ابن کثیر رحمه الله
ابن کثیر رحمه الله موضوع: علماء و بزرگان اسلام تاریخ انتشار: 2017-02-06 | بازدید: 365

بسم الله الرحمن الرحیم

ابن کثیر رحمه الله

در این مقاله به ذکر شرح حالی مختصر از امام ابن کثیر رحمه الله می پردازیم.

حافظ مورخ ومفسر قرآن عماد الدین ابو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر بن ضوء قرشی بصروی سپس دمشقی است. در روستای مجدل در نزدیک دمشق در سال 701 هجری به دنیا آمد سپس همراه با برادرش کمال الدین متولد سال 707 هجری پس از وفات پدرش به دمشق نقل مکان نمود.

 

وی در سال 711 هجری قرآن کریم را حفظ کرد. ایشان تمام قرائت ها را خواندند و در تفسیر مهارت یافتند. متن "التنبیه" در فقه شافعی را در سال 718 هجری حفظ نمود. همچنین "مختصر ابن الحاجب" را نیز حفظ کرد. فقه را از دو شیخ: برهان الدین الفزاری و کمال الدین ابن قاضی شهبه آموخت.

 

سپس با زینب دختر حافظ ابو الحجاج المِزی ازدواج کرد و ملازم ایشان بود؛ وی به علم حدیث روی آورد و از فارغ التحصیلان زیر دست حافظ مزی رحمه الله شد.

 

ایشان با شیخ تقی الدین ابن تیمیه همنشینی و معاشرت ویژه ای داشت و در مسأله ی طلاق بر طبق رأی وی، فتوا می داد و با آن مورد ابتلا و آزمایش قرار گرفت و اذیت و آزار دید.

اصول را بر الأصفهانی خواند و علی ابو نصر ابن شیرازی و ابو القاسم بن عساکر و عده ی زیاد دیگری شنید.

وی به سوی حفظ متون و معرفت اسانید و علل و رجال[1] و تاریخ روی آورد تا اینکه در آن به مهارت بالایی دست یافت درحالی که جوانی بیش نبود. فتوا و درس می داد و مناظره می کرد و در فقه و تفسیر و نحو نیز بسیار ماهر شد. در علم رجال و علل نیز بسیار دقیق بود.

 

در آن زمان مسئولیت بسیار از مدارس از جمله: دار الحدیث الأشرفیة، المدرسة الصالحیة، المدرسة النجیبیة، المدرسة التنکزیة و المدرسة النوریة الکبری عهده دار شد.

بسیاری از علما از ایشان به نیکی یاد کرده اند:

حافظ الذهبی رحمه الله در شرح حال ایشان می نویسد:

"اسماعیل بن عمر بن کثیر: امام، فقیه، محدث بی همتا وماهر، عماد الدین بصروی شافعی، فقیه و محدث متقن، مفسر ناقل می باشد. وی کتاب های مفیدی دارد. فقه را می دانست. زبان عربی و اصول را می شناخت. تعدادی از متون، تفاسیر و رجال و احوال آنان را از بر بود. روایت هایی از من شنیده است و او دارای حفظ و معرفت بود"[2].

 

حافظ ابن حجر رحمه الله:

"اسماعیل بن عمر بن کثیر به ضوء بن کثیر القیسی البصروی، شیخ عماد الدین. در سال 700 هجری با اندکی پس از آن به دنیا آمد. پدرش در سال 703 هجری از دنیا رفت. وی در دمشق، نشأت یافت. از ابن الشحنة، ابن الزراد، إسحاق الآمدی، ابن عساکر، المزی و ابن الرضی و دیگران، روایات را شنیده است. از مصر الدبوسی، الوانی و الختنی و دیگران اجازه ی حدیثی دارد.

 

در متون و رجال حدیث مطالعه و فعالیت داشت. تفسیر را جمع کرد. آغاز به نوشتن کتاب بزرگی در احکام نمود اما آن را کامل نکرد. تاریخ را جمع کرد و کتابش را (البدایة والنهایة) نامید. کتاب (طبقات الشافعیة) را نوشت. احادیث (أدلة التنبیه) و (مختصر ابن الحاجب الأصلی) را تخریج کرد. به شرح (البخاری) پرداخت و ملازم المزی رحمه الله بود و (تهذیب الکمال) را بر وی خواند و با دخترش ازدواج کرد. از ابن تیمیه رحمه الله نیز آموخت و شیفته ی محبت وی شد و به خاطر وی مورد آزمایش و امتحان قرار گرفت. معلوماتش را به خوبی احضار می کرد و خوش منش بود. در زمان حیاتش، تألیفات وی دیارش را فرا گرفته بود و پس از وفاتش نیز مردم از آن ها استفاده های زیادی بردند. وی بر طریقه ی محدثین به دنبال به دست آوردن عالی و تمییز عالی از نازل[3] و مانند این فن ها نبود بلکه از جمله محدثان فقیه بود. ایشان کتاب ابن الصلاح را خلاصه کردند که در آن فواید بسیاری است"[4].

 

امام ابن کثیر رحمه الله فقه را از فقهای شافعی زمان خودش فرا گرفت. کتاب های شان را حفظ کرد و علوم شا را آموخت بلکه کتاب هایی مختص به آنان را نوشت. در دوران وی، مذهب شافعی، مذهبی شایع و انتشار یافته در سرزمین های شام و مصر بود.

 

امام السبکی رحمه الله می گوید:

"و این دو سرزمین – یعنی شام و مصر – و عیذاب – آخرین منطقه ی ختم شده به عراق –از زمانی ظهور مذهب شافعی، مرکز پادشاهی این مذهب است. غلب و مسلط بر این سرزمین ها، پیروان آن هستند و قضاوت و داوری و سخنرانی بر اساس مذاهب غیر آن نیست. از زمان انتشار این مذهب، کسی جز پیرو این مذهب، حکم و قضاوت را در سرزمین مصر به دست نگرفت به جز قاضی بکار. در سرزمین شام نیز هیچ قاضیی نبود مگر پیروان این مذهب به جز البلاساغونی و اتفاقاتی که برایش رخ داد. وی عهده دار دمشق شد و خوش برخورد نبود سپس خواست در مسجد جامع بنی امیه با عنوان امامی حنفی کار کند حال آنکه در مسجد جامع بنی امیه از زمان پیدایش مذهب شافعی کسی جز شافعی مذهب، امام آن نبوده و کسی جز شافعی مذهب بر منبر آن نرفته بود و این قاضی خواستار ایجاد امامی حنفی مذهب بود.

 

ابن عساکر رحمه الله گفته است: اهل دمشق، مسجد جامع را بستند و به او اجازه ندادند سپس قاضی را عزل کردند. از آن پس نیز دمشق بر عادت خود باقی ماند که جز شافعی مذهب، عهده دار آن نشود تا دوران الظاهر بیبرس الترکی که سه مذهب دیگر را نیز همراه قاضیان شافعی قرار داد.

 

استاذ ابو منصور البغدادی می گوید: بر طبق رأی امام الاوزاعی، قبل از پیدایش مذهب شافعی در دمشق کسی عهده دار قضاوت، سخنرانی و امامت نشد مگر اوزاعی"[5].

پس این مسأله تعجب آور نیست که ابن کثیر رحمه الله شافعی مذهب باشد.

آنچه که بیان شد ملزم این نیست که سرزمین شام، خالی از مذاهب دیگر باشد. مثلا حنابله، حضور چمشگیری در شام داشتند؛ از جمله نمایندگان آن حضور عبد الغنی مقدسی و خانواده اش و کسانی که پس از وی آمدند و همچنین آل تیمیه می باشد و دیگر علمای مذاهب دیگر.

ابن کثیر رحمه الله در شعبان سال 774 هجری وفات یافت و در اواخر عمرش نابینا شده بود[6].

 

مترجم: ام احمد

https://islamqa.info

 

 

 

 

 

[1] بررسی احوال راویان.

[2] معجم المحدثین: 1/56

[3] عالی و نازل: اصطلاحاتی حدیثی هستند.

[4] الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة:1/445-446

[5] طبقات الشافعیة الکبری: 1/326

[6] برای اطلاعات بیشتر می توانید به مقدمه ی تحقیق کتاب "البدایة والنهایة" با اشراف دکتر عبدالله الترکی: 1/13-33 مراجعه کنید.

 

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.