرورت، مباح می باشد و نماز را باطل نمی کند.

 

حرکت مکروه: هر حرکتی به غیر از حرکاتی که ذکر کردیم، مکروه می باشد و این اصل حرکت در نماز است.

بنابراین به کسانی که در نماز، حرکاتی انجام می دهند می گوییم: این عمل شما مکروه است و از نمازتان می کاهد. از جمله انواع این حرکت: مشغول شدن با ساعت، قلم، دستمال، بینی، ریش و مانند این ها. تمام این حرکات از جمله حرکات مکروه است مگر زمانی که به صورت زیاد و پی در پی انجام گیرد، حرام به شمار می رود و باعث بطلان نماز می گردد.

ابن عثیمین رحمه الله در جای دیگر می فرماید: حرکتی که باعث بطلان نماز می شود دارای تعداد معینی نیست بلکه حرکتی است که مخالف با نماز است، به طوری که اگر چنین فردی را ببینی گمان می کنی که وی درحال نماز خواندن نیست. چنین حرکتی باعث بطلان نماز می شود. به همین دلیل علما رحمهم الله آن را محدود به عُرف کرده اند. گفته اند: "حرکت ها زمانی که زیاد و پی در پی شود پس نماز را باطل می کند" بدون اینکه عدد معینی را ذکر کنند. اما برخی از علما که آن را به سه حرکت محدود کرده اند که نیاز به دلیل دارد؛ زیرا هر چیزی که به عدد معین یا کیفیت معینی محدود می شود نیاز به دلیل دارد و در غیر این صورت مانند کسی که است که در شریعت الهی تحکم و تعدی کرده است[5].

همچنین از شیخ عبدالعزیز بن باز رحمه الله در مورد شخصی که در نماز حرکت زیادی انجام می دهد پرسیده شد: آیا نمازش باطل می شود؟ و راه رهایی از این امر چیست؟

وی پاسخ دادند:

(سنت این است که مؤمن به نمازش در حالی روی آورد که در آن با قلب و بدنش خاشع باشد، چه نماز فرض باشد و چه نماز نفل؛ زیرا الله سبحانه و تعالی می فرماید: {به راستی مؤمنان رستگار شدند (1) همان کسانی که در نمازشان خاشع و فروتن هستند}[6]. پس باید در آن طمأنینه و آرامش داشته باشد و این از مهم ترین ارکان و فرایض آن است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم به شخصی که در نمازش بی توجه بود و طمأنینه نداشت، فرمودند: "برگرد و نماز بخوان همان تو نماز نخواندی"[7] سه بار این کار را تکرار کردند، پس مرد گفت: ای رسول الله! سوگند به ذاتی که شما را به حق فرستاده است، من بهتر از این، نمی ‌دانم. به من یاد دهید. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "زمانی که به سوی نماز بر می خیزی پس وضویت را کامل بگیر سپس روبه قبله بایست و تکبیر بگو و آنچه را که از قرآن برایت میسر است را بخوان سپس به رکوع برو تا زمانی که با آرامش و طمأنینه ی کامل در رکوع قرار گیری سپس سرت را بلند کن تا اینکه به صورت معتدل و راست بایستی سپس به سجده برو تا اینکه با آرامش و طمأنینه ی کامل در سجده قرار گیری سپس بلند شو و به صورت راست و با آرامش طمأنینه بنشین سپس به سجده برو تا اینکه با آرامش و طمأنینه ی کامل در سجده قرار گیری سپس بلند شو تا اینکه راست بایستی سپس این شیوه را تمام نمازهایت رعاتی کن"[8] و در روایت ابو داود آمده است که در آن فرمودند: "سپس ام القرآن را بخوان و آنچه را که الله بخواهد". این حدیث صحیح، دلالت بر این دارد که طمأنینه و آرامش، رکنی در نماز و فرض بزرگی است که بدون آن صحیح نمی شود. پس کسی که در نمازش طمأنینه نداشته باشد نماز نخوانده است. خشوع و آرامش چکیده و روح نماز است. پس مؤمن باید به آن اهتمام ورزد و حریص باشد. اما محدود کردن حرکات مخالف با طمأنینه و خشوع، به سه حرکت، امری است که در حدیث نبوی وجود ندارد بلکه آن کلام بعضی از اهل علم است و دلیل مُعْتَمدی برایش وجود ندارد.

اما مشغولیت به چیزی در نماز، کراهیت دارد؛ مانند: مشغول شدن به بینی، ریش و لباس که اگر زیاد شود باعث بطلان نماز می شود اما اگر از لحاظ عرفی، کم باشد یا زیاد بوده اما پی در پی نباشد پس نماز باطل نمی شود؛ ولی مؤمن باید بر خشوع در نماز محافظت کند و مشغولیت چه کم باشد یا زیاد را باید رها کند و برای کمال در نمازش حریص باشد.

از جمله دلایلی که می گوید عمل و حرکات کم و اندک و یا عمل و حرکات پراکنده بدون پی در پی در نماز باعث بطلان آن نمی شود، چیزی است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت شده، اینکه ایشان درحالی که نماز می خوانند در را برای عائشه رضی الله عنها گشودند[9].

همچنین از در حدیث ابی قتاده رضی الله عنه آمده که ایشان صلی الله علیه وسلم روزی برای مردم نماز می دادند و امامه دختر دخترش زینب رضی الله عنها را زمانی که سجده می کردند به زمین می گذاشتند و زمانی که بر می خواستند او را حمل می کردند[10])[11].

 

مترجم: ام احمد

https://islamqa.info

 

 

 

 

 

 

 

[1] "بَیْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یُصَلِّی بِأَصْحَابِهِ إِذْ خَلَعَ نَعْلَیْهِ فَوَضَعَهُمَا عَنْ یَسَارِهِ فَلَمَّا رَأَی ذَلِکَ الْقَوْمُ أَلْقَوْا نِعَالَهُمْ فَلَمَّا قَضَی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ صَلَاتَهُ قَالَ: مَا حَمَلَکُمْ عَلَی إِلْقَاءِ نِعَالِکُمْ؟ قَالُوا: رَأَیْنَاکَ أَلْقَیْتَ نَعْلَیْکَ فَأَلْقَیْنَا نِعَالَنَا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ جِبْرِیلَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَتَانِی فَأَخْبَرَنِی أَنَّ فِیهِمَا قَذَرًا أَوْ قَالَ أَذًی" ترجمه: درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای صحابه شان نماز می دادند، نعلین شان را بیرون آوردند و در سمت چپ شان گذاشتند. زمانی که صحابه این را دیدند آنان نیز نعلین های شان بیرون آوردند و کنار گذاشتند. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز را به پایان رساندند گفتند: چه چیزی باعث شد که نعلین های تان را در آورید؟ آنان گفتند: دیدیم که شما نعلین هایتان را بیرون آوردید پس ما نیز آن ها را بیرون آوردیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: جبرئیل علیه السلام به نزدم آمدن به من خبر داد که در آن ها ناپاکی است. روایت ابوداود. آلبانی آن را در "الإرواء" صحیح دانسته است.

[2] "ثُمَّ قَامَ، فَقُمْتُ عَنْ یَسَارِهِ، فَجَعَلَنِی عَنْ یَمِینِهِ" روایت بخاری و مسلم.

[3] "عَنْ أَبِی قَتَادَةَ الأَنْصَارِیِّ رضی الله عنه: أَنَّ رَسُولَ اللهِ کَانَ یُصَلِّی وَهُوَ حَامِلٌ أُمَامَةَ بِنْتَ زَیْنَبَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ وَلأَبِی الْعَاصِ بْنِ رَبِیعَةَ بْنِ عَبْد شَمْسٍ فَإِذَا سَجَدَ وَضَعَهَا وَإِذَا قَامَ حَمَلَهَا" ترجمه: ابوقتاده انصاری رضی الله عنه می ‌گوید: رسول‏ الله صلی الله علیه وسلم هنگام نماز خواندن، امامه، دختر زینب (نوه ی شان) را که پدرش ابوالعاص بن ربیع بن عبدشمس بود، را بر دوش می‌ گرفتند و هنگامی که به سجده می رفتند، او را بر زمین می‏ گذاشتند و وقتی که از سجده بلند می‏ شدند، او را دوباره بر دوش می‌ نهادند. روایت بخاری و مسلم.

[4] {حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَیٰ وَقُومُوا لِلَّـهِ قَانِتِینَ﴿٢٣٨﴾فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُکْبَانًا ۖفَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْکُرُوا اللَّـهَ کَمَا عَلَّمَکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ} بقره:238-239

[5] مجموع الفتاوی شیخ ابن عثیمین:13/309-311

[6] {قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴿١﴾الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ} مؤمنون:1-2

[7] "ارجع فصلِّ فإنک لم تصل" روایت بخاری و مسلم.

[8] "إِذَا قُمْتَ إِلَی الصَّلاةِ فَأَسْبِغْ الْوُضُوءَ، ثُمَّ اسْتَقْبِلْ الْقِبْلَةَ فَکَبِّرْ، وَاقْرَأْ بِمَا تَیَسَّرَ مَعَکَ مِنْ الْقُرْآنِ، ثُمَّ ارْکَعْ حَتَّی تَطْمَئِنَّ رَاکِعًا ثُمَّ ارْفَعْ رَأْسَکَ حَتَّی تَعْتَدِلَ قَائِمًا، ثُمَّ اسْجُدْ حَتَّی تَطْمَئِنَّ سَاجِدًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّی تَسْتَوِیَ وَتَطْمَئِنَّ جَالِسًا، ثُمَّ اسْجُدْ حَتَّی تَطْمَئِنَّ سَاجِدًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّی تَسْتَوِیَ قَائِمًا، ثُمَّ افْعَلْ ذَلِکَ فِی صَلاتِکَ کُلِّهَا" روایت بخاری و مسلم.

[9] أنه فتح الباب یوما لعائشة وهو یصلی. روایت ابوداود، نسائی و ترمذی. آلبانی در "صحیح الترمذی" آن را حسن دانسته است.

[10] حدیث آن قبلا ذکر شد.

[11] فتاوی علماء البلد الحرام:162-164

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.