عمر بن عبدالعزیز (61 - 101 هـ) - بخش اول
عمر بن عبدالعزیز (61 - 101 هـ) - بخش اول موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2013-07-16 | بازدید: 3520

 عمر بن عبدالعزیز (61 - 101 هـ) 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

1)- عمر بن عبدالعزیز و وجه تشابه او با عمر بن خطاب رضی الله عنهما:

  نام اصلی او عمر می باشد، هر جا ذکری از او شود، اسم او همراه با اسم پدرش ذکر می شود، و این سنتی است که اعراب از قدیم الایام از خود به جای گذاشتند، وشخص را به پدرش منسوب می کنند، و اسلام نیز بر این سنت اقرار کرده است؛ این شخصیت زاهد و مؤمن نزد مردم به نام عمر بن عبدالعزیز شناخته می شود.

عمر بن عبدالعزیز و جد مادری او، عمر بن خطاب دو شخصیتی هستند، که وجه تشابه زیادی با هم دارند، شخصیت وعدالت این دو عمر، صفحات زیادی از کتب تاریخ را به خود مشغول کرده، و متفکرین و اندیشمندان زیادی در باره آنها قلم فرسایی کرده اند.. قشرهای مختلف جامعه، اعم از مردمان عادی، یا علماء و اهل علم، و یا سیاستمداران دولتی، از افکار و اندیشه این دو، بهره برده اند.

زهد پیشه کنندگان وعابدان دین، از تقوا و ورع و تواضع این دو استفاده برده، و آن را نمونه ای از تربیت صحیح در زهد و تقوا می دانستند، و از سیرت آنها بهره می بردند.

علماء و فقهاء از علم و اندیشه آنها بهره بردند و سیاستمداران و دولتمردان از عدالت و سیاست آنها در امور کشور فایده های زیادی کسب کردند.

عمر بن خطاب تربیت شده مکتب رسول الله صلی الله علیه و سلم، و عمر بن عبدالعزیز تربیت شده اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم بود، او از شاگردان رسول الله صلی الله علیه و سلم بهره برده، و در عدالت و توسعه حکومت اسلامی به کار گرفت.

2) - اسم و نسب و خانواده‌ی عمر بن عبدالعزیز:

الف : اسم و نسب و تاریخ میلادش:

نام کامل او همراه با نسبش به ترتیب زیر می باشد:

عمر بن عبد العزیز بن مروان بن الحکم بن أبی العاص بن أمیة بن عبد شمس بن عبد مناف ، و با رسول الله صلی الله علیه و سلم در جدشان عبد مناف به هم می‌رسند و کنیه اش ابوحفص می باشد.

مورخان در سال تولد او اختلاف نظر دارند، اما آن چیزی که راجح به نظر می‌رسد، سال 61 هجری می باشد؛ به این دلیل که او در هنگام وفاتش در سال 101 هجری چهل ساله بود، لذا سال 61 هجری راجح ترین قول در مورد سال ولادتش می باشد. مکان تولدش مدینه منوره، در دوره‌ی یزید بن معاویه است.

 

ب)- خانواده ی عمر بن عبد العزیز:

پدرش عبدالعزیز بن مروان یکی از بهترین امیران دولت بنی امیه بود، فردی شجاع و کریم بود، و بیش از بیست سال، بر بلاد مصر امارت داشت.

عبدالعزیز فردی با تقوا و پاکدامن بود، به همین جهت خانواده ای صالح و مؤمن را برای وصلت با آنها انتخاب کرد، او با أم عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطاب رضی الله عنه ازدواج کرد، ام عاصم نوه ی عمر بن خطاب رضی الله عنه بود. عبدالعزیز در کسب علم و شنیدن احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم اهتمام خاصی از خود نشان می داد، و بارها از مصر قاصد می فرستاد، تا برای سماع حدیث رسول الله صلی الله علیه و سلم، افرادی نزد او فرستاده شوند.

مادر عمر بن عبدالعزیز دختر عاصم بن عمر بن خطاب رضی الله عنه بود. و عاصم بن عمر یکی از فقهای عصر خود شمرده می شد، عاصم از پدر و مادر خود احادیثی روایت کرده است. بدینوسیله خانواده او، در رساندن احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم، به نسلهای بعدی نقش مهمی ایفا کردند.

و اما پدر بزرگ مادری اش، عمر بن خطاب رضی الله می باشد، که زندگی و سیرت او از کسی مخفی نیست و تقوا و اخلاص و زهد و عدل او برای مسلمانان و حتی غیر مسلمانان معروف و آشنا است.

روایت شده است: که عمر بن خطاب رضی الله عنه در خواب رؤیایی دیده است، که دلالت بر عدل یکی از نوادگان اش می داد، او بعد از دیدن آن رؤیا می گفت: یکی از فرزندان من زمین را پر از عدل خواهد کرد، و جور و ستم را از بین خواهد برد. روایت شده است این رؤیا برای غیر از عمر، نیز رخ داده است تا جایی که گفته شده این رؤیا نزد مردم مشهور گشت.

اما فرزندان او هفده نفر بودند، که چهارده نفر از آنها پسر، و سه نفر دیگر دختر بودند. روایت شده است وقتی عمر بن عبدالعزیز این دنیا را وداع گفت، مال اندکی از خود به جای گذاشت، تا جایی که سهمیه هر یک از پسرانش فقط 19 درهم بود. که این خود دلالت بر زهد و قناعتش در این دنیا دارد.

اما همسر او فاطمه بنت عبدالملک یکی از زنان صالح و مؤمن بود، فاطمه از همسر خود یعنی عمر بن عبدالعزیز تأثیر زیادی پذیرفت، و طریقه ی زهد و قناعت از متاع دنیا را در پیش گرفت. عمر به غیر از فاطمه دارای زوجات دیگری نیز بوده است، ام عثمان و لمیس بنت علی بن الحارث از دیگر همسران عمر بن عبدالعزیز بودند.

3)- خصوصیات جسمی عمر بن عبدالعزیز-رحمه الله-

عمر بن عبدالعزیز -رحمه الله- صورتش لطیف و زیبا و رنگش گندمگون بود، ریش هایش بر زیبایی صورتش افزوده بود. او دارای جسمی لاغر، بدنی باریک بود، و در روایتی دیگرآمده است، او مردی سفید پوست و زیبا رو بود.

 

4)- عواملی که در رشد شخصیت او تأثیر بسزایی داشته است:

الف- موقعیت خانوادگی:

عمر بن عبدالعزیز رحمه‌الله در مدینه منوره رشد کرد. او همیشه با عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما رفت و آمد داشت و از محضر ایشان استفاده می‌کرد و متقابلاً عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما هم علاقه بسیاری به عمر بن عبدالعزیز داشت، به طوری که وقتی عبدالعزیز بن مروان به امارت مصر منسوب شد و طی نامه‌ای از همسرش "ام عاصم" خواست تا به همراه عمر به مصر بیاید، عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما به مادر عمر بن عبدالعزیز گفت: عمر را نزد ما بگذار، او شبیه ترین شخص به ما اهل بیت می‌باشد. ام عاصم نیز موافقت کرد و فرزندش را نزد عبدالله بن عمر رضی‌الله ‌عنهما گذاشت.

پدر عمربن عبدالعزیز وقتی از جریان با خبر شد اظهار رضایت و خوشحالی کرده و ماهیانه هزار دینار برایش می‌فرستاد. به این ترتیب عمربن عبدالعزیز در مدینه منوره در دامان دایی خود (عبدالله بن عمر) تربیت روحی و ایمانی یافت.

ب- حفظ قرآن مجید و فراگیری علم:

عمربن عبدالعزیز از همان ابتدا در مدینه منوره که منبع علوم نبوی و مهد علما و فقها بود پرورش یافته و شوق فراگیری علوم دینی در وجودش نهادینه شد.

وی در ایام کودکی با قلبی پاک و صاف قرآن مجید را حفظ کرد و در طول زندگی از این نیروی بزرگ معنوی استفاده کرده و در پرتوی آن به تحصیل معارف قرآنی و احادیث نبوی پرداخت.

همچنین عوامل دیگری از جمله مصاحبت و کسب فیض از محضر اصحابی مانند عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، سائب بن یزید، سهل بن سعد و فقهایی مانند: عبیدالله بن عبدالله، سعید بن مسیب و... درشکل گیری شخصیت عمربن عبدالعزیز نقش بسزائی داشتند.

5) - مهمترین صفات عمر بن عبدالعزیز رحمه الله

عمر بن عبدالعزیز رحمه‌الله دارای ویژگیها و خصوصیات قابل ملاحظه‌ای بود که این خصوصیات فقط می‌توانست در وجود یک عالم ربانی، حاکمی با صلابت، مدیری با حکمت و مسلمانی با فراست یافت شود. از مهمترین خصوصیاتی که کاملاً در وجود ایشان مشاهده می‌شد و در طول حیات مخصوصاً بعد از خلافت با او همراه بود می‌توان موارد زیر را ذکر نمود:

الف: خوف و خشیت الهی:

بزرگترین خصوصیتی که وی را در مقابل تمام ناملایمات ثابت قدم کرده و از زرق و برق دنیا حفاظتش نمود، ایمان قوی به آخرت و ترس از خدا و شوق نعمتهای جنت بود. فاطمه دختر عبدالملک همسر عمربن عبدالعزیز می‌گوید: به خدا قسم! عمر در خواندن نماز، و گرفتن روزه، بر دیگر مردم برتری نداشت بلکه نکته اصلی این بود که من خدا ترس‌تر از او هرگز ندیدم. او حتی هنگام خواب هم ذکرخدا را می‌کرد، گاهی اوقات از شدت خوف الهی مانند گنجشکی از جا می‌پرید.

 

ب: زهد:

عمر بن عبدالعزیز درپرتوی تعالیم قرآن و سنت به این نتیجه رسیده بود که دنیا محل امتحان و آزمایش است و محل آمادگی برای آخرت می‌باشد. لذا با توجه به این دیدگاه هرگز دل به زیب و زینت دنیا نبست و در همه حال از دنیا روی گردان و متوجه آخرت بود. سالم بن زیاد می‌گوید: مخارج خانواده عمر بن عبدالعزیز در هر شبانه‌روز دو درهم بود. لباس ساده می‌پوشید و تمام مظاهر و زیور آلات را ترک کرده بود.

ج: تواضع:

مهترین و زیبنده‌ترین خصلت یک مومن تواضع می‌باشد، اما این صفت زمانی زیباتر می‌شود که در وجود انسان صاحب قدرتی همچون حاکم و خلیفه یافته شود؛ و مجدد قرن اول، عمر بن عبدالعزیز از این صفت نیک به طور کامل برخوردار بود. به طوری که روزی فردی او را با تعبیر" خلیفة الله فی الارض" خطاب کرد اما او ناراحت شد و گفت: پدر و مادرم برایم نامی تعیین کرده‌اند و آن "عمر" است مرا با نام خودم صدا کنید.

د)- عدل:

از مهمترین صفات عمر بن عبدالعزیز، که شخصیتش به آن معروف شده است، عدالت او می باشد. علماء و دانشمندان اسلامی اتفاق کرده اند، که عمر بن عبدالعزیز در عدالت و عدل، امام و پیشوای دیگران بوده، و او یکی از خلفاء و پیشوایان ارشاد یافته به سوی حق می باشد. و می توان گفت، ترس و خشیت او از خداوند، و ایمانش به عادل بودن خداوند، یکی از اسباب عدالت او بوده است.

در وجود این خلیفه شایسته صفات نیک دیگری، همچون تقوا، تضرع در مقابل خداوند، صبر و استقامت در مقابل سختیها،.. به ودیعت گذاشته شده بود که به خاطر طولانی نشدن مقاله، فقط مهمترین صفات و ویژگی او بیان شده است

همان طور که قبلا بیان شد، یکی از حسنات و خوبیهای سلیمان بن عبدالملک این بود، که نصیحت فقیه و عالم وقت، رجاء بن حیوه را گوش داد، و در مرض الموت خود، عمر بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار داد.

سلیمان بن عبدالملک در طی وصیت نامه ی عمر بن عبدالعزیز را جانشین خود قرار داده، وچنین نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم، این کتاب از جانب بنده خدا، سلیمان بن عبدالملک، برای عمر بن عبدالعزیز است، همانا من بعد از خودم، او را خلیفه ی شما قرار دادم، و بعد از او یزید بن عبدالملک، پس حرفهای او را گوش دهید، و از او اطاعت کنید، و تقوای خدا پیشه کنید، و از اختلاف بپرهیزید، سپس وصیت نامه را مهر کرده، و به رجاء بن حیوه دستور داد، تا مردم را جمع کرده و از آنها بیعت بگیرد.

 

رجاء بن حیوه در آخرین لحظات مرگ کنار سلیمان بود، او می گوید: سلیمان در آخرین کلامش شهادتین را گفت، و از این دنیا وداع گفت.

رجاء بعد از موت سلیمان بن عبدالملک، بلافاصله بدون آنکه دیگران از مرگش با خبر سازد، وارد مسجد شد، و بار دیگراز اهل بیت امیر المؤمنین بیعت گرفت، و تک تک آنها را گرد آورده و بر آن وصیت نامه بیعت گرفت.

او بعد از اتمام بیعت از جای خود بلند شد، و خطاب به آنها گفت: همانا امیر المؤمنین از این دنیا رفتند. انا لله و إنا إلیه راجعون. سپس وصیت نامه را باز کرده، و متن آن را برای مردم قرائت کرد، در آن لحظه هشام بن عبدالملک از جای خود بلند شد، و گفت به خدا قسم بیعت نمی کنیم، رجاء در جوابش گفت به خدا قسم گردنت را می زنیم، پس بلند شو، و بیعت کن، سرانجام هشام هم راضی شد، و به جمع بیعت کنندگان پیوست.

1)- روش عمر بن عبدالعزیز در اداره حکومت:

روایت شده است: که عمر بن عبدالعزیز بعد از به خلافت رسیدنش، بر منبر رفت، و فرمود: ای مردم، همانا امری به من واگذار شده، بدون آنکه خودم در موردش نظری داده باشم، و بدون آنکه طلبی کرده باشم، یا از جانب مسلمین مشورتی شده باشد، پس همانا من خودم را از این مسئولیت خلع کرده، و خودم را از بیعت شما رهایی می بخشم، پس شخصی را برای خود انتخاب کنید.

در این لحظه مردم همه یک صدا فریاد زدند، و گفتند: ای امیر المؤمنین، ما به تو را انتخاب کردیم، و به تو راضی شدیم،پس ولایت ما را به فال نیک و با برکت بگیر، و این مسئولیت را قبول کن.

عمر بن عبدالعزیز وقتی متوجه شد که راه فراری از مسئولیت خلافت نیست در ادامه به بیان روش خلافت خود اشاره کرده و فرمود:

همانا بعد از رسول الله صلی الله علیه و سلم، هیچ نبی و پیامبری، نمی آید، و بعد از قرآن هم هیچ کتابی نازل نخواهد شد. پس آگاه باشید، آنچه که خداوند حلال کرده است، تا روز قیامت بر شما حلال خواهد بود، و من اجرا کننده احکام الهی هستم، ومن مبتدع و سازنده احکام نخواهم بود. من اطاعت کننده در احکام الهی هستم. آگاه باشید ای مردم: که بر هیچ کس واجب نیست، در آنچه معصیت خداوند است اطاعت کند. و همانا من از شماها بهتر و برتر نیستم، بلکه مردی از شما هستم که خداوند مسئولیت سنگینی در مقابل شما بر من گذاشته است.

او در این خطبه اهداف حکومتی خود را بر اساس اطاعت از قرآن و سنت بود برای مردم بیان داشت، و در نهایت اعلان کرد، که مردم شهر ها و روستاهای دیگر، اگراز من اطاعت کنند، من ولی آنها خواهم بود، و اگر از اطاعت من سر باز زنند؛ من هم ولی آنها نخواهم بود، بدینوسیله در همان روز یعنی روز جمعه در ده شب باقی مانده از ماه صفر، در سال 99 هجری خلافت رسمی او شروع شد، و در تاریخ مسلمین به ثبت رسیده، و به عنوان امیر المؤمنین شناخته شد.

2)- حرص امیر المؤمنین بر عمل به کتاب و سنت:

 

یکی از ویژگیهای اصلی خلافت عمر بن عبدالعزیز، حرص او بر عمل به قرآن و سنت، و نشر علم بین مردم می باشد. او در ایام خلافتش سعی بر این داشت، تا فهم و دانش مردم را نسبت به قرآن و سنت و احکام اسلامی بالا ببرد، او با بینش عمیق خود دریافته بود، که مهمترین وظیفه یک حاکم و والی، حفظ دین و از بین بردن جهالت و نادانی در بین اقشار مختلف مردم است.

عمر بن عبدالعزیز برای عملی کردن این امر مهم، علماء و فقهاء را به شهرها، روستاها و مناطق مختلفی فرستاد، و نمایندگان و حاکمان همه مناطق را به این امر تشویق کرده، و به آنها دستور داد، تا حلقات و دروس در مساجد افتتاح شوند، و علماء و دانشمندان را برای نشر علم گرد آورند، و آنها را از نظر مادی تأمین کرده، و حاجا تشان را بر آورده سازند.

امام ذهبی می فرماید: عمر بن عبدالعزیز در راستای نشر علم دینی، ده فقیه و عالم را به بلاد افریقا فرستاد، تا سطح علوم دینی را در آن منطقه افزایش یابد.

3)- عدل در دولت عمر بن عبدالعزیز-رحمه الله-:

امیر المؤمنین عمر بن عبدالعزیز "رحمه الله" حکومتش را بر مبنای عدل، و اهتمام به حقوق مردم، و تحقیق مصلحت آنها بنا نهاد. او خود را در قبال بیعت مردم، مسئول می دانست، و سعی می کرد،همه صفات یک امام عادل را در خود به وجود آورد، به همین خاطر، نامه ی به حسن بصری نوشته، و از او در مورد صفت امام عادل سؤال کرد، حسن بصری در جواب این نامه نوشت:

«ای امیر المؤمنین! امام عادل، مانند پدری دلسوز برای فرزندانش می باشد، در هنگام خردسالی برای رشد و نمو آنها سعی و تلاش می کند، و در بزرگسالی آنها را علم می آموزد؛ در هنگام حیاتش برای آنها کار کرده و طلب رزق و روزی می کند، و بعد از وفاتش برای ایشان ذخیره و پس انداز می کند.

ای امیر المؤمنین! امام عادل، مانند مادر بسیار مهربان و دلسوز برای فررزندش است، او را به سختی حمل کرده، و به سختی به دنیا آورده است.(منظورش سختیها و مشقتهای دوران حاملگی، و زایمان می باشد) و او را از کودکی تربیت داده، به خاطر بیداری او شب ها بیدار مانده، و با آرامش یافتنش، آرام شده، مدت زمانی طولانی او را شیر داده، و سپس او را از شیر می گیرد، به سلامتی و تندرستی او خوشحال و شادمان می شود، و از مریضی و بیماری او اندوهگین و ناراحت .

ای امیرالمؤمنین! امام عادل سرپرست یتیمان و خزانه دار مساکین و فقراء است،کوچکشان را پرورش دهد، و بزرگشان را آب و نان دهد.

ای امیر المؤمنین! امام عادل، مانند قلبی است در میان اعضای بدن، با صحت و سلامت قلب، اعضای بدن هم سالم مانند، و با فاسد شدن آن، بدن هم فاسد می شود.

 

ای امیر المؤمنین! امام عادل، میان خدا و بندگانش قرار دارد. کلام خداوند را می شنود، وبه آنان می‌شنواند، به خدا می‌نگرد و آنان او را می‌نگرند، و از خدا طلب هدایت می‌کند و هدایتشان می‌نماید.

ای امیرالمؤمنین! در آنچه خداوند تو را مالک آن قرار داده، مانند برده‌ای نباش که مولایش او را امین گردانیده تا مال و عیالش را نگه دارد و آن بنده، مال را تباه و عیالش را فقیرکرده است».

حسن بصری رحمه الله در این کلام بلیغ خود، با تکرار کردن لفظ امیرالمؤمنین در متن نامه، قصد داشت، تا خلیفه، سنگینی و بزرگی مسئولیت خویش را درک کرده، و از شرف و منزلت آن نزد خداوند با خبر شود. و از طرف دیگر تکرار لفظ "یا امیرالمؤمنین" دلالت بر احترام حسن بصری "رحمه الله" به امارت و حاکمیت عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه می دهد.

عمر بن عبدالعزیز، همه حق و حقوقی که به گونه ی درآن ظلم شده، را مورد بررسی قرار داده، و آنها را به صاحبان اصلی بر گرداند. او در راستای عدالت خود، به حقوق غیر مسلمین رسیدگی کرده، و هر گونه ظلم و ستم را از آنها دور ساخت، او جزیه اهل قبرص، که در زمان عبدالملک بن مروان هزار دینار افزایش یافته بود، به قرار داد اصلی خود، که در عهد معاویه رضی الله عنه بسته شده بود، بر گرداند.

سیاست عمر بن عبدالعزیز بر این بود، تا هر نوع ظلم و ستم از مسلمین و اهل ذمه بر داشته شود، تا همه بتوانند در زیر پرچم اسلام زندگی راحت و آرامی داشته باشند.

4)- عمر بن عبدالعزیز مجدد قرن اول:

اگر کسی اقوال علماء و مورخینی که به حرکت تجدد اهتمام ورزیدند، دنبال کند، در می یابد، که در مورد خلافت عمر بن عبدالعزیز همگی اتفاق کرده اند، که او نخستین مجدّد اسلام است.

اولین کسی این صفت را بر روی عمر بن عبدالعزیز گذاشت، شهاب زهری "رحمه الله" بود، سپس بعد از او احمد بن حنبل حدیث مجدد قرن را روایت کرد: که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند" خداوند در رأس هر صد سال یک نفر را بر می انگیزد، تا امور دینی این امت را اصلاح کند". که رأس صد سال اول عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه بوده، او امور دینی مردم را اصلاح کرده و علوم دینی را در امت اسلامی توسعه داد.

ابن حجر عسقلانی "رحمه الله" می فرماید: صفات که یک مجدد به ان نیاز دارد، در یک نوع از انواع خیر محدود نمی شود، و لازم نیست که همه صفات خیر در یک شخص جمع شود، اما چون عمر بن عبدالعزیز در رأس قرن قرار گرفته بود، و صفات خیر درونش جمع شده بود، او را مجدد قرن می دانند.

بعضی از علماء بر این باورند: که مجدد کامل، کسی جزء مهدی نمی باشد، وتا امروز مجدد کامل به دنیا نیامده است، و اگر چه عمر بن عبدالعزیز در به کامل رسیدن درجه تجدید بسیار نزدیک بوده است.

 

اصلاحات حکومتی در عهد عمر بن عبدالعزیز:

اصلاحات و تغییرات عمر بن عبدالعزیز منحصر در نظام خانوادگی و زهد در دنیا و دعوت دیگران به زهد نبود بلکه برای اصلاح نظام حکومتی نیز اقدامات قابل ملاحظه‌ای انجام داد. از جمله این اصلاحات در امور زیر می توان خلاصه کرد:

توجه به اخلاق و اعمال مردم

عمر بن عبدالعزیز کسی بود که سیاست و حکومت خود را بر مبنای دعوت اسلامی و راهنمایی علمای حقانی تشکیل داد.

وی به تمام والیان و استانداران تحت خلافت خود طی نامه‌هایی اعلام کرد تا در اداره حکومت ازعلما و داعیان دینی کار گرفته شده و برای اصلاح عقیدتی عملی مردم برنامه‌ریزی وسیع و حساب شده‌ای صورت گیرد.

در دوران خلافت ایشان، فعالیت گروههای منحرف و مذاهب گمراه به حداقل ممکن رسیده بود.

با مطالعه و بررسی دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز رحمه‌الله به کثرت، با نامه‌هایی مواجه می‌شویم که در آنها مردم را از منهیات الهی مانند شرب خمر، نوحه سرائی و دیگر رسومات جاهلی باز داشته و دعوت به اجرای اوامر الهی در زندگی فردی و اجتماعی نموده است.

عمر بن عبدالعزیز حتی به حکام ممالک اسلامی نامه‌هایی نوشته و آنها را نیز دعوت به اسلام می‌داد، به طوری که بسیاری از حکام غیرمسلمان با شناختی که از سیرت، مذهب و حکومت‌داری ایشان داشتند متأثر شده و به دین اسلام می‌گرویدند. انتشار دین اسلام در مراکش و اطراف آن نمونه‌ای از تأثیر نامه‌های ایشان به حکام آن مناطق می‌باشد.

تدوین علوم اسلامی و علم حدیث

عمربن عبدالعزیز در کنار برنامه‌های تربیتی در نظام سیاست، توجه قابل ملاحظه‌ای هم به علوم اسلامی - که از مهمترین سرمایه‌های اسلام و رمز بقای امت مسلمه محسوب می‌شود - نمود. با وجود اینکه خود ایشان از علمای متبحر و به تعبیر علامه ذهبی، همپایه امام زهری بود، اما مشغولیتهای حکومتی و اداره مملکت، فرصت پرداختن به این قسمت (به طور مستقل) را از ایشان گرفته بود، لذا به فرماندا ران و دیگر علما دستورداد تا به جمع‌آوری احادیث پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم بپردازند و خودش شخصاً نامه‌ای به ابوبکر بن محمد بن حزم، ازعلمای بزرگ آن زمان نوشت و فرمود:

«انظر ما کان من حدیث رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فاکتبه فإنی خفت دروس العلم و ذهاب العلماء». با دقت تمام گفتار رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم را بنویس، زیرا می‌ترسم که علم کهنه (متروک) شده و علما از بین بروند.

 

    منبع: سايت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

قال سعید بن المسیب: «ما أکرمت العباد أنفسها بمثل طاعة الله عز وجل، ولا أهانت أنفسها بمثل معصیة الله، وکفی بالمؤمن نصرة من الله أن یری عدوه یعمل بمعصیة الله».

سعید بن مسیب رحمه الله فرمودند: «هیچگاه یک مؤمن همانند وقتی که طاعت خداوند عزوجل را بجای می آورد، خود را گرامی نمی دارد، و با انجام معصیت خدا به خودش اهانت نمی کند، و برای مؤمن کافیست که خداوند او را یاری دهد که ببیند دشمنش معصیت خدا را انجام می دهد».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.