حکم شخصی که معتقد است پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بشر نیست
حکم شخصی که معتقد است پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بشر نیست موضوع: توحید تاریخ انتشار: 2013-07-12 | بازدید: 796

شخصی که معتقد است توسل به اولیاء و مردگان و زندگان سبب تقرب به الله می شود آیا چنین فردی مشرک و اهل جهنم است؟ با توجه به اینکه این شخص در منطقه ای زندگی می کند که همه ی علما و اهالی آنجا دارای چنین اعتقادی هستند، حکم شرع در مورد چنین فردی چیست، حکم صدقه از او و احسان برای او بعد از مرگش چیست؟

 

الحمدلله،

کسی که معتقد است که محمد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بشر نیست؛ یعنی از بنی آدم نیست، یا معتقد است پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ علم غیب می داند، این عقیده کفر است و شخص را کافر و از اسلام خارج می سازد، همچنین شخصی که پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ را به فریاد می خواند و از او کمک می طلبد، برای پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ و دیگر اولیا، انبیا ، صالحین، جنها، ملائکه و بتها نذر می کند و بر این عقیده بمیرد، کافر و از اسلام خارج است، زیرا این امور از جنس عمل مشرکین سابق مانند ابوجهل و دیگر مشرکین است، این شرک اکبر است، هر چند که بعضی از مردم این عمل را توسل می نامند، در حالی که این عین شرک اکبر است، البته نوعی دیگر از توسل وجود دارد که شرک اکبر نیست؛ ولی در ردیف بدعت و مقدمات شرک به حساب می آید، که عبارت است از توسل به جاه و مقام انبیا و صالحین یا توسل به حق انبیا و به ذات آنان و افراد صالح. ما موظفیم از هر دو نوع توسل دوری جوییم.

کسی که انبیا و اولیا  را  صدا زند و از آنان کمک و مدد بخواهد یا برای انبیاء ، اولیا ، صالحین ، جنها و ملائک نذر نماید و بر این اعتقاد بمیرد، از نظر شرعی غسل و کفن و نماز جنازه ندارد و نباید در قبرستان مسلمانان دفن شود، و برای او دعای مغفرت نکنند، صدقات و خیرات ندهند؛ به دلیل اینکه الله تعالی فرموده است:   « مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُوا أُولِی قُرْبَی مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ (١١٣) »  [توبه:113]

 ( برای پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ و مؤمنان نسزد که برای مشرکان طلب آمرزش کنند هر چند که خویشاوند باشند بعد از آنکه برای آنها روشن شده که آنان دوزخی اند).

توسل به اسماء و صفات الله تعالی و به توحید و ایمان جایز است، و از اسباب اجابت دعا می باشد. به دلیل این که الله تعالی فرموده:« وَلِلَّهِ الأسْمَاءُ الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا »[اعراف:180]

( الله تعالی نامهای خوب دارد و او را با آن بخوانید).

شخصی دعا می کرد و پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ  دعای او را شنید که می گفت:( اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ فَقَالَ لَقَدْ سَأَلْتَ اللَّهَ بِالِاسْمِ الَّذِی إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی وَإِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ) ابوداود (1495)

 ( بار الها، من از تو سؤال می کنم به اینکه تو معبود یگانه و یکتایی، جز تو معبودی بر حق وجود ندارد،بار الها! تو یکتایی و بر طرف کننده ی نیازمندی ها هستی، آنکه نزاده است و زاده نشده است و کسی همتای او نمی باشد)، پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ با شنیدن این جملات فرمود: ایشان الله تعالی را با اسم اعظمش سؤال نمود، همان اسمی که چون با آن سؤال شود  عطا می کند و چون او را صدا زنند اجابت می نماید.)

توسل با اعمال صالح، مانند نیکی به پدر و مادر، ادای امانت و عفت و پاکدامنی از آنچه که الله حرام نموده است و امثال آن، از اقسام توسل مشروع هستند، آنگونه که در حدیث غار در صحیح بخاری و مسلم آمده است:

سه نفردر شبی بارانی به غاری پناه بردند، چون درون غار رفتند، در این هنگام سنگ بزرگی غلطید و درِ غار را برآنان مسدود کرد، و مانع بیرون آمدن آنان از غار شد، وقتی این وضع را دیدند، با هم گفتند تنها راه نجات از این گرفتاری این است که بوسیله ی  اعمال صالحی که انجام داده اید از الله تعالی بخواهید شما را کمک کند. لذا متوجه الله شدند و بعضی از کارهای خوبی را که انجام داده بودند به عنوان وسیله ی نجات و رهایی به درگاه الله تقدیم کردند.

 یکی از آنان گفت: بار الها! من پدر ومادر پیر و از کار افتاده ی داشتم، که قبل از ایشان به هیچ یکی از بچه ها و افراد خانواه ام شیر نمی دادم، یک شب به دلیل تهیه ی علوفه دیر به خانه آمدم، سهمیه ی شیر پدر و مادرم را به نزدشان بردم، دیدم خواب رفته اند، آنها را بیدار نکردم، و از طرفی دلم نمی خواست قبل از پدر و مادرم به بچه ها و افراد خانواده ام شیر بنوشانم، تا طلوع فجر این وضع ادامه داشت. پس از طلوع خورشید بیدار شدند و اول از همه سهمیه ی شیر خود را نوشیدند، بار الها! چنانچه می دانید که این کار را صرفاً برای رضای تو انجام داده ام ما را از درون این غار نجات بده، سنگی که دهانه ی غار را بسته بود تکانی خورد اما هنوز نمی توانستند خارج شوند.

نفر دوم عفت وپاکی خویش  از زنا را، توسل برای نجات قرار داد، زمانی که عاشق دختر عمویش شده بود و از او می خواست تا به انجام عمل زنا تن دهد ولی دختر عمویش رضایت نمی داد، پس ازمدتی دختر عمویش نیاز مالی شدیدی پیدا کرد و برای کمک و مساعدت نزد وی رفت و او حاضر شد کمکش کند. مشروط به اینکه دختر عمویش اجازه دهدتا با او عمل زنا را انجام دهد آن دختر بنا به نیاز مالی شدیدی که داشت در برابر یکصدو بیست دینار رضایت داد.  چون پسر جوان خواست با او عمل زنا را انجام دهد، آن دوشیزه به او گفت: ای بنده ی الله! ، از الله بترس و بکارتم را به جز حلال و حق شرعی از بین مبر، همین که جوان این سخن را شنید خوف الله در قلبش افتاد فوراً صحنه را ترک کرد و از خوف الله یکصد و بسیت دینار را برای دختر عمویش واگذار کرد.( نفر دوم چنین دعا کرد) بار الها! چنانچه می دانی که من این کار را تنها برای رضایت تو انجام داده ام، ما را از این مشکل نجات بده، سنگ تکانی خورد، ولی هنوز نمی توانستند بیرون روند.

نفر سوم گفت: بار الها، من کارگرانی را اجیر کرده بودم، مزد همه ی آنان را پرداخت کرده بودم جز یک نفر که مزدش را پیش خود نگهداشته بودم و با آن سرمایه گذاری کردم تا اینکه سرمایه اش به چندین شتر و گاو  و گوسفند و برده رسید. در یکی از روزها آن کارگر برای دریافت مزدش نزدم آمد به او گفتم: همه ی این شترها و گاوها و گوسفندها و غلامان( که می بینی) مزد تو است.

آن کارگر گفت: ای بنده ی الله، از الله بترس و مرا مسخره نکن، به او گفتم: من تو را مسخره نمی کنم اینها همه از آن تو است، او همه را با خودش برد.

بارالها! چنانچه می دانی این کار را برای رضایت تو انجام داده ام، ما را از درون این غار نجات بده. سنگ از روی دهانه غار تکانی خورد و راه باز شد و آن سه نفر از درون غار بیرون رفتند. بخاری (3465) و مسلم (2743)

همه ی دلایل بیانگر این مطلب هستند که توسل با اعمال صالح امری جایز و پسندیده است و الله مشکلات را آسان می سازد، آنگونه که در حدیث فوق برای آن سه نفر اتفاق افتاد. ولی توسل به جاه و مقام یا به حق و ذات افراد ناجایز و بدعت است.

 

( شیخ ابن باز، مجموع فتاوی و مقالات متنوعة، 5/319 ).

IslamPP.Com

 

 

    منبع: کتاب فتاوی علماء البلد الحرام

 

نصیحت و حکمت

قال یعقوب بن المسیب: دخل المطلب بن حنظب علی سعید بن المسیب فی مرضه وهو مضطجع فسأله عن حدیث، فقال: أقعدونی فأقعدوه، قال: «إنی أکره أن أحدث حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم وأنا مضطجع». الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

یعقوب پسر مسیب می گوید: مطلب بن حنظب به عیادت سعید بن مسیب رفت و دید که او بر پهلو خوابیده است، مطلب از وی درباره حدیثی پرسید، سعید گفت: مرا بنشانید، او را نشاندند، سپس فرمود: «من ناپسند می دانم که در حالت خوابیده حدیث رسول خدا صلی الله علیه وسلم را بازگو نمایم».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.