آنان که ادعا می کنند اسراء عبر زمان بوده نه انتقال از یک مکان به مکان دیگر...
آنان که ادعا می کنند اسراء عبر زمان بوده نه انتقال از یک مکان به مکان دیگر... موضوع: پاسخ به شبهات تاریخ انتشار: 2017-04-06 | بازدید: 330

آنان که ادعا می کنند اسراء عبر زمان بوده نه انتقال از یک مکان به مکان دیگر...

 

برخی از جاهلان به قرآن و سنت و تاریخ ادعا کرده اند که اسراء و معراج در حقیقت انتقال از یک مکان به مکان دیگر نبوده بلکه سفری در عبر زمان بوده؛ و برای اثبات این عقیده ادعا می کنند که مسجد الاقصی در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم نبوده بلکه در عهد عبد الملک بن مروان بنا شده بود. در حالی که اگر به قرآن و سنت و تاریخ مراجعه کنیم در می یابیم که این ادعایی کاملا باطل است.

 

همانطور که در قرآن آمده الله سبحانه وتعالی رسولش محمد صلی الله علیه و سلم را شبی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد. چنان که در سوره ی اسراء می خوانیم: (منزه است آن که بنده ی خود را شبی از مسجد الحرام بسوی مسجد الاقصی سیر داد آن مسجدی که اطرافش را با برکت قرار دادیم، تا بعضی از آیاتمان را به او بنمایانیم بدرستی که فقط الله شنوای بیناست)[1].

 

و بعد از مسجد الاقصی رسولش را صعود داد و به آسمان های بالا برد. سپس ایشان را به بیت المقدس برگرداند و نماز صبح را با پیامبران ادا کرد؛ سپس به مکه بازگشت.

 

بنا بر این؛ کسی که ادعا می کند این سفر انتقال از مکان به مکان نبوده بلکه فقط سفری زمانی بوده کاملا در اشتباه است زیرا این سخن با قرآن و احادیث صحیح متواتر در تضاد است.

 

و کسی که بگوید مسجد الاقصی وجود نداشته باز هم در اشتباه است زیرا صاحب این سخن در واقع به واقعه ی اسراء شک کرده در حالی که شک به واقعه ی اسراء یعنی شک به صحیح بودن قرآن چون چین ادعایی مخالف صریح با قرآن است.

 

و مسجد الاقصی از قدیم وجود داشته اما سلیمان علیه السلام بنای آن را از جدید ساخت. و زمانی هم که مشرکان قریش واقعه ی اسراء را تکذیب کردند و به رسول الله صلی الله علیه و سلم تهمت دروغ زدند؛ رسول الله صلی الله علیه و سلم برای ثابت کردن سخنانش مسجد الاقصی را برایشان توصیف کردند؛ چنان که در احادیث صیح این قضیه ثابت شده است.

 

امام بخاری و مسلم رحمهما الله با سندشان از جابر بن عبد الله رضی الله عنه روایت کرده اند که فرمود: شنیدم رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی که قریش (اسراء و معراج رفتن) مرا تکذیب کردند، در حِجر اسماعیل ایستادم. الله عزوجل بیت المقدس را برایم نمایان ساخت. و من در حالی که بسوی آن نگاه می ‌کردم، نشانه‌ های آن را برای قریش می‌ گفتم)[2].

 

و از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (در حجر اسماعیل بودم که جمعی از قریش در مورد اسراء از من پرسیدند. آنها درباره‌ ی‌ چیزهایی از بیت المقدس پرسیدند که من آنها را خوب بخاطر نسپرده بودم. و این مسئله به شدت مرا اندوهگین ساخت تا جایی که هرگز دچار چنین اندوهی نشده بودم. در این هنگام، الله متعال بیت المقدس را برایم نمایان ساخت طوری‌ که من بسویش نگاه کردم و به همه‌ ی‌ سؤالات قریش، پاسخ دادم)[3].

 

و نیز از ابی ذر رضی الله عنه روایت شده که فرمود: (گفتم ای رسول الله نخستین مسجدی که روی زمین، ساخته شد کدام است؟ رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمودند: مسجد الحرام. پرسیدم: سپس ‌کدام مسجد ساخته شد؟ فرمودند: مسجد الاقصی. گفتم: بین ساختن آنها، چند سال فاصله افتاد؟ فرمودند: چهل سال، و افزود: هر جا وقت نماز فرا رسید، همانجا نماز بخوان زیرا فضیلت، در همین است)[4].

 

و بنای دوباره ی مسجد الاقصی توسط سلیمان علیه السلام در واقع ترمیم همان بنای قدیم بوده؛ همانطور که ابراهیم علیه السلام همان بنای قدیمی کعبه را ترمیم کرد.

 

امام ابن جوزی رحمه الله در این باره می فرماید: (در این باره که اولین کسی که دو مسجد را ساخته که بوده؛ باید بگوییم الله عزوجل آن را می داند. زیرا پیامبران و صالحان زیادی آن را ترمیم کرده اند. و اینکه گفته می شود ابراهیم علیه السلام اولین کسی بوده که کعبه را و سلیمان علیه السلام اولین کسی بوده که بیت المقدس را ساخته است؛ صحیح نیست)[5].

 

بنا بر این هیچ شکی در بودن مسجد الاقصی در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم نیست. و خلافی در آن نیست. زیرا در در ابتدای امر همین مسجد الاقصی قبله ی اول مسلمانان بوده است. و جای تعجب است که برخی از افراد این حقیقت آشکار را قبول نمی کنند سپس به دنبال گمان و اوهام می روند.

 

در ضمن؛ زمان فقط یک تابع ریاضی است که بین دو وقت متغیر را حساب می کند. پس نمی توان آن را به تنهایی جدا کرد تا در درون آن سفر کنیم یا آن را بشکافیم. مگر اینکه مقصود از سفر عبر زمان احتمال سفر به فضا و کوتاه شدن زمان باشد که چنین چیزی را عقل می پذیرد. زیرا آن سفر به درون زمان نیست. و این همان چیزی بوده که در شب اسراء و معراج برای رسول الله صلی الله علیه و سلم اتفاق افتاد. یعنی ایشان یک مسافت بسیار زیاد و گسترده ای را در مدت زمانی کوتاه پیمودند. که در واقع یک معجزه بود. و احتمال هم دارد که انسان وسیله ای را اختراع کند که سرعت آن فراتر از سرعت نور باشد؛ اما باید بدانیم که هرگز به معجزه ی اسراء ومعراج نخواهند رسید زیرا امکان ندارد که به آن آسمان ها صعود کنند؛ زیرا همانطور در حدیث آمده آن آسمان ها بدون اذن باز نمی شوند.

 

خلاصه ی موضوع این است که مسلمان باید ایمان داشته باشد که رسول الله صلی الله علیه و سلم از بیت المقدس به آسمان ها صعود کردند و وارد هر آسمانی یکی پس از دیگری شدند تا اینکه به آسمان هفتم رسیدند و بعد از آن تا آن جایی که الله عزوجل خواست ایشان را بردند و هر دری از آسمان ها را جبریل برایش باز می کرد و به آنها خوش آمد گفته می شد.

 

و این مسئله در احادیث صحیح ومتواتر ثابت شده که ما فقط یکی از آنها را در اینجا ذکر خواهیم کرد.

 

انس بن مالک رضی الله عنه روایت می ‌کند که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (براق را که حیوانی سفید رنگ و طویل و بزرگ ‌تر از الاغ و کوچک تر از قاطر بود، آوردند. این حیوان، قدمش را در منت‌های دید چشمش می‌ گذاشت. من سوار بر آن شدم تا اینکه به بیت المقدس رسیدم و براق را به همان حلقه‌ ای بستم که پیامبران سواریهایشان را به آن می ‌بستند. سپس وارد مسجد شدم و دو رکعت نماز بجای آوردم. بعد از آن، از مسجد بیرون رفتم. در این هنگام، جبرئیل علیه السلام یک ظرف شراب و یک ظرف شیر آورد. من شیر را انتخاب کردم. جبرئیل علیه السلام فرمود: راه فطرت را برگزیدی. سپس ما را به‌ سوی آسمان برد و جبرئیل درخواست نمود تا در را باز نمایند. پرسیده شد: شما؟ گفت: جبرئیل؛ پرسیده شد: چه کسی همراه توست؟ گفت: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ گفت: دعوت شده است. بعد از این گفت و شنود، در برای ما باز شد. چون داخل شدم، آدم را دیدم. وی به من خیر مقدم گفت و برایم دعای خیر نمود. سپس ما به آسمان دوم برده شدیم و جبرئیل در خواست نمود تا در را باز نمایند. پرسیده شد: تو کسیتی؟ گفت: جبرئیل. پرسیده شد: چه کسی همراه توست؟ گفت: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ گفت: دعوت شده است. پس از آن، دروازه‌ ای برای ما باز شد. به محض ورود، دو پسرخاله ؛عیسی بن مریم و یحیی بن زکریا؛ را دیدم. آنها به من خیر مقدم گفتند و برای من دعای خیر نمودند. سپس ما را به آسمان سوم برد و جبرئیل در خواست کرد تا در را باز نمایند. پرسیده شد: تو کسیتی؟ جواب داد: جبرئیل. پرسیده شد: چه کسی همراه توست؟ جواب داد: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ جبرئیل جواب داد: دعوت شده است. بعد از آن، دروازه‌ای برای ما باز شد. چون داخل شدم، یوسف را دیدم و متوجه شدم که نصف زیبایی به او داده شده است. او هم به من خیرمقدم گفت و برایم دعای خیر نمود. سپس ما را به آسمان چهارم برد و جبرئیل درخواست نمود تا در را باز نمایند. پرسیده شد: این کسیت؟ جواب داد: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ جبرئیل گفت: دعوت شده است. بعد از آن، دروازه برای ما باز شد. چون داخل شدم، ادریس را دیدم. او نیز به من خیر مقدم گفت و برایم دعای خیر نمود. الله عز وجل می‌ فرماید: ﴿وَرَفَعۡنَٰهُ مَکَانًا عَلِیًّا﴾ «ما به او منزلت والایی عنایت کردیم» سپس ما را به آسمان پنجم برد و جبرئیل درخواست کرد تا در را باز نمایند. پرسیده شد: این کسیت؟ جواب داد: جبرئیل. پرسیده شد: چه کسی همراه توست؟ جبرئیل جواب داد: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ جبرئیل جواب داد: دعوت شده است. پس از آن، دروازه برای ما باز شد. وقتی که وارد شدم، هارون را دیدم. او هم به من خیر مقدم گفت و برایم دعای خیر نمود. سپس ما را به آسمان ششم برد و جبرئیل درخواست نمود تا در را باز نمایند. پرسیده شد: تو کسیتی؟ جواب داد: جبرئیل. پرسیده شد: چه کسی همراه توست؟ جواب داد: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ جبرئیل جواب داد: دعوت شده است. بدنبال آن، دروازه باز شد. هنگامی که وارد شدم، موسی را دیدم. او نیز به من خیر مقدم گفت و برایم دعای خیر نمود. بعد از آن، ما را به آسمان هفتم برد و جبرئیل درخواست نمود تا دروازه را باز نمایند. پرسیده شد: تو کسیتی؟ جواب داد: جبرئیل؛ پرسیده شد: چه کسی همراه توست؟ جواب داد: محمد صلی الله علیه و سلم. پرسیده شد: آیا دعوت شده است؟ جبرئیل جواب داد: دعوت شده است. آنگاه دروازه برای ما باز شد. وقتی وارد شدم، ابراهیم را دیدم که به بیت المعمور تکیه زده است و متوجه شدم که روزانه هفتاد هزار فرشته به بیت المعمور می ‌آیند و دوباره به آن بر نمی‌ گردند. سپس مرا به سدرت المنتهی برد. برگهای آن به‌ اندازه‌ی گوش فیل و میوه‌های آن به اندازه‌ ی کوزه بود. و هنگامی ‌که دستور الله آنها را فرا گرفت، تغییر کردند طوریکه هیچ مخلوقی نمی ‌تواند زیبایی آنها را توصیف نماید. سپس آنچه را که خواست الله بود به‌ سوی من وحی کرد و در هر شبانه روز، پنجاه نماز بر من فرض گرداند. آنگاه من بسوی موسی پایین آمدم. موسی فرمود: پروردگارت چه چیزی بر امت تو فرض گرداند؟ گفتم: پنجاه نماز. موسی گفت: بسوی پرودگارت برگرد و از او بخواه تا تخفیف دهد؛ زیرا امت تو این توانایی را ندارد. من بنی اسرائیل را آزموده‌ام. آنگاه من نزد پرودگارم برگشتم و گفتم: پرودگارا! برای امتم تخفیف بده و آسان بگردان. الله پنج نماز را برایم تخفیف داد. سپس نزد موسی برگشتم و گفتم: پنج نماز را برایم تخفیف داد. موسی گفت: امتت توانایی این را ندارد. نزد پرودگارت برگرد و از او طلب تخفیف کن. رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می‌ فرماید: همچنان میان پرودگارم و موسی رفت و آمد می ‌نمودم تا اینکه الله فرمود: ای محمد! پنج نماز در هر شبانه روز، فرض است و هر نماز برابر با ده نماز است. در نتیجه، پنجاه نماز می ‌شود. و هر کس، اراده کند که کار نیکی انجام دهد ولی آن را انجام ندهد، یک نیکی برایش نوشته می‌ شود. ولی اگر آن را انجام دهد، ده نیکی برایش نوشته می‌ شود. و هر کس، قصد انجام کار بدی نماید و آن را عملی نکند، گناهی برایش نوشته نمی‌ شود. و اگر آن را عملی کند، فقط یک بدی برایش نوشته می‌ شود. رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌ فرماید: آنگاه من پایین آمدم تا به موسی رسیدم و او را در جریان امر قرار دادم. موسی فرمود: نزد پرودگارت برگرد و از او تخفیف بخواه. رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌ فرماید: من گفتم: به اندازه‌ ای به پرودگارم مراجعه کردم که از او خجالت کشیدم و حیاکردم)[6].

 

بنا بر این؛ بنا بر آنچه که ذکر کردیم چنین شبهه ای در باره ی واقعه ی اسراء و معراج باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 


[1] ـ اسراء:1: (سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَیٰ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ).

[2] ـ صحیح بخاری و مسلم: (لَمَّا کَذَّبَتْنِی قُرَیْشٌ، قُمْتُ فِی الْحِجْرِ، فَجَلا اللَّهُ لِی بَیْتَ الْمَقْدِسِ، فَطَفِقْتُ أُخْبِرُهُمْ عَنْ آیَاتِهِ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَیْهِ).

[3] ـ صحیح مسلم: (لَقَدْ رَأَیْتُنِی فِی الْحِجْرِ، وَقُرَیْشٌ تَسْأَلُنِی عَنْ مَسْرَایَ، فَسَأَلَتْنِی عَنْ أَشْیَاءَ مِنْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ لَمْ أُثْبِتْهَا، فَکُرِبْتُ کُرْبَةً مَا کُرِبْتُ مِثْلَهُ قَطُّ، قَالَ: فَرَفَعَهُ اللَّهُ لِی أَنْظُرُ إِلَیْهِ، مَا یَسْأَلُونِی عَنْ شَیْءٍ إِلاَّ أَنْبَأْتُهُمْ بِهِ).

[4] ـ صحیح بخاری و مسلم: (یَا رَسُولَ الله، أَیُّ مَسْجِدٍ وُضِعَ فِی الارْضِ أَوَّلَ؟ قَالَ:«الْمَسْجِدُ الْحَرَامُ». قَالَ: قُلْتُ: ثُمَّ أَیٌّ؟ قَالَ: «الْمَسْجِدُ الاقْصَی». قُلْتُ:کَمْ کَانَ بَیْنَهُمَا؟ قَالَ:«أَرْبَعُونَ سَنَةً، ثُمَّ أَیْنَمَا أَدْرَکَتْکَ الصَّلاةُ بَعْدُ فَصَلِّهْ، فَإِنَّ الْفَضْلَ فِیهِ»).

[5] ـ " کشف المشکل " (1/ 360).

[6] ـ صحیح مسلم: (أُتِیتُ بِالْبُرَاقِ - وَهُوَ دَابَّةٌ أَبْیَضُ طَوِیلٌ، فَوْقَ الْحِمَارِ وَدُونَ الْبَغْلِ، یَضَعُ حَافِرَهُ عِنْدَ مُنْتَهَی طَرْفِهِ - قَالَ: فَرَکِبْتُهُ حَتَّی أَتَیْتُ بَیْتَ الْمَقْدِسِ، فَرَبَطْتُهُ بِالْحَلْقَةِ الَّتِی یَرْبِطُ بِهِ الأَنْبِیَاءُ، قَالَ: ثُمَّ دَخَلْتُ الْمَسْجِدَ، فَصَلَّیْتُ فِیهِ رَکْعَتَیْنِ، ثُمَّ خَرَجْتُ، فَجَاءَنِی جِبْرِیلُ عَلَیْهِ السَّلاَم بِإِنَاءٍ مِنْ خَمْرٍ وَإِنَاءٍ مِنْ لَبَنٍ، فَاخْتَرْتُ اللَّبَنَ، فَقَالَ جِبْرِیلُ ÷: اخْتَرْتَ الْفِطْرَةَ: ثُمَّ عَرَجَ بِنَا إِلَی السَّمَاءِ فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ، فَقِیلَ: مَنْ أَنْتَ؟ قَالَ جِبْرِیلُ: قِیلَ وَمَنْ مَعَکَ؟ قَالَ: مُحَمَّدٌ، قِیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ فَفُتِحَ لَنَا، فَإِذَا أَنَا بِآدَمَ، فَرَحَّبَ بِی وَدَعَا لِی بِخَیْرٍ، ثُمَّ عَرَجَ بِنَا إِلَی السَّمَاءِ الثَّانِیَةِ، فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ ÷، فَقِیلَ: مَنْ أَنْتَ؟ قَالَ جِبْرِیلُ: قِیلَ: وَمَنْ مَعَکَ؟ قَالَ: مُحَمَّدٌ قِیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: قَدْ بُعِثَإِلَیْهِ؟ قَالَ: فَفُتِحَ لَنَا، فَإِذَا أَنَا بِابْنَیِ الْخَالَةِ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَیَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّاءَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا فَرَحَّبَا وَدَعَوَا لِی بِخَیْرٍ ثُمَّ عَرَجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ الثَّالِثَةِ، فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ، فَقِیلَ: مَنْ أَنْتَ؟ قَالَ: جِبْرِیلُ، قِیلَ: وَمَنْ مَعَکَ؟ قَالَ: مُحَمَّدٌ ص قِیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ، فَفُتِحَ لَنَا، فَإِذَا أَنَا بِیُوسُفَ ص إِذَا هُوَ قَدْ أُعْطِیَ شَطْرَ الْحُسْنِ، قَالَ: فَرَحَّبَ بی وَدَعَا لِی بِخَیْرٍ، ثُمَّ عَرَجَ بِنَا إِلَی السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ، فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ عَلَیْهِ السَّلاَم قِیلَ: وَمَنْ مَعَکَ قَالَ: مُحَمَّدٌ ص قَیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ، فَفُتِحَ لَنَا فَإِذَا أَنَا بِإِدْرِیسَ، فَرَحَّبَ وَدَعَا لِی بِخَیْرٍ، قَالَ اللَّهُ ﻷ:﴿وَرَفَعۡنَٰهُمَکَانًاعَلِیًّا﴾ثُمَّ عَرَجَ بِنَا إِلَی السَّمَاءِ الْخَامِسَةِ فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ، قِیلَ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: جِبْرِیلُ قِیلَ :وَمَنْ مَعَکَ؟قَالَ: مُحَمَّدٌ ص قِیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ، قَالَ: قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ، فَفُتِحَ لَنَا، فَإِذَا أَنَا بِهَارُونَ ص فَرَحَّبَ وَدَعَا لِی بِخَیْرٍ، ثُمَّ عَرَجَ بِنَا إِلَی السَّمَاءِ السَّادِسَةِ، فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ ÷ قِیلَ مَنْ هَذَا؟ قَالَ: جِبْرِیلُ قِیلَ: وَمَنْ مَعَکَ؟ قَالَ: مُحَمَّدٌ ص قِیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ، فَفُتِحَ لَنَا فَإِذَا أَنَا بِمُوسَی ص فَرَحَّبَ وَدَعَا لِی بِخَیْرٍ، ثُمَّ عَرَجَ إِلَی السَّمَاءِ السَّابِعَةِ ،فَاسْتَفْتَحَ جِبْرِیلُ، فَقِیلَ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: جِبْرِیلُ قِیلَ: وَمَنْ مَعَکَ؟ قَالَ: مُحَمَّدٌ ص قِیلَ: وَقَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ؟ قَالَ: قَدْ بُعِثَ إِلَیْهِ، فَفُتِحَ لَنَا، فَإِذَا أَنَا بِإِبْرَاهِیمَ ص مُسْنِدًا ظَهْرَهُ إِلَی الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ، وَإِذَا هُوَ یَدْخُلُهُ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، لاَ یَعُودُونَ إِلَیْهِ، ثُمَّ ذَهَبَ بِی إِلَی السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَی، وَإِذَا وَرَقُهَا کَآذَانِ الْفِیَلَةِ، وَإِذَا ثَمَرُهَا کَالْقِلاَلِ، قَالَ: فَلَمَّا غَشِیَهَا مِنْ أَمْرِ اللَّهِ مَا غَشِیَ تَغَیَّرَتْ، فَمَا أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ یَسْتَطِیعُ أَنْ یَنْعَتَهَا مِنْ حُسْنِهَا، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیَّ مَا أَوْحَی، فَفَرَضَ عَلَیَّ خَمْسِینَ صَلَاةً، فِی کُلّ یَوْمٍ وَلَیْلَةٍ، فَنَزَلْتُ إِلَی مُوسَی ص فَقَالَ: مَا فَرَضَ رَبُّکَ عَلَی أُمَّتِکَ؟ قُلْتُ: خَمْسِینَ صَلاَةً، قَالَ: ارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ، فَإِنَّ أُمَّتَکَ لاَ یُطِیقُونَ ذَلِکَ، فَإِنِّی قَدْ بَلَوْتُ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَخَبَرْتُهُمْ، قَالَ: فَرَجَعْتُ إِلَی رَبِّی فَقُلْتُ: یَا رَبِّ خَفِّفْ عَلَی أُمَّتِی، فَحَطَّ عَنِّی خَمْسًا، فَرَجَعْتُ إِلَی مُوسَی فَقُلْتُ حَطَّ عَنِّی خَمْسًا، قَالَ: إِنَّ أُمَّتَکَ لاَ یُطِیقُونَ ذَلِکَ، فَارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ، قَالَ: فَلَمْ أَزَلْ أَرْجِعُ بَیْنَ رَبِّی تَبَارَکَ وَتَعَالَی وَبَیْنَ مُوسَی ÷ حَتَّی قَالَ: یَا مُحَمَّدُ، إِنَّهُنَّ خَمْسُ صَلَوَاتٍ کُلَّ یَوْمٍ وَلَیْلَةٍ، لِکُلِّ صَلاَةٍ عَشْرٌ، فَذَلِکَ خَمْسُونَ صَلاَةً، وَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ یَعْمَلْهَا کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةًّّ، فَإِنْ عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ عَشْرًا وَمَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ فَلَمْ یَعْمَلْهَا لَمْ تُکْتَبْ شَیْئًا فَإِنْ عَمِلَهَا کُتِبَتْ سَیِّئَةً وَاحِدَةً، قَالَ: فَنَزَلْتُ حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی مُوسَی ص فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ: ارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقُلْتُ: قَدْ رَجَعْتُ إِلَی رَبِّی حَتَّی اسْتَحْیَیْتُ مِنْهُ).

 

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

قال حافظ ابن رجب: قال بعض السلف: «من وعظ أخاه فیما بینه وبینه فهی نصیحة، ومن وعظه علی رؤوس الناس فإنما وبَّخَه». "جامع العلوم والحکم " (ص : 91).

حافظ ابن رجب رحمه الله می فرماید: یکی از علمای سلف (پیشینیان ما) گفته است:

« هرکس برادرش را پنهانی وعظ و اندرز دهد این همان نصیحت (واقعی) است، اما هرکس او را نزد مردم و دیگران اندرز دهد در حقیقت او را توبیخ می کند».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.