بررسی ضعف حدیث: (لما اقترف آدم الخطیئة قال: یا رب أسألک بحق محمد لما غفرت لی)
بررسی ضعف حدیث: (لما اقترف آدم الخطیئة قال: یا رب أسألک بحق محمد لما غفرت لی) موضوع: توسل و شفاعت تاریخ انتشار: 2013-07-29 | بازدید: 832

سوالی داشتم در مورد عقیده که: آیا درست هست که از خداوند بخواهیم خدایا به حق محمد یا بخاطر فلان ما را ببخش که این با توحید منافات دارد البته بنده شاید اشتباه کنم ولی تا جایی که بدانم به این شیوه درست نیست.

 بنده به یک حدیث برخوردم می خواستم صحت آنرا بدانم:

 حدثنا أبو سعید عمرو بن محمد بن منصور العدل ، ثنا أبو الحسن محمد بن إسحاق بن إبراهیم الحنظلی ، ثنا أبو الحارث عبد الله بن مسلم الفهری ، ثنا إسماعیل بن مسلمة ، أنبأ عبد الرحمن بن زید بن أسلم ، عن أبیه ، عن جده ، عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه ، قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : « لما اقترف آدم الخطیئة قال : یا رب أسألک بحق محمد لما غفرت لی ، فقال الله : یا آدم ، وکیف عرفت محمدا ولم أخلقه ؟ قال : یا رب ، لأنک لما خلقتنی بیدک ونفخت فی من روحک رفعت رأسی فرأیت علی قوائم العرش مکتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت أنک لم تضف إلی اسمک إلا أحب الخلق إلیک ، فقال الله : صدقت یا آدم ، إنه لأحب الخلق إلی ادعنی بحقه فقد غفرت لک ولولا محمد ما خلقتک » هذا حدیث صحیح الإسناد وهو أول حدیث ذکرته لعبد الرحمن بن زید بن أسلم فی هذا الکتاب المستدرک علی صحیحین 4194

 که در این حدیث آدم فرموده به حق محمد من را ببخش بعد الله او را بخشیده، آیا این صحت دارد؟

 

الحمدلله،

دعا کردن همرا با توسل به جاه و منزلت پیامبر صلی الله علیه وسلم یا یکی از انبیاء و اولیاء و ائمه و یا فلانی و فلانی، شرک اکبر نیست ولی حرام و بدعت است و راهی را به سوی شرک باز می کند. اگر به فتاوای (4686) و (3750) مراجعه کنید مفصلا این مسئله را تشریح کردیم، پس لطفا به آن فتاوی مراجعه کنید.

اما حدیثی را که سوال کننده در سوال خود به آن اشاره نموده و متاسفانه اهل بدعت برای اثبات اعتقاد فاسد خود به آن استناد می کنند، حدیث دروغین و جعلی است، و حتی ضعیف هم نیست!

بر طبق این حدیث ساختگی که برای جواز توسل به مقام و منزلت پیامبر صلی الله علیه وسلم به آن استناد می شود، از عمر ابن خطاب رضی الله عنه روایت شده که گفت: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : « لما اقترف آدم الخطیئة قال : یا رب أسألک بحق محمد لما غفرت لی ، فقال الله : یا آدم ، وکیف عرفت محمدا ولم أخلقه ؟ قال : یا رب ، لأنک لما خلقتنی بیدک ونفخت فی من روحک رفعت رأسی فرأیت علی قوائم العرش مکتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت أنک لم تضف إلی اسمک إلا أحب الخلق إلیک ، فقال الله : صدقت یا آدم ، إنه لأحب الخلق إلی ادعنی بحقه فقد غفرت لک ولولا محمد ما خلقتک ».

یعنی: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هنگامی که آدم علیه السلام مرتکب گناه شد، اینگونه دعا کرد: پروردگارا! به حق محمد (پیامبر آخر زمان) از تو مسئلت دارم که مرا بیامرزی، خداوند متعال هم فرمود: ای آدم، چگونه محمد را شناختی درحالیکه هنوز او را خلق نکرده ام؟ آدم گفت: پروردگارا! زیرا هنگامی که مرا با دستانت خلق کردی و از روح خود در من دمیدی، سرم را بالا بردم و دیدم که بر روی عرش نوشته شده " لا إله إلا الله محمد رسول الله " و من هم دانستم که تو اسم کسی را جز محبوبترین خلقت را نزد اسم خود قرار نمی دهی، خداوند متعال فرمود: راست گفتی ای آدم، او (محمد) محبوترین خلایق نزد من است، پس به حق او نزد من دعا کن و من نیز تو را آمرزیدم و براستی که اگر بخاطر محمد نبود تو را هم خلق نمی کردم».

این حدیث را طبرانی در معجم الاوسط (6/313-314 رقم:6502) آورده است و همچنین در مستدرک حاکم (2/615) و ابونعیم در"دلائل النبوة" و بیهقی هم در "دلائل النبوة" (5/488) ابن عساکر و غیره نیز آنرا ذکر کرده اند.

اما همانطور که گفته شد این حدیث باطل و دروغ و ساختگی است، برای بیان ذکر علما در خصوص این حدیث دروغین باید در ابتدا اشاره کنیم که این حدیث دارای دو سلسله روایت و به اصطلاح دو سند است:

طریق اول: امام طبرانی در "معجم الاوسط" از طریق محمد بن داود بن اسلم صدفی مصری از احمد بن سعید مدنی فهری از عبدالله بن اسماعیل مدنی از عبدالرحمن بن زید بن اسلم از پدرش از جدش از عمر رضی الله عنه .

و طریق دوم: حاکم در "مستدرک" و بیهقی و ابونعیم در "دلائل النبوة" از طریق أبوالحارث عبد الله بن مسلم الفهری، از إسماعیل بن مسلمة ، ازعبد الرحمن بن زید بن أسلم ، از پدرش، از جدش، از عمر بن الخطاب رضی الله عنه.

 

بررسی اقوال محدثین در ارتباط با راویان این دو سند:

طریق اول: در این سند چند نفر وجود دارند (محمد بن داود، و احمد بن سعید فهری، و عبدالله بن اسماعیل مدنی) که شخصیت آنها مجهول است و به اصطلاح مجهول الحال هستند، و همین امر موجب طعن در حدیث خواهد شد.

همچنین در این سند شخصی بنام "عبدالرحمن بن زید بن اسلم" وجود دارد که او شخصی متروک الحدیث است و چندین حدیث دروغین را روایت کرده است. و امام احمد و ابوداود و نسایی و ابوزرعه و دیگران او را ضعیف می دانند، و ابن مدینی و را شدیدا ضعیف دانسته و حتی ابونعیم در مورد او گفته: او احادیث موضوع و ساختگی روایت کرده است.

نگاه کنید به: "المقتنی فی سرد الکنی" (1/163) و (3/423 رقم: 1643) تالیف امام ذهبی. و کتاب "تهذیب الکمال" (17/119-114).

 

طریق دوم: این سند هم دارای دو علت و سبب مخفی (که به صحت حدیث خدشه وارد می کند) وجود دارد:

1- فردی بنام "عبدالله بن مسلم ابوالحارث فهری" در سند وجود دارد که او مجهول الحال است و امام ذهبی در مورد او می گوید: نمی دانم او کیست؟ و ادامه داده و گفته: او حدیث دروغی را از اسماعیل بن مسلمه بن قعنب از عبدالرحمن بن زید بن اسلم روایت کرده: «یا آدم لولاک محمد ما خلقتک». کتاب "المیزان" (2/504) و "تهذیب الکمال" (3/208).

2- شخصی بنام "عبدالرحمن بن زید بن اسلم" در سند وجود دارد (که در سند اول هم وجود داشت) که او متروک الحدیث است.

 

خلاصه اینکه به توجه به ایرادات فوق، محدثین حکم به دروغ بودن حدیث داده اند. و امام ذهبی و ابن عبدالهادی و ابن حجر عسقلانی و البانی همگی حدیث را دروغ و باطل دانسته اند، ولی امام بیهقی و ابن کثیر و سیوطی و ملا علی قاری حدیث را ضعیف دانسته اند. نگاه کنید به: "الصارم المنکی فی الرد علی السبکی" (44 ص) و سلسلة الاحادیث موضوعة البانی (حدیث 25).

 

اما در ارتباط به این قول حاکم که بعد از روایت حدیث آنرا ذکر کرده: « هذا حدیث صحیح الإسناد وهو أول حدیث ذکرته لعبد الرحمن بن زید بن أسلم». یعنی: این حدیث (حدیث مورد مناقشه) صحیح الاسناد است و اولین حدیث است که از عبدالرحمن بن زید بن اسلم ذکر کرده ام.

امام ذهبی در تعلیقی بر این کلام حاکم گفته: «بل موضوع، و عبدالرحمن واهٍ». یعنی: بلکه این حدیث موضوع و ساختگی است، چرا که عبدالرحمن (بن زید) فردی ضعیف و ناچیز است.

بنابراین حاکم در خصوص تصحیح این حدیث دچار اشتباه شده است، بنابراین این حدیث باطل و مردود است، و نمی توان به احادیث باطل استناد جست، هرچند که اهل بدعت به صحت و ضعف روایات اهمیت نمی دهند، خصوصا که عقاید باطل آنها جز از طریق روایات باطل و ضعیف ثابت نمی شود.

در فتوای (5563) به بعضی دیگر از احادیث دروغین مشابه با حدیث فوق اشاره شده است.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

قال أبو سلیمان الدارانی رحمه الله : «اختلفوا علینا فی الزهد بالعراق ؛ فمنهم من قال: الزهد فی ترک لقاء الناس ، ومنهم من قال: فی ترک الشهوات ومنهم من قال : فی ترک الشبع، وکل منهم قریب بعضه من بعض ، قال: وأنا أذهب إلی أن الزهد فی ترک ما یشغلک عن الله عز وجل». "جامع العلوم والحکم " (ص : 310).

ابو سلیمان دارانی رحمه الله فرمود: «علمای عراق درباره تعریف زُهد اختلاف کرده اند: بعضی گفته اند: زهد با ترک مردم (و دنیا) حاصل می شود، و بعضی گفته اند: زهد با ترک شهوات بدست می آید، و بعضی دیگر گفته اند: زهد در ترک سیر شدن از غذا است، و هرکدام از این معانی به هم نزدیکند، و بنظر من زهد یعنی ترک هرآنچیزی که تو را از خداوند عزوجل غافل می کند».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.