حقوق حیوان در اسلام
حقوق حیوان در اسلام موضوع: احسان و نیکوکاری تاریخ انتشار: 2013-07-17 | بازدید: 1585

 از عبدالعزیز بن عبدالله بن باز به برادر بزرگوار...  السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته ... امّا بعد:

نامه تان را که در تاریخ 24/10/1982م فرستاده بودید دریافت نمودم، شما در این نامه از ما خواسته بودید که در خصوص این که از کشور استرالیا به خاورمیانه، حیوانات را جا به جا می کنید و حیوانات به علّت شرایط نامناسب کامیون ها و کشتی هایی که با آن نقل می شوند؛ اذیّت می شوند، اظهار نظر کنیم. ضمن این که از الله تعالی برای شما و ما هدایت را خواستاریم؛ از این که به این جنبه ی مهم گوشزد نموده سپاسگزاریم. همچنین از این که در پرتو قرآن و سنّت و احادیثی که به نیکی کردن با حیوانات حلال گوشت و حرام گوشت تشویق نموده اند، پاسخ گفته بودید و بخشی از احادیثی که در آن برای کسانی که حیوانات را با گرسنه نگاه داشتن و بی توجهی به شرایط نقل و انتقال آن شکنجه می نمایند، وعید آمده است را ذکر کرده بودید، خوشحالیم.

الله تعالی می فرماید:« وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (195)» [بقره: 195] « و نیکی کنید که الله نیکوکاران را دوست دارد.» می فرماید:« إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ » [نحل: 90] :« الله تعالی به دادگری و نیکوکاری فرمان می دهد»

مسلم و اصحاب سنن از پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  روایت می کنند که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ کَتَبَ الْإِحْسَانَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ فَإِذَا قَتَلْتُمْ فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ، وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذَّبْحَ، وَلْیُحِدَّ أَحَدُکُمْ شَفْرَتَهُ وَلْیُرِحْ ذَبِیحَتَهُ» مسلم 1955

 « الله تعالی احسان و برخورد نیک را در هر کاری مقرر داشته و به آن امر نموده است؛ هرگاه کسی را کشتید او را به خوبی بکشید، و هرگاه حیوانی را ذبح کردید به خوبی آن را ذبح کنید و باید کاردتان را تیز کنید تا حیوان راحت ذبح شود» 

  در مورد رسیدن به داد کسی که دچار مشکل گردیده است؛ در حدیث صحیح آمده که هر کس به داد چنین فردی برسد، پاداش بزرگی داده و گناهانش بخشوده می شوند.

 از ابوهریره رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ  روایت است که پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: « بَیْنَمَا رَجُلٌ یَمْشِی بِطَرِیقٍ اشْتَدَّ عَلَیْهِ الْعَطَشُ فَوَجَدَ بِئْرًا فَنَزَلَ فِیهَا فَشَرِبَ ثُمَّ خَرَجَ فَإِذَا کَلْبٌ یَلْهَثُ یَأْکُلُ الثَّرَی مِنْ الْعَطَشِ، فَقَالَ الرَّجُلُ: لَقَدْ بَلَغَ هَذَا الْکَلْبَ مِنْ الْعَطَشِ مِثْلُ الَّذِی کَانَ بَلَغَ منِّی، فَنَزَلَ الْبِئْرَ فَمَلَأَ خُفَّهُ ثُمَّ أَمْسَکَهُ بِفِیهِ حَتَّی رَقِیَ فَسَقَی الْکَلْبَ فَشَکَرَ اللَّهُ لَهُ فَغَفَرَ لَهُ. قَالُوا: یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَإِنَّ لَنَا فِی الْبَهَائِمِ لأَجْرًا؟ فَقَالَ: فِی کُلِّ کَبِدٍ رَطْبَةٍ أَجْرٌ» بخاری 6009،2466،2363  و مسلم 2244

 « مردی در راهی می رفت و به شدّت تشنه شد. آنگاه چاه آبی را یافت، به داخل چاه رفت و آب نوشید؛ سپس بیرون آمد. ناگهان دید که سگی به علّت تشنگی زبانش بیرون شده و خاکها را می خورد. آن مرد گفت: این سگ به حدّی تشنه است که من تشنه بودم. آنگاه داخل چاه رفت و موزه اش را از آب پر نمود و با دهانش آن را گرفت و از چاه بالا آمد و به سگ آب داد.آنگاه الله تعالی عمل او را پسندید و گناهانش را بخشید. گفتند: ای رسول الله! آیا در رسیدگی به حیوانات زبان بسته به ما پاداش می رسد؟ فرمود: کمک کردن به هر موجود زنده ای موجب پاداش است.»

 از ابوهریره رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: « بَیْنَمَا کَلْبٌ یُطِیفُ بِرَکِیَّةٍ قَد کَادَ یَقْتُلُهُ الْعَطَشُ إِذْ رَأَتْهُ بَغِیٌّ مِنْ بَغَایَا بَنِی إِسْرَائِیلَ فَنَزَعَتْ مُوقَهَا فَاسَقَتْ لَهُ بِهِ فَسَقَتهُ إِیَّاهُ فَغُفِرَ لَهَا بِهِ». مسلم 2244

 « در حالی که سگی اطراف چاهی دور می زد و نزدیک بود تشنگی او را از بین ببرد ناگهان یکی از زنان فاحشه بنی اسرائیل چشمش به آن سگ افتاد، و آن زن کفش خود را بیرون آورد و با آن برای سگ آب کشید و به آن آب داد. به خاطر این کار گناهانش بخشیده شدند»

  همان طور که اسلام به نیکوکاری تشویق نموده از ظلم و تعدی نهی کرده است؛ الله تعالی می فرماید:« وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ (190)» [بقره: 190]:« و تعدّی و تجاوز نکنید که الله تعالی متجاوزان را دوست ندارد.»

 الله تعالی می فرماید:« وَمَنْ یَظْلِمْ مِنْکُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا کَبِیرًا  » [فرقان 19] : « و هر کسی از شما ستم کند عذاب بزرگی به او می چشانیم.»

   درصحیح مسلم روایت است که ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ از کنار عده ای مردم گذشت که مرغی را نشانه گذاشته بودند و به سوی آن تیراندازی می کردند. وقتی ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ را دیدند پراکنده شدند. ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ گفت:« مَنْ فَعَلَ هَذَا؟ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  لَعَنَ مَنْ فَعَلَ هَذَا» «چه کسی این کار را کرده است؟ رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  کسی که این کار را می کند لعنت کرده است». بخاری 5515 و مسلم 1958

 از انس رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ  روایت است که «نَهَی رَسُولُ اللَّهِ  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  أَنْ تُصْبَرَ الْبَهَائِمُ» بخاری 5513 و مسلم 1956

«پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  از این که حیوانات زندانی شوند نهی کرده است.»

 در حدیثی دیگر از پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  روایت است که فرمود: «لَا تَتَّخِذُوا شَیْئًا فِیهِ الرُّوحُ غَرَضًا» مسلم 1958،1957

«چیزی که روح دارد و زنده است ، نشانه قرار ندهید».

 از ابن عباس رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت: « إِنَّ النَّبِیَّ  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  نَهَی عَنْ قَتْلِ أَرْبَعٍ مِنْ الدَّوَابِّ: النَّمْلَةُ وَالنَّحْلَةُ وَالْهُدْهُدُ وَالصُّرَدُ» ابوداود5267

 «پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  از کشتن چهار حیوان نهی کرده است: مورچه، زنبور عسل، هدهد و شیر گنجشک».

 در صحیح مسلم روایت است که پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: « عُذِّبَتْ امْرَأَةٌ فِی هِرَّةٍ حَبَسَتْهَا حَتَّی مَاتَتْ فَدَخَلَتْ فِیهَا النَّارَ؛ لا هِیَ أَطْعَمْتِهَا وَ سَقَتهَا إِذ حَبَسَتهَا، وَلَا هِیَ تَرَکتَهَا تَأکُلُ مِنْ خَشَاشِ الْأَرْضِ» بخاری 3482 و مسلم 2242

« زنی به خاطر آن که گربه ای را زندانی کرد تا آن که مرد، عذاب داده شد و به دوزخ رفت. آن زن وقتی گربه را زندانی کرده بود نه به آن آب و غذا می داد و نه آن را می گذاشت که برود از حشرات زمین بخورد».

 در سنن ابوداود از ابی واقدرَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت: پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: «مَا قُطِعَ مِنْ الْبَهِیمَةِ وَهِیَ حَیَّةٌ فَهِیَ مَیْتَةٌ» «هر آن چه از حیوان زنده قطع شود مردار است». ابوداود 2858

  از ابن مسعودرَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت «کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِی سَفَرٍ فَانْطَلَقَ لِحَاجَتِهِ، فَرَأَیْنَا حُمَرَةً مَعَهَا فَرْخَانِ فَأَخَذْنَا فَرْخَیْهَا، فَجَاءَتْ الْحُمَرَةُ فَجَعَلَتْ تَفْرِشُ، فَجَاءَ النَّبِیُّ   صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فَقَالَ مَنْ فَجَعَ هَذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَیْهَا. وَرَأَی قَرْیَةَ نَمْلٍ قَدْ حَرَّقْنَاهَا فَقَالَ: مَنْ حَرَّقَ هَذِهِ؟ قُلْنَا نَحْنُ. قَالَ: إِنَّهُ لَا یَنْبَغِی أَنْ یُعَذِّبَ بِالنَّارِ إِلَّا رَبُّ النَّار» ابوداود.2675

«در سفری همراه پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  بودیم. ایشان برای قضای حاجت رفت. گنجشکی را دیدیم که دو جوجه همراهش بودند.ما جوجه هایش را گرفتیم. گنجشک آمد و بال می زد و بی تابی می کرد. آنگاه پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  آمد و فرمود: چه کسی این گنجشک را با گرفتن جوجه هایش ناراحت و دردمند کرده است؟ فرزندانش را به او برگردانید. لانه مورچه ای را دید که آتش زده بودیم. فرمود: چه کسی لانه مورچه ها را آتش زده است؟ گفتیم: ما . فرمود: شایسته نیست که با آتش جز پروردگار آتش کسی را عذاب دهد»

  از ابن عمر رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: «مَا مِنْ إِنْسَانٍ قَتَلَ عُصْفُورًا فَمَا فَوْقَهَا بِغَیْرِ حَقِّهَا إِلَّا سَأَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنْهَا. قِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَا حَقُّهَا؟ قَالَ: یَذْبَحُهَا فَیَأْکُلُهَا، وَلَا یَقْطَعُ رَأْسَهَا یَرْمِی بِهَا» نسائی 4450،4354

 «هر انسانی، گنجشکی یا چیزی بزرگتر از آن را به ناحق بکشد، خداوند او را از آن می پرسد. گفتند: ای رسول الله کشتن به حق آن چیست؟ فرمود: این که آن را ذبح کند و بخورد؛ نه این که سرش قطع کند و خودش را بیندازد.»

از ابن عباس رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا روایت است که پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  از کنار الاغی گذشت که بر چهره اش داغ شده بود، فرمود: «لَعَنَ اللَّهُ الَّذِی وَسَمَهُ» مسلم 2117

«لعنتِ الله بر کسی باد که این را داغ کرده است».

 در روایتی دیگر آمده که « نَهَی رَسُولُ اللَّهِ  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  عَنْ الضَّرْبِ فِی الْوَجْهِ وَعَنْ الْوَسْمِ فِی الْوَجْهِ»«پیامبر از زدن به چهره و داغ کردن آن نهی کرده است» مسلم 2116

    و این نهی شامل انسان و حیوان می شود.

  این نصوص و آن چه به مفهوم آن است نشانگر و بیانگر این هستند که شکنجه کردن حیوان به هر صورتی حرام و ناجایز است، حتّی حیواناتی که در شریعت کشتن آن مجاز است؛نباید شکنجه شوند. این نصوص اشاره به این دارند که اسلام به حیوان توجّه نموده و منافع آن را در نظر گرفته و اذیّت و آزار آن را منع کرده است. بنابراین مشوّق هایی که اسلام در راستای توجه به حیوانات ذکر نموده و هشدارهایی که در خصوص اذیّت و آزار آن داده باید همواره مدّ نظر قرار داده شوند، به خصوص چهارپایانی که در نامه تان به آن اشاره شده است؛ چون این چارپایان ارزش دارند و گوشت آنها خورده می شود و برای قربانی و غیره استفاده می شود،باید مورد توجه قرار گیرند. از طرف دیگر از آن جا که این چارپایان به هنگام حمل و نقل تعداد انبوهی از آن در معرض مشکلات و سختی هایی قرار دارند و مسافت های طولانی جا به جا می شوند. به سبب تعداد زیادشان حیوانات لاغر و ضعیف می میرند و گرسنگی و تشنگی می کشند وبیماری هریک به دیگری سرایت می کند.

 از این رو باید مسئولین امر هرچه زودتر وضعیتی ترتیب دهند که حیوانات در آسایش باشند و آب و خوراک شان را تهیه نمایند. قضیه بار و جا به جایی و تهویه و معالجه شان را بررسی نموده و فراهم آورند. حیوانات ضعیف و لاغر را از حیوانات چاق و فربه و حیوانات مریض را از سالم جدا سازند. امروزه برای مؤسسات و شرکت ها و افرادی که به صادرات و واردات حیوانات مشغول هستند، این کارها آسان است و این وظیفه مالکان است که این کارها را انجام دهند.

  آن چه مایه تأسف است و باید از آن دوری شود؛ روشهایی است که امروزه در بیشتر کشورهای خارجی در ذبح حیوانات از آن استفاده می شود. در این کشورها قبل از ذبح،حیوان در معرض انواع شکنجه قرار می گیرد. چنان که قبل ذبح سر آن را شوک الکتریکی می دهند تا بی حسّ شود. سپس قلاب هایی آن را در حالی که زنده است وارونه می کنند. بوسیله برق به کارخانه های ذبح و بسته بندی برده می شود. آنجا افرادی آن را ذبح می کنند. از جمله شکنجه کردن حیوان این است پرهای مرغها و پرندگان را در حالی که زنده اند می کَنند یا آن را در آب خیلی داغ فرو می برند. برای دور کردن پرهایش به آن در حالی که زنده است بخار می دهند. می گویند که این گونه ذبح آن راحت تر است.

 این کارها به دستور شریعت اسلامی که باید با حیوانات به خوبی رفتار شود مخالف است. هر عملی که مخالف شریعت باشد تعدّی و ستم محسوب می شود و انجام دهنده آن مورد بازخواست قرار می گیرد. چنان که در حدیث صحیح آمده:« إِنَّ اللهَ لَیَقتَصُّ لِلشَّاةِ الْجَلْحَاءِ مِنْ الشَّاةِ الْقَرْنَاءِ» مسلم 2582

«الله تعالی قصاص گوسفند بی شاخ را از گوسفند شاخدار می گیرد.»

 پس کسی که ظلم را می داند و از نتایج بد آن آگاه است و سپس به آن دست می زند چگونه خواهد بود؟

 براساس نصوص شرعی و مقتضیات آن فقهای قانون گذاری اسلامی در خصوص حیوان به طور کلی ابوابی از قبیل واجب، مستحب و حرام یا مکروه مقرر داشته اند. آنچه مربوط به حیوانات حلال گوشت است، به تفصیل ذکر کرده اند. ما بخشی از آنچه فقها در مورد ذبح حیوان گفته اند را بیان می کنیم.

  از آن جمله امور ذیل مستحب است:

  1. حیوانی که قرار است ذبح شود باید آب داده شود؛ به دلیل حدیث سابق که«إِنَّ اللَّهَ کَتَبَ الْإِحْسَانَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ »« الله تعالی احسان را بر هر چیزی مقرر کرده است»
  2. وسیله ای که حیوان با آن ذبح می شود باید تیز و برّنده باشد. ذبح کننده باید با قدرت و سرعت بر محل ذبح بمالد و محل ذبح لبّه(بالاتر از سینه) در شتر و در گوسفند و غیره حلق است.
  3. شتر باید دست چپ آن بسته شود و در حالت ایستاده ذبح شود. اگر میسّر است رو به قبله باشد.
  4. غیر از شتر دیگر حیوانات باید بر پهلوی چپ رو به قبله خوابانده شوند. ذبح کننده پایش را بر گردن حیوان گذاشته و دست و پایش را نبندد. همچنین دست و پای آن را نپیچانند و قبل از جان دادنش دست و پای آن را نشکنند. نیز جدا کردن گردنش قبل از آن که حیوان آرام بگیرد، مکروه است. مکروه است که حیوانی در مقابل چشم حیوان دیگر ذبح شود.

  امور مذکور به هنگام ذبح حیوان مستحب هستند، تا این گونه با حیوانات به نیکی و مهربانی رفتار شود و خلاف آنچه گفته شد مکروه است. گرفتن پای حیوان و کشاندن آن مکروه است. عبدالرزاق از ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُما روایت می کند که او مردی را دید که پای بزی را گرفته و می کشاند تا آن را ذبح کند. ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُما به او گفت: « وَیلَک .. قُدهَا إلی الموت قَوداً جمیلاً» مصنف عبدالرزاق 8605

« وای بر تو... آن را به سوی مرگ به خوبی ببر». 

همچنین مکروه است که کارد جلوی چشمان حیوان تیز شود، چون در مسند امام احمد از ابن عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُما روایت است که « أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَمَرَ بِحَدِّ الشِّفَارِ وَأَنْ تُوَارَی عَنْ الْبَهَائِمِ »( ابن ماجه 3172) « پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به تیز کردن کاردها و به این که باید از دید چارپایان پنهان شوند امر کرده است»

  در معجم طبرانی(کبیر) و (اوسط) از عبدالله بن عباس رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُما روایت است که پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  از کنار مردی گذشت که پایش را روی بزی گذاشته بود و کاردش را تیز می کرد و بز با چشمانش به او نگاه می کرد.پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: « أفلا قَبل هذا؟ أتریدُ أن تُمیتَها مَوتَتَین » «آیا نمی شد که قبل از ذبح(کارد را تیز کنی) آیا می خواهی دوبار او را بمیرانی» طبرانی در الکبیر 11916 و در الاوسط 3590

 شکارهای وحشی و یا حیوانی که چون حیوان وحشی ذبح آن مقدور نیست. یا شتری که فرار می کند وگرفتن آن مقدور نیست می توان بعد از بسم الله گقتن آن را با تیر زد، به شرط آن که تیر استخوان یا ناخن نباشد. اگر بر اثر اصابت تیر بمیرد خوردن آن جایز است؛ چون کشتن آن به منزله ذبح آن است، وقتی که جز با تیر ذبح آن ممکن نباشد.

  آن چه در این جا گفته شد همه مطالب در مورد حقوق حیوانات نیست، بلکه مطالب مختلفی بود که در پاسخ به نامه شما گفته شده است. اسلام دین رحمت و شریعت نیکوکاری است و روش تکامل یافته زندگی است و راهی است که انسان را به الله و بهشت  می رساند. پس باید به اسلام دعوت داد و برای داوری به آن مراجعه نمود. باید کوشید آن را به کسانی که نمی دانند معرفی کنید. به عوام مسلمین که احکام و مقاصد آن را نمی دانند  به خاطر رضای الله تعالی تذکر دهید.

آموزه های شریعت اسلامی در نهایت دادگری و حکمت قرار دارند و هر حیوان مفید را چون بودایی ها حرام قرار نمی دهند و هر حیوان مضرّ را همچون کسانی که خوک و درندگان را می خورند حلال نکرده است. اسلام حرمت هر موجود زنده و مال و آبرو را محترم دانسته است.

الله تعالی را در برابر نعمتهایش که بزرگترین آن اسلام است سپاس می گذاریم و عاجزانه از او می خواهیم که دین خود را یاری کند و ما را به خاطر کوتاهی هایمان در معرض فتنه و عذاب ستمگران قرار ندهد.

  

 وصلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی اله وصحبه و من اهتدی بهدیه الی   یوم الدین. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

شیخ ابن باز، مجلة الدعوة ش 910

 

    منبع: کتاب فتاوي علماء البلد الحرام

 

نصیحت و حکمت

قال یعقوب بن المسیب: دخل المطلب بن حنظب علی سعید بن المسیب فی مرضه وهو مضطجع فسأله عن حدیث، فقال: أقعدونی فأقعدوه، قال: «إنی أکره أن أحدث حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم وأنا مضطجع». الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

یعقوب پسر مسیب می گوید: مطلب بن حنظب به عیادت سعید بن مسیب رفت و دید که او بر پهلو خوابیده است، مطلب از وی درباره حدیثی پرسید، سعید گفت: مرا بنشانید، او را نشاندند، سپس فرمود: «من ناپسند می دانم که در حالت خوابیده حدیث رسول خدا صلی الله علیه وسلم را بازگو نمایم».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.