چرا کسی نمی تواند همانند قرآن آیه ای بیاورد؟
چرا کسی نمی تواند همانند قرآن آیه ای بیاورد؟ موضوع: اعجاز قرآن تاریخ انتشار: 2013-07-22 | بازدید: 858

لطفا این متن را بخوانید و جواب بدهید این خلاصه ی از بحث من با یک دانشور هست و در قسمت اخر که در مورد معنی امی هم بحث شده ان را برایم باز کنید و همچنین در مورد بعضی کلمات که در قران کریم امده و معنی ان برای بشر نامفهوم هست مثل الم و غیره لطفا توضیح دهید تشکر ( من از اول گفته بودم که یکی بحث از دید یک معتقد به اسلام است که همه چیز های که جنابعالی فرموده اید، قابل قبول است،  ولی من فکر نمی کنم چنین پیشداوری ها امروزه برای اهل دانش قانع کننده باشد. اگر یک نویسنده کتاب بنویسد و از همان ابتدا ادعا کند که بدون عیب و نقص است و در آن شک نکنید؛ چون شما قادر نیستید یک جمله مثل جمله من بنویسد. نتیجه چه خواهد بود؟ مثلی داریم که هیچ کس نمی گوید ماست من ترش است،  ولی یکی از این ادعاها به تنهایی خود نمی تواند ثابت کند که قرآن یا هر کتاب دیگر بدون عیب است یا نه؟ و هرگز هم ثابت نمی کند که کلام خدا است. تا اینجا ما فقط با یک ادعا طرف هستیم، آنچه می تواند ثانت کند که قرآن بی عیب و نقص است، تنها و تنها درستی محتوای آن است  و بس همین ادعاها را کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان هم درباره خود دارد و بارها مدعی است که کلام خدا است و حتی قرآن هم تورات و انجیل را کلام خدا دانسته است. با این وصف بازهم ما شاهد هستیم که گذشته از درستی و نادرستی محتویات این کتابهای مقدس با همدیگر صدها اختلاف نظر دارند و حتی این تناقضات در متن هرکدام به تنهایی هم دیده می شود،  از این گذشته، آیا کدام شاعر می تواند مانند سروده های فردوسی در شاهنامه بسرایید و یا کدام کسی میتوانند مانند سروده ای مانند سروده های گاتاها بسراید. و اگر هرکسی هم تلاش کند ناموفق خواهد بود، زیرا هر شاعر یا نویسنده سبک خاص خود را دارد و در نهایت هر تلاش همانند فقط با یک تقلید روبرو خواهیم بود و بس چنانچه در اشعار مولانا یا حافظ نقل و قول های از آیات قرآن می بینیم که با تمام زیبایی های ادبی بیان شده اند که ویژگی های خود را هم دارند، ولی بازهم یک تقلید است و صدها مثال دیگر.  به هر حال اینگونه استدلال که هیچکس نمی تواند مانند آیه یی از آیات قرآن بیاورد، برای درستی و نادرستی ادعای کلام خدا بودن هیچ کمکی نمی کند. بازهم تاکید می کنم که محتوا مهم است نه صورت،  و دیگر این پیامبر بیسواد بوده به دلیل اینکه او خود را امی خطاب کرده است، بازهم قانع کننده نیست چون امی معنی دیگر هم دارد که به احتمال زیاد آن معنی بیشتر بر پیامبر تطبیق می کند و آن این که پیامبر اهل مکه بوده است تا معنی بیسواد، در پایان  بازهم تأکید می کنم که پیشداوری و قضاوت بر مبنای ایمان ما را به حقیقت نمی رساند.

 

الحمدلله،

از طرفی شما باید به معجزات علمی و پیشگوییهای آن دقت داشته باشید و چنین چیزی را در هیچ کتابی نمی توانید بیابید که هزارو چهارصد سال قبل چنین مسائلی داشته باشد. آیاتی از قرآن منطبق بر قواعد علمی امروز است مانند جاذبه عمومی، آفرینش جهان، حرکت زمین، حرکت منظومه شمسی، زوجیت گیاهان، زوجیت عمومی، علل نزول باران و غیره. این حقایق در گذشته برای بشر ناشناخته بوده و برخی از موارد آن هم چنان مجهول است.

اعجاز در پیشگویی‏های تاریخی مانند غلبه روم بر ایران‏.

اعجاز در بیان رخدادهای تاریخی پیشین.

یعنی بُعد دیگر اعجاز قرآن بیان حوادث گذشته است؛ در قرآن مجید حوادثی را مییابیم که ثبت و ضبط آن ازطریق عادی ممکن نبوده است؛ مثلاً چه کسی هنگام غرق شدن فرعون و لشکریانش در کنار او بود تا ببیند فرعون درآن لحظات چه میگفت تا آن را ثبت و ضبط نماید؟ ولی قرآن مجید این گونه نکات را بیان میکند که خود از اعجازقرآن است. بعد دیگر اعجاز قرآن، اعجاز علمی آن است که دامنه‏ای بسیار گسترده دارد.

موریس بوکای در کتاب "مقایسه‏ای میان تورات انجیل و قرآن و علم" پس از تطبیق آیات قرآن با دستاوردهای علمی می گوید: "چگونه می توان از تطبیق قرآن با جدیدترین فرآورده‏های علمی بشر در شگفت فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نیاورد؟!"


جالب آن که در مفاد آیات قرآن کوچک‏ترین اختلافی وجود ندارد و این یکی دیگر از نشانه‏های اعجاز قرآن در بخش اعجاز معنایی است. قرآن مجید به این حقیقت اشاره کرده: "آیا درباره قرآن نمی اندیشند که اگر از سوی غیر خدا بود، اختلافات فراوانی در آن می یافتید".

جامع بودن دانش‏های مختلف. قرآن نه کتاب حقوقی است، نه اخلاقی، نه کلامی و اعتقادی، نه تاریخی، نه علوم بلاغی و لغت و نه رشته خاص علمی و... اما در عین حال، همه این دانش‏ها را در خود جمع کرده است.

 

در بعد هم سطح و هماهنگ بودن مجموعه قرآن. بدین معنا که با وصف اینکه در سنین مختلف، در حالاتگوناگون و نقط جغرافیایی متفاوت نازل شده است، ولی شما نمیتوانید تناقضی در مطالب و یا نقصانی در فصاحت وبلاغت آن بیابید. در حالی که گفتار هیچ انسانی چنین نیست:( و لو کان من عند غیر اللّه‏ لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً) اگر قرآن از ناحیه غیر خدا میبود هر آینه در آن اختلاف فراوانی مییافتند (نساء، آیه 82).

و این نکته مهم را بدانید که کتابهای تورات و انجیل،تماما آن کتابی نیست که الله تعالی آنرا نازل کرده است بلکه عالمان آنها به میل خود آنها را تغییر دادند و به همین دلیل براحتی می توان تناقض در بین محتوای آن مشاهده نمود.

 

این حقیقت را اضافه کنید که نبی اکرم(صلی الله علیه وسلم) اصولاً یک نفر دانشمند و هنرمند نبوده؛ بلکه فردی درس ناخوانده وامّی بود.

و اما کسی که گمان می برد "امی" به معنای اهل مکه بودن تعبیر می کند باید دلیل قاطعی داشته باشد و فقط با احتمال و گمان سخنانش قابل قبول نیست.امی‌ کسی‌ است‌ که‌ خواندن‌ و نوشتن‌ را نمی‌داند و در اصل‌ از «ام» یعنی‌ مادر است، به‌ این‌ معنی‌ که‌ مادرش‌ او را از خود جدا نکرده‌ تا علم‌ و دانش‌ بیاموزد.

شیخ عبدالرحمن سعدی در تفسیر خود می نویسد:" و خداوند پیامبر را امّی خوانده است چون  او از اعراب بود که  ملتی بیسواد بودند و خواندن و نوشتن را بلد نبودند و پیش از نزول  قرآن این ملت  کتابی نداشتند"

جدایی از معنی "امی" و اینکه به چه معنایی است،هرگز ثابت نشده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم درس خوانده باشند و یا اینکه نوشته ای بنویسند و همین امر ثابت می کند که کلمه امی بر بیسوادی اطلاق می شود.

 حال ایشان چنان قوانین و محتوایی، با آن فصاحت و بلاغت و شیوایی سخن آورد که از یک فرد درسناخوانده دور از انتظار بود.

قران معجزه پیامبر است و معجزات پیامبران در زمانهای خود امتحان پس داده اند وکسانی نتوانسته اند در مقابل انها قد علم کرده و عرض اندام کنند ومعجزات پیامبران طبق دلایل عقلی نمی توانند هماورد داشته باشند  زیرا اگر غیر از این باشند دیگر معجزه نیستند اصلا یکی از راههای تشخیص معجزه از غیر ان همان است که کسی نتواند مثل ان بیاورد واین که گفته می شود کسی نمی تواند مثل قران را بیاورد یعنی این که قران معجزه است و معجزه از راههای تشخیص پیامبر از دیگران است و اگر معجزه همانند داشته باشد معجزه نیست

بر فرض که کسانی پیدا شدند که ادعای جواب ایه تحدی قران را دادند! در چه چیز قران می خواهند تحدی کنند مثل کدام ایه قران را می خواهند بیاورند -از داستانهای قرانت می خواهند خبر بدهند که دروغ است دلیلشان بر مدعاشان چه خواهد بود؟

از بهشت و جهنم می خواهند خبر بدهند! به کدام دلیل؟

 

کلماتی مانند "الم" نیز بدین منظور هستند که :

قرطبی‌ می‌نویسد: «حروف‌ مقطعه‌ای‌ که‌در اوایل‌ بعضی‌ از سوره‌های‌ قرآن‌ آمده‌ است، سر الهی‌ در قرآن‌ است‌ و جزخداوند متعال‌ کسی‌ دیگر این‌ سر را نمی‌داند.» سپس‌ می‌افزاید: اما جمع‌ بسیاری‌ ازعلما گفته‌اند: ما دوست‌ داریم‌ تا درباره‌ آنها سخن‌ گفته‌ و فوایدی‌ را که‌ درحروف‌ مقطعه‌ نهان‌ است، جویا شویم‌ و از معانی‌ای‌ که‌ می‌توان‌ از آنها دریافت‌کرد، آگاه‌ گردیم‌. پس‌ ایشان‌ دراین‌باره‌ به‌ تأویلاتی‌ پرداخته‌ و نظریاتی‌ ارائه‌ کرده‌اند که‌ در اینجا به‌ مشهورترین‌ آن‌ بسنده‌ می‌کنیم‌ و آن‌ این‌ نظر است‌ که: خداوند عربها را با این‌ حروف‌ مقطعه‌ به‌ مبارزه‌ با قرآن‌ فرامی‌خواند، بدین‌ معناکه‌ این‌ حروف‌ به‌ حروف‌ هجای‌ زبان‌ عربی‌ اشاره‌ دارد تا به‌ اعراب‌ اعلام‌ کند که‌قرآن‌ مرکب‌ از همان‌ حروفی‌ است‌ که‌ خودشان‌ با آن‌ سخن‌ می‌گویند، پس‌ اگرمدعی‌ هستند که‌ قرآن‌ کلام‌ خداوند نیست، نظیر آن‌ را بیاورند! و چون‌ عجز وناتوانی‌ آنان‌ در این‌ مبارزه‌ و هماوردطلبی‌ آشکار است‌ بنابراین، حجت‌ بر آنان‌ بلیغ‌تر و رساتر می‌گردد زیرا با وجود آن‌ که‌ قرآن‌ از حروف‌ مورد تکلمشان‌ خارج‌نیست، نفس‌ این‌ واقعیت‌ که‌ نمی‌توانند همانند آن‌ را ساخته‌ و برای‌ مبارزه‌ با آن‌ به‌میدان‌ آورند، خود برهانی‌ روشن‌ بر حقانیت‌ قرآن‌ کریم‌ و الهی‌ بودن‌ آن‌می‌باشد»

زمخشری‌ می‌گوید: «حروف‌ مقطعه‌ همه‌ جمعا در اول‌ قرآن‌ کریم‌ واردنگردید تا مبارزه‌ طلبی‌ و هماوردخواهی‌ قرآن‌ بلیغ‌تر و جدی‌تر باشد، همان ‌گونه‌که‌ هدف‌ از تکرار داستانهای‌ قرآن‌ نیز، تکرار اندرزها و هشدارهای‌ الهی‌ به‌ بندگان ‌است‌». ابن‌کثیر می‌گوید: «از این‌ رو، هر سوره‌ای‌ که‌ با این‌ حروف‌ آغاز شده‌است، حتما ذکر برتری‌ قرآن‌ و بیان‌ اعجاز و عظمت‌ آن‌ نیز در آن‌ سوره‌ وجوددارد». گفتنی‌ است‌؛ حقیقتی‌ که‌ ابن‌ کثیر در اینجا به‌ آن‌ پرداخته، با پژوهش‌استقرائی‌ در بیست‌ونه‌ سوره‌ قرآن‌ روشن‌ شده‌ است،

 

حال بعد از گذشت چهار قرن، هنوز هماوردی برای قران یافت نشده است و کسانی هم که به خود جرأت داده و درصدد این کار برآمده‏اند جز تعبیراتی موهن و نادرست از آنها نقل نشده است.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

 

سپاس الله تعالی

 

فقیه محدث ابومطرف عبدالملک بن مروان القَنَازعی قرطبی مؤلف "تفسیر الموطأ" متوفی 413 هـ می فرماید:

"در مصر بودم و در نماز عید با مردم شرکت کردم. همه به سوی آنچه که آماده کرده بودند رفتند و من به سوی رود نیل به راه افتادم. با خود چیزی برای خوردن جز باقی مانده ی ترمسی که در خرقه ام بود، نداشتم. بر ساحل نشستم و شروع به خوردن آن کردم و پوسته هایش را به مکانی می انداختم.

با خود گفتم:

امروز که در مصر، عید است آیا کسی با حالی بدتر از حال من هم یافت می شود؟!

چیزی نگذشت که سرم را بلند کرده و به جلو خود نگاه کردم، مردی را دیدم که پوسته های ترمسی را که در آنجا انداخته بودم را بر می داشت و می خورد!

پس دانستم که آن هشداری است از سوی الله عزوجل.! پس او را سپاس گفتم.

 

[به نقل از کتاب "المغرب فی حلی المغرب" تألیف: لابن سعید المغربی الأندلسی متوفی 685 هـ، 1 – 171].

 

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.