سلاح مؤمن در رویارویی با شیطان - بخش دوم
سلاح مؤمن در رویارویی با شیطان - بخش دوم موضوع: ایمان تاریخ انتشار: 2013-07-16 | بازدید: 1367

وقتی شیطان وسوسه گناه را ایجاد می کند، با وی چه باید کرد؟

روایت شده‌ که یکی از علماء سلف، به شاگردش فرمود: وقتی شیطان در تو وسوسه را ایجاد کند، با وی چگونه رفتار میکنی؟ شاگرد گفت: با او مبارزه می کنم. استاد گفت: اگر شیطان وسوسه اش را تکرار کرد، چی؟ شاگرد گفت: با وی می جنگم و مبارزه می کنم. استاد فرمود: بدین ترتیب مبارزه بسیار طولانی می شود، ببین اگر تو از کنار گله ای رد شوی و سگ همراه گله‌ به‌ تو حمله ور شود تو را از عبور و ادامه مسیر منع کند، آنگاه تو چه می کنی؟ شاگرد گفت: تمام سعی و تلاشم را برای راندن آن به خرج می دهم. استاد فرمود: این کار بسیار به درازا می کشد. بهتر این است که از چوپان کمک بگیری تا جلو سگش را از تو بگیرد.( تلبیس ابلیس: 18.)

این راهنمائی حکایت از بینش بسیار عمیق این استاد دارد، زیرا پناه جستن به خدا و جلب حمایت وی، تنها راه مؤثر برای دور نگاه داشتن شیطان است و این همان شیوه ای است که مادر مریم آن را اتخاذ کرده بود: «وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ ». آل عمران: ٣٦

(من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه و گمراه‌سازی) اهریمن مطرود (از درگاه فضل و کرمت، به تو می‌سپارم و) در پناه تو می‌دارم).

 

وقتی انسان از شیطان پناه می جوید، چرا شیطان نمی رود؟

بعضی می گویند: با وصف اینکه ما به خدا پناه می بریم، باز هم وسوسه‌های شیطانی را حس می کنیم و او ما را به انجام بدیها تحریک می کند و ما را از نماز باز می دارد.

جواب: توجه داشته باشیم که استعاذه مانند شمشیر در دست مجاهد است، اگر دست مجاهد قوی باشد، دشمنش را از پا در می آورد ورنه شمشیر تاثیر ندارد هر چند که شمشیر صیقل شده و برنده باشد.

استعاذه نیز همین حالت را دارد، اگر استعاذه از شخص متقی و خدا ترس صورت گیرد، بسان آتش، شیطان را طعمه حریق می کند و اگر انسان غیر متعهد و ضعیف الایمان باشد، تاثیر بسزایی در دشمن نمی گذارد.

ابوالفرج ابن جوزی  رضی الله عنه  می فرماید: توجه داشته باشیم که مثال ابلیس با متقی و غیر متقی، مانند کسی که نشسته و در جلو او طعام و گوشت وجود دارد، سگی نزد او می آید، او به سگ می گوید: دور شو!. سگ می رود و از کنار کسی دیگر که طعام و غذا در جلو او گذاشته شده است، می گذرد، او هر گاه که آن را از نزد خود براند، نمی رود. پس متقی مانند شخص اول است و غیر متقی مانند شخص دوم. شیطان از کنار متقی با یک سخن و اندک تهدیدی فرار می کند ولی از کنار انسان غیر متقی بدلیل آلودگی‌اش با گناهان نمی رود و از وی جدا نمی شود. نعوذ بالله من الشیطان.

بنابر این مسلمان اگر نجات از شیاطین و همراهانش را می خواهد، بر وی لازم است که خود را به تقویت ایمان و جلب حمایت خداوند مشغول کند و به او پناه ببرد. و لا حول و لا قوه الا بالله.

 

چهارم: مشغول شدن به یاد خداوند

یاد خداوند از بزرگترین ابزار نجات انسان از شیطان است. در حدیث آمده است: خداوند به پیامبرش (یحیی) امر کرد تا بنی اسرائیل را به انجام پنج خصلت امر کند و یکی از این خصلت ها این بود: شما را به یاد خداوند امر می کنم، زیرا مثال یاد خداوند، مثال شخصی است که دشمن او را تعقیب کرده است، تا اینکه خود را به قلعه‌ محکمی می رساند و بدین ترتیب خودش را از شر دشمن نجات می دهد. آری، بنده نیز نمی تواند جز به یاد خداوند خود را از شر شیطان نجات دهد.

ابن قیم می فرماید (الوابل الصیب:60 .): اگر ذکر و یاد خداوند، تنها همین فایده را می داشت، شایسته بود که انسان حتی برای یک لحظه هم از آن غافل نماند و همواره به یاد او می بود، زیرا انسان جز از راه ذکر و یاد خداوند نمی تواند خود را از شرارت های شیطان مصون نگاه دارد. دشمن تنها از طریق غفلت و عدم توجه به یاد خداوند انسان را مورد حمله قرار می دهد. شیطان در کمین نشسته است، به محض اینکه انسان را غافل ببیند، بسوی او می پرد و او را شکار می کند. هرگاه انسان به یاد خدا مشغول شود، شیطان احساس حقارت و ذلت نموده و عقب نشینی می کند و از صحنه بیرون می رود و حقیر و ضعیف بسان پرنده‌ای کوچکتر از گنجشک در می آید یا خود را مانند پشه بی ارزش و حقیر می پندارد – روی همین اساس به (وسواس الخناس) نامیده‌ شده است- زیرا در دل ها وسوسه ایجاد می کند و به محض اینکه انسان به یاد خدا مشغول شود از شرارت و ایجاد وسوسه باز می ایستد و عبوس می شود. از حضرت ابن عباس  رضی الله عنه  روایت شده‌ که‌ ‌می فرماید: شیطان در دل انسانها لنگر انداخته است، اگر انسان غفلت ورزید و یاد خدا را فراموش کرد، او را دچار وسوسه می کند، و اگر به یاد خدا مشغول شود، عقب نشینی می کند.

ابن قیم می فرماید: شیاطین که دشمن انسان هستند، انسان را احاطه کرده اند، ‌پس تو در حق انسانی که در احاطه دشمنان است چه می پنداری؟ دشمنی که به دلیل حقد و کینه می خواهد منفجر شود. هر کدام از این دشمنان در حد توان خود او را با مشکل مواجه می سازد و هیچ راهی برای فرار کردن آنها جز یاد خدا وجود ندارد.

علامه ابن قیم در ادامه سخنانش، حدیث عبدالرحمن بن سمره را آورده است، عبدالرحمن می گوید: ما ‌در صفه مدینه بودیم، ‌رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما تشریف آورد و خطاب به ما فرمود: شب گذشته شاهد جریان بسیار شگفت آوری بودم؛ فردی از امت خود را دیدم که فرشته مرگ نزد او آمد تا روحش را قبض کند، احسان و نیکی ای که او در حق پدر و مادرش کرده بود برای او مجسم شد و فرشته مرگ را از او منصرف کرد.

و مردی را دیدم که عذاب قبر او را احاطه کرده بود، وضوء برای او مجسم شد و او را از عذاب قبر رهانید.

مردی را از افراد امتم دیدم که شیاطین او را احاطه کرده بودند، ذکر خداوند و یاد او که توسط این مرد انجام گرفته بود، برای او مجسم شد و شیاطین را از وی راندند.

مردی از افراد امتم را دیدم که فرشتگان عذاب او را احاطه کرده بودند، نماز او برای او مجسم شد و او را از چنگال فرشتگان عذاب نجات داد.

مردی از امتم را دیدم که از تشنگی داشت می‌سوخت و در بعضی روایات آمده است، که از تشنگی دهانش را کشیده‌ بود و مانند سگ پارس می کرد، روزه رمضانش آمد و او را سیراب کرد و او را از تشنگی رهانید .

مردی از امتم را دیدم و پیامبرانی را دیدم که بصورت حلقه حلقه‌ نشسته بودند. این مرد هرگاه می خواست در حلقه ای از حلقه پیامبران بنشیند، رانده میشد و کسی او را نزد خود راه نمی داد، غسل جنابت او آمد، دست او را گرفت و او را در کنار من نشاند.

مردی از امتم را دیدم که از راست، چپ، بالا، پایین، ‌عقب و جلو تاریکی او را احاطه کرده بود و او در آن تاریکی سرگردان بود، حج و عمره آمدند و او را از آن تاریکی رهانیده و به نور و روشنی داخل کردند.

مردی از افراد امتم را دیدم که از حرارت و تپش آتش، ناراحت بود و بوسیله دست خود، میخواست خود را نجات دهد، صدقه او آمد، میان او و آتش مانع شد و بر سر او سایه افکند.

مردی از افراد امتم را دیدم که میخواست با مؤمنان سخن گوید و حرف بزند، اما کسی با وی حرف نمی زد، صله رحم آمد و خطاب به مؤمنان فرمود: ای مسلمانان! او در دنیا صله رحم می کرد، شما نیز با وی حرف بزنید، آنگاه مؤمنان با وی حرف زدند، مصافحه کردند و او نیز با آنان مصافحه کرد.

مردی از افراد امتم را دیدم که آتش دوزخ [ زبانیة] او را احاطه کرده بود، امر به معروف و نهی از منکر که او در زندگی خود انجام داده بود آمد و ‌او را از دست زبانیة رها ساخت و او را به  دست فرشتگان رحمت سپرد.

مردی از افراد امتم را دیدم که روی زانو ها بر زمین افتاده بود، میان او و میان پروردگار حجابی مانع بود، حسن خلق او آمد، دست او را گرفت و او را به نزد خداوند متعال رسانید .

مردی از افراد امتم را دیدم که نامه اعمالش در دست چپ قرار گرفته بود، خوف و خشیت او از خداوند آمد نامه اعمالش را از دست چپ گرفت و در دست راست او قرار داد.

مردی از افراد امتم را دیدم که ترزاوی اعمال صالحش بالا بود، افراط (جمع فرط. منظور فرزندانی که در کودکی فوت کرده اند.) او آمدند و پله اعمال صالحش را سنگین کردند.

مردی از افراد امتم را دیدم که بر لبه پرتگاه دوزخ ایستاده بود، رجاء و امید او به خداوند آمد و او را از سقوط در دوزخ رهانید و رفت.

مردی از افراد امتم را دیدم که داشت در دوزخ می افتاد، اشک او که از ترس و خوف خدا ریخته بود، آمد و او را از سقوط در دوزخ رهانید.

مردی از افراد امتم را دیدم که روی پل صراط است و مانند شاخه‌ی خرما بر اثر شدید می‌لرزید، حسن ظنّ و گمان نیک او درباره خداوند آمد، و لرزه اش را برطرف کرد و رفت.

مردی از افراد امتم را دیدم که بصورت افتان و خیزان روی پل صراط راه می رود، درودی که بر من فرستاده بود آمد و او را روی پاهایش بلند کرد و نجات داد.

مردی از افراد امتم را دیدم که خود را به دروازه بهشت رسانید ولی درهای بهشت بر وی بسته شدند، کلمه شهادت « لا اله الا الله » او آمد و درهای بهشت را بر روی او باز کرد و او را به داخل بهشت فرستاد.

حافظ ابوموسی مدنی در کتاب «الترغیب فی الخصال المنجیه والترهیب من الخلال المردیه» حدیث مذکور را آورده و صحت آن را تایید کرده است. ایشان حدیث فوق را به‌ عنوان محور کتاب خود قرار داده‌ و به‌ شرح آن پرداخته‌ است و راجع بدان می‌گوید: این حدیث حَسَن می‌باشد؛ عمرو بن آزر، وعلی بن زید بن جدعان، وهلال أبو جبلة آن را از سعید بن مسیب روایت کرده‌اند، و شیخ الاسلام ابن تیمیه‌ آن را بزرگ می‌شمارد و چنانکه‌ اطلاع یافته‌ام ایشان شواهدی برای صحت آن ذکر می‌داشت.

شیآطین نیز به‌ همین صورت هستند، یعنی انسانها جز از طریق یاد خداوند نمی توانند خود را از شر آنها نجات بدهند، انس بن مالک روایت کرده‌‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:

« إذا خرج من بیته فقال: بسم الله، توکلتُ علی الله، لا حول ولا قوة إلا بالله، یقال له حینئذ: هُدِیت وکفُیتَ ووُقِیتَ، فیتَنَحّی له الشیطان، ویقول شیطان آخر: کیف لک برجل قد هدِی وکُفی ووُقی؟».

(هر کس موقع بیرون رفتن از خانه اش، «بسم الله توکلت علی الله و لا حول و لا قوه الا بالله» گوید، فرشتگان خداوند او را چنین مخاطب قرار می دهند: هدایت شدی، خداوند برای تو کافی است و تو خود را از شر شیاطین در امان قرار دادی، آنگاه شیطان از وی دور می شود، و شیطانی دیگر خطاب به او می گوید: مردی که هدایت شده و خداوند از وی دفاع می کند و خود را در امنیت قرار داده است، تو با وی چه سر و کاری داری؟) ابو داود و ترمذی

به روایت صحیح از حضرت ابو هریره  رضی الله عنه  روایت شده‌ که‌ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

« من قال لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک، وله الحمد، وهو علی کل شیء قدیر، فی یوم مائة مرة، کانت له عدل عشر رقاب، وکتبت له مائة حسنة، ومحیت عنه مائة سیئة، وکانت له حرزاً من الشیطان یومه ذلک، حتی یمسی».

(هر کس روزی صد دفعه این کلمات را بر زبان تکرار کند: « لااله الاالله وحده لا شریک له، ‌له الملک و له الحمد و هو علی کل شی قدیر» باندازه آزاد کردن ده غلام به او اجر می رسد و صد نیکی برای وی ثبت می شود و صد بدی از نامه اعمال او محو می گردد و در اثر این کلمات آن شخص از شر شیاطین تا موقع شب در امان خواهد بود). (مشکاة المصابیح: 1/708 شماره 2302 .)

ابو خلاد مصری می گوید: هر کس داخل اسلام شود، ‌داخل یک قلعه گشته‌ و هر کس داخل مسجد شود، داخل دو قلعه گشته‌ و هر کس در مجلس ذکر و یاد خدا شرکت کند، ‌داخل سه قلعه گشته‌ است.

در صحیح بخاری آمده‌ که‌ محمد ابن سیرین از حضرت ابوهریره  رضی الله عنه  روایت کرده‌ که‌ ‌می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم  مرا مأمور حفاظت صدقه فطر و زکات رمضان کرد و ‌کسی آمد و می خواست گندمهای صدقه را بردارد. او را دستگیر کردم، ‌گفت: مرا آزاد کن، بار دیگر برنمی گردم. سه بار دستگیر شد و همان سخن را تکرار کرد. در دفعه سوم گفت: چند کلمه و دعا را به‌ تو معرفی می کنم که اگر موقع خوابیدن آنها را بگوئی به نفع و سود تو هستند. گفت: آیه الکرسی را از اول تا آخر بخوان . آنگاه همواره از سوی خداوند محافظی بر تو گماشته می شود و تا صبح هیچ شیطانی نزد تو نخواهد آمد، این را گفت و آزادش کرد. صبح روز بعد حضرت ابوهریره  رضی الله عنه  جریان را با رسول الله صلی الله علیه وسلم  در میان گذاشت. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: هر چند که او دروغ گو است ولی این سخنش راست است.

حافظ ابوموسی از ابوزبیر از جابر  رضی الله عنه  روایت کرده‌ که‌ ‌رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:

« إذا أوی الإنسانُ إلی فراشه، ابتدرهُ ملکٌ وشیطانٌ، فیقول الملکُ: اختم بخیر، ویقول الشیطان: اختم بشر، فإذا ذکر الله، ثم نام، بات الملک یکلؤه .

وإذا استیقظ، قال الملک: افتح بخیر، وقال الشیطان: افتح بشر، فإن قال: الحمد لله الذی ردَّ علی نفسی، ولم یمتها فی منامها، الحمد لله الذی یمسک السماوات والأرض أن تزولا، ولئن زالتا إن أمسکهما من أحد من بعده، الحمد لله الذی یمسک السماء أن تقع علی الأرض إلا بإذنه، فإن وقع عن سریره فمات دخل الجنة».

(هر گاه انسانی به رختخواب خود رفت، ‌یک شیطان و یک فرشته بسوی او می شتابند. فرشته می گوید: به خیر و نیکی خاتمه دهید و شیطان می گوید: به شر و بدی خاتمه دهید و بعد که با ذکر و یاد الله می خوابد، ‌فرشته او را محافظت می کند.

وقتی انسان بیدار می شود، ‌فرشته می گوید: روزت را با عمل خیر و صالح افتتاح کن و شیطان می گوید: ‌روزت را با عمل بد افتتاح کن. اگر او بعد از بیدار شدن بگوید: خدا را سپاس که روح مرا برگرداند، خدائی را سپاس که زمین و آسمانها را از حرکت کردن و تکان خوردن بازداشته است، ‌اگر آن دو از جای خود تکان بخورد جز خداوند کسی نمی تواند آنها را نگهدارد، خدائی را سپاس که آسمان را از افتادن بر روی زمین نگاه داشته است، ‌این شخص اگر از بالای تختخوابش بر زمین بیفتد و بمیرد داخل بهشت می شود).( مجمع الزوامد:10/120 .)

در بخاری و مسلم از حضرت ابن عباس  رضی الله عنه  روایت شده‌ که‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم ‌فرمود: ‌»لو أن أحدکُم إذا أراد أن یأتی أهلَهُ فقال: بسم الله، اللهم جنبنا الشیطانَ، وجنب الشیطان ما رزقتنا، فإنه إن یقدّر بینهما ولد فی ذلک لا یضرهُ شیطانٌ أبداً».

(هرگاه کسی برای مجامعت و آمیزش جنسی نزد همسر خود برود و این دعاء را بخواند:‌ بار خدایا ما را از شیطان دور نگاه دار و شیطان را از فرزندی که به ما عنایت می کنی دوار بدار، اگر در آن آمیزش فرزندی برای آنان مقدر شود، چون این دعا را خوانده است، شیطان هرگز نمی تواند آن فرزند را ضرر یا گزندی برساند).

در روایات صحیح به‌ ثبت رسیده‌ که‌ شیطان با شنیدن صدای اذان پا به‌ فرار می‌زند.

سهیل بن ابوصالح می‌گوید: پدرم مرا به‌ همراه غلامی به‌ سوی بنی‌حارث فرستاد، وقتی که‌ به‌ آنجا حرکت کردیم، از پشت دیواری صدایی را شنیدیم که‌ مرا می‌خواند، پس آن غلام را‌ به‌ پشت آن دیوار فرستادم، اما کسی را ندید، وقتی که‌ برگشتم و ماجرا را برای پدرم تعریف کردم، گفت: اگر می‌دانستم که‌ چنین می‌شود، هرگز شما را نمی‌فرستادم، اما اگر از این لحظه‌ به‌ بعد چنین صدایی را شنیدی اذان را شروع کن، زیرا از ابوهریره‌ شنیدم که‌ می‌گفت: شیطان با شنیدن صدای اذان پا به‌ فرار می‌زند و باد شکم را خالی می‌کند.

از حضرت ابوهریره  رضی الله عنه  روایت شده‌ که‌ ‌رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود:

« إذا نودی للصلاة أدبر الشیطان وله ضراط حتی لا یسمع التأذین، فإذا قضی النداء أقبل، حتی إذا قضی التثویب، أقبل حتی یخطر ببین المرء ونفسه ....».

(وقتی اذان گفته شود، شیطان در حالی که باد از شکم خارج می کند می دود و تا جائی دور می رود که صدای اذان بگوشش نرسد، وقتی اذان تمام می شود، ‌برمی گردد و میان انسان و نفس او مانع می شود).

از امام احمد روایت شده‌ که ابوتمیمه از یکی از اصحاب چنین نقل کرده که می گوید: پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم  بر الاغی سوار بودم، الاغ سُر خورد، من فوراً گفتم: شیطان هلاک شود. رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: مگو شیطان هلاک شود، زیرا تو اگر چنین بگوئی، شیطان خود را مهم و بزرگ می شمارد، ‌و فکر می کند، الاغ پیامبر صلی الله علیه وسلم را به زور و قدرت خودش سُر داده است. البته بگو «بسم الله»، زیرا که وقتی «بسم الله» می گویی، شیطان خود را باندازه یک پشه حقیر می‌شمارد. ابن کثیر می گوید: این حدیث از مفردات امام احمد است و سند حدیث جید می‌باشد.

 

    منبع: سايت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

قال ابن الجوزی ( تلبیس إبلیس: 447) ‏عن یحیی بن معاذ یقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلین والفقراء المداهنین والمتصوفة الجاهلین».

امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از یحیی بن معاذ نقل است که فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهیزید: عالمان غافل، فقیران تملق گو و صوفیان جاهل».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.