حکم کسی که اهل دین و طاعت است ولی الله تعالی خواستگاری برایش فراهم نمی آورد؟!
حکم کسی که اهل دین و طاعت است ولی الله تعالی خواستگاری برایش فراهم نمی آورد؟! موضوع: قضا و قدر تاریخ انتشار: 2013-07-22 | بازدید: 188

من دختری هستم 27 سال سن دارم که مجردم اهل نماز وروزه هستم اما از خدا یه گله دارم چرا تا حالا ازدواج نکردم چرا با وجود اینکه من خیلی وقتها کارهای و گناههایی را که میتونستم انجام بدم و بیشترین زمینه گناه را داشتم  ولی بازم به خاطر خدا انجام ندادم چرا باید تا حالا امکان ازدواج برایم فراهم نباشد یعنی واقعا خدا من و با کسی که در سن 17 سالگی امکان ازدواج براش بوده و برا ی همین از خیلی گناها بطور غیر ارادی منع شده باید یکی حساب بشیم بعدش  مگه من دختر مجرد چقدر می تونم جلوی زمینه های گناه را بگیرم یا انگیزه و میل ازدواج را تو من قرار نمی داد که با کمال ارامش به عبادتش می پرداختم و یا اینکه اگر گذاشته یا بهم ارامش بدهد یا اینکه این انگیزه را از وجودم بردارد و یا زمینه ازدواج را برایم فراهم کند ایا این عدل خداست؟ لطفا در این زمینه راهنماییم کنید

 

الحمدلله،

عدل الله تعالی در برابر بندگان مومنش اینست که به ازای ایمان و التزامشان به قوانین وی و صبر در برابر ناخوشیهای دنیا، آنها را در بهشت خود جای دهد.و اگر احیانا مومنی در دنیا نتوانست آنچنانکه میل دارد زندگی نماید، دلیل بر ظلم الله تعالی بر او نیست بلکه دلیل بر آزمایش وی است و هرکس که گمان برد خداوند به وی ظلم کرده، در حقیقت او خود نسبت به نفس خودش ظلم کرده است .زیرا با وجود عمری تلاش و عبادت الله تعالی چنین تصوری می نماید که العیاذبالله خداوند در حق وی ظلم کرده است و این طرز فکر بزرگترین ظلم در حق خود است.

هدف از حیات انسانها این نیست که آدمیان فقط در فکر آبادانی زندگی دنیوی خویش باشند و تمام تمرکز خود را بر کسب رزق و روزی و مال دنیا و تحصیل و ازدواج و غیره بگذرانند،بلکه دنیا محل آزمایش انسانهاست و تمامی موارد ذکر شده جز اسبابی جهت آزمایش خلایق نیستند.گاهی الله تعالی شخصی را که سالها تلاش می کند و درس می خواند، به هدفش که تحصیلات عالیه است نمی رساند زیرا الله تعالی چنین اراده فرموده که وی را چنین آزمایش کند و ببیند که فرد آزمایش شونده ناسپاسی نمی کند یا اینکه به تقدیر وی راضی است.و صد البته اگر آن شخص هدف خود را فقط تحصیل بداند و قیامت برایش مهم نباشد یا اینکه بالاخره تسلیم هوای نفسانی خود شود، از این آزمایش پیروز نمی شود.همچنین ازدواج برای جوانان آزمایش است.

«اللّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ»(رعد 26)

یعنی: خدا روزی را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع، برای هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرارمی‏دهد؛ ولی آنها به زندگی دنیا، شاد (و خوشحال) شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است

 

آیا کسی که نماز و روزه می گیرد، هدف وی کسب دنیاست یا پاداش آخرت؟

اگر هدف از عباداتش رسیدن به پاداش دنیایی باشد، الله تعالی دنیا را به وی می دهد چنانکه می فرماید:

« مَن کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لاَ یُبْخَسُونَ»(هود 15)

یعنی: کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها می‏دهیم؛ و چیزی کم و کاست از آنها نخواهد شد!

 

« مَّن کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَکَانَ اللّهُ سَمِیعًا بَصِیرًا»(نساء 134)

یعنی: کسانی که پاداش دنیوی بخواهند،پاداش دنیا و آخرت نزد خداست؛ و خداوند، شنوا و بیناست.

 

« أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالآَخِرَةِ فَلاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنصَرُونَ»(بقره 86)

یعنی: اینها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‏اند؛ از این رو عذاب آنها تخفیف داده نمی‏شود؛ و کسی آنها را یاری نخواهد کرد.

 

ولی کسانیکه بخاطر الله تعالی هرنوع امتحان و سختی و اذیت و تمسخر دیگران را تحمل می کنند، چون برای خدا و بخاطر وی است، نه تنها آنهمه رنج را براحتی تحمل می کنند بلکه به پاداش آنها در قیامت مسرورند و آنها کسانی هستند که هدف خود را دنیا قرار نداده اند بلکه منتظر پاداش اخروی خود هستند:

« زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاء بِغَیْرِ حِسَابٍ»(بقره 212)

یعنی: زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‏رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‏کنند؛ در حالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند؛ (چراکه ارزشهای حقیقی در آنجا آشکار می‏گردد، و صورت عینی به خود می‏گیرد؛) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می‏دهد.

«وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ»(عنکبوت 64)

یعنی: این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‏دانستند!

«یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»(روم 7)

یعنی: آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‏دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!

 

بنابراین هدف از دنیا چیزی جز آزمایش خلایق با انواع نعمتها و نقمتها نیست.گاهی الله تعالی هرنوع نعمتی را برای انسانی فراهم می آورد و گاهی برای شخصی دیگر انواع  محرومیتها پدید می آورد و هدف هر دو چیزی جز آزمایش نیست.

الله تعالی می فرماید:« أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»(عنکبوت 2)

یعنی: آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

و در این میان ممکن است که هر دو طیف از این آزمایش شکست بخورند؛شخص صاحب نعمت دچار غرور و تکبر می شود و شخص محروم نیز ناسپاسی می کند و از وضعیت خود به درگاه الله تعالی شکایت می کند.

 

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ»(فاطر 5)

یعنی: ای مردم! وعده خداوند حقّ است؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد!

«وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَکَانَ اللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ مُّقْتَدِرًا»(کهف 45)

یعنی: (ای پیامبر!) زندگی دنیا را برای آنان به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می‏فرستیم؛ و بوسیله آن، گیاهان زمین (سرسبز می‏شود و) در هم فرومیرود. امّا بعد از مدتی می‏خشکد؛ و بادها آن را به هر سو پراکنده می‏کند؛ و خداوند بر همه چیز تواناست!

 

 

از طرفی مومنان به حکمت و تقدیر الله تعالی هر چه که باشد راضی هستند و آنرا آزمایش الله تعالی می دانند.ما بر بسیاری از حکمتهای الهی خبر نداریم و بسیاری از اوقات مسئله ای که به گمان خود آنرا نیک می دانیم، در حقیقت برای ما شر است و بلعکس.چنانکه الله تعالی می فرمایند:

«وَعَسَی أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»(بقره 216)

یعنی: چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‏داند، و شما نمی‏دانید.

همچنان که موسی علیه السلام از حکمت کار خضر خبر نداشت و به ظن خود آنرا شر می دانست. زمانیکه موسی علیه السلام با خضر همسفر شد و موسی علیه السلام به خضر گفته بود که در برابر کارهایش صبور باشد:

«فَلَمَّا رَأَی أَیْدِیَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَی قَوْمِ لُوطٍ (70) وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ (71) قَالَتْ یَا وَیْلَتَی أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ (72) قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ (73) فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَی یُجَادِلُنَا فِی قَوْمِ لُوطٍ (74) إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُنِیبٌ (75) یَا إِبْرَاهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَإِنَّهُمْ آَتِیهِمْ عَذَابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ (76) وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِیءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا یَوْمٌ عَصِیبٌ (77) وَجَاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَمِنْ قَبْلُ کَانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ قَالَ یَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَلَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ (78) قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِی بَنَاتِکَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّکَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِیدُ (79) قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آَوِی إِلَی رُکْنٍ شَدِیدٍ (80) قَالُوا یَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَلَا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ (81) فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ»( هود 70-82)

یعنی: (خضر) گفت: «پس اگر می‏خواهی بدنبال من بیایی، از هیچ چیز مپرس تا خودم (به موقع) آن را برای تو بازگو کنم.»آن دو به راه افتادند؛ تا آن که سوار کشتی شدند، (خضر) کشتی را سوراخ کرد. (موسی) گفت: «آیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی؟! راستی که چه کار بدی انجام دادی!»گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی؟!»(موسی) گفت: «مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر!»

باز به راه خود ادامه دادند، تا اینکه نوجوانی را دیدند؛ و او آن نوجوان را کشت. (موسی) گفت: «آیا انسان پاکی را، بی آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟! براستی کار زشتی انجام دادی!»(باز آن مرد عالم) گفت: «آیا به تو نگفتم که تو هرگز نمی‏توانی با من صبر کنی؟!»(موسی) گفت: «بعد از این اگر درباره چیزی از تو سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن؛ (زیرا) از سوی من معذور خواهی بود!»باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه‏ای رسیدند؛ از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند؛ ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛ (با این حال) در آن جا دیواری یافتند که می‏خواست فروریزد؛ و (آن مرد عالم) آن را برپا داشت. (موسی) گفت: «(لااقل) می‏خواستی در مقابل این کار مزدی بگیری!»

او گفت: «اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده؛ اما بزودی راز آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی، به تو خبر می‏دهم.

اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‏کردند؛ و من خواستم آن را معیوب کنم؛ (چرا که) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را بزور میگرفت!

و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند؛ و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد!

از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‏تر به آن دو بدهد!

و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود؛ و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت؛ و پدرشان مرد صالحی بود؛ و پروردگار تو می‏خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند؛ این رحمتی از پروردگارت بود؛ و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم؛ این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!»

 

و بعید نیست اینکه شما تا الان خواستگاری نداشته اید به نفع خودتان بوده باشد و الله تعالی در آینده اگر اراده داشته باشد، خواستگار مناسبی را برایتان مهیا سازد.والله اعلم

پس شما آزمایش می شوید و بایستی صبور بمانید تا زمانیکه الله تعالی فراغی را برایتان مهیا سازد زیرا براستی که پس از هر سختی آسانی می آید:

«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»(شرح 5) یعنی: به یقین با (هر) سختی آسانی است!

 

و در این مدت شما باید عفت خود را نگه دارید و توبه کنید و مکررا دعا نمایید و از دعا کردن خسته نشوید.

الله تعالی می فرماید:

«وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»(نور 33)

یعنی: و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‏یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز گرداند!

و نیز بخاطر داشته باشید ازدواج با مردی که تارک نماز است یا مرتکب شرک قبور می شود یا اینکه به اسلام معتقد نیست به هیچ وجه صحیح نبوده و عقد نکاح منعقد نمی شود و شما نباید با چنین خواستگارهایی ازدواج نمایید.همچنین ایرادی ندارد که اگر مردی متاهل به خواستگاریتان آمد با وی ازدواج نمایید یا مردیکه زن اولش فوت کرده و الان دارای فرزندانی است اگر به خواستگاری شما آمد به وی جواب منفی ندهید.

 سفارش ما به برادران مسلمانی که اولیا و سرپرست دختران هستند و همچنین به خود خواهران عزیز، این است که بخاطر ادامه ی تحصیلات و تدریس، مانع ازدواج نشوند.اللخصوص که خواستگار برای دختر در مدت زمانی از عمر وی بیشتر است و در صورت رد کردن خواستگارها ممکن است در آینده با نبود خواستگار مواجه شوند و مسلما ازدواج از تحصیلات مهمتر است و ادامه تحصیل را بهانه ای برای رد کردن خواستگارها ننمایید. و به پسران و دختران جوان توصیه می کنیم که به محض فراهم شدن اسباب ازدواج، عروسی کنند.

اولیای خانواده ها و دختران موظف هستند وقتی که یک نفر واجد شرایط و هم کفو با دختر برای خواستگاری می آید و دختر هم رضایت دارد، موافقت کند. به دلیل دستور رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ که فرموده اند:« إِذَا خَطَبَ إِلَیْکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِینَهُ وَخُلُقَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوا تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَفَسَادٌ عَرِیضٌ» ترمذی (1084)

«هر زمان شخصی که شما دین و اخلاق او را می پسندیدید برای خواستگاری نزد شما آمد او را داماد کنید و گر نه فتنه و فساد در زمین فرا گیر خواهد شد.»

ممانعت از ازدواج دختران و تعیین مهریه های سنگین کار درستی نیست. خلاصه ممانعت از ازدواج دختران به هر دلیلی از دلایل غیر شرعی که باشد، ناجایز است.

 

و اگر الله تعالی تا آخر عمرتان چنین امکانی برایتان مهیا نساخت، بازهم شکرگذار باشید چه بسا خیر شما در این بوده باشد و تسلیم لذتهای دنیوی نشوید چرا که آنچه نزد الله تعالی است بهتر است:

«وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَی أَفَلَا تَعْقِلُونَ»(قصص 60)

یعنی: آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا اندیشه نمی‏کنید؟!

 

و در پایان این فرموده الله تعالی را می آوریم که می فرماید:

«مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ»(شوری 20)

یعنی: کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش می‏دهیم و بر محصولش می‏افزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‏دهیم امّا در آخرت هیچ بهره‏ای ندارد!

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَی حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَی وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ»(حج 11)

یعنی: بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می‏پرستند (و ایمان قلبیشان بسیار ضعیف است)؛ همین که (دنیا به آنها رو کند و نفع و) خیری به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا می‏کنند؛ اما اگر مصیبتی برای امتحان به آنها برسد، دگرگون می‏شوند (و به کفر رومی‏آورند)! (به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده‏اند، و هم آخرت را؛ و این همان خسران و زیان آشکار است!

«مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ«(نحل 96)

یعنی: آنچه نزد شماست فانی می‏شود؛ امّا آنچه نزد خداست باقی است؛ و به کسانی که صبر و استقامت پیشه کنند، مطابق بهترین اعمالی که انجام می‏دادند پاداش خواهیم داد.

 

والله تعالی اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.