مادران مؤمنان؛ عائشه‌ صدیقه‌ رضی الله عنها
مادران مؤمنان؛ عائشه‌ صدیقه‌ رضی الله عنها موضوع: مادران مومنان تاریخ انتشار: 2013-06-23 | بازدید: 1238

 

مادران مؤمنان؛ عائشه‌ صدیقه‌ رضی الله عنها

 

 

نویسنده‌: عبدالمنعم‌ هاشمی

 

عایشه رضی الله عنها

«سه شب تو را در خواب دیدم که فرشته تو را در حالی که در پارچه‌ای ابریشمی ‌پیچانده شده بودی، نزد من می‌آورد، من پارچه را از چهره‌ات برداشتم دیدم که تو هستی، و گفتم: اگر از جانب خداست این کار انجام خواهد گرفت»[1]. (پیامبر صلی الله علیه وسلم به عایشه).

 

ازدواج آسمانی :

خوابی که پیامبر صلی الله علیه وسلم در آن عایشه را دیده بود و شب دوم نیز دو باره آن خواب را دید در آن‌صدایی شنید که کسی به او گفت: ای پیامبر خدا! این زن غمهای تو را کاهش می‌دهد و جانشین خوبی برای خدیجه خواهد بود.

پیامبر صلی الله علیه وسلم تعجب کرد که در دو شب پی در پی چنین خواب می‌بیند! بنابراین فرمود: اگر این خواب از جانب خداوند باشد خداوند آن را به انجام خواهد رساند.

و آنچه بیشتر، پیامبر صلی الله علیه وسلم را به تعجب و حیرت وا می‌داشت این بود که: عایشه دختر ابوبکر هنوز کم سن و سال بود، چگونه می‌توان با دختر بچه‌ای در این سن و سال ازدواج کرد؟! و چگونه این دختر بچه کوچک می‌تواند جای خالی خدیجه را پر کند؟

پیامبر صلی الله علیه وسلم طبق عادت همیشگی همواره به خانه دوست خود ابوبکر رضی الله عنه رفت وآمد می‌کرد، عایشه بزرگ شده بود، بعد از وفات خدیجه، خوله دختر حکیم زن عثمان بن مظعون نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و به او پیشنهاد کرد تا با سوده و عایشه ازدواج نماید، پیامبر صلی الله علیه وسلم به خوله فرمود: «نزد آنها برو و در مورد ازدواج با من سخن بگو.»

پیامبر صلی الله علیه وسلم با سوده ازدواج کرد و در همان وقت خوله به خانه ابوبکر صدیق رضی الله عنه نزد همسر ابوبکر، (ام رومان) دختر عامر رفت. ام رومان زنی بود که پیامبر در مورد او فرمود: هر کسی دوست دارد که به یکی از حورهای بهشت نگاه کند به ام رومان نگاه کند[2].

خوله گفت: آیا می‌دانی که خداوند چه خیر و برکتی بر شما نازل کرده است؟ ام رومان با خوشحالی پرسید آن خیر و برکت چیست؟ خوله گفت: مرا پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرستاده تا عایشه را برای او خواستگاری کنم.

ام رومان گفت: منتظر باش تا ابوبکر بیاید.

ابوبکر آمد وخوله به او گفت: خداوند خیر و برکت بزرگی به شما عنایت فرموده است! ابوبکر پرسید چه خیر و برکتی؟ خوله گفت: مرا پیامبر صلی الله علیه وسلم برای خواستگاری عایشه فرستاده است.

ابوبکر گفت: عایشه برادرزاده آن حضرت به حساب می‌رود، آیا مناسب است که او با برادرزاده‌اش ازدواج کند؟

رسول اکرم صلی الله علیه وسلم وقتی گفته ابوبکر را از زبان خوله شنید گفت: برگرد و به ابوبکر بگو تو برادر اسلامی و دینی من هستی و ایرادی ندارد که من با دختر تو ازدواج کنم.

وقتی خوله نزد ابوبکر بازگشت و به او خبر داد که این ازدواج ممنوعیت و اشکالی ندارد. ابوبکر به خوله گفت: منتظر باش تا برگردم. وقتی ابوبکر خانه را ترک کرد، ام رومان به خوله گفت: عایشه نامزد جبیر فرزند مطعم بن عدی است و ابوبکر تاکنون هیچ وعده‌ای از وعده‌هایش را خلاف نکرده است و مطعم و فرزند او از مشرکین بودند، هنگامی‌که ابوبکر نزد آنها رفت و آنها را از خواستگاری عایشه مطلع کرد، مادر جبیر به مطعم گفت: اگر فرزندمان با دختر ابوبکر ازدواج کند از دین قریش برمی‌گردد و ممکن است دین محمد صلی الله علیه وسلم را که دوست ابوبکر است بپذیرد بنابراین نباید فرزندمان با دختر ابوبکر ازدواج کند. ابوبکر از وعده‌اش آزاد شد چون او هرگز دخترش را به عقد فرد مشرکی در نمی‌آورد، ابوبکر به خانه برگشت و با ازدواج پیامبر صلی الله علیه وسلم با عایشه موافقت کرد.

در آن هنگام عایشه دختر بچه‌ای هفت ساله بود. و حالات آغازین اسلام وستم مشرکین را که بر پیامبر صلی الله علیه وسلم روا می‌داشتند مشاهده می‌نمود.

مسلمین به حبشه هجرت کردند، پیامبر صلی الله علیه وسلم از خانه ابوبکر به سوی مدینه هجرت نمود.

بعد از اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در مدینه مستقر شد ابوبکر فرزندش عبدالله را فرستاد تا خانواده او را از مکه بیاورد. خانواده ابوبکر از مکه به سوی مدینه رهسپار گردید بعد از رسیدن به مدینه مدت زیادی گذشت تا اینکه عایشه با پیامبر صلی الله علیه وسلم ازدواج و به خانه او برده شد. برای عروسی پیامبر صلی الله علیه وسلم جشن ولیمه برقرار نگردید و هیچ حیوانی سر بریده نشد، بلکه کمی ‌شیر از خانه سعد بن عباده آورده شده و هر دو از آن نوشیدند و عایشه به همسری پیامبر صلی الله علیه وسلم در آمد.

 

فضیلت عایشه رضی الله عنها :

عایشه در مورد خود چنین می‌گوید: هفت امتیاز به من داده شده که به جز به مریم دختر عمران، به کسی دیگر از زنان چنین امتیازاتی داده نشده است.

1- جبرئیل علیه السلام در خواب، صورت مرا به پیامبر نشان داده و به او گفت که با من ازدواج کند.

2- من تنها زن دوشیزه پیامبر صلی الله علیه وسلم هستم.

3- رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در حالی از دنیا رفت که سرش در آغوش من قرار داشت.

4- او را در خانه‌ام دفن کردند، فرشتگان اطراف خانه‌ام حلقه زده بودند.

5- پیامبر صلی الله علیه وسلم با من در بستر خواب بود که وحی نازل شد.

6- و من دختر خلیفه‌ی پیامبر و تصدیق‌کننده‌ی او، هستم و نزد شخصی پاکیزه بودم.

7- و به من وعده‌ی بخشش و روزی خوب نزد خداوند داده شده است.[3].

ذهبی در مورد عایشه رضی الله عنها می‌گوید: (او مطلقاً، فقیه‌ترین زن امت اسلامی است). عمرو بن عاص رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید: ای پیامبر خدا! چه کسی را از همه مردم بیشتر دوست دارید؟ فرمود: عایشه را. عمرو گفت: از مردان چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ فرمود: پدر عایشه ابوبکر را[4].

بعضی مردم در غزوه بنی مصطلق عایشه را تهمت زده و بر او دروغ بستند اما خداوند از آسمان آیه فرستاد و او را تبرئه نمود و به پاکدامنی او شهادت داد.

عایشه، پیامبر صلی الله علیه وسلم را به شدت دوست می‌داشت تا جایی که در این مورد با دیگران رقابت می‌کرد، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به عایشه گفت: دوستی من نسبت به تو حلقه آهنی و ناگسستنی است.

از بس که پیامبر برادر را دوست داشت و او نیز به پیامبر صلی الله علیه وسلم محبت می ورزید، همیشه می‌گفت: دوست دارم زنان خانواده ما در ماه شوال ازدواج کنند. وقتی پرسید که چرا؟ گفت: رسول اکرم صلی الله علیه وسلم مرا در ماه شوال عقد کرد و در شوال مرا به خانه خود برد، و من از همه زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم بهره بیشتری از آن حضرت بردم.

او بر اثر محبت پیامبر صلی الله علیه وسلم غیرتش جوش می‌کرد و رشک می‌برد، پیامبر صلی الله علیه وسلم با لبخند می‌پرسید: غیرت‌ات جوش کرد؟ عایشه می‌گفت: چگونه بر محبت پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم غیرتم جوش نکند و بر دیگران رشک نبرم. عایشه می‌گوید: در هنگام وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم دیدم ایشان صلی الله علیه وسلم در آغوشم سنگینی می‌کند به چهره‌اش نگاه کردم دیدم چشمهایش را باز کرده و به سوی آسمان نگاه دوخته و می‌گوید: بلکه یار و دوست بالا را اختیار می‌کنم.

گفتم: ای پیامبر خدا! به تو اختیار داده شده که از دنیا و آخرت یکی را قبول کنی و سوگند به ذاتی که تو را به حق مبعوث داشته تو بهترین اختیار کردی، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در آغوش من وفات کرد، سرش را بر بالش گذاشتم و بلند شدم و با دیگر زنها شروع به گریه کردن نمودم[5].

عایشه رضی الله عنها سالهای زیادی بعد از پیامبر صلی الله علیه وسلم زنده بود و مرجع اساسی مسلمین در حدیث و سنت و فقه به شمار می‌رفت.

معتمدین و بزرگان تابعین که در عصر عایشه زیسته‌اند در مورد او می‌گویند: اگر علم و دانش عایشه با علم زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم و تمام زنان دنیا مقایسه شود، علم عایشه بیشتر خواهد بود[6].

عایشه هزاران حدیث از احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را حفظ کرده بود.

عایشه در ماه رمضان در سن 66 [7] سالگی از این جهان رخت بربست. ابوهریره نماز جنازه او را خواند و بزرگ بانوی اسلام در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

وقتی ام سلمه را خبر کردند که عایشه فوت کرده است گفت: سوگند به خدا که پیامبر صلی الله علیه وسلم او را از همه بیشتر دوست می‌داشت به جز پدرش که از همه مردم نزد پیامبر محبوب‌تر بود[8].

سایت نوار اسلام

IslamTape.Com

 

پی‌نوشتها و ارجاعات:

------------

برای نوشتن چند صفحه ازسیرت عایشه به مراجع زیادی مراجعه نموده‌ایم که بعضی عبارتند از: طبقات ابن سعد ج 8 – أسد الغابة ج 6،سیر أعلام النبلاء ج 2، الاستیعاب ج 4 ص 348، البدایة والنهایة 8/91، ج 3 ص 130 – وفیات الاعیان ج 3 ص 16 – صحیح بخاری – فضائل الصحابه 868، 878 – وعیون الأثر 378، 380.

[1] بخاری در جاهای مختلفی این حدیث را ذکر فرموده است مثلا در مناقب الانصار، باب تزویج النبی عایشه وقدومها المدینه به شماره 3895 این حدیث را بیان داشته است.

[2] أسد الغابة ج 6 ص 331، طبقات ابن سعد ج 8 ص 277.

[3] ذهبی درسیر أعلام النبلاء ج 2 ص 141، از شبر بن ولید... از علی بن زید بن جدعان از مادربزرگش روایت کرده است.

[4] بخاری 7/19 فضائل اصحاب النبی، و مسلم در الفضائل 2384 روایت کرده است.

[5] تاریخ الطبری ج 3ص 167

[6] ابن شهاب الزهری در الإصابة ج 3 ص 140.

[7] طبقات ابن سعد ج 8 ص 76.

[8] اعلام النبلاء ج 2.

 

 

 

    منبع: سایت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

عن عبد الرحمن بن عبد الله بن مسعود، عن أبیه، قال: أتاه رجل فقال: یا أبا عبد الرحمن علمنی کلمات جوامع نوافع. فقال: «أعبد الله ولا تشرک به شیئاً، وزل مع القرآن حیث زال، ومن جاءک بالحق فاقبل منه وإن کان بعیداً بغیضاً، ومن جاءک بالباطل فاردد علیه وإن کان حبیباً قریباً».

مردی نزد عبدالله بن مسعود آمد و گفت: کلمات مختصر و مفیدی را به من یاد بده، فرمود: «الله را عبادت کن و برای او شریک قرار مده، و همواره عمر خود را با قرآن سپری کن، و هرکس که با حق نزد تو آمد از وی بپذیر هرچند که غریب و دشمن باشد، و هرکس که با باطل نزد تو آمد آنرا نپذیر هرچند که دوست نزدیک باشد».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.