تفسیر آیه ی « وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ» (تکویر 29) در باب قضا و قدر
تفسیر آیه ی « وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ» (تکویر 29) در باب قضا و قدر موضوع: قضا و قدر تاریخ انتشار: 2013-07-23 | بازدید: 458

لطفا در خصوص ایه "و ما تشاون الا ان یشاء الله رب العالمین" توضیح کامل و جامع بفرمایید.

 

الحمدلله،

الله تعالی در قرآن می فرماید:

« وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ»(تکویر 29)

یعنی: و شما اراده نمی‏کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد.

این مسئله مربوط است به قضا و قدر و لذا باید فهم عمیقی از قضا و قدر داشت تا مفهوم آیه واضح گردد، و مسئله قضا و قدر بسیار گسترده است و نیاز به درک مسئله دارد و ما توصیه می کنیم که زیاد وارد چنین موضوعاتی نشوید زیرا که علما از پرداختن به این مسائل نهی کرده اند و گاها سوالاتی بدون جواب برای آنها نیز پیش می آید.

ولی اگر بخواهیم اشاراتی مختصر به مسئله قضا و قدر بیافکنیم ، در ابتدا باید مراتب چهارگانه قضا و قدر را و ارتباط آن چهار مرتبه با هم را درک نمود:

  1. اول اینکه خداوند سبحان به تحقیق آنچه را که واقع شده است و یا در آینده بوقوع می پیوندد را می داند.
  2. خداوند متعال هر چیزی را تقدیر نموده،(در لوح محفوظ)نوشته است.
  3. ایمان به اراده برگشت ناپذیر الهی و آن اینکه آنچه را بخواهد خواهد شد و هر آنچه نخواهد،وجود نخواهد یافت.
  4. ایجاد و خلق کردن از جانب خداوند است.و آنچه را اراده کند خلق می کند و آنچه را نخواهد خلق نمی کند.

حال با توجه به این مراتب، قضا و قدر تغییر ناپذیر است، ولی شما باید دقت کنید که چون الله تعالی عالم به آینده انسانهاست و از طرفی انسانها را مختار آفریده،بنابراین الله تعالی می داند که مثلا فردا شما چه کارهایی انجام می دهید و الله نیز آن کارها را از روز اول در لوح محفوظ ثبت کرده است و به اصطلاح تقدیر نموده است.

فرض نمایید دو برادر وجود داشته باشند، الله تعالی از ازل می دانست که مثلا یکی از آنها با اراده خود راه شرک و کفر را ترجیح داده و نیز حتی با وجود اینکه راه اسلام را به وی نشان داده و هموار ساخته است، وی با اختیار خود آنرا برنمی گزیند، بنابراین الله تعالی در لوح محفوظ راه شر را که خودش آنرا برگزیده است می نویسد ولی برادر دیگری با اختیار خود تسلیم حق می شود و راه اسلام را برمی گزیند و الله تعالی نیز چون از ازل این موضوع را می داند لذا آنرا در لوح محفوظ می نویسد که این برادر راه سعادت را طی کند، بنابراین انسانها مختارند تا راه شر یا خیر را خود انتخاب نمایند،چنانکه الله تعالی می فرماید:

« إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا» (انسان 3)ز

یعنی: ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس و کافر.

« وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْیَکْفُرْ» (کهف 29)ز

یعنی: بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‏خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!»

حال اگر به آیه مذکور در سوال بازگردیم، متوجه خواهیم شد که بنا به توضیحات فوق، اراده انسانها زمانی کارساز خواهد شد که الله تعالی نیز بدان اذن دهد، یعنی انسانها مختارند تا تصمیم بگیرند و اعمال مورد نظرشان را انجام دهند، بعد از اقدام به تصمیم گیری از سوی خود اراده می کنند تا تصمیم خود را عملی نمایند ولی در این میان هنوز اراده الله تعالی حاکم است و باید الله تعالی اراده نماید تا اراده انسانی که با اختیار خود تصمیم به کاری گرفته است، به مرحله عمل برسد. یعنی اراده انسانها تنها عامل انجام عمل نیست بلکه اذن الله تعالی بر تصمیم انسانها شرط است. فرض نمایید شخصی تصمیم دارد به مسافرت رود و لذا خود را آماده می کند و اسباب سفر را نیز مهیا می سازد در این میان اگر الله تعالی اراده کردند تا اراده آن شخص عملی شود، در اینصورت شخص می تواند به مسافرت برود  اگر الله تعالی بنا به حکمت خود چنین اراده ای نداشتند، شخص هرچند که تصمیم به سفر کرده و حتی مقدمات آنرا آماده کرده است ولی موفق نمی شود که به مسافرت خود برود و اینجاست که گفته می شود الله تعالی چنین اراده کردند که اراده شخص تصمیم گیرنده به مسافرت عملی نشود.

خلاصه اینکه برای انجام گرفتن هر عملی از سوی انسانها دو شرط لازم است:

  1. ابتدا انسان با اختیار خود تصمیم به انجام عملی می گیرد.
  2. بعد از آن الله تعالی باید اراده نمایند تا تصمیم گرفته شده از سوی انسان عملی شود.

لذا اگر کسی تصمیم به انجام عملی نگیرد عمل نیز صورت نمی پذیرد، و همچنین اگر تصمیم گرفت تا عملی را انجام دهد تا الله تعالی نیز اراده نکند و آن عمل را برایش خلق نکند، عمل مورد نظر وی صورت نمی پذیرد، اینجاست که شریعت می آموزد که هرگاه قصد انجام کاری کردی، بگو: «انشاء الله» یعنی اگر خدا بخواهد تصمیم دارم فلان کار را بکنم..

تا خدای متعال عملی را که قصد انجامش را داریم برای ما خلق نکند، عمل مورد نظر ما واقع نمی شود، زیرا الله تعالی خالق اعمال انسانها است و فعلی که ما انجام می دهیم توسط ما کسب می شود ولی خالق آن افعال الله تعالی هستند، چنانکه می فرماید: « وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ» (صافات 96). یعنی : « خداوند هم شما را آفریده و هم آنچه انجام می دهید». در واقع ما تصمیم می گیریم و اسباب رسیدن به هدف را مهیا کرده و نتیجه کار بستگی به اراده الله تعالی دارد مانند شخصی که تصمیم به خودکشی کرده و خود را از ساختمانی به پایین می اندازد ولی بعدا متوجه می شویم که او هنوز زنده است و نمرده ویا شخصی که سم می خورد ولی زنده می ماند و این دلیلی است بر اینکه الله تعالی ارداه نکرده بودند تا تصمیم شخص جهت خودکشی عملی شود و اراده شخص جهت خودکشی مورد اذن الله تعالی واقع نشد.

پس‌، از تعمق‌ در این‌ آیه‌ به‌ یک‌ نکته‌ مهم‌ می‌رسیم‌ و آن‌ موقوف‌ بودن‌ مشیت‌ بشری‌ به‌مشیت‌ الهی‌ است‌. البته‌ این‌ به‌ معنای‌ مجبور بودن‌ انسان‌ نیست‌ زیرا حق‌ تعالی‌ به ‌علم‌ ازلی‌ خود دانسته‌، سپس‌ اراده‌ کرده‌ و قدرتش‌ را بر آن‌ امر نمایان‌ ساخته‌ است ‌پس‌ علم‌ وی‌ کشف‌ کننده‌ است‌ نه‌ اجبار آور. و باید دانست که یکی از سنت های الهی اینست که معمولا اراده ای که انسانها می گیرند، الله تعالی نیز بدان اذن می دهد مگر اینکه مقتضای حکمت ایشان خلاف آن باشد تا انسانها در اوج اختیار باشند و در اعمال خود مختار و مسئول باشند. یعنی‌ خداوند متعال‌ به‌ علم‌ ازلی ‌خود دانسته‌ است‌ که‌ مثلا احمد در زندگی‌ خود چه‌ کارهایی‌ می‌کند آن‌گاه‌ تحقق ‌کارهای‌ او را اراده‌ کرده‌ و سپس‌ به‌ قدرت‌ خویش‌ آن‌ کارها را در عرصه‌ واقع ‌نمایان‌ ساخته‌ است‌. مشیت و خواست او نافذ است و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفان ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقه قدّریه و جبرّیه که خواست و مشیت خدا را نفی می  کنند.

نکته بعد آنکه : مهم نیست که فعل خیر باشد یا شر! زیرا هر دوی آنها فعل هستند و فعل جدای از خیر و شر بودنش، فعل است که باید الله تعالی آنرا خلق نماید، و با توجه به اینکه در کل سنت الهی بر مخلوقاتش چنین است که او انسانها را مختار بیافریند تا هر عملی ( چه خیر و چه شر ) را بتوانند آزادانه انجام دهند، و لذا هم فعل خیر و هم فعل شر را برایشان می آفریند، چرا که اگر مبنا باشد فقط افعال خیر را می آفرید، پس اولا انسان ناچارا جز کارهای خیر نمی توانست کاری کند و این منافی با اختیار انسان می بود، و ثانیا انسان که خود نمی تواند فعلش را خلق کند بلکه الله تعالی خالق همه افعال است پس اگر الله تعالی فعل شر را برایش خلق نکند چه کسی برای او خلق کند!؟ خودش که نمی توانست! پس در اینصورت تکلیف افعال خیر و شر چه می شد؟

و بر همین اساس ( یعنی سنت الهی بر مختار نمودن انسان بر انجام افعال چه خیر و چه شر) الله تعالی خالق کلیه افعال از خیر و شر است هر چند که الله تعالی موافق فعل شر نیست ولی بدلیل اینکه انسان خود راه شر را برمی گزیند و الله تعالی نیز او را مختار کرده است، پس فعل شر را نیز برایش خلق می کند، ولی چون انسان اراده بر آن شر نمود و سپس فعلش را کسب کرد بایستی در قیامت جوابگو باشد، زیرا الله تعالی به وی تحمیل نکرد که فعل شر را انتخاب کند و حال که خودش با اختیار خودش انتخاب نمود، الله تعالی نیز اراده می کند و فعل شر را برایش خلق می کند هرچند بدان راضی نیست بلکه فقط به جهت مختار بودن انسان برایش خلق می کند.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.