چگونگی هدایت انسانها
چگونگی هدایت انسانها موضوع: ایمان تاریخ انتشار: 2013-07-15 | بازدید: 1404

چگونگی هدایت انسانها

 

ای پدر: بسیار دراین باره اندیشه کرده ام که چرا اسلام درزمان پیام آور و خلفایش به سرعت بر نیمی از جهان آن دوران مسلط شد! و دردنیای امروزازجذابیت آن کاسته شده و مسلمانان مذهبی و فرقه ای سعی می کنند همان پیروان مختصرخود را حفظ کنند؟!

آنچه مسلم است  جذبِ انسانِ کنونی به سوی تمدّن و ابزار زندگیِ تجاری، او راازجوهر و حقیقت زندگی غافل ساخته و در نتیجه کمتر فرصت پیدا می کند که ذهن را متوجّه حقیقت زندگی کند. انسان امروزکه خسته از پوسته شلوغ تمدّن گشته ، حیران و سرگشته  مرتب جذبِ فرق و گروههای نوظهور می شود که همه قالب مذهبی دارند نه دینی!

ای پدر:اگرمردم این دوران پیام خدا را در دست داشتند می فهمیدند که اگر مجبور به زندگی  در تمدّن جدید هستند ، امّا می توان هم در این تمّدن بود و هم در چهار چوب قوانین الهی بسر برد.

مَن عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَکَرٍ أَوْأُنثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوهً طَیِّبهً(نحل/97)

یعنی:کسی که مؤمن باشدوعمل صالح کندچه زن و چه مرد به او زندگی پاکیزه ای می دهیم ( این زندگی پاکیزه مربوط به دنیاست چون آخرت را در پشت سر این آیه  آورده است)

فَمَن شَآءَ فَلْیُؤمِنْ وَمَن شَآءَ فَلْیَکْفُر(کهف/29)

یعنی : هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس  می خواهد کافر شود .

ای پدر: انسا ن با این آیه تصور می کند هدایت در اختیار و خواست خودِ انسان است ولی از طرف دیگر می فرماید:

یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَ یَهْدِی مَن یَشَاء( نحل /93)

یعنی:خداوند است که هرکه را بخواهد هدایت می کند و هرکه را بخواهد گمراه می کند .

دراین آیه هم خداوندمی گوید هدایت دراختیار من است!این تضاد چیست !؟

اگر هدایت در اختیار خداست، انسان چه نقشی دارد ؟!

اگر هدایت و گمراهی فقط در اختیار خدا بود، پس چرا پیامبران را فرستاد؟!

چرا کتاب فرستاده و سخن از کیفر و پاداش می کند؟!

ای پدر: موضوع انتخاب و اختیار مطرح است و قدر مسلم اینکه:

 اگرمقدماتِ هدایت را خودِ انسان در مسیر صحیح به وجود آورد (مرحله اوّل )

هدایت دل را خداوند به عهده می گیرد(مرحله دوّم)

وَمَن یُؤْمِن بِاللهِ یَهْدِ قَلْبَهُ (تغابن / 11)

یعنی:( کسی که با سعی و کوششِ خودش) به خدا ایمان بیاورد .

(مرحله اوّل)‌ = مقدمه : از طرف انسان با اختیار و انتخاب .

خداوند دل او را هدایت می کند .

(مرحله دوّم )= کشش و هدایت از طرف الله .

در مقدمه انسانی (مرحله اوّل)= وَالَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا «آنان که جهت رسیدن به حقیقت درباره خدا تلاش می کنند»

 (مرحله دوّم )کشش الهی = لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا(عنکبوت/69) = خدا هدایت آنان را عهده دار می شود .

ولی خدا برای هدایتش شرط می گذارد و می فرماید :

من کسانی از شماراهدایت می کنم که  با دلی پاک و خالص به سوی من بیایند = إِلَّا مَنْ أَتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلِیم (شعری / 89 )

ای پدر:بنابراین هدایت را دستگاه آفرینش به عهده می گیرد ، به شرطی که مخلوق مجاهدت لازم را خود داشته باشد .

با یک جمع بندی در دو آیه معلوم می شود که انسانها در عرصه زندگی از اختیارات محدودی برخوردارند که اگر تلاش کنند هدایت را می گیرند .

 و امّا چرا آدمی همواره از خدا می خواهد که( اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیم = خداوندا ما را در راه راست دستگیری کن) ، یعنی نه همه اختیار را به انسان داده و نه همه کار را خودش بر عهده گرفته به عبارت دیگر نه جبر مطلق است نه اختیار مطلق ، بلکه امری است میان این دو ، بـــــه همین جهت خداوند می فرماید : عزّت و ذلّت هر دو در دست ماست ( یعنی عزّت را با سعی و کوشش خودتان و مدد الهی کسب کنید .)

وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ = هر کس بر خدا توکل کند ( کار بشری )

فَهُوَ حَسْبُه«طلاق/3» = خداوند او را کفایت کند ( کار الهی )

یعنی حد اعتدال در همه پیام آفرینش برای انسانها در نظر گرفته شده است .( نه افراط و نه تفریط)

خداوند در بسیاری از آیات قرآن هدایت خود را توضیح داده است .

اللهُ نُورُ السَّموَاتِ وَالْأَرض (نور /35) خدا نور آسمانها و زمین است(درقرآن کریم نور به معنی هدایت است ،‌ چرا که نور دفع ظلمت می کند و راه را نشان می دهد .) *61

أَوَمَنْ کَانَ مَیْتاً فَأَحْیینَاهُ وَ جَعَلْنَالَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا(انعام/122)

*61 در توضیح نور به معنی هدایت در سوره ابراهیم آیه 1 می فرماید :

کتاب الزلناه الیه لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید

این قرآن کتابی است که به سوی تو فرستادیم تا مردم را از ظلمات کفر و جهل بیرون آری و به عالم نور و ایمان و هدایت برسانی تا به راه خدای مقتدر و ستوده صفات رهسپار شوند .

یعنی :کسی که مرده بود او را زنده کردیم و برای  او نوری قرار دادیم که با آن درمیان مردم حرکت می کند مانند کسی است که در تاریکیهاست و از آن نمی تواند بیرون بیاید؟!

و این نور همان هدایت تکوینی  مؤمنان است که به نصرت الهی در باطن آنان جای می گیرد.

(مرده مرده ظاهری نیست چنانکه نور هم نور ظاهری نیست بلکه مقصود هدایت انسان به مرحله ایمانی است و خداوند از آن بعنوانِ روح دوّم یاد می کند)

أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِم الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُم بِرُوحِ مِّنه (مجادله/22)

یعنی :اینانند که خداوند در دلهایشان ایمان را نگاشته و آنان را به فیضی از سوی خود توان داده .

 هدایت این دسته با ایمانی در دل هایشان استوار می گردد که قـرآن کریم می فرماید این روح دوّم از سوی پروردگار عالم تائید می شود و سر انـجام خداوند این هدایت یافتگان را از دیگر انسان ها جدا می کند « أُوْلَئِکَ حِزْبُ الله» حزب خدا اینها هستند .

می فرماید : ما سینه آنان را برای پذیرفتن حقایق باز می کنیم .

فَمَن یُرِداللهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسلَام(انعام/125)

یعنی : پس هرکس را که خداوند بخواهد هدایتش کند دلش را برای پذیرش اسلام می گشاید.

 وَ مَن لَّمْ یَجْعَلِ اللهُ لَهُ نُوراً فَمَالَهُ مِن نُّورٍ (نور /40)

یعنی :کسی را که خداوند برایش نوری قرار نداده نوری ندارد

و این روح هدایت یافته غیر از آن روحی است که مؤمن و کافر در ابتدای خلقت  بطور مساوی می گیرند ، و این همان روحی است که بـا ایـمان و عـمل تقویت و با گناه تضعیف  می شود .

ای پدرخداوند می فرماید:

 إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَی(اللیل/12)

یعنی : همانا هدایت بر عهده ماست (یعنی کمالات من ایجاب می کند که خلق را هدایت کنم در حالیکه تکلیف هم ندارم)

و باز می فرماید:

کَتَبَ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَه(انعام/12)

یعنی:(بگوخداوند)رحمت وبخشایش راخودش برخودش مقررکرده و آن رحمتی که خداوند بر خودش مقرر کرده نجات مؤمنین است .

کَذَلِکَ حَقاً عَلَیْنَا نُنجِ الْمُؤمِنِین(یونس/103)

یعنی : بدینسان نجات مؤمنان حقّی است که ما خودمان بر عهده گرفتیم .

ای پدر : انسان در برابر پروردگارش تکلیف دارد و این تکلیف به نفع خود اوست و آنهم به اندازه توان و طاقت از اوتکلیف می خواهد.{ َلا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا (بقره/286)}

َلا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلَّا مَا آتَاهَا (طلاق /7 ) {خداونداز کسی تکلیف نمی خواهد مگر به اندازه ای که به او رسانده است}

ای پدر: تکلیف خداوند هم آن چیزی که به تو داده ، اگر کتاب را به تو داده تکلیف تو عملِ به پیام اوست .

مگر ممکن است معلّمی درسی را نداده باشد ولی انتظار جواب از شاگرد داشته باشد؟! از روی کمالات پروردگار است که پیامبران را با کتاب  فرستاده تا راه را با برنامه دقیق و حساب شده بــه بشرها برسانند و از این جهت انسان مکلف شده است و می فرماید :من 2 نوع هدایت دارم :

1ـ هدایت تکوینی(عام)

2ـ هدایت تشریعی(خاص)

 وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَی (اعراف/156) = هدایت عام

یعنی : رحمت من همه چیز را در بر گرفته .

 ورحمت را در آیه دیگر توضیح می دهد .

رَبُّنَا الَّذِی أَعطَی کُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی(طه/50)

یعنی:پروردگارماکسی است که باآفرینش هرچیزی، سپس او را (به جستجوی نیازهایش) هدایت کرده است .

به عبارت دیگر پس از خلق و در اختیار گذاشتن ابزار لازم ، به طرف بکار گیری آن ابزار او را هدایت کرده مثل : بکار گیری نیش در زنبور عسل ، غرایز ، تهیه عسل و به این ترتیب همه موجودات در هدایت عام هستند .

وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَوَاتِ وَ الأَرضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً (آل عمران/83)

یعنی:هرآنچه درآسمان ها وزمین است خواه ناخواه تسلیم خداشده اند

(درهدایت تکوینی یا عام قرار گرفته اند چنانکه همه موجودات به هدایت تکوینی قلبشان می زند،تنفس می کنند ، می شنوند ، می بینند ، غذا می خورند ،انرژی می گیرند)

در هدایت خاص یا تشریعی می فرماید:

وَاللهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیم(بقره/213)

یعنی:و خداوند هر کس را که بخواهد(لایق ببیند) هدایت می کند .

وَاللهُ َلا یَهْدِی الْقُومَ الظَّالِمِین (بقره/258)= خداوند گروه  ظالم را هدایت نمی  کند.

وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیب(شوری/13) = هرکس را که رو به سوی او می نهد به سوی خویش هدایت می کند .

یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَاب (رعد/27) =هرکس راکه توبه کند هدایت می کنم.

وَالَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا(عنکبوت/69) =کسانی که در باره ما مجاهدت و تلاش کنند آنان را به راه های خویش  هدایت کنیم .

ای پدر:در هدایت خاص هیچ کس نمی تواند دخالت کند حتی پیامبران ، این هدایت فقط به خدا اختصاص دارد .

إنَّکَ َلاْتَهْدِی مَنْ أحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللهَ یَهدِی مَنْ یَشَاءُ( قصص / 56 )

یعنی:ای پیامبر، هرکس را که تو دوست داشته باشی نمی توانی هدایت کنی (تنها) خداست که هرکه را بخواهد هدایت می کند.

این هدایت خاص ، هدایت قلبی و روحی است بطوری که رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) عموی مشرکش را نتوانست هدایت کند.

ای پدر:دردین هدایت انسان منحصراً در اختیار خداوند است ولی درمذهب امام و پیامبر هم می توانند در دل انسان تـحول بـه وجود آورند ! بـهمین جـهت بـه رسولش می فرماید: بگو من هم با پیام خالقم (قرآن ) هدایت شدم .

وَإنِ اهْتَدَیْتُ فَبِما یُوحِی إلَیَّ رَبِّی( سباء/50)= اگر هدایت شوم پس به سبب آن چیزی است که پروردگارم به من وحی می کند.

و قرآن خبر می دهد که جن ها هم ازشنیدن پیام خدا به تعحب گفتند: هدایت دینی در کتاب و پیام خدا است .

إنَّا سَمِعنا قُرآناً عَجَباً یَهْدِی إلَی الرُّشد(الجن/20)= همانا قرآنی شگفت شنیدیم که به راه راست و رشد هدایت می کند .

و باز می فرماید :قُل فَأتُوا بِکِتابٍ مِن عِنْدِاللهِ هُوَ أَحْدَی(القصص/49) = بگو کتابی از جانب پروردگار بیاورید که (از قرآن ) هدایت کننده تر باشد . 

نکته : در قرآن کریم به پیامبر می فرماید تو هر که را بخواهی نمی توانی هدایت کنی(قصص /56)و از طرف دیگر در سوره شوری آیه 52 می فرماید:

وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَی صِرَاطٍ مُّستَقِیم= و بی گمان تو مردم را به راه راست هدایت می کنی . جواب این است که هدایت پیامبر یعنی دعوت و نشان دادن راه و ارائه طریق کردن در حالی که هدایت الهی به مطلوب رساندن و تصرّف در روح و نفس آدمی است که این خارج از قدرت بشر ها است. 

ای پدر: شناخت دین و هدایت با زور امکان پذیر نیست .

َلا إِکْرَاهَ فِی الِّدینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الْغَیِّ (بقره/256)

یعنی :دین زوری نیست ، راه ضلالت و هدایت برای همه روشن است.

حتی معلّم بزرگ دین با همه تلاش ودلسوزی اش و با همه غصه و توانش نمی تواند خودش عامل هدایت  بدون اجازه الهی باشد!

فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَی آثَارِهِمْ إِنْ لَّمْ یُؤمِنُواْ بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفا(کهف /6)

یعنی :پس نزدیک است که از شدت اندوه زیاد خودت را هلاک کنی که چرا آنان ایمان نمی آورند .

وَ لَوْ شَاءَ رَبُّکَ َلأَمَنَ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جّمِیعاً أَفَأَنتَ یُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّی یَکُونُواْ مُؤْمِنِین (یونس/99)

یعنی:و اگر پروردگارت می خواست همه مــردم ایمان می آوردند آیا تو می توانی  مردم را با اکراه وادارِ به ایمان کنی ؟!(یعنی : این کار از قدرت تو خارج است)

وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإذْنِ الله(یونس/100)

یعنی :هیچ کس را نرسد مگر آنکه به خواست خداوند ایمان آورد .

إِن نَّشَأْ یُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُم لَهَا خَاضِعِین (شعرا/4)

یعنی :اگر بخواهیم آیتی از آسمان برایشان نازل می کنیم که گردنهایشان خاضع شود .( یعنی هدف جبر و زور نیست انتخاب و اختیار است)

و خداوند خبر می دهد که یک فرهنگ دینی و هدایتی سالم مشروط به خواستن یک فرهنگ فکری ، اعتقادی و عملی در خودِ مردم است .

اِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُ ما بِاَنْفُسِهِم(رعد/11)

یعنی :خداوند آنچه را که قومی در خود دارند دگرگون نمی سازد تا وقتی که ]‌ آن قوم [ آنچه در ضمیر خود دارند خود دگرگون سازند .( به عبارت دیگر مردم باید خودشان طالب هدایت باشند که آنرا بگیرند)

ای پدر : اگر در فرهنگ اجتماعی امروز شما ظلم و ستم سایه افکنده نتیجه تمایل مردم مذهبی از فرهنگ خیر به سوی فرهنگ شراست به عبارت دیگراز دست دادن فرهنگ دینی و جایگزین کردن فرهنگ مذهبی موجب از دست دادن نعمت های الهی گشته است.

ای پدر: امروز دیندارانی که کتاب خدا را به عنوان راهبر و امام انتخاب کرده اند در حقیقت با در اختیار داشتن هدایت تشریعی در میدان عمل هدایت تکوینی را هم به سوی خود می کشند چرا که آنان می دانند منشاء هدایت در کتاب خدا ، دین است که همان هدایت تشریعی است  و انبیاء خدا هم دراین قسمت وظیفه تبلیغ داشتند و آنانکه امروز به جایگاه و نام رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) تکیه زده و به غیر از کتاب  به اصطلاح هدایت می کنند در مسیر ضلالت  و مذاهبی ها هستند! .

ای پدر: اگر در هدایتِ کتاب سخن از سینه ، زنجیر، قمه زدن ، زیارتِ غیر خانه خدا ، توسّل به غیر او نیامده و شما و پیروانتان در این طریقِ هدایتی گام برمی داریدهادی دینی نیستیدبلکه مسئولیت  هدایتِ مذهبی را پذیرفته اید!

نکته مهم: ای پدر هرگزتصوّر نکن که در دین خدا ، علم لازمه هدایت است ! به زبان ساده تر عالِم بودن دلیل بر هدایت نیست ! اگر شما50 سال درس دین خواندید یقین نداشته باشید که به هدایت رسیده اید ! شما ابزار راه را شناختید نه خودِ راه را ، علم ابزار راه است ، مانند قواعد ، لغت،زبان ، سیاق کلام ، تا درک مطلب کنید .

وَإِذَا عَلِمَ مِن آیَاتِنَا شَیاً اتَّخّذَهَا هُزُواً أولَئِکَ لَهُم عَذَابٌ مُّهِین( جاثیه/9)

یعنی:وقتی به چیزی از آیات ما علم پیدا می کنند ، آنرا به تمسخر می گیرند. اینان عذابی خوار کننده درپیش روی دارند .

امّا همین قرآن به دیگری می رسد موجب افزایش ایمان او می گردد .

وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِم آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانَاوَ عَلَی رَبِّهِم یَتَوَکَّلُون(انفال/2)

        یعنی : وچون آیاتش بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزایدو بر پروردگارشان

        توکّل کنند.

ای پدر:هدایت یعنی پذیرش ، و پذیرش دینی ابزار مهمتری لازم دارد مانند انصاف ، وجدانِ بیدار، احساس مسئولیّت ، پروای از خدا ، نیت خالص و بدون توجیه( مانند پزشکی که به علم طب دریافته است که سیگار مضر است امّا خودش می کشد)به همین جهت می فرماید:

         این قرآن نیست مگر پندی آشکار

         لِّیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً(یس/70)= برای کسی که زنده دل باشد .

        یا می فرماید

        إِنَّکَ لَاتُسْمِعُ الْمُوتَی(نمل/80)=  تو نمی توانی به مردگان  بشنوانی .

سایت نوار اسلام

IslamTape.Com

 

    منبع: سايت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

قال میمون بن مهران: «إن العبد إذا أذنب ذنباً نکت فی قلبه بذلک الذنب نکتة سوداء، فإن تاب محیت من قلبه فتری قلب المؤمن مجلی مثل المرآة، ما یأتیه الشیطان من ناحیة إلا أبصره، وأما الذی یتتابع فی الذنوب فإنه کلما أذنب ذنباً نکت فی قلبه نکتة سوداء، فلا یزال ینکت فی قلبه حتی یسود قلبه، ولا یبصر الشیطان من حیث یأتیه»."حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

میمون بن مهران فرمود: «هرگاه بنده ای گناهی را مرتکب شود نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود، ولی هرگاه توبه کرد آن نقطه سیاه از قلبش پاک می شود، پس قلب مؤمن مانند آینه روشن است، و شیطان (برای فریفتن او) جز با زیر نظر گرفتن وی (و حیله) سراغش نمی آید. اما آنکس که مدام در حال گناه است با هر گناهی که انجام می دهد نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود تا آنکه قلبش کاملا سیاه می گردد، و شیطان هرگاه سراغش برود نیازی به فریب و زیر نظر گرفتنش ندارد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.