من جوانی هستم 19 ساله، مشتاق رسیدن به حقیقت دین که آیا اهل سنت حق است یا شیعه؟
من جوانی هستم 19 ساله، مشتاق رسیدن به حقیقت دین که آیا اهل سنت حق است یا شیعه؟ موضوع: مهتدون (هدایت شدگان) تاریخ انتشار: 2013-07-27 | بازدید: 805

نظر شما در مورد آیه 159 سوره انعام و 32 سوره روم چیست؟

و دلایل حقانیت اهل سنت را برای من بیان کنید.

لطفا من را راهنمایی کنید چون من ایمان دارم که خداوند راه رهایی از این شک و شبهه ها که همه مردم در حال حاضر گرفتار آن هستند را باز گذاشته و این طور نیست که بعضیها می پندارند خداوند و پیامبر مردم را در ظلمات رها کرده و توجهی به آنان ندارد و دوم اینکه من در حال ساخت نرم افزارهای قرآنی هستم با مطلب راز عدد 19 در قرآن که فقط به خدا و پیامبر و قرآن ایمان قاطع دارم و در آخر هم بگویم که اگر هر کدام از علمای طرفین من را قانع کند من نیز به آن می پیوندم.

 

الحمدلله،

ما قبل از هرچیز باید به این سوال پاسخ دهیم که: چرا خداوند پیامبر صلی الله علیه وسلم را مبعوث کرد؟ هدف الله تعالی چه بود و برای چه چیزی صورت گرفت؟ اگر شما به قرآن نگاه کنید متوجه خواهید شد که قرآن می فرماید: مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم به خدا ایمان و باور داشتند! چنانکه می فرماید:

‏« قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِیهَا إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (84) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ (85) قُلْ مَنْ رَبُّ ‏السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (86) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ (87) قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ ‏کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (88) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّی تُسْحَرُونَ» ‏مؤمنون84- 89. یعنی: «بگو، اگر می دانید زمین و هرکس که در آن است، از آن کیست؟ ‏زودا که می گویند از آنِ الله است، بگو آیا پند نمی گیرید؟ بگو پروردگار آسمانهای هفتگانه و ‏عرش عظیم کیست؟ زودا که می گویند اینها از آنِ الله است. بگو پروا نمی کنید؟ بگو اگر می ‏دانید ملکوت همه چیز به دست کیست؟ و کیست که امان می دهد و در برابر او نمی توان به ‏کسی امان داد؟ زودا که می گویند: اینها از آنِ الله است. بگو: پس چگونه فریب داده می شوید؟»‏

و باز قرآن می فرماید که مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگز گمان نمی کردند که بتهایشان دنیا را خلق کرده یا باران می بارانند و یا مشکلاتشان را حل می کنند! پس باز سوال: اگر مشرکان چنین اعتقاداتی داشتند، پس چه نیازی بود تا خداوند پیامبری بفرستد؟

پاسخ سوال در خود قرآن آمده است: هدف از ارسال پیامبران از جمله پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم چیزی جز دعوت مردم به توحید در عبادت نبود.

باز به سوالات فوق باز ی گردیم: اگر مشرکان به خدا باور داشتند، پس چرا خداوند در قرآن آنها را با لفظ مشرک خطاب می کند؟ و چرا پیامبرش را به سوی آنها فرستاد تا هدایت را برگزینند؟

دلیل آن این بود که: داشتن ایمان به خدا برای رها شدن از شرک کافی نیست، وگرنه آن مشرکان به خداوند بزرگ اعتقاد راسخ داشتند، اما آنچه که در میان آنها وجود نداشت، توحید بود. چرا و به چه علت آنها توحید نداشتند؟ آنها توحید نداشتند و بلکه مشرک بودند چون: بین خود و خدا بتها را واسطه قرار داده بودند. البته لازمست گفته شود که آنها در حقیقت بتها را واسطه نمی کردند، بلکه اولیای صالح قوم خود را واسطه می کردند، اما چون آن اولیا مرده بودند، لذا برای آنکه بهتر بتوانند آنها را جلوی چشمانشان مجسم کنند و واسطه را با حضور قلب بیشتری انجام دهند، می آمدند و مجسمه ی آن اولیاء را می ساختند و بعدها به ان مجسمه ها بت گفته می شد، بنابراین در حقیقت مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم با وجود آنکه به خدا باور داشتند ولی از آنجائیکه اولیای صالح قوم خود را بین خود و خدا واسطه می کردند، لذا خداوند این واسطه گری را نوعی شرک می دانستند و لذا به آنها لفظ مشرک خطاب می کرد.

دلیل این گفته ها را می توانید در فتوای شماره (3296) بصورت مفصل همراه با دلایل قرآنی بخوانید.

بنابراین متوجه شدیم که هدف از مبعوث شدن پیامبر صلی الله علیه وسلم در حقیقت زدودن شرک واسطه گری و توسلات نامشروع و بندگی آدمها (چه زنده و چه مرده) و بلکه بندگی پروردگار بدون شریک گذاشتن برای ایشان بود. حال اگر کمی انصاف بخرج دهیم، خواهیم یافت که متاسفانه تشیع اصل و اساس هدف بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم را نقض کرده است! اگر به اعمال اهل تشیع بنگریم، خواهیم یافت که چگونه اولیاء الله را بین خود و خدا واسطه قرار می دهند، هرچند که نماز می خوانند و دیگر ارکان اسلام را انجام دهند، ولی اصل و اساس دین اسلام را ویران کرده اند! و بمانند مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم برای عمل واسطه گری و شرکیات خود، توجیه و دلیل می آورند!! در حالیکه دلایل آنها دقیقا همان دلایل مشرکان مکه بود که می گفتند: ما آنها را  عبادت نمی کنیم، بلکه هدف ما فقط نزدیکی به خدا است. زیرا ما بندگان گناهکاری هستیم و آنها اولیاء الله می باشند، پس صدای ما را به خدا می رسانند!!

چنانکه قرآن در مورد بهانه ی آنها برای انجام واسطه می‌فرماید:«وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ»یونس18. یعنی:«غیر از الله چیزهایی را عبادت می کردند که قادر به جلب منفعت و دفع ضرر از ایشان نبود و می گفتند اینها شفاعت کنندگان ما نزد الله هستند.»

و باز می فرماید:«وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی» زمر 3. یعنی: «غیر از الله را ولی خود قرار می دادند و می گفتند ما آنها را عبادت نمی کنیم جز اینکه ما را به الله نزدیک گردانند.»

اگر به اعتقادات و باورهای تشیع بنگریم، خرافات بسیار زیادی را خواهیم دید که هر انسان عاقلی را به افسوس و یا خنده وا می دارد! اعتقاداتی خرافی که بر سر قبور امامان مشاهده می کنیم، یا دادن صفات خداوندی به امامان، یا قائل بر معصوم بودن آنها و اعتقاد به غیب شدن کودکی دارند که گویا بر او بمانند پیامبر صلی الله علیه وسلم وحی می شود! و اعتقاد به اینکه تمامی کائنات در دستان امام زمانشان است! اعتقاد دارند که ائمه از پیامبران هم والاتر و بلند مقامتر هستند، حتی برخی از اهل تشیع گمان دارند که قرآن تحریف شده است و قرآن اصلی نزد امام زمانشان است!!

و یا از آن طرف:

عقیده دارند که پیامبر صلی الله علیه وسلم پس از 23 سال زحمت، نتوانست بیشتر چند نفر انگشت شمار شاگرد تربیت کند، بلکه همگی منافق بودند؟! در حالیکه خداوند در قرآن از صحابه تمجید می کند و به آنها می فرماید:

« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ » ( توبه 100)

یعنی: پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزی بزرگ!

آنها به ام المومنین عایشه رضی الله عنها بمانند همان منافقان مدینه تهمت زنا می زنند، در حالیکه خداوند در سوره ی نور او را تبرئه می کند، ولی تشیع با وجود این برائت، باز بعلت کینه ای که دارند، تفره می روند و باز عایشه رضی الله عنها را متهم می کنند.

و الان هم کار شیعه فقط اهانت و ناسزاگویی و لعن فرستادن به این و آن شده است، از هدف اصلی اسلام فاصله ی بسیار زیادی گرفته اند و بجای آنکه مدار اسلام را بر محور الله تعالی بگیرند، همه ی هم و غمشان امامان و ائمه و چراغانی کردن قبور و جشن و سوگواری و عزاداری و ... شده است! انگار اسلام آمده است تا فقط آن چند ائمه را شب و روز بر زبان بیاوریم و در مورد آنها غلو کنیم و آنها را واسطه نماییم و به آنها صفات خدایی بدهیم.. و اصل و اساس را کنار بگذاریم و همه انرژی خود را صرف آن کنیم که چا فلانی 1400 سال قبل چنان کرد و چرا فلانی چنین نکرد؟!!

ماجرای غدیر غم را تحریف می کنند تا به قول خود امامت را برای علی رضی الله عنه ثابت کنند، در حالیکه خود علی رضی الله عنه هرگز چنین ادعایی نکرده است.

در حقیقت ما می گوییم: اهل اسلام در زمان خلفای راشدین همگی متحد بودند ولی بعدها بدلیل پیشرفت مسلمین در تصرف سرزمینهای کفار، آنها را بر آن داشت تا بگونه ی دیگری با اسلام مبارزه کنند، در این میان یک فرد یهودی بنام عبدالله ابن سبا که اهل یمن بود به ظاهر ادعای اسلام نمود و سپس با نفوذ در بین قشر عوام و غلو کردن در حق علی و جفا کردن در حق دیگر خلفا، برای خود پیروانی جمع آوری نمود و سپس همین گروه او مدعی شدند که پیامبر صلی الله علیه وسلم در غدیر خم علی رضی الله عنه را جانشین کرده و ابوبکر رضی الله عنه حق او را خوده است!! در حالیکه خود علی رضی الله عنه چنین ادعایی نکردند و بعد ها همین گروه سبائیه ادعای طرفداری از علی و خاندان او را کردند و خود را پیرو (شیعه) علی دانستند و بعدها به شیعه معروف شدند و هدف اصلی و شکل گیری هسته ی اصلی آنها بر اساس تفرقه در میان صفوف مسلمین بود که متاسفانه تا حدودی به نتایجی رسیدند و افرادی ساده دل آنها را باور کردند و از مسیر اصلی اسلام منحرف گشتند تا به امروز رسیدند..

در مورد حقیقت غدیر خم به فتوای (4561) و (4054) مراجعه کنید.

 

اما در عقیده ی اهل سنت، واسطه حرام و شرک است، اهانت به صحابه و اهل بیت حرام و گناه است، در مورد نظر اهل سنت در خصوص اهل بیت به (5437) مراجعه کنید.

اهل سنت نه افراط در حق انسانها از جمله اهل بیت و صحابه را روا می داند و تفریط در حق آنها را درست می پندارد، بلکه راه میانه را در پیش گرفته؛ هرکس در مقامی است که شایسته ی آن جایگاه را دارد.

 اطاعت و فرمانبرداری از کسی جز الله و پیامبر صلی الله علیه وسلم روا نیست، غلو کردن حرام است، دادن صفات خدایی به هر انسانی ولو پیامبر صلی الله علیه وسلم حرام و شرک است. هیچ سخنی از هیچکس پذیرفته نیست (حتی اگر خلیفه ی راشده باشد) مگر آنکه برای خود دلیل از قرآن یا فرموده های صحیح پیامبر صلی الله علیه وسلم بیاورد، تقلید حرام است، هیچکس معصوم نیست بجز پیامبران و آنهم تحت توضیحات خود، ساختن بارگاه و ابنیه بر روی قبور حرام است، عزاداری و شیون و نوحه و امثالهم جایز نیست، قرآن مدار اسلام است و همه ی ما گوش بفرمان الله و رسول صلی الله علیه وسلم در راستای اهداف عالیه ی اسلام پیش می رویم، و برای گذشتگان خود دعا می کنیم و اختلافات آنها را به خودشان و خداوند وا می گذاریم، زیرا ما مسئول گناه و اعمال کسی نیستیم.

علت این ادعا هم فرمایش الله تعالی است:

« تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ»(بقره 134)

یعنی: آنها امتی بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نیز مربوط به خود شماست؛ و شما هیچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود.

و باز می فرماید: « وَلاَ تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی ثُمَّ إِلَی رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ»(انعام 164)

یعنی: هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‏دهد؛ و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی‏شود؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، خبر خواهد داد.

« وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَی حِمْلِهَا لَا یُحْمَلْ مِنْهُ شَیْءٌ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَی»(فاطر 18)

یعنی: هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‏کشد؛ و اگر شخص سنگین‏باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند، چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزدیکان او باشد!

پس بهتر است بجای پرداختن به مسائل گذشتگان، از کارهای نیک آنها پیروی نماییم و کارهای نادرستشان را بین مردم شایع و پخش نکنیم بلکه برای آنها دعای مغفرت نماییم. ونیز به فکر اعمال خود بوده زیرا هرکسی در قیامت مسئول اعمال خود است.

الله تعالی اینگونه مسلمانان را تمجید می کند:

« وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ» (حشر 10)

یعنی: (همچنین) کسانی که بعد از آنها [بعد از مهاجران و انصار] آمدند و می‏گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‏ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»

امام‌ رازی ‌می‌گوید: «بدان‌که‌ این‌ آیات‌ در بر گیرنده‌ تمام‌ مسلمین‌ است‌ زیرا مسلمانان‌ از این ‌سه‌ گروه‌ خارج‌ نیستند؛ یا مهاجرند، یا انصار، یا هم‌ کسانی‌ اند که‌ بعد از ایشان ‌آمده‌اند. سپس‌ اضافه‌ می‌کند: هر کس‌ که‌ سابقان‌، یعنی‌ مهاجران‌ و انصار را به ‌دعا و رحمت‌ یاد نکند بلکه‌ از ایشان‌ به‌ بدی‌ یاد نماید، او بر اساس‌ نص‌ آیه‌ از اقسام‌ مؤمنان‌ خارج‌ است‌».

در انتها توصیه می کنیم که کتاب " سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد" و " سرخاب و سفید آب - شیعه پاسخ نمی دهد" و " فضائل اهل بیت و منزلت والای آنان از دیدگاه اهل سنت" را از سایت نوار اسلام دانلود و مطالعه فرمایید. همچنین می توانید به فتوای (5437) که در مورد عقیده ی اهل سنت راجع به اهل بیت است مراجعه کنید و یا به سایت "مهتدین" نیز سری بزنید.

 

همه ی انسانها در وحله ی اول نزد خداوند یکسانند و ملاک برتری تقواست، نه نسب و نژاد و انتساب به فلانی و فلانی..

در یک کلام: اهل سنت بر راه و روش و سیره و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار گرفته و لذا فقط و فقط قرآن و فرموده های او برای ما حجت است نه هیچکس دیگری..

پیشنهاد می شود به فتوای (4607) و (5561) و (4064) نیز مراجعه شود. و در انتها فقط می گوییم: برای تشخیص راه درست، مطالعه ی قرآن کافیست تا بدانید که تشیع چقدر با روح اسلام فاصله گرفته است.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

حدثنا یحیی ابن یمان، قال: سمعت سفیان الثوری، یقول: «الأعمال السیئة داء، والعلماء دواء، فإذا فسد العلماء فمن یشفی الداء؟». "حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

یحیی بن یمان می گوید: شنیدم که سفیان ثوری می فرمود: «اعمال و کارهای بد و زشت درد هستند و علماء دوای آن دردها هستند، هرگاه علماء فاسد شدند پس چه کسی دردها را درمان کند؟».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.