توریه
توریه موضوع: تفسیر قرآن تاریخ انتشار: 2017-02-06 | بازدید: 431

بسم الله الرحمن الرحیم

توریه

توریه در لغت به معنای: پوشاندن و پنهان کردن چیزی است.

الله عزوجل می فرماید: {فَبَعَثَ اللَّـهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءَةَ أَخِیهِ ۚ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَٰذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءَةَ أَخِی ۖ فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ}[1] ترجمه: آنگاه الله، کلاغی را فرستاد که در زمین را بکاود تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را بپوشاند او گفت: وای بر من! آیا من آنقدر درمانده ام که نمی توانم همچون این کلاغ، جسد برادرم را بپوشانم؟ پس سرانجام پشیمان شد.

 

همچنین می فرماید: {یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْآتِکُمْ وَرِیشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَیٰ ذَٰلِکَ خَیْرٌ ۚ ذَٰلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّـهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ}[2] ترجمه: ای فرزندان آدم! به راستی برای شما لباسی که شرمگاهتان را می پوشاند و زینتی است برای شما، نازل کردیم و لباس تقوا بهتر است. این از نشانه های الله است شاید که متذکر شوند.

 

اما توریه در اصطلاح به این معناست که گوینده سخنی را بگوید که شنونده از آن معنایی را بفهمد درحالی که قصد گوینده معنای دیگری است که آن سخن، محتمل آن نیز می باشد. به عنوان مثلا شخص بگوید: "یک درهم در جیب من نیست". از این سخن وی فهمیده می شود که او هیچ مالی ندارد درحالی که ممکن است مرادش این باشد که مثلا درهمی ندارد اما دینار دارد.

 

چنین سخنی را تعریض یا توریه می نامند.

توریه از جمله راه حل های شرعی است برای دوری گرفتاری و تنگنایی ای که ممکن است انسان در آن واقع شود زمانی که شخصی در مورد امری از او سؤال می کند و وی در واقع از جهتی نمی خواهد او را از حقیقت با خبر کند و از جهت دیگر هم نمی خواهد دروغ بگوید.

در زمان حاجت یا مصلحه ی شرعی شخص می تواند از توریه استفاده کند و شایسته نیست که در این کار زیاده روی کند و برایش عادتی شود و همچنین نباید برای گرفتن باطل یا دور کردن حق، به کار ببرد.

 

 

 

امام نووی رحمه الله می گوید:

"علما رحمهم الله می گویند: اگر مصلحت شرعی راجح و یا حاجتی در میان باشد که برای فریب دادن مخاطب راهی جز دروغ گفتن نباشد در این صورت اشکالی ندارد که از تعریض و کنایه استفاده شود. اما اگر مصلحت یا حاجتی در میان نباشد در این حالت استفاده از آن مکروه بوده و حرام نیست و در صورتی که مسأله به گرفتن باطل و دور کردن حق برسد در این جا استفاده از آن حرام می باشد. قانون در این مسأله این بود"[3].

برخی از علما در صورتی که حاجت یا مصلحتی در میان نباشد استفاده از تعریض – توریه – را حرام می دانند. این رأی را نیز شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله اختیار نموده است[4].

رسول الله صلی الله علیه وسلم در برخی از حالات از توریه استفاده نموده اند، از جمله:

اگر شخصی در نماز جماعت، وضویش باطل شود در این موقعیت ناخوشایند باید چه کند؟

جواب: باید بینی اش را بگیرد و دستش را بر آن بگذارد سپس بیرون رود.

دلیل: عائشه رضی الله عنها روایت می نماید که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "هرگاه یکی از شما در نماز، وضویش باطل شد پس بینی اش را بگیرد و خارج شود"[5].

الطیبی رحمه الله می گوید:

"امر به گرفتن بینی کرده که تخیل کنند او خون دماغ شده است. چنین کاری دروغ به حساب نمی آید بلکه از جمله معاریض – توریه – فعلی می باشد. اجازه این کار به او داده شده تا شیطان او را فریب ندهد که به خاطر خجالت کشیدن از مردم برای نماز نیاید"[6].

این توریه برای ایجاد توهمی خوب و پسندیده که برای دور کردن شخص از این موقعیت سخت، به کار برود جایز است، مثل اینکه اگر کسی ببیند که او خارج می شود گمان می کند که دچار خون دماغ شده است.. و همچنین زمانی که شخص در موقعیت های سختی و ناخوشایندی قرار گیرد که نیاز دارد در آن موقعیت، بر خلاف حقیقت سخن بگوید تا خودش را نجات یا شخص بی گناهی را نجات دهد و یا از حالتی بسیار دشوار بیرون بیاید و یا اینکه از موقعیتی بحرانی رها شود، می تواند از آن استفاده کند.

پس راه حل شرعی مباح که می توان از آن در زمان حاجت و نیاز استفاده کرد "توریه" یا "معاریض" است. امام بخاری رحمه الله در کتاب صحیحش بابی را با نام "معاریض، راهی است برای رهایی از دروغ"[7] نامیده است.

اهل سلف و ائمه نیز از توریه و معاریض استفاده کرده اند که ابن قیم رحمه در آن را در کتابی اینگونه بیان کرده است:

"از حماد رحمه الله ذکر شده، زمانی که شخصی به نزدش می آمد که نمی خواست با او همنشین شود دردناکانه می گفت: (دندانم.. دندانم) و اینگونه شخصی را که در همنشینی با او خیری نبود را ترک می کرد.

سفیان الثوری در مجلس خلیفه المهدی حاضر شد و او را نیکو شمرد؛ زمانی که خواست خارج شود خلیفه به او گفت که باید بنشیند. الثوری سوگند خورد که باز خواهد گشت. وی بیرون رفت و کفش هایش را کنار در، گذاشت و پس از مدتی بازگشت و کفش هایش را گرفت و رفت. خلیفه در مورد او پرس و جو کرد، به او گفته شد که وی سوگند خورد که باز گردد پس بازگشت و کفش هایش را گرفت و رفت.

امام احمد در خانه اش نشسته بود درحالی که برخی از شاگردانش از جمله مروذی نزدش بودند. شخصی آمد و از بیرون خانه در مورد مروذی پرس و جو کرد. امام احمد که نپسندید وی بیرون برود، فرمود: (مروذی این جا نیست و مروزی در این جا چه می کند؟) ایشان درحالی که انگشتش را در کف دستش گذاشته بود این سخنان را می گفت، زیرا آن شخص وی را نمی دید.

از نمونه های دیگر توریه این است که:

اگر شخصی از تو بپرسد که آیا فلانی را دیده ای، و تو ترس این را داشته باشی که اگر او را با خبر سازی به وی ظلم خواهد کرد پس می گویی ندیده ام. در این هنگام منظورت این است که تو ریه اش قطع نکردی[8] و این در لغت عربی، درست است یا اینکه دیدارش را نفی کند در قلبت، زمان و مکان معینی را در نظر می گیری که او را در آن ندیده ای. همچنین اگر تو را قسم داد که به فلانی صحبت نکن؛ پس بگو: (والله لن أکلمه) – یعنی به الله سوگند به او سخن نمی گویم – و منظورت این باشد که: او را زخمی نمی کنم. زیرا در لغت عربی (الکلم) به معنای (الجرح) – زخم – است. همچنین اگر شخصی را مجبور به کفر ورزیدن شود و به او گفته شود به الله کفر بورز. پس برایش جایز است که بگوید: (کفرت باللاهی) – کفر ورزیدم به لاهی – یعنی لاعب"[9].

نکته: همان طور که گفته شد شخص مسلمان اجازه ندارد از توریه استفاده کند مگر در حالت های بسیار سخت و شدید؛ زیرا[10]:

زیاده روی در آن باعث وقوع در دروغ می شود.
برادران، اعتماد و ثقه را در سخنان شان از دست می دهند؛ زیرا هریک به دیگری شک می کند که آیا سخن برادرش بر همان چیزی که می گوید دلالت دارد یا خیر؟
اگر شنونده از حقیقت امر با خبر شود که آن مخالف با ظاهر سخنی بوده است که به او گفته و نداند که آن شخص از روی توریه این را گفته است در این صورت آن شخص در نظرش یک دروغ گو به حساب می آید.
این کار، راهی است برای ایجاد خودپسندی و تکبر در نفس شخص به دلیل احساس توانایی و قدرتی که در سوء استفاده از غفلت مردم به او دست می دهد.

 

مترجم: ام احمد

https://islamqa.info

 

 

 

 

 

[1] مائده:31

[2] اعراف:26

[3] الأذکار: ص/380

[4] نگا:الاختیارات: ص/563

[5] "إذا أحدث أحدکم فی صلاته فلیأخذ بأنفه ثم لینصرف" روایت ابوداود. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[6] مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح: 3/18

[7] صحیح البخاری، کتاب الأدب، باب (116)

[8] در لغت عربی فعل دیدن "رَأَی" می باشد. زمانی که گفته شود: (رَأَی خَصْمَهُ) – یعنی دشمنش راد ید – به معنای این است که (أَصَابَ رِئَتَهُ) به ریه اش اصابت وارد کرد.

[9] إغاثة اللهفان؛ تألیف ابن قیم: 1/381 و ما بعد آن: 2/106-107. همچنین می توانید برای اطلاعات بیشتر به مقاله ی "المعاریض فی الآداب الشرعیة" نوشته ی ابن مفلح: 1/14 مراجعه کنید.

[10] ماذا تفعل فی الحالات الآتیة ؟

 

 

    منبع: islamtape

 

نصیحت و حکمت

آرزوهای ذکر شده در قرآن

 

آیا می دانید آرزوهای ذکر شده در قرآن کریم چه هستند؟!

ای کاش خاک بودم!

ای کاش برای زندگی خویش (خیرات و حسناتی) پیشاپیش می ‌فرستادم!

ای کاش کارنامه ی اعمالم به من داده نمی شد!

ای وای ای کاش فلانی را به دوستی نمی گرفتم!

ای کاش از الله و رسولش اطاعت می کردم!

ای کاش با رسول الله راهی را برگزیده بودم!

ای کاش من هم با آنها بودم و به کامیابی بزرگی نائل می شدم!

تمام این ها آروزهای مردگان هستند که ما می توانیم الآن این ها را به دست آوریم.

پس تا زمانی که زنده هستیم قبل از از دست دادن فرصت آن ها را به دست آوریم.

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.