چرا با اینکه خدا میداند بعضی انسانها با اختیارشان راه راست را انتخاب نمی کنند ولی آنها را بوجود می آورد؟
چرا با اینکه خدا میداند بعضی انسانها با اختیارشان راه راست را انتخاب نمی کنند ولی آنها را بوجود می آورد؟ موضوع: قضا و قدر تاریخ انتشار: 2013-07-22 | بازدید: 192

همه میدانیم که خداوند علم ازلی دارد و از همه چیز با خبر است و میداند که من نهایتا در جهنم هستم یا در بهشت. جرا با اینکه خدا می داند اگر به من اختیار بدهد، من باز هم راه بد را انتخاب میکنم، پس چرا من را بوجود می اورد؟ راحتتر بگویم ، خداوند با اینکه میداند فرعون بااختیارش راه راست را برنمیگزند او را بوجود می آورد و نهایتا هم او را در جهنم مسیوزاند. ضمنا بنده این دو مورد را هم قبول دارم: 1- تا خوب نباشد بد را نمی توان تشخیص داد. 2- انسان دارای اختیار است.

 

الحمدلله،

الله تعالی انسانها و جن را برای عبادت (با انواع آن) خلق نمود و به انسانها نعمت حیات بخشید و این نعمت جزو بزرگترین نعمات الهی است که انسان قبلا وجود نداشت ولی الله تعالی وی را از نیستی به هستی آورد و سایر نعمتهای دیگر را نیز آفرید و در اختیار انسان گذاشت.لذا منظور اینست که نعمت حیات برای انسان جزو الطاف الله تعالی است و هیچکس حاضر نیست که امر دیگری را در این دنیا با آن عوض کند و هیچکس حاضر نیست که به قبل از وجودش بر عرصه حیات بازگردد.

حال انسانها که آفریده شده اند، الله تعالی به آنها اختیار داده است که در دنیا زندگی کنند و از نعمتهای دنیا به نحو شایسته سود ببرند.و در این میان الله تعالی برای اینکه انسانها بتوانند از زندگی سازگار با فطرتشان درست استفاده کنند برای آنها قواعد و مقرراتی تعیین نموده است تا مسیر درست را به آنها بشناساند چنانکه الله تعالی می فرماید:

«عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ»(علق 5)

یعنی: و به انسان آنچه را نمی‏دانست یاد داد

از طرفی چون انسان دارای غرائز مختلف است که تمامی غرائز برای زندگی کردن و به تعالی رسیدن لازم است، ولی گاهی در اثر خودسری ها و طغیان ها به بیراهه می رود و از آن چه که خداوند در وجود انسان، خوب و لازم آفریده،‌ سوء استفاده می کند، در نتیجه ظلم و فساد ایجاد می شود. و این باعث هرج و مرج ضایع شدن حقوق دیگران می شود.لذا برای اینکه این امر بوجود نیاید یا کم شود، می توان گفت که احتمالا یکی از دلایل وجود جهنم همین است و اگر بنا باشد که فقط انسانهایی خلق شوند که مسیر درست را طی می کنند و بهشتی خواهند بود، در اینصورت وجود آزمایش و ابتلا زیر سوال می رود.و دیگر نیازی بدان نبود ولی بنابر حکمت الهی ،خود چنان حکم کرده است که انسانها را آزمایش نماید .

چنانکه الله تعالی می فرمایند:« وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَی الله مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا »(مائده 48)

یعنی: و اگر خدا می‏خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‏داد؛ ولی خدا می‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ (و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛

از طرفی لازمه آفرینش موجود مختار و قابل تکامل، این است که برای آن موجود، زمینه مخالفت نیز فراهم باشد؛ یعنی بتواند با دستورات، مخالفت کند و در عین حال، راه بندگی و اطاعت را انتخاب کند؛ زیرا اگر برای این موجود، فقط راه اطاعت باز باشد، اطاعت او مدح کننده نخواهد بود. پس اگر فرض کنیم که خداوند، به حکمت خودش، باید فقط انسان هایی را بیافریند که اطاعت می کنند، این بدان معناست که آفرینش گنه کاران، ممتنع باشد، و نتیجه آن، امتناع مخالفت انسان با خداست.

روشن است که چنین امتناعی، با اصل هدف آفرینش انسان، منافات دارد. حکمت اقتضا نمی کند که خداوند، فقط انسان های مطیع را بیافریند؛ بلکه اقتضا می کند که برای موجوداتی که آفریده، راه مخالفت را باز بگذارد. لازمه آفرینش کمال اختیاری، این است که خداوند، امکان کفر و مخالفت را برای انسان باز بگذارد. اگر نظام آفرینش به گونه ای بود که فقط انسان مطیع امکان وجود داشت، چنین نظامی با حکمت آفرینش انسان، منافات پیدا می کرد.

زیرا در این صورت، دنیا فقط جای انسان های مطیع بود و قهراً اطاعت آنان نیز از روی اجبار و غیراختیاری می شد. خواسته شما این است که در همین دنیایی که انسان، اختیار و امکان اطاعت و مخالفت دارد، خداوند فقط انسان های مطیع را بیافریند. این خواست، در درون خود تناقض دارد؛ زیرا از یک سو می خواهد، انسان بتواند گناه کند و از سوی دیگر می خواهد خداوند، راه گناه را بر انسان ببندد. لذا دو نتیجه زیر از پاسخ این سوءال برداشت می شود:

الف) خداوند برای آفرینش کمال اختیاری، انسان را با دو نوع گرایش و مختار و آزاد آفرید تا با اختیار خود، راه کمال را بپیماید. در این مسیر، امکان دارد که برخی از انسان ها راه مخالفت را انتخاب کنند؛

ب) اعمال نیک و بد انسان، مستقیماً به خود انسان منتسب می شود و آن چه مستقیماً و بدون واسطه به خدا منتسب است، اعطای اختیار کار نیک و بد است؛ نه خود عمل و خداوند، کافر و گنه کار را کافر و گنه کار خلق نکرده است.

 

فرشتگان همین سؤال را از خدا پرسیدند، وقتی خدا به ملائکه فرمود: می خواهم در زمین جانشین بیآفرینم؛(بقره 30) ملائکه گفتند: آیا می خواهی کسانی را خلق کنی که روی زمین فساد می کنند و همدیگر را می کشند. ما تو را تسبیح می گوییم و تقدیس می کنیم. خداوند در جواب فرمود: چیزهایی می دانم که نمی دانید.

خلاصه اینکه این مشیت خدای متعال است. از این رو، می فرماید: « وَلَوْ شَاء رَبُّکَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعًا »(یونس 99)

یعنی:«و اگر پروردگار تو می خواست، قطعاً هر که در زمین است، همه آنها یک سره ایمان می آوردند؛

 

والله تعالی اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.