سلسله مقالات بدعت بازنگری در فهم نصوص شماره ی (4): موضع مخالفان نص شرعی
سلسله مقالات بدعت بازنگری در فهم نصوص شماره ی (4): موضع مخالفان نص شرعی موضوع: متفرقه تاریخ انتشار: 2017-01-01 | بازدید: 16

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مقالات بدعت بازنگری در فهم نصوص شماره ی (4):

موضع مخالفان نص شرعی

آنچه گذشت، نمونه‌ هایی بود از حال سلف در سمع و طاعت و تسلیم و پذیرش و گردن نهادن در برابر وحی. حال ببینیم حال مخالفان‌ شان به ویژه متأخرین چگونه است؟

 

مخالفان سلف بر دو دسته ‌اند:

نخست: منکران نصوص شرعی کتاب و سنت که این‌ ها خود بر سه دسته ‌اند:

دسته ‌ای که نص شرعی را از اساس رد می ‌کنند.
دسته ‌ای که نصوصی را که مخالف عقل آن‌ هاست نمی‌ پذیرند.
گروهِ سوم نصوصی را که به ادعای شان با برخی از علوم و تجارب جدید در تضاد است، رد می ‌کنند.

و اگر نتوانستند چنین کنند در صحت آنچه مخالف هوای نفس‌ شان است، شک می ‌اندازند.

دوم: کسانی که از ترس غیرت دینیِ مردم، زیر نقاب «تأویل وحی» و تحریف معانی آن پنهان شده ‌اند.

مورد نخست بر اساس تکذیب لفظ نص از اساس، پایه ریزی شده است.

اما مورد دوم ـ که خطرناکتر است ـ بر تکذیب معنای نص که همان منظور الله و رسولش از ایراد نص است، بنا شده است.

 

هر دو گروه در واقع، اصل دین یعنی فرمان ‌پذیری و تسلیم شدن در برابر الله و رسولش را با مقاومت و رویارویی، مورد هدف قرار می ‌دهند. انکار گروه اول از روی عناد و عدم تسلیم در برابر «لفظ نص» است و تأویل نصوص گروه دوم نیز از روی عناد و عدم گردن نهادن در برابر «معنای نص» است.

 

فرمانبرداری و استسلام، اساس کلی دین است و حقیقت آن پذیرش کامل نص از لحاظ لفظ و معنای آن است.

هر کس در تاریخ بدعت‌ ها و انحرافات تأمل نماید متوجه خواهد شد که بیشتر گمراهی منتسبین به اسلام نه از انکار وحی بلکه به سبب تأویل معنای آن بر خلاف مراد الله و رسولش است و این روشِ بیشتر اهل اهواء است که هرگاه راهی برای رد نص نیابند به «تأویل» روی می ‌آورند که در واقع تحریف و به بازی گرفتن نص است.

 

تحریف معانی نصوص و باقی نهادن لفظِ آن یکی از روش‌ های یهودیان است که الله متعال آنان را چنین توصیف نموده است: {کلام الله را می شنوند سپس آن را پس از فهمیدن، آگاهانه دگرگون می کنند}[1].

"از آنجایی که رسول الله صلی الله علیه وسلم آگاهمان نموده اند که این امت، همانند تیرهایی که کنار هم چیده شده ‌اند، از راه و روش امت‌ های پیشین خود پیروی خواهد کرد... به همین سبب وجود افرادی که سخن را از جایگاه آن تحریف کنند و در نتیجه معنای کتاب و سنت را از آنچه الله خبر از آن داده یا به آن امر نموده دچار تغییر سازند، در میان این امت امری حتمی و اجتناب ناپذیر است..."[2].

 

این مسلک یکی از خطرناک ترین لغزش گاه هایی است که بسیاری از مردم به خاطر آن دچار انحراف شده ‌اند.

ابن قیم رحمه الله می ‌گوید:

هذا وأصل بلیة الإسلام من *** تأویل ذی التحریف والبطلان[3]

ترجمه: اساس بلایی که اسلام دچار آن شده از تأویل اهل تحریف و بطلان است.

ابن بَرْهان، به طور خلاصه زیان‌ های تأویل فاسد و باطل را چنین بیان کرده است: "هیچ کس دچار لغزش نشده مگر با تأویل فاسد"[4].

مگر اختلاف امت‌ ها با پیامبران ‌شان جز به سبب تأویل بوده است؟

و آیا فتنه ‌های بزرگ یا کوچک امت جز به سبب تأویل اتفاق افتاده است؟

و آیا خون مسلمانان در فتنه‌ ها جز به سبب تأویل بر زمین ریخته است؟[5]

باب تأویل، باب وسیعی است که زندیقان به هدف ویران ساختن اسلام از آن وارد می‌ شوند و نصوص را تحریف کرده و از ظاهرش برمی ‌گردانند و به هر معنایی که هوس کنند حمل می ‌کنند.

بشر مَریسی می‌ گوید: "هیچ چیز مانند قرآن سخن ما را باطل نمی‌ کند؛ بنابراین آن را در ظاهر بپذیرید و سپس معنای آن را با تأویل تغییر دهید"[6]!!

ابن أبی العز حنفی رحمه الله می ‌گوید: "تحریف‌ گران از این راه توانستند بر نصوص تسلط یابند و گفتند: ما آنچه را مخالف با نظرمان باشد تأویل می‌ کنیم. پس به هدف تزیینِ تحریف و برای آنکه مورد پذیرش قرار گیرد، آن را تأویل نامیدند"[7].

مسلمانان در طول تاریخ، فرقه ‌ها و افرادی را شناخته‌ اند که راه تحریف نصوص از معنایش و تأویل آن را در پیش گرفتند تا با اندیشه ‌های منحرفشان هم‌ خوانی یابد؛ فرقه ‌هایی مانند معتزله و خوارج و فرقه ‌های باطنی و برخی از اهل تصوف.

 

"آنان هیچ چیزی از امور دین را رها نکردند مگر آنکه تأویلش کردند[8]، اگر حمایت الله و سرپرستی او بر این دین نبود، بی ‌شک نشانه‌ های آن از بین می ‌رفت و مرزهایش ناپدید می ‌شد.

گمراهان، واجبات را تأویل کردند و از معنای آن برگرداندند و پشت گوش انداختن نصوص را برای پیروان خود آسان و ساده کردند و محرمات را چنان تأویل کردند که گناهکاران بر ارتکاب آن گستاخی و جرأت یافتند. نصوص عذاب قبر و نعیمِ آن، قیامت و هول و هراس آن، حشر، میزان و حساب، بهشت و جهنم را دستخوش تأویل ساختند به طوری که نصوص تأثیرش در نفوس بندگان از دست داد.

 

همچنین با تأویل نصوصِ صفات، باعث ضعیف شدن رابطه ی بندگان با پروردگارشان شدند و هیبت نص را از بین بردند به طوری که نص بازیچه‌ ای شد در دستان تأویل‌ گران که شبانه ‌روز با انواع تأویل، آن را از معنایش برگردانند"[9].

نمونه‌ هایی از انحراف در فهم نصوص نزد برخی از متقدمان[10]:

مانعان زکات: کسانی که ادعا کردند این فرموده ی الله متعال: {از اموال آنها صدقه – زکات –بگیر، تا بدین وسیله آنها را پاک سازی و تزکیه شان کنی و برای شان دعا کن، یقیناً دعای تو مایه ی آرامش آنهاست و الله شنوای داناست}[11] در آیه ی زکات دال بر این است که زکات، فقط به نبی صلی الله علیه وسلم پرداخت می‌ شود و پس از وفات ایشان زکاتی نخواهد بود.

ابوبکر صدیق رضی الله عنه به سبب باز داشتن زکات با آنان جنگید.

باطنیان قرمطی:

صلاة: – یعنی نماز – را به رابطه ی داعی با دار السلام تفسیر کردند.

زکات: را رساندن حکمت به مستحق آن دانستند.

روزه: را به کتمان اسرار خود تفسیر کردند.

حج: را به معنای سفر به سوی شیوخ خود دانستند.

بهشت: را لذت بردن از خوشی ‌های دنیا و جهنم: را به معنای پایبندی به شریعت و رفتن زیر دشواری آن دانستند.

فیلسوفان باطنی:

ملائکه و شیاطین را به معنای نیروهای پاک و خبیث درون انسان تفسیر کردند و اینکه نصوص مربوط به معاد و برزخ و بهشت و دوزخ مثال ‌هایی برای نزدیک گرداندن معانی به فهم عوام الناس است و در نزدشان حقیقت ندارد.

 

معتزله:

فرموده ی الله متعال را که می‌ فرماید: {والله با موسی سخن گفت}[12] را اینگونه معنی کردند: یعنی او را با ناخن سختی ‌ها و چنگال فتنه ‌ها زخمی کرد![13]

صوفیان:

برخی از صوفیان افراطی این سخن الله متعال را که می ‌فرماید: {و پروردگارت را عبادت کن تا زمانی که یقین – مرگ – به سراغت آید}[14] اینگونه تفسیر کردند: یعنی تا رسیدن به درجه ‌ای خاص از تقربِ او عبادتش کن و هنگامی که به آن درجه رسیدی تکالیف شرعی از گردنت خواهد افتاد.

و معنی این فرموده ی الله متعال: {و به آسمان - نمی نگرند - که چگونه برافراشته شده است؟}[15] را گفته اند: یعنی به ارواح بنگر که چگونه در عوالم غیب سیر می ‌کنند و در معنای {و به کوه ها – نمی نگرند – که چگونه نصب شده اند؟}[16] گفته اند: الله متعال به قلوب عارفان اشاره کرده که چگونه در برداشتِ معرفت را طاقت آورده‌ اند[17].

(هنگامی که از یکی از آن‌ ها درباره ی دلیل‌ شان در مشروعیت رقص پرسیده شد، گفت: {آنگاه ‌که زمین با شدید‌ترین لرزه ‌هایش به لرزه در آید}[18])[19].

برخی از افراطی ها، گاو ماده‌ ای را که در سوره ی بقره امر به ذبح آن شده {و زمانی که موسی به قوم خود گفت: الله به شما دستور می دهد که گاو ماده ای را ذبح کنید}[20] آن را ام المؤمنین عائشه رضی الله عنه دانسته ‌اند.

و منظور از {دو دریا را به جریان انداخت درحالی که با یکدیگر بر خورد می کنند}[21] علی و فاطمه دانسته اند و {از آن دو – دریا – مروارید و مرجان بیرون می آید}[22] را به حسن و حسین تفسیر کردند.

و اینکه شجرة ملعونة ی[23] ذکر شده در قرآن را بنی امیه دانسته اند.

حتی برخی از آنان لفظ «لا» در حدیث "إنه لا نبی بعدی"[24] ترجمه: (پس از من پیامبری نیست) را چنین تفسیر کرده ‌اند که بشارت به پیامبری است به نام «لا» که پس از وی می‌ آید!!

و برخی از آن‌ ها گفته ‌اند: هرکس که از یهودیت یا نصرانیت به اسلام بگراید نیز تحت حدیث "هرکس دینش را عوض کرد پس او را به قتل برسانید"[25] قرار می گیرند و قتلش واجب است!

بنابراین، پدیده ی تحریف معنای نصوص شرعی در تمام دوران‌ ها وجود داشته و تا دوران ما نیز همچنان ادامه دارد.

در سلسله مقالات بعدی به توضیحات بیشتری خواهیم پرداخت.

 

برگرفته از کتاب "بدعت بازنگری در فهم نصوص" با عنوان اصلی "بدعة إعادة فهم النص" تألیف محمد صالح المنجد.

بازنگری: ام احمد

 

 

[1] {یَسْمَعُونَ کَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ} بقره:75

[2] مجموع الفتاوی:25/130

[3] نونیة ابن قیم: ص/85

[4] زرکشی در "البحر المحیط" 4/317 از وی نقل کرده است.

[5] إعلام الموقعین عن رب العالمین:5/127

[6] درء التعارض:3/9

[7] شرح العقیدة الطحاویة: ص/232

[8] بلکه حسن حنفی بر این نظر است که: "هیچ نصی وجود ندارد مگر آنکه می ‌توان تأویلش کرد و منظور از تأویل در اینجا ضرورتاً خارج ساختن نص از معنای حقیقی به سوی یک معنای مجازی با وجود قرینه نیست، بلکه نهادن یک مضمون معاصر برای نص است؛ زیرا نص یک قالب بدون مضمون است". کتاب: من العقیدة إلی الثورة:1/397-398

[9] نگاه: مقدمه ی کتاب "التأویل وخطورته" تألیف دکتر عمر سلیمان الأشقر.

[10] برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه به کتاب "جنایة التأویل الفاسد" تألیف دکتر محمد لوح مراجعه کنید.

[11] {خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ ۖإِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ ۗوَاللَّـهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ} توبه:103

[12] {وَکَلَّمَ اللَّـهُ مُوسَیٰ تَکْلِیمًا} نساء:164

[13] الکشاف:1/624

[14] {وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّیٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ} حجر:99

[15] {وَإِلَی السَّمَاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ} غاشیه:18

[16] {وَإِلَی الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ} غاشیه:19

[17] حقائق التفسیر؛ تألیف سلمی: ص/365

[18] {إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا} زلزله:1

[19] سیر أعلام النبلاء:23/225

[20] {وَإِذْ قَالَ مُوسَیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّـهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً} بقره:67

[21] {مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ} الرحمن:19

[22] {یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ} الرحمن:22

[23] {وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ} إسراء:60

[24] روایت بخاری (3455) و مسلم (1842)

[25] "مَنْ بَدَّلَ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ" روایت بخاری (3017)

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

قال سعید بن المسیب: «ما أکرمت العباد أنفسها بمثل طاعة الله عز وجل، ولا أهانت أنفسها بمثل معصیة الله، وکفی بالمؤمن نصرة من الله أن یری عدوه یعمل بمعصیة الله».

سعید بن مسیب رحمه الله فرمودند: «هیچگاه یک مؤمن همانند وقتی که طاعت خداوند عزوجل را بجای می آورد، خود را گرامی نمی دارد، و با انجام معصیت خدا به خودش اهانت نمی کند، و برای مؤمن کافیست که خداوند او را یاری دهد که ببیند دشمنش معصیت خدا را انجام می دهد».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.