عمل کردن به مقتضای اسم «أَحَد» الله متعال
عمل کردن به مقتضای اسم «أَحَد» الله متعال موضوع: ایمان تاریخ انتشار: 2017-01-02 | بازدید: 35

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عمل کردن به مقتضای اسم «أَحَد» الله متعال

 

«احد» یکی از نام‌ های نیک الله متعال است.

الله سبحانه و تعالی می فرماید: {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ}[1] ترجمه: بگو او الله یگانه است.

«احد» یعنی یگانه ‌ای که همیشه یکتا بوده و کسی همراهش نیست، اوست که در ذات خود و در ربوبیت و الوهیت و در نام‌ ها و صفاتش یگانه و یکتاست.

 

شیخ سعدی رحمه الله می ‌گوید:

"واحد، احد: یعنی او کسی است که در تمام کمالات یگانه است و هیچ کس در آنها با وی شریک نیست و بر بندگان واجب است که از نظر عقل و سخن و عمل او را یگانه بدانند، به این صورت که به کمال مطلق او و یگانه بودنش به تنهایی و یکتایی اقرار داشته باشند و تمام انواع عبادت ها را تنها برای او انجام دهند"[2].

 

عمل به مقتضای این اسم به وسیله ی یگانه ساختن الله در ربوبیت او ممکن است، یعنی اینکه او در آفرینش و ملک و تدبیر یگانه است، بدین معنا که در هیچ یک از عبادات با او شریکی قرار ندهیم و اعمال را برای او انجام دهیم و تلاش کنیم سخن و کردارمان خالصانه برای او باشد.

 

پس "بزرگترین تأثیر این دو نام جلیل و بزرگوارِ واحد و احد: یگانه ساختن الله سبحانه و تعالی در ربوبیت و الوهیت و یگانه دانستن او در افعال و صفاتش و یگانه دانستن او در اعمال بندگان است.

یعنی همانطور که او در ربوبیت خود یگانه و یکتاست به طوری که او خالق و روزی دهنده و زنده کننده و میراننده و مالک است و هر طور که بخواهد در خلق خود تصرف می‌ کند، همانطور نیز در الوهیت و عبادت یگانه و یکتاست و معبودی به حق جز او نیست و یگانه است و در این شریکی ندارد.

 

در این هنگام است که توحید بنده برای پروردگارش محقق می ‌گردد و تمام عبادت ها تنها برای الله انجام می‌ گیرد؛ زیرا جز او کسی مستحق عبادت نیست.

زمانی که این اعتقاد در قلب جای گیرد ناگزیر باید در سخن و کردار و اعضا و جوارح بنده نیز آشکار گردد و جز برای الله که یکتا و بی‌ شریک است سجده و رکوع و نماز را به جای نیاورد و جز به او امید نداشته باشد و تنها او را در دعاهایش بخواند و جز از الله عزوجل چیزی نخواهد و جز از او مدد و یاری نطلبد و تنها به او پناه آورد و جز از الله نترسد و نهراسد و تنها بر او توکل کند.

 

مقصود این است که از جمله موجبات ایمان به نام «واحد» و «احد» یگانه قرار دادن الله در عبادت، دعا، محبت، بزرگداشت ، اجلال، ترس، امید، توکل و تمام انواع عبادات است.

و مقتضای آن یگانه ساختن او در محبت و ولاء است. الله سبحانه و تعالی می ‌فرماید: {‏آیا غیر الله را معبود و یاور خود بگیرم‌؟! درحالی که الله آفریننده ی آسمان ها و زمین است}[3].

همچنین تعلق دل ‌ها به خالق و معبود خود و روی آوردن به یگانه ای که شریکی ندارد؛ زیرا او «واحد» و «احد» است که همه‌ ی خلائق در حاجات و نیازهای ضروری خود به او محتاجند و اوست که به هر چیزی تواناست و مالک هر چیز و متصرف در همه چیز است.

 

چنین احساسی، دل را از پریشانی و نگرانی رهایی داده و باعث آرام گرفتن با پروردگار و معبودش می ‌شود و هرگونه تعلق و وابستگی را از کسانی که مالک هیچ چیز نیستند و توانایی انجام کاری را ندارند از بین می ‌برد، آنهایی که قدرتی ندارند مگر در حدودی که الله به آنان توانایی داده است و برای خود صاحب هیچ نفع و ضرری نیستند تا چه رسد به دیگران!

 

 این احساس باعث می‌ شود بنده قلب خود را از وابستگی به مخلوق رها سازد، مقصد و مقصودش را یکی کند و تنها به سوی خالق و آفریدگار و معبودش روی آورد که واحد و احد و صمد است، در نتیجه آسوده شود و آرامش یابد؛ زیرا ظاهر و باطنش را فقط تسلیم الله نموده و در پی مقصد های پراکنده و شریکانی ناسازگار و شر نمی باشد که در میان شان با حیرت و نگرانی زندگی کند و گرفتار درگیری و نزاع های تلخی شود.

الله متعال مثالی کسی را بیان می کند که فقط الله یگانه را می‌ پرستد و در مقابلش کسی است که خدایان متعدد و پراکنده ای او را گرفتار خود کرده ‌اند و به بندگی اش کشیده و عذابش می دهند.

الله متعال می‌ فرماید: {الله مثلی زده است: مردی که چند شخص ناسازگار در مالکیتش شریک اند و مردی که فقط یک مالک دارد؛ آیا این دو در مثل یکسانند؟ ستایش شایسته ‌ی الله است، بلکه بیشترشان نمی‌ دانند}[4].

 

اگر بنده، زندگی اش را در راستای تحقق این هدف بزرگ یعنی عبادت الله به یگانگی قرار دهد پش او تمام چیزهای زندگی اش را تابع این هدف قرار خواهد داد و در نتیجه عمر و وقت خود را از هدر رفتن در امور دیگر حفظ خواهد کرد و وقت با ارزش و نَفَس ‌های معدود خود را با ارزش ‌تر از آن خواهد دانست که در امری غیر از این هدف و راستا، بیهوده به هدر رود. تمام اوقات و دقایق عمرش را صرف اموری خواهد کرد که برای آخرتش سودی داشته باشد، از جمله در: اعمال نیک و صالح یا دعوتگری به سوی الله یا جهاد در راه او.

 

او به خاطر هدر رفتن دقایقی از عمرش بیش از هدر رفتن تمام دنیا حسرت و افسوس می‌ خورد. نعمت فراغت و سلامتی و مال و جوانی را قبل از اینکه از دست بدهد در بهره بردن از طاعت الله عزوجل غنیمت می ‌شمارد و حتی اوقات آسایش و استراحت و تفریحش را نیز با نیت عبادت الله به سر می ‌برد تا بتواند برای انجام طاعات دیگر نیرو بگیرد..."[5].

 

برگرفته از:  https://islamqa.info

ام احمد

 

[1] اخلاص:1

[2] تفسیر السعدی:945

[3] {أَغَیْرَ اللَّـهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ} انعام:14

[4] {ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا ۚالْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚبَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ} زمر:29

[5] مختصری از کتاب "ولله الأسماء الحسنی" : 114-117

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

عن أبی قیس، عن الحسن، قال: «لا تخالفوا الله عن أمره فإن خلافاً عن أمره عمران دار قضی الله علیها بالخراب». الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

امام حسن بصری رحمه الله فرمودند: «با اوامر خداوند مخالفت نکنید، چرا که مخالفت از امر وی موجب آبادانی دنیا است، ولی خداوند متعال (مخالفت با خود را) با ویران ساختن آن جبران می کند».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.