تفاوت میان اسلام و ایمان
تفاوت میان اسلام و ایمان موضوع: ایمان تاریخ انتشار: 2018-07-01 | بازدید: 42

بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت میان اسلام و ایمان

الله تعالی در سورهٔ ذاریات (آیات ۳۵ و ۳۶) می ‌فرماید: {فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۳۵) فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ} ترجمه: (پس هر که از مؤمنان در آن بود بیرون بردیم (۳۵) و در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم). چه تفاوتی میان مؤمنان و مسلمانان است؟ کدام یک مقامش والاتر است؟

در این مقاله به طور مختصر به بیان تفاوت میان اسلام و ایمان می پردازیم.

تفاوت میان اسلام و ایمان از مسائلی است که علما در کتب عقاید به تفصیل درباره‌ اش سخن گفته ‌اند و خلاصهٔ سخنشان چنین است که: هرگاه این یکی از این دو لفظ به صورت جداگانه بیاید منظور از آن همهٔ دین اسلام است که در این حالت اسلام و ایمان یکی است.

اما اگر این دو لفظ در یک سیاق بیاید در این حالت منظور از ایمان اعمال درونی است یعنی اعمال قلوب، مانند ایمان به الله تعالی و دوست داشتن او و خوف و امید او و اخلاص برای او.

اما منظور از اسلام اعمال ظاهری است که ممکن است ایمان قلبی نیز همراه آن باشد یا نباشد و صاحبش منافق یا مسلمان ضعیف الایمان باشد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید:

"اسم ایمان گاه به تنهایی و بدون همراهی با اسم اسلام و عمل صالح و غیر آن می ‌آید و گاه نیز همراه با اسلام می ‌آید مانند آنچه در حدیث جبرئیل[1] آمده که «اسلام چیست؟ و ایمان چیست؟» و مانند سخن الله تعالی که: {إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ} [احزاب: ۳۵] (همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن) و آنجا که می ‌فرماید: {قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ} [حجرات: ۱۴] (بادیه‌ نشینان گفتند که ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌ اید بلکه بگویید اسلام آورده‌ ایم و هنوز ایمان در دل ‌های شما داخل نشده است) و این سخن حق تعالی که می‌ فرماید: {فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۳۵) فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ} [ذاریات: ۳۵ ـ ۳۶] (پس هر که از مؤمنان در آن بود بیرون بردیم (۳۵) و در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم).

بنابراین هرگاه ایمان همراه با اسلام ذکر شود: اسلام به معنای اعمال آشکار مانند شهادتین و نماز و زکات و روزه و حج است و ایمان به معنای باور قلبی از جمله ایمان به الله و ملائکه و کتاب‌ ها و پیامبران و آخرت است.

و هرگاه نام ایمان به صورت مجرد بیاید، اسلام و اعمال صالح نیز در آن داخل خواهد بود مانند این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در حدیث شعبه‌ های ایمان که: «ایمان هفتاد و چند شعبه است؛ بالاترینش گفتن لا اله الا الله و پایین‌ ترین آن برداشتن آزار و اذیت از سر راه است»[2].

همینطور دیگر احادیثی که اعمال نیک را از جملهٔ ایمان دانسته است"[3].

شیخ ابن عثیمین رحمه الله می‌ فرماید: "هرگاه یکی از این دو همراه دیگری بیاید، اینجا اسلام به معنای تسلیم ظاهری یعنی گفتن زبانی و عمل اعضا تفسیر می ‌شود که از مؤمن کامل و شخص ضعیف الایمان نیز صادر می‌ شود. الله تعالی می ‌فرماید: {قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ} [حجرات: ۱۴] (بادیه ‌نشینان گفتند که ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده ‌اید بلکه بگویید اسلام آورده ‌ایم و هنوز ایمان در دل ‌های شما داخل نشده است).

و همچنین [اعمال ظاهر] از منافق نیز سر می زند اما او در ظاهر مسلمان نامیده می‌ شود ولی در باطن کافر است.

و ایمان به معنای تسلیم باطنی که همان اقرار و عمل قلب است تفسیر می‌ شود که این جز از مؤمن سر نمی ‌زند، چنانکه الله تعالی می ‌فرماید: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (۲) الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (۳) أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ} [انفال: ۲ – ۴] (مؤمنان همان کسانی هستند که هرگاه الله یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل می ‌کنند (۲) همانان که نماز را به پا می ‌دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ ایم انفاق می‌ کنند (۳) آنان هستند که در حقیقت مؤمنند. برای آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزی نیکو خواهد بود).

بر اساس این معنا، ایمان برتر است، در نتیجه هر مؤمنی مسلمان هم هست، نه برعکس[4]"[5].

آیه ‌ای که در سؤال مطرح شده موافق با همین معناست که در وصف خانوادهٔ لوط علیه السلام یک بار از وصف ایمان و بار دیگر از وصف اسلام استفاده شده است.

اینجا منظور از اسلام، همان اسلام ظاهر و منظور از ایمان، ایمان قلبی حقیقی است. هنگامی که الله متعال اهل بیت ایشان را توصیف نمود همه را به اسلام توصیف نمود زیرا زن لوط علیه السلام از اهل بیت او بود که در ظاهر مسلمان و در حقیقت کافر بود و هنگامی که الله تعالی کسانی را که از آنجا خارج شدند و نجات یافتند ذکر نمود آنان را به وصف ایمان نام برد: {فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۳۵) فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ} [ذاریات: ۳۵ ـ ۳۶] (پس هر که از مؤمنان در آن بود بیرون بردیم (۳۵) و در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم).

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید: "زن لوط منافق و در باطن کافر بود اما در ظاهر همراه شوهرش مسلمان، برای همین همراه قومش عذاب دید. این حال منافقانی است که همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند و در ظاهر مسلمان بوده و در باطن مؤمن نبودند"[6].

وی رحمه الله همچنین می فرماید: "و گروهی از مردم گمان کردند که بر مبنای این آیه مسمای ایمان و اسلام یکی است. حال آنکه چنین نیست؛ بلکه این آیه موافق با آیهٔ نخست است؛ زیرا الله خبر داده که هرکه مؤمن بوده را از آنجا بیرون آورده و جز خانواده ‌ای از مسلمانان در آنجا نیافته؛ زیرا زن لوط در میان اهل بیتی بود که آنجا بودند و از کسانی نبود که بیرون آمده و نجات یافتند، بلکه از بازماندگانی بود که در عذاب باقی ماند. او در ظاهر همراه با همسرش بر دین او بود و در باطن همراه قومش و بر دین آنان و خائن نسبت به همسرش بود و قومش را به سوی مهمانان همسرش راهنمایی می ‌کرد، همانطور که الله تعالی می ‌فرماید: {ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا} [تحریم: ۱۰] (الله برای کسانی که کفر ورزیده ‌اند زن نوح و زن لوط را مثل آورده که هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایستهٔ ما بودند و به آنها خیانت کردند).

و این خیانت در دین بود نه در بستر و منظور آن است که زن لوط علیه السلام مؤمن نبود و از نجات یافتگان بیرون آمده هم نبود و در این سخن الله متعال جای نگرفت که فرمود: {فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ} (و از اهل بیت مسلمان - تسلیم شده در ظاهر - بود که در این خانواده بود). برای همین الله تعالی فرمود: {فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ} (و در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم).

اینگونه حکمت قرآن آشکار می‌ شود چنانکه وقتی از بیرون آمدن از عذاب سخن گفت، ایمان را ذکر نمود و وقتی از وجود سخن گفت، اسلام را یاد کرد»[7].

و شیخ ابن عثیمین رحمه الله می ‌فرماید: "الله تعالی در داستان لوط علیه السلام می‌ فرماید: {فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (۳۵) فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ﴾ [ذاریات: ۳۵ ـ ۳۶] (پس هر که از مؤمنان در آن بود بیرون بردیم (۳۵) و در آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم).

اینجا میان مؤمنان و مسلمانان تفاوت است؛ زیرا خانه ‌ای که در آن قریه بود در ظاهر یک خانهٔ اهل اسلام بود زیرا زن لوط که با کفر به او خیانت کرد و کافر بود شامل این خانه می ‌شد، اما کسانی که از آنجا بیرون آورده شده و نجات یافتند مؤمنان حقیقی بودند که ایمان به دلهایشان راه یافته بود"[8].

والله اعلم

 

برگرفته از: https://islamqa.info

با اندکی تصرف

ام احمد

 

[1] عن عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رضی الله عنه قَالَ: بَیْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ یَوْمٍ إِذْ طَلَعَ عَلَیْنَا رَجُلٌ شَدِیدُ بَیَاضِ الثِّیَابِ شَدِیدُ سَوَادِ الشَّعَرِ لا یُرَی عَلَیْهِ أَثَرُ السَّفَرِ وَلا یَعْرِفُهُ مِنَّا أَحَدٌ حَتَّی جَلَسَ إِلَی النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَسْنَدَ رُکْبَتَیْهِ إِلَی رُکْبَتَیْهِ وَوَضَعَ کَفَّیْهِ عَلَی فَخِذَیْهِ وَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْنِی عَنْ الإِسْلامِ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: "الإِسْلامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، وَتُقِیمَ الصَّلاةَ، وَتُؤْتِیَ الزَّکَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَان،َ وَتَحُجَّ الْبَیْتَ إِنْ اسْتَطَعْتَ إِلَیْهِ سَبِیلا. قَالَ: صَدَقْتَ. قَالَ: فَعَجِبْنَا لَهُ یَسْأَلُهُ وَیُصَدِّقُهُ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنْ الإِیمَانِ. قَالَ: "أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ وَمَلائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَیْرِهِ وَشَرِّهِ" قَالَ: صَدَقْتَ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنْ الإِحْسَانِ؟ قَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَکُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنْ السَّاعَةِ؟ قَالَ: "مَا الْمَسْئُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنْ السَّائِلِ". قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنْ أَمَارَتِهَا؟ قَالَ: "أَنْ تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّتَهَا وَأَنْ تَرَی الْحُفَاةَ الْعُرَاةَ الْعَالَةَ رعَاءَ الشَّاءِ یَتَطَاوَلُونَ فِی الْبُنْیَانِ" قَالَ: ثُمَّ انْطَلَقَ فَلَبِثْتُ مَلِیًّا، ثُمَّ قَالَ لِی: "یَا عُمَرُ أَتَدْرِی مَنْ السَّائِلُ"؟ قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: "فَإِنَّهُ جِبْرِیلُ أَتَاکُمْ یُعَلِّمُکُمْ دِینَکُمْ". روایت مسلم.

[2] "الإیمان بضع وسبعون شعبة فأعلاها قول لا إله إلا الله وأدناها إماطة الأذی عن الطریق" روایت بخاری و مسلم.

[3] مجموع الفتاوی: 7/13-15

[4] منظور این است که هر مؤمنی مسلمان است اما هر مسلمانی مؤمن نیست.

[5] مجموع فتاوی ورسائل ابن عثیمین: 4/92

[6] جامع المسائل: 6/221

[7] مجموع الفتاوی: 7:472-474

[8] مجموع فتاوی و رسائل ابن عثیمین: 1/47-49

 

 

    منبع: https://islamqa.info

 

نصیحت و حکمت

آرزوهای ذکر شده در قرآن

 

آیا می دانید آرزوهای ذکر شده در قرآن کریم چه هستند؟!

ای کاش خاک بودم!

ای کاش برای زندگی خویش (خیرات و حسناتی) پیشاپیش می ‌فرستادم!

ای کاش کارنامه ی اعمالم به من داده نمی شد!

ای وای ای کاش فلانی را به دوستی نمی گرفتم!

ای کاش از الله و رسولش اطاعت می کردم!

ای کاش با رسول الله راهی را برگزیده بودم!

ای کاش من هم با آنها بودم و به کامیابی بزرگی نائل می شدم!

تمام این ها آروزهای مردگان هستند که ما می توانیم الآن این ها را به دست آوریم.

پس تا زمانی که زنده هستیم قبل از از دست دادن فرصت آن ها را به دست آوریم.

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.