برادر ملتزم ... از وقوع در این خطاها برحذر باش
برادر ملتزم ... از وقوع در این خطاها برحذر باش موضوع: امر به معروف و نهی از منکر تاریخ انتشار: 2017-03-05 | بازدید: 676

برادر ملتزم ... از وقوع در این خطاها برحذر باش

 

این مقاله رساله ی کوتاه و بسیطی است که در آن برخی از اشتباهاتی را که بعضی از افراد پایبند به دین و حتی دیگران مرتکب می شوند، جمع کرده ام. و به جای استفاده از کلمه ی گناه؛ کلمه ی اشتباه را استفاده کرده ام به سه دلیل:

 

1ـ زیرا امکان دارد که مرتکب این اعمال افراد صالحی شوند که با انجام آن در واقع به سرشت خود خیانت می کنند.

 

2ـ و ممکن است صالحانی مرتکب آن شوند که صاحب نیت پاک و هدف نیک هستند.

 

3ـ در واقع بیشتر این اعمال گناهان بزرگ یا از کبائر نیستند بلکه اشتباهاتی هستند که کم تر کسی از آن دوری می کند.

 

و از آنجایی که عقیده در رأس دین قرار دارد پس با ذکر اشتباهات در عقیده شروع خواهم کرد؛ سپس اخطاهای عبادتی و بعد از آن اشتباهات در راه دعوت را بازگو می کنم. و در پایان این رساله را با ذکر خطاهای موجود در آداب و اخلاق و زندگی زناشویی به پایان خواهم رساند.

 

خطا در عقیده:

1ـ شرک خفی: احیانا برخی از افراد صالح مرتکب شرک می شوند در حالی که خودشان نمی دانند. و همه می دانیم که خطرناک ترین و دقیق ترین انواع شرک؛ شرک خفی است که شرک اصغر به حساب نمی آید. زیرا انسان شرک اصغر را احساس می کند و به آن پی می برد. اما شرک خفی به دلیل پنهان بودنش و دقیق بودن به این اسم معروف شده است. و رسول الله صلی الله علیه و سلم از آن امتش را برحذر داشته است. چنان که فرموده اند: (آیا نمی خواهید شما را از چیزی با خبر کنم که من بیشتر از فتنه ی دجال از آن بر شما می ترسم؟ صحابه گفتند: بله. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: آن شرک خفی است. اینکه شخص برای نماز برخیزد سپس نمازش را با آنچه که در نظر دیگری خوب می آید؛ تزئین کند)[1]. در نتیجه واجب است که از چنین شرکی دوری کنیم.

 

2ـ ضعف توکل: بسیاری از افراد پایبند به دین را می بینیم که در اعمال خیر و نیک پیشی می گیرند و از منکرات دوری می کنند؛ اما در عین حال توکلشان بر الله تعالی ضعیف است. در حالی که توکل عبادتی عظیم و جلیل است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین در حدیث فرموده اند: (اگر شما بنحوی که شایسته است بر الله توکل و اعتماد کنید، همانا شما را پروردگار مانند پرنده که صبح گرسنه بیرون می آیند و شام سیر باز می گردند، روزی می دهد)[2].در نتیجه شایسته است که توکلمان بر الله عزوجل را تقویت کنیم البته همراه با به کارگیری اسباب جایز.

 

3ـ غلبه ی امید بر ترس و یا عکس آن: برخی از صالحان امیدشان به اندازه ای بر ترسشان غلبه می کند که دیگر هیچ بیم و رعبی در قلب هایشان باقی نمی ماند. و برخی هم هستند که ترس در آنان به اندازه ای بالا می رود که هیچ امیدی در قلب هایشان باقی نمی ماند. در حالی که باید فرد مسلمان در امید و ترس توازن داشته باشد، طوریکه که یکی بر دیگری غلبه نکند.

 

4ـ سهلنگاری در مسأله ی تولی و تبری: برخی از افراد صالح به اندازه ای با کفار معاشرت می کنند و جذب آنان می شوند و طوری با آنان در محل کار یا خارج از آن صحبت می کنند که از قاعده ی مهم تولی و تبری که از اساسیات دین اسلام به شمار می رود؛ خارج می شوند.

 

5ـ به زبان آوردن برخی از سخنان شرک آلود، مانند: (اگر فلانی نبود..)، و قسم خوردن به امانت، و گفتن: (فلانی بد شانس است) و بسیاری از الفاظ دیگر که باعث خدشه دار شدن عقیده مؤمن می شود.

 

خطا در عبادات:

1ـ عدم یاد آوری برخی از مقاصد در عبادات: مثلا در هنگام وضو گرفتن، یا برپایی نماز، یا روزه گرفتن و یا حج مقاصد آن را به یاد نیاورد. زیرا چنین عباداتی بدون روح و درک خواهند بود. به عنوان مثال: کسی که می خواهد وضو بگیرد اگر به یاد آورد که این عمل باعث تکفیر گناهانش می شود؛ چنین چیزی ایمانش را قوی و اجر و ثوابش را زیاد می کند. همچنین اگر در هنگام روزه محبت الله سبحانه و تعالی نسبت به روزه داران را به یاد آوریم؛ محبتمان به پروردگار بیشتر و بیشتر می شود، علاوه بر این اجر و ثواب عظمیی به دست خواهیم آورد.

 

2ـ تکبر و غرور به عمل: هرگاه تکبر با عملی مخلوط شد؛ آن عمل فاسد می شود. و بسیاری از افراد پایبند به دین ممکن است از ریا دور باشند اما از تکبر در عمل به دور نیستند. طوری که بعضی از صالحان به خاطر کثرت عملشان؛ مغرور و متکبر می شوند؛ در نتیجه در محذورات می افتند. که در این حالت باید به آنان هشدار داده شود.

 

3ـ وادار کردن خویش به برخی از عباداتی که توان انجام آن را ندارند: مثلا برخی از افراد صالح را می بینیم که خود را به قیام لیل، و روزه ی دهر – که آن منهی است – وادار می کنند تا جایی که خسته و ناتوان و بیمار می شوند. به همین دلیل هم بوده که رسول الله صلی الله علیه و سلم دستور به قصد در عمل و مداومت آن و لو که کم باشد را کرده اند و از ستم به خویش نهی کرده اند؛ زیرا باعث نفرت فرد از آن عبادت می شود. چنان که الله سبحانه و تعالی می فرماید: (الله هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کند)[3].

 

4ـ افراط در انجام سنن و مستحبات: برخی از صالحان را می بینیم که بعضی از سنت ها را گاهی انجام می هند و گاهی آن را ترک می کنند و خود را از اجر و ثواب آن محروم می سازند. و احیاناً در انجام برخی از اعمال برای بالا رفتن درجه و پاک شدن گناهانشان زیاده روی می کنند. قابل ذکر است که وقتی صالحین می گوییم؛ باید یکی از خصوصیات آنان تمسک به سنت نبوی باشد؛ و برای رسیدن به جنتی که عرض آن به اندازه ی آسمانها و زمین است با محافظت بر مستحبات؛ سبقت بگیرند.

 

5ـ مقدم کردن مهم بر اهم: گاهی اوقات می بینیم که افراد سنن رواتب را همیشه و مداوم انجام می دهند در حالی که تکبیر اول را از دست می دهند. و برخی در تمام حلقات قرآنی و علم شرکت می کنند اما نسبت به تربیت خانواده و در خدمت به والدین بی توجه هستند و به آن اهمیت نمی دهند. و بدین ترتیب خود را به سنت ها مشغول می کنند در حالی که واجبات را از دست می دهند.

 

خطا در دعوت:

1ـ عدم دعوت به سوی الله سبحانه و تعالی: بعضی از صالحان؛ فقط برای خود صالح هستند و هیچ نفعی به دیگران نمی رسانند. به عبارت دیگر هیچ تلاشی در دعوت به سوی الله سبحانه و تعالی نمی کنند؛ حتی سخنی خوب یا کتابی اسلامی به نادانان و غافلان اهدا نمی کنند.

 

2ـ سکوت در برابر منکرات: امروزه صالحان از اعمال منکر چشم پوشی می کنند؛ در حالی که در جلو وی آن منکر انجام می شود و در برابر زشتی آن سکوت اختیار می کنند. که این یک اشتباه بسیار بزرگی است و اگر از آنها بپرسیم در جواب می گویند: الله تعالی فرموده: (گمراهی کسانی که گمراه شده اند به شما زیانی نمی رساند)[4]. در حالی که چنین برداشتی از آیه اشتباه است. زیرا گزینه ی سکوت در برابر منکر زمانی استفاده می شود که فرد تمام راه های ممکن و تلاش خویش را به کار گرفته باشد و از آن بیزار باشد.

 

3ـ جهل به درجات منکر: به عنان مثال: برخی از افراد پایبند به دین را می بینیم که به فردی که ریشش را می تراشد؛ تذکر می دهد و فعلش را منکر می داند؛ اما به کسی که به نماز جماعت نمی رود؛ هیچ تذکری نمی دهد.

 

4ـ جهل به درجات راه های تذکر دادن: بعضی اوقات می بینیم که برخی از صالحان به دلیل عدم اطلاع به درجات انکار در جایی که لازم است برای تذکر طرف مقابل از زبان و قلب استفاده کنند؛ از قوت دست استفاده می کند و یا عکس آن. به عنوان مثال تارک نماز را باید با سخنان سخت و درشت مورد خطاب قرار دهیم و سرزنشش کنیم؛ تا توبه کند و برگردد؛ اما کسی که لباسش را از قوزک پا بلند تر می کند را می توان با نصیحت و پند واندرز؛ به عبارت دیگر با سخنان آرام نصیحتش کنیم.

 

خطاهای متفرقه:

1ـ طلب علم برای دنیا فقط: اما اینکه از آن کمک بگیریم و استفاده کنیم اشکالی ندارد.

 

2ـ گذارندن اوقات برای اعمال بی فایده: مانند هدر دادن وقت در تفریحات  و نشستن با اصحاب هوی و هوس و غیره.

 

3ـ اسراف و زیاده روی و غرق شدن در لذت و شهوات: مانند اسراف در خوراک و پوشاک و....تا جایی که هم و غم فرد دنیا شود.

 

4ـ غیرت بی جا: مانند شک کردن بی حد و اندازه در تصرفاعت همسر با دیدن کوچترین سبب؛ و همچنین شک و تردید به رفتار افراد خانواده.

 

5ـ عدم توجه به مکروهات: برخی از صالحان با انجام بعضی از اموری که الله سبحانه و تعالی آنها را مکروه قرار داده توجه نمی کنند؛ در حالی که همین اعمال وسیله ای برای وقوع در اعمالی خطرناک تر از آن است، مانند: زیاد صحبت کردن و هدر دادن مال و غیره.

 

6ـ عدم اهتمام به قضایای اسلام و مسلمانان: برخی از صالحین به هیچ کسی جز خودشان اهمیت نمی دهند، نماز می خوانند، روزه می گیرند و در امور خیر سبقت می گیرند. اما به مسلمانان و قضایای دین اهمیت نمی دهند.

 

7ـ افراط در زهد: بعضی از افراد صالح را می بینیم که لباس غیر مرتب می پوشند، و به نظافت بدن خود نمی رسند. تا جایی که برخی از مردم از آنها دوری می کنند. و یا خود را از برخی مباحات دور می کنند؛ با این تصور که این عملشان از دین است. در حالی که نمی دانند هرگز چنین چیزی در دین نیست بلکه رسول الله صلی الله علیه و سلم از آن نهی کرده اند.

 

8ـ سوء ظن به برخی از مسلمانان و عجله در حکم: بعضی از صالحان به برادران مسلمان خویش ظن بد می کنند و حکم تکفیر و فسق را بدون دلیل به آنان نسبت می دهند. مثلا فلانی را فاسق می داند زیرا ریشش را می تراشد، و یا اینکه هرگز وی را در مسجد نمی بیند. و این امر بسیار خطرناکی است.

 

9ـ تنبلی و بیکاری و طلب راحتی وآسایش: برخی از افراد کاری جز خواب ندارند و تلاشی برای به دست آوردن رزق مباح نمی کنند و گمان می کنند که حیات فقط عبادت و خواب است. در حالی که چنین اعتقادی کاملا خطاست و لازم است که تصحیح شود.

 

10ـ کوتاهی در انجام وظیفه و اهمیت ندادن به آن: برخی از صالحان را می بینیم که در رفتن به شغلشان دیر می کنند و یا بدون اجازه از محل کارشان بیرون می روند. و احیاناَ وظیفه اش را به درستی انجام نمی دهد.

 

11ـ سخن گفتن و یا فتوا دادن بدون علم: بعضی از صالحان از گفتن هر سخنی در دین بدون علم پرهیز نمی کنند. و در آنچه که علم ندارند با کسی که عالم است مشاجره می کنند.

 

12ـ داشتن رفتاری خشن و بد: برخی از صالحان را می بینیم که در ذات صالح اند اما خوش اخلاق نیستند؛ طوریکه با خانواده و فرزندانش رفتار بدی دارند. و با دیگران رفتاری خشک دارند و هرگز خوش رویی از خود نشان نمی دهند.

 

13ـ عصبانیت سریع و بی جا: برخی از صالحان به خاطر کوچکترین چیز عصبانی می شوند. تا جایی که به خاطر شکسته شدن یک وسیله در خانه هم عصبانی می شوند. و اگر برادر مسلمانش وی را نصیحت کند؛ سریع عصبانی می شود. و اگر جاهلی بر او غلبه کند؛ وی عجله می کند و شروع به زدن می کند و بد و بی راه می گوید.

 

14ـ تخصیص سلام: برخی از افراد صالح را می بینیم که فقط به کسانی سلام می کنند که آنها را می شناسند در حالی که این اخلاق مسلمان نیست. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم به امتش دستور داده اند که به هرکسی که می شناسیم و نمی شناسیم سلام کنیم.

 

15ـ عدم اجابت دعوت: بعضی از صالحان را می بینیم که دعوت به مناسبت ها و یا مهمانی ها را نمی پذیرند با این عقیده که چنین جلساتی فایده ای ندارد. در حالی که چنین فکری اشتبه است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم دستور داده اند که هرگاه برادر مسلمانان ما را برای مراسمی دعوت کرد آن را بپذیریم اما به شرطی که در آن مراسم منکری نباشد.

 

مواردی که ذکر کردیم خطاها و اشتباهاتی است که همگی حتی کسانی که پایبند به دین هستند؛ هم مرتکب آن می شوند؛ و مطمئنا هر کدام از ما چنین اشتباهاتی را انجام داده ایم که از الله سبحانه و تعالی می خواهیم گناهانمان را ببخشد و بر حسناتمان بیفزاید. زیرا او بخشنده و مهربان است.

 

وصلی الله علی نبینا محمّد وعلی آله وصحبه وسلم 

 

منبع: islamway.net

مترجم: ام محمد

 


[1] ـ سنن ابن ماجه و شیخ آلبانی رحمه الله آن را حسن می داند: (ألا أخبرکم بما هو أخوف علیکم عندی من المسیح الدجال ، قلنا: بلی، فقال: الشرک الخفی .. أن یقوم الرجل یصلی فیزین صلاته لما یری من نظر الرجل).

[2] ـ سنن ترمذی و آن را حسن صحیح می داند و شیخ آلبانی رحمه آن را صحیح می داند: (لو أنکم کنتم توکلون علی الله حق توکله لرزقتم کما یرزق الطیر تغدو خماصا وتروح بطانا).

[3] ـ بقره: 286: (لَا یُکَلِّفُ اللَّـهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا).

[4] ـ مائده:105: (لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ).

 

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

قال حافظ ابن رجب: قال بعض السلف: «من وعظ أخاه فیما بینه وبینه فهی نصیحة، ومن وعظه علی رؤوس الناس فإنما وبَّخَه». "جامع العلوم والحکم " (ص : 91).

حافظ ابن رجب رحمه الله می فرماید: یکی از علمای سلف (پیشینیان ما) گفته است:

« هرکس برادرش را پنهانی وعظ و اندرز دهد این همان نصیحت (واقعی) است، اما هرکس او را نزد مردم و دیگران اندرز دهد در حقیقت او را توبیخ می کند».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.