سخن حق در مورد بدعت
سخن حق در مورد بدعت موضوع: متفرقه تاریخ انتشار: 2017-01-12 | بازدید: 676

بسم الله الرحمن الرحیم

سخن حق در مورد بدعت

 

شاید شنیده باشیم که بسیاری از مردم امور متعددی را بدعت می نامند. این امر باعث شده که برای برخی از افراد، در این مسأله تشویش و ابهام ایجاد شود و در درست یا غلط بودن آن تردید داشته باشند. برای اینکه بدانیم آنچه را که می گویند درست است یا خیر باید در ابتدا بدانیم که بدعت در شریعت به چه معناست. سپس بر طبق آن می توانیم پی ببریم که چه اموری بدعت هستند و چه اموری بدعت نامیده نمی شوند. همچنین شاید شنیده باشیم که افرادی بدعت را به دو دسته ی: بدعت حسنه و بدعت سیئه – بدعت خوب و بدعت بد – تقسیم می کنند. آیا چنین تقسیمی درست است؟ در این مقاله به طور مختصر به بیان این امور می پردازیم.

 

معنای بدعت در شریعت چیست؟

تعریف: طریقه و روشی اختراع شده در دین که مقصود از آن عبادت و بندگی و تقرب به سوی الله تعالی است.

این به این معناست که آن طریقه و روش در شریعت وجود نداشته و دلیلی از کتاب یا سنت هم ندارد و حتی در عهد نبی صلی الله علیه وسلم و اصحابشان نبوده است. همچنین از تعریفی گفته شد واضح است که اختراعات دنیوی در مفهوم بدعتی که از لحاظ شریعت مذموم است وارد نمی شود.

 

اما آیا بدعت، خوب و بد هم دارد؟

جَریر بن عبدالله بجلی رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "هرکس سنت نیکی را بنا کند و از آن پیروی کند پاداش آن و پاداش هرکس که از آن پیروی می کند به او می رسد بدون آنکه چیزی از پاداش شان کم شود و هرکس سنت بدی را بنا کند و از آن پیروی کند پس گناه آن و گناه کسی که از او پیروی می کند بر اوست بدون آنکه از گناه آن ها چیزی کاسته شود"[1].

برای این حدیث مناسبت و داستانی وجود دارد که منظور و مراد قول "هرکس سنت نیکی را بنا کند" را روشن می سازد؛ این داستان در روایت دیگری همان راوی حدیث پیشین، جریر بن عبدالله رضی الله عنه می فرماید: "تعدادی بادیه نشین که لباس پشمینی بن تن داشتند نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم اوضاع بد آن ها را دیدند و متوجه شدند که فقیرند، صحابه را تشویق نمودند تا صدقه بدهند. مردم تأخیر کردند تا جایی که اثر تأخیر آنان – نگرانی – بر چهره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم نمایان گشت. راوی می گوید: آن گاه مردی از انصار یک کیسه نقره آورد، بعد از آن یک نفر دیگر، صدقه داد. سپس مردم یکی پس از دیگری صدقه های شان را آوردند تا جایی که  خوشحالی در چهره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم نمایان گردید. سرانجام رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرکس در اسلام سنت نیکویی را بنا کند و بعد از او بدان عمل شود، برایش پاداشی مانند پاداش کسانی که به آن، عمل می کنند نوشته می شود بدون آنکه چیزی از پاداش آنان کاسته شود و هرکس در اسلام، سنت بدی را بنا کند و پس از او بدان علم شود، برایش گناهی مانند گناهان کسانی که به آن، عمل می کنند، نوشته می شود بدون آنکه چیزی از گناه شان کاسته شود"[2].

 

و برای توضیح بیشتر روایت دیگری را ذکر می کنیم. باز جریر بن عبدالله رضی الله عنه می فرماید: "در ابتدای روز نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم که ناگهان گروهی تن برهنه و پا برهنه که شمشیرهای شان در غلاف بود آمدند بیشتر آنان از بلکه همه ی شان از قوم مُضَر بودند. رسول الله صلی الله علیه وسلم که فقر و تنگدستی آن ها را دیدند چهره ی ایشان دگرگون شد پس داخل رفتند سپس بیرون آمدند و به بلال رضی الله عنه دستور دادند پس اذان گفت و اقامه ی نماز کرد، ایشان نماز دادند سپس سخنرانی کردند و فرمودند: {ای مردم! از پروردگارتان بترسید، آن کسی که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده ساخت و از الهی بترسید که با او از یکدیگر درخواست می کنید و از گسستن پیوند خویشاوندی بپرهیزید. بی گمان الله همواره بر شما مراقب و نگهبان است}[3] و {از الله بترسید و هرکس باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است}[4] شخص صدقه می دهد از دینارش، درهمش، لباسش از پیمانه ی گندم و خرمایش، حتی فرمودند: اگرچه نیم دانه ی خرما هم باشد. پس مردی از انصار کیسه ی پولی آورد که نزدیک بود دستش از حمل آن عاجز شود و بلکه عاجز شده بود. سپس مردم پی در پی آمدند بحدی که دو تپه از طعام و لباس جمع شد تا اینکه دیدم که چهره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم همچون زری می درخشید سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرکس در اسلام سنت نیکویی بنا کند پس برایش اجر آن و اجر کسانی که به آن عمل کنند به او داده می شود بدون آنکه چیزی از اجرهای آنان کاسته شود و هرکس در اسلام سنت بدی بنا کند پس برایش گناه آن و گناه کسانی که به آن عمل می کنند به او داده می شود بدون آنکه چیزی از گناهان شان کاسته شود"[5]. این حدیث را نسائی رحمه الله در بابی به نام "التحریض علی الصّدقة" یعنی: (تشویق برای صدقه) آورده است و همچنین در صحیح مسلم نیز تحت باب "الحث علی الصدقة ولو بشق تمرة" یعنی: (ترغیب برای صدقه دادن حتی اگر با نیمی از خرما باشد) ذکر شده است.

 

بنابراین از جریان قصه و مناسبت آن روشن می شود که معنی قول رسول الله صلی الله علیه وسلم "هرکس سنت نیکویی در اسلام بنا کند" این است که: هرکس سنتی از سنت های نبی صلی الله علیه وسلم را زنده کند یا به آن راهنمایی دهد یا اینکه بدان امر کند و یا اینکه به آن عمل کند تا دیگران کهاو را می بینند یا می شنوند و از او تبعیت کنند.

 

همچنین در حدیث ابوهریره رضی الله عنه آمده است که: "مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد پس مردم را به آن تشویق نمودند – یعنی برای دادن صدقه – مردی گفت: در نزد من این و آن است. راوی می گوید: در مجلس هیچ شخصی نماند مگر اینکه همه به او چه کم و چه زیاد، صدقه دادند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هرکس روش نیکی بنا کند و به آن عمل شود، اجر کاملی برای اوست و بمانند اجر کسانی که به آن عمل کنند و چیزی از اجرشان کم نمی شود و هرکس سنت بدی را بنا کند و بدان عمل شود پس گناه کاملش بر اوست و همچنین بمانند گناهان کسانی که بدان عمل می کنند و چیزی از گناهان شان کم نمی شود"[6].

 

بنابراین از طی آنچه که بیان کردیم روشن می شود که به هیچ وجه امکان ندارد منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم مباح شمردن نوآوری و بدعت در دین یا باز کردن باب بدعت حسنه – آن طور که مردم آن را می نامند – باشد و در این امر هیچ گونه شک و تردیدی نیست؛ زیرا:

نبی صلی الله علیه وسلم بارها و بارها تکرار کرده اند که: "هر نوآوری ای بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی ای در آتش است"[7]. همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که خطبه می گفتند می فرمودند: "اما بعد: همانا بهترین سخن، کتاب الله است و بهتر راهنمایی، راهنمایی محمد است و بدترین امور، نوآری هاست و تمام بدعت ها گمراهی است.."[8]. زمانی که تمام بدعت ها گمراهی است چگونه می توان پس از آن گفت که در اسلام بدعت حسنه هست؟!! به الله سوگند که چنین سخنی کاملا مخالف با آن چیزی است رسول الله صلی الله علیه وسلم مقرر داشته اند.

 

نبی صلی الله علیه وسلم خبر داده اند که هرکس در دین بدعتی جدیدی را اختراع کند، عمل او مردود بوده و الله متعال آن را نمی پذیرد. از عائشه رضی الله عنها روایت کردند که ایشان صلی الله علیه وسلم فرمودند: "هرکس در امر ما نوآوری ایجاد کند که از آن نیست پس آن رد و مردود است"[9]. پس از این چگونه شخص می تواند ایجاد بدعت و عمل به آن را جایز بداند؟!!

 

 

فعل شخص مبتدعی که چیزی را به دین اضافه می کند که از آن نیست، چند ضرر به دنبال دارد که هریک بدتر از دیگری است، آن ها عبارتند از:

اتهام دین به نقص و عیب و اینکه الله جل وعلا آن را کامل ننموده و مجال برای اضافه کردن به آن فراهم است که این امر کاملا در تضاد با این فرموده ی الله تبارک وتعالی {امروز دین شما را برای تان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را دین تان قرار دادم}[10] است.

 

با اقرار کردن به بدعت دو اتهام، موجه نبی صلی الله علیه وسلم می شود: یا اینکه ایشان صلی الله علیه وسلم نسبت به این بدعت حسنه، جاهل بودند!!! یا اینکه آن را می دانستند اما آن را کتمان کردند و امت را فریب داده و آن را ابلاق ننموده اند!!
اجر این بدعت حسنه را رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابشان و سلف صالح از دست داده اند تا اینکه این مبتدع آمده و آن را کسب کرده است درحالی که شایسته است او باید با خودش بگوید: اگر این خیر و نیکی می بود آنان به سوی آن سبقت می گرفتند.
گشودن باب بدعت حسنه باعث تغییر دین و باز شدن باب هوی و هوس و خواهش های نفسانی می شود؛ زیرا هر مبتدعی با زبان حالش می گوید: آنچه را که من آورده ام بهتر است.

پس در این حالت رأی و نظر چه کسی را بپذیریم و از چه کسی پیروی کنیم؟!

عمل کردن به بدعت باعث از لغو شدن و از بین رفتن سنت ها می شود. اهل سلف گفته ی زیبایی دارند که گواه و شاهدی بر این واقعه است و آن اینکه: "هیچ بدعتی زنده نمی شود مگر اینکه سنتی می میرد" عکس این مقوله نیز صحیح است.

نسأل الله أن یجنبنا مضلات الهوی والفتن ما ظهر منها وما بطن  والله تعالی أعلم.

مترجم: ام احمد

https://islamqa.info

 

 

 

 

[1] "قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ سَنَّ سُنَّةَ خَیْرٍ فَاتُّبِعَ عَلَیْهَا فَلَهُ أَجْرُهُ وَمِثْلُ أُجُورِ مَنْ اتَّبَعَهُ غَیْرَ مَنْقُوصٍ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْئًا وَمَنْ سَنَّ سُنَّةَ شَرٍّ فَاتُّبِعَ عَلَیْهَا کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهُ وَمِثْلُ أَوْزَارِ مَنْ اتَّبَعَهُ غَیْرَ مَنْقُوصٍ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَیْئًا" روایت ترمذی و گفته است: حدیث حسن صحیح است. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[2] "جَاءَ نَاسٌ مِنْ الْأَعْرَابِ إِلَی رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ الصُّوفُ فَرَأَی سُوءَ حَالِهِمْ قَدْ أَصَابَتْهُمْ حَاجَةٌ فَحَثَّ النَّاسَ عَلَی الصَّدَقَةِ فَأَبْطَئُوا عَنْهُ حَتَّی رُئِیَ ذَلِکَ فِی وَجْهِهِ قَالَ ثُمَّ إِنَّ رَجُلًا مِنْ الْأَنْصَارِ جَاءَ بِصُرَّةٍ مِنْ وَرِقٍ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ ثُمَّ تَتَابَعُوا حَتَّی عُرِفَ السُّرُورُ فِی وَجْهِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ سَنَّ فِی الْإِسْلَامِ سُنَّةً حَسَنَةً فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ کُتِبَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا وَلَا یَنْقُصُ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْءٌ وَمَنْ سَنَّ فِی الْإِسْلَامِ سُنَّةً سَیِّئَةً فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ کُتِبَ عَلَیْهِ مِثْلُ وِزْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا وَلَا یَنْقُصُ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَیْءٌ" روایت مسلم.

[3] {یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا} نساء:1

[4] {اتَّقُوا اللَّـهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ} حشر:18

[5] "عن جریر بن عبد الله رضی الله عنه قَالَ: کُنَّا عِنْدَ رَسُولِ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی صَدْرِ النَّهَارِ فَجَاءَ قَوْمٌ عُرَاةً حُفَاةً مُتَقَلِّدِی السُّیُوفِ عَامَّتُهُمْ مِنْ مُضَرَ بَلْ کُلُّهُمْ مِنْ مُضَرَ فَتَغَیَّرَ وَجْهُ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِمَا رَأَی بِهِمْ مِنْ الْفَاقَةِ فَدَخَلَ ثُمَّ خَرَجَ فَأَمَرَ بِلالا فَأَذَّنَ فَأَقَامَ الصَّلاةَ فَصَلَّی ثُمَّ خَطَبَ فَقَالَ: {یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا} وَ {اتَّقُوا اللهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ} تَصَدَّقَ رَجُلٌ مِنْ دِینَارِهِ مِنْ دِرْهَمِهِ مِنْ ثَوْبِهِ مِنْ صَاعِ بُرِّهِ مِنْ صَاعِ تَمْرِهِ. حَتَّی قَالَ: وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ. فَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ الأَنْصَارِ بِصُرَّةٍ کَادَتْ کَفُّهُ تَعْجِزُ عَنْهَا بَلْ قَدْ عَجَزَتْ ثُمَّ تَتَابَعَ النَّاسُ حَتَّی رَأَیْتُ کَوْمَیْنِ مِنْ طَعَامٍ وَثِیَابٍ حَتَّی رَأَیْتُ وَجْهَ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَتَهَلَّلُ کَأَنَّهُ مُذْهَبَةٌ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ سَنَّ فِی الإِسْلامِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْئًا وَمَنْ سَنَّ فِی الإِسْلامِ سُنَّةً سَیِّئَةً فَعَلَیْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَیْئًا" روایت مسلم و نسائی.

[6] "أبی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی النَّبِیِّ صَلَّی الله عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَحَثَّ عَلَیْهِ - أی حثّ علی التصدّق علیه – فَقَالَ: رَجُلٌ عِنْدِی کَذَا وَکَذَا. قَالَ: فَمَا بَقِیَ فِی الْمَجْلِسِ رَجُلٌ إِلاّ تَصَدَّقَ عَلَیْهِ بِمَا قَلَّ أَوْ کَثُرَ. فَقَالَ رَسُولُ الله صَلَّی الله عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: مَنْ اسْتَنَّ خَیْرًا فَاسْتُنَّ بِهِ کَانَ لَهُ أَجْرُهُ کَامِلاً وَمِنْ أُجُورِ مَنْ اسْتَنَّ بِهِ وَلا یَنْقُصُ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْئًا وَمَنْ اسْتَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً فَاسْتُنَّ بِهِ فَعَلَیْهِ وِزْرُهُ کَامِلا وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِی اسْتَنَّ بِهِ وَلا یَنْقُصُ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَیْئًا" روایت ابن ماجه. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[7] "کلّ محدثة بدعة وکلّ بدعة ضلالة وکل ضلالة فی النار" روایت نسائی. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[8] "أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ خَیْرَ الْحَدِیثِ کِتَابُ اللهِ وَخَیْرُ الْهُدَی هُدَی مُحَمَّدٍ وَشَرُّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَکُلُّ بِدْعَةٍ ضَلالَةٌ" روایت مسلم.

[9] "مَنْ أَحْدَثَ فِی أَمْرِنَا هَذَا مَا لَیْسَ فِیهِ فَهُوَ رَدٌّ" روایت بخاری و مسلم.

[10] {الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا} مائده:3

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

آرزوهای ذکر شده در قرآن

 

آیا می دانید آرزوهای ذکر شده در قرآن کریم چه هستند؟!

ای کاش خاک بودم!

ای کاش برای زندگی خویش (خیرات و حسناتی) پیشاپیش می ‌فرستادم!

ای کاش کارنامه ی اعمالم به من داده نمی شد!

ای وای ای کاش فلانی را به دوستی نمی گرفتم!

ای کاش از الله و رسولش اطاعت می کردم!

ای کاش با رسول الله راهی را برگزیده بودم!

ای کاش من هم با آنها بودم و به کامیابی بزرگی نائل می شدم!

تمام این ها آروزهای مردگان هستند که ما می توانیم الآن این ها را به دست آوریم.

پس تا زمانی که زنده هستیم قبل از از دست دادن فرصت آن ها را به دست آوریم.

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.