اسباب ثبات و پایداری در دین (1)
اسباب ثبات و پایداری در دین (1) موضوع: دعوت و حکمت تاریخ انتشار: 2016-11-10 | بازدید: 641

اسباب ثبات و پایداری در دین (1)

 

الله متعال بنا به رحمت و شفقت خویش بسیاری از اسباب استقامت و پایداری را در قرآن و بر زبان پیامبرش وسیرت وی برای ما بیان نموده‌اند. و همانطور که می دانیم این عوامل بسیاراند.  در نتیجه در این مقاله می خواهیم به یکی از این اسباب که روی به قرآن است بپردازیم.

 

روی‌آوردن به قرآن:

قرآن عظیم حبل الله المتین ونور مبین است که هرکس به آن چنگ زند الله عزوجل او را در پناه خود قرار می ‌دهد و هرکس از آن پیروی کند الله تعالی او را نجات می ‌دهد وهرکس به سوی قرآن فرا خواند به راه راست هدایت خواهد شد.

 

الله سبحانه و تعالی صراحتا بیان نموده‌ که هدف از نازل نمودن تدریجی قرآن چیزی جز «تثبیت» نبوده است، چنان که درمقام تردید شبهات کفار می ‌فرماید: (کافران گفتند چرا قرآن یک جا بر پیامبر نازل نشد؟ همین گونه (ما قرآن را به صورت آیات جداگانه وبخش بخش می‌ فرستیم) تا با آن دل تو را پابرجا واستوار سازیم و آن را آرام آرام می ‌خوانیم، و(کافران) هیچ مثالی را به میان نمی ‌کشند مگر اینکه ما پاسخ راست و درست را و بهترین وجه و زیباترین تبیین وتفسیر را به تو می ‌نمایانیم»[1].

 

چرا قرآن مصدر تثبیت است؟

*زیرا ایمان را در قلب غرس، و با ارتباط با الله تعالی نفس را تزکیه می ‌کند.

*زیرا این آیات، سکون و آرامشی به قلب مؤمن می ‌بخشند که طوفان‌های فتنه دیگر به آن زیانی نمی ‌رساند و قلبش به یاد پروردگار آرام می ‌گردد.

* زیرا به مسلمان اصول وضوابطی صحیح می‌آموزد که به وسیله آن می‌ تواند اوضاع اطراف خویش را سامان دهد و نیز موازینی در اختیارش می‌ گذارد که بر اساس آن حکم کند، بگونه‌ ای که حکمش سست نگردد و با تفاوت وقایع و اشخاص تناقضی در اقوالش پیش نیاید.

 

*زیرا قرآن شبهاتی که دشمنان اسلام، کفار و منافقین ایجاد می‌ کنند؛ را رد می‌ کند؛ همانند مثال‌های واضحی که درصدر اسلام رخ داد، به طور مثال:

ـ آیه (پروردگارت تو را رها نکرده است و دشمن نداشته و مورد خشم قرار نداده است)[2] . بر  رسول الله صلی الله علیه و سلم چه تاثیری داشت، آنگاه که مشرکان می ‌گفتند: (محمد طرد شده است)[3].

 

ـ تاثیر آیه ( زبان کسی که (آموزش قرآن را) به  او نسبت می دهند غیر عربی است و این (قرآن) به زبان عربی گویا و روشنی است) [4]. چه بود، آنگاه که کفار قریش ادعا کردند که انسانی محمد صلی الله علیه و سلم را تعلیم می ‌دهد. و قرآن را از درودگری رومی در مکه می ‌آموزد؟

 

ـ تاثیر آیه (هان آنان هم اینک در فتنه و فساد افتاده‌اند) [5]. بر مؤمنان چه بود؟ آنگاه که منافق گفت: (مرا اجازه ده و در فتنه و فساد میانداز).

آیا مگر تاثیر آن، تثبیت و تقویت قلب‌های مؤمنان و رد شبهات و خاموش گردانیدن اهل باطل نیست؟ آری، به الله سوگند.

 

شگفت آنجاست که الله عزوجل مؤمنان را هنگام رجوع از حدیبیه به غنائم زیادی (غنایم خیبر) وعده می ‌دهد که الله تعالی آن اموال را در اختیارشان خواهد گذاشت و آن‌ها به تنهایی برای گرفتن آن غنایم می ‌روند. وهنگامی که منافقان از آنان می ‌خواهند که آن‌ها را نیز با خود ببرند،‌ مسلمانان جواب خواهند داد که شما هرگز با ما نخواهید آمد و منافقان برای رفتن با مسلمانان اصرار می ‌ورزند و می ‌خواهند گفته پروردگار را تبدیل کنند، به مسلمانان می ‌گویند شما به ما حسد می‌ ورزید، و الله تعالی با این آیه منافقان را جواب داد: (بلکه آنان جز اندکی نمی‌ فهمیدند)[6].

سپس این همه، مرحله به مرحله و گام به گام و کلمه به کلمه در جلوی روی مسلمانان اتفاق افتاد.

و از این جاست که می دانیم تفاوت موجود میان آنان که زندگیشان را به قرآن مرتبط کردند و با تلاوت و حفظ  و تفسیر و تدبر قرآن، به آن روی آوردند و در هرحال به آن عمل می‌ کنند و بین آنان که به کلام بشر اهتمام ورزیدند و آن را مشغله خویش ساختند.

کاش طلاب علم به آموختن علم قرآن وتفسیرش اهتمام بیشتری می ‌ورزیدند.

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب: عوامل استقامت در دین، تألیف: شیخ محمد صالح منجد، ترجمه: عبد القدوس دهقان.

 

 

[1] ـ فرقان: (32ـ33): ﴿وَقَالَ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ عَلَیۡهِ ٱلۡقُرۡءَانُ جُمۡلَةٗ وَٰحِدَةٗۚ کَذَٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِۦ فُؤَادَکَۖ وَرَتَّلۡنَٰهُ تَرۡتِیلٗا ٣٢ وَلَا یَأۡتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئۡنَٰکَ بِٱلۡحَقِّ وَأَحۡسَنَ تَفۡسِیرًا٣٣﴾.

[2]- ضحی: 3: ﴿مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَیٰ﴾.

[3]- صحیح مسلم با شرح نووی 12/156: :(ودع محمد).

[4]- نحل:3: ﴿لِّسَانُ ٱلَّذِی یُلۡحِدُونَ إِلَیۡهِ أَعۡجَمِیّٞ وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِیّٞ مُّبِینٌ ١٠٣﴾.

[5]- توبه:49: ﴿أَلَا فِی ٱلۡفِتۡنَةِ سَقَطُواْۗ﴾.

[6] ـ فتح:15: ﴿بَلۡ کَانُواْ لَا یَفۡقَهُونَ إِلَّا قَلِیلٗا ١٥﴾.

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

یحیی بن یمان، قال: سمعت سفیان الثوری، یقول: الحدیث أکثر من الذهب والفضة ولیس یدرک، وفتنة الحدیث أشد من فتنة الذهب والفضة.

یحیی بن یمان گفت: شنیدم که سفیان ثوری می فرمود: « (ارزش) حدیث بیشتر از طلا و نقره است ولی محسوس نیست، و فتنه و بلای حدیث (دروغ) بیشتر از فتنه طلا و نقره است».

‏"حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.‏

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.