پیروان هوی و هوس، اهل اختلاف و تفرقه هستند.
پیروان هوی و هوس، اهل اختلاف و تفرقه هستند. موضوع: مهتدون (هدایت شدگان) تاریخ انتشار: 2017-03-05 | بازدید: 151

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیروان هوی و هوس، اهل اختلاف و تفرقه هستند.

 

در ابتدا باید این نکته را بدانیم که دین اسلام، دینی است توحیدی که برای توحید و یگانگی الله سبحانه و تعالی آمده است و این اصلی از اصول در این دین می باشد و به مردم دستور داده است که همه بر آن تجمع کنند و از تفرقه و نزاع دوری کنند. همچنین به شدت از اختلاف و تفرق نهی نموده. الله تبارک و تعالی می فرماید: {و همگی به ریسمان الله چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت الله را بر خود بیاد آورید، آنگاه که دشمن یکدیگر بودید، پس میان دلهای شما الفت قرار داد، آنگاه به فضل نعمت او برادر یکدیگر شدید}[1] سپس بعد از این می فرماید: {و مانندد کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد و اینانن برایشان عذاب بزرگی است}[2].

 

الله جل وعلا می فرماید: {و الله و رسولش را اطاعت کنید و با همدیگر نزاع نکنید که درمانده و ناتوان شوید و شکوه و قدرت شما از بین برود و صبر کنید، بی گمان الله با صابران است}[3].

 

همچنین می فرماید: {و از مشرکان نباشید (31) از کسانی که دینشان را بخش بخش کرده و فرقه فرقه شدند و هر گروهی به آنچه نزد خود دارند؛ خرسندند}[4].

 

حمزه و کسائی خوانده اند: (فارقوا دینهم) یعنی: دین شان را رها کردند[5].

ابن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که ایشان صلی الله علیه وسلم فرمودند: "اختلاف نکنید، همانا کسانی که قبل از شما بودند، اختلاف کردند پس هلاک شدند"[6].

 

حافظ رحمه الله گفته است: "در این حدیث به جماعت و الفت تشویق شده و از تفرقه و اختلاف هشدار داده شده است. همچنین از جدال در قرآن بغیر حق منع نموده. از مفاسد آن اینکه: ممکن است دلالت آیه بر چیزی خلاف رأی رأی باشد پس شروع به بازنگری و کنجکاوی می کند تا اینکه آن را تأویل کرده و بر آن رأی حملش می کند که شخص لج باز، دست به چنین کاری می زند"[7].

 

براء بن عازب رضی الله عنه می گوید: "رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد صف ها می شدند و از صفی به صف دیگر می رفتند، سینه ها و شانه های مان را صاف می کردند و می فرمودند: اختلاف نکنید؛ زیرا باعث اختلاف قلب هایتان می شود"[8].

 

عبدالله بن عمرو رضی الله عنه روایت می کند: رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی اصحابشان خارج شدند و دیدند که در مسأله ی قضا و قدر درحال بگومگو هستند، چهره ی ایشان صلی الله علیه وسلم چنان از خشم به سرخ آمد که گویا آب اناری بر صورت شان پاشیده شده باشد و فرمودند: آیا به این مأمور شده اید؟ آیا برای این خلق شده اید؟ بعضی از قرآن را با بعضی دیگرش رد می کنید؟ به همین دلیل امت های پیشین تان هلاک شدند[9].

 

عَرْفَجه بن شریح رضی الله عنه می گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "همانا فتنه ها و بدعت هایی به وجود خواهد آمد پس هرکس خواست امر این امت را متحد است متفرق کند، با شمشیر او را بزنید حال هرکه می خواهد باشد"[10].

 

نصوص و دلایل بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد که هدف آن ها گوش زد کردن این امر است که اسلام به صورت فرقه فرقه و پراکنده نیامده بلکه مخالف با آن است و به سوی الفت و اجماع فرا می خواند البته بر حق و راستی که این تقاطع بین آن هاست.

 

بنابراین اجماع و توافق، مشروط بر این است که اجماع و همبستگی بر حق و راستی باشد و رد خلاف هم مشروط بر این است که به سوی حق باشد. پس زمانی که تمایلات و رغبت های مردم بر خلاف یکدیگر شود و طباع آنان متعدد شود مفاهیم پیرامون دعوت اسلام شان نیز متفرق و پراکنده می گردد. هرکس با دلایلی درست و صحیح به دنبال حق باشد خواهد دانست که دعوت هنوز هم سرسبز و پرنشاط است و هیچ عیبی در آن نیست.

 

نبی صلی الله علیه وسلم حال این امت را بعد از خودشان واضح و روشن می سازد و اینگونه می فرمایند: "شما را به تقوای الهی و سمع و طاعت توصیه می کنم حتی اگر آن فرمانبرداری از برده ای حبشی باشد؛ پس همانا کسانی که بعد از شما زندگی می کنند اختلافات زیادی را خواهند دید. بنابراین از سنت من و سنت خلفای مهدیین راشدین پیروی کنید با چنگ و دندان آن را محکم بگیرید و از بدعت ها و نوآوری ها در امور دوری کنید، همانا هر نوآوریی بدعت است و هر بدعتی گمراهی است"[11].

 

و در جای دیگر می فرمایند: "و راه را چنان برای تان واضح به جای گذاشتم که شبش مانند روز، روشن است. هیچ از آن به بیراهه نمی رود مگر هلاک شونده"[12].

 

بنابراین به تمسک به سنت امر نمودند و اختلاف در امت را مقدر دانستند و بیان کردند که باید آن به سنت ارجاع داده شود و وصف کردند که نوآوری و بدعت در امور، گمراهی است. این ها اموری هستند که با نصوص پیشین موافقت دارند.

 

اسلام به فرقه هایی تقسیم نمی شود که یکی مخالف دیگری باشد و در نزاع و جدال با یکدیگر باشند؛ بلکه این مردم هستند که به اندازه ی دوری شان از دین و سنت نبی و تبعیت از هوی و هوس شان با هم مخالفت می کنند.

 

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "یهود به هفتاد و یک فرقه تقسیم شد که یکی از آن ها در بهشت است و هفتادتای آن در جهنم. نصاری به هفتاد و دو فرقه تقسیم شد که هفتاد و یک تای آن در جهنم و یکی در بهشت است. سوگند به کسی که جانم در دست اوست امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شود که یکی از آن ها در بهشت است و هفتاد و دوتای آن در جهنم.

 

گفتند: ای رسول الله! آن چه گروهی است؟ فرمودند: آنان جماعت اند"[13] و در روایت دیگر در جواب فرمودند: "آنانی که بر راه من و اصحابم هستند"[14].

 

ترجمه شده همراه با تصرف

ام احمد

https://islamqa.info

 


[1] {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا} آل عمران: 103

[2] {وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ} آل عمران: 105

[3] {وَأَطِیعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ مَعَ الصَّابِرِینَ} انفال:46

[4] {وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿31﴾ مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا ۖ کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ} روم: 31-32

[5] حجة القراءات: ص/278؛ تفسیر القرطبی: 14/32

[6] "لَا تَخْتَلِفُوا فَإِنَّ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ اخْتَلَفُوا فَهَلَکُوا" روایت بخاری.

[7] فتح الباری.

[8] "عَنْ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَتَخَلَّلُ الصَّفَّ مِنْ نَاحِیَةٍ إِلَی نَاحِیَةٍ یَمْسَحُ صُدُورَنَا وَمَنَاکِبَنَا وَیَقُولُ: لَا تَخْتَلِفُوا فَتَخْتَلِفَ قُلُوبُکُمْ" روایت ابوداود، آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[9] عن عبد الله بن عمرو قَالَ: خَرَجَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلَی أَصْحَابِهِ وَهُمْ یَخْتَصِمُونَ فِی الْقَدَرِ، فَکَأَنَّمَا یُفْقَأُ فِی وَجْهِهِ حَبُّ الرُّمَّانِ مِنْ الْغَضَبِ فَقَالَ: بِهَذَا أُمِرْتُمْ أَوْ لِهَذَا خُلِقْتُمْ؟ تَضْرِبُونَ الْقُرْآنَ بَعْضَهُ بِبَعْضٍ؟ بِهَذَا هَلَکَتْ الْأُمَمُ قَبْلَکُمْ. روایت ابن ماجه. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[10] "إِنَّهُ سَتَکُونُ هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ فَمَنْ أَرَادَ أَنْ یُفَرِّقَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَهِیَ جَمِیعٌ فَاضْرِبُوهُ بِالسَّیْفِ کَائِنًا مَنْ کَانَ" روایت مسلم.

[11] "أُوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَإِنْ عَبْدًا حَبَشِیًّا، فَإِنَّهُ مَنْ یَعِشْ مِنْکُمْ بَعْدِی فَسَیَرَی اخْتِلَافًا کَثِیرًا، فَعَلَیْکُمْ بِسُنَّتِی وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الْمَهْدِیِّینَ الرَّاشِدِینَ تَمَسَّکُوا بِهَا وَعَضُّوا عَلَیْهَا بِالنَّوَاجِذِ، وَإِیَّاکُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ کُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَکُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ" رایت ابوداود، ابن ماجه. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[12] "قَدْ تَرَکْتُکُمْ عَلَی الْبَیْضَاءِ لَیْلُهَا کَنَهَارِهَا لَا یَزِیغُ عَنْهَا بَعْدِی إِلَّا هَالِکٌ" روایت ابن ماجه. آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[13] "افترقت الیهود علی إحدی وسبعین فرقة، واحدة فی الجنة وسبعون فی النار، وافترقت النصاری علی اثنتین وسبعین فرقة، فإحدی وسبعون فی النار وواحدة فی الجنة، والذی نفسی بیده لتفترقن أمتی علی ثلاث وسبعین فرقة، فواحدة فی الجنة واثنتان وسبعون فی النار. قیل: یا رسول الله، من هم؟ قال: هم الجماعة" روایت ابن ماجه و ابن أبی عاصم در "السنة". آلبانی آن را صحیح دانسته است.

[14] "ما أنا علیه وأصحابی" روایت ترمذی و آن را حسن دانسته است.

 

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

 

سپاس الله تعالی

 

فقیه محدث ابومطرف عبدالملک بن مروان القَنَازعی قرطبی مؤلف "تفسیر الموطأ" متوفی 413 هـ می فرماید:

"در مصر بودم و در نماز عید با مردم شرکت کردم. همه به سوی آنچه که آماده کرده بودند رفتند و من به سوی رود نیل به راه افتادم. با خود چیزی برای خوردن جز باقی مانده ی ترمسی که در خرقه ام بود، نداشتم. بر ساحل نشستم و شروع به خوردن آن کردم و پوسته هایش را به مکانی می انداختم.

با خود گفتم:

امروز که در مصر، عید است آیا کسی با حالی بدتر از حال من هم یافت می شود؟!

چیزی نگذشت که سرم را بلند کرده و به جلو خود نگاه کردم، مردی را دیدم که پوسته های ترمسی را که در آنجا انداخته بودم را بر می داشت و می خورد!

پس دانستم که آن هشداری است از سوی الله عزوجل.! پس او را سپاس گفتم.

 

[به نقل از کتاب "المغرب فی حلی المغرب" تألیف: لابن سعید المغربی الأندلسی متوفی 685 هـ، 1 – 171].

 

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.