پیامبر در جریان مباهله با نصاری نجران چه کسانی را همراه خود برد؟
پیامبر در جریان مباهله با نصاری نجران چه کسانی را همراه خود برد؟ موضوع: سیره نبوی تاریخ انتشار: 2013-07-30 | بازدید: 796

میخواستم درباره ی تفسیر آیة 61 سورة ال عمران سوال کنم...اینکه آیا در این آیه که کلمه ی «أنفسنا» آمده است منظور از رسول الله است فقط یا علی بن ابی طالب رضی الله عنه هم حساب میشود؟ و اینکه آیا ایشان حضرت علی را با خودشان برده اند برای مباهله یا خیر؟ اگر جواب بله است چرا رسول الله ایشان را با خودشان برده اند؟ چرا حضرت ابوبکر یا عمر را نبرده اند و اگر نبرده اند پس چه کسی را با خودشان برده اند؟

 

الحمدلله،

پیامبر صلی الله علیه وسلم به سران (مسیحی) نجران نامه‌ای با این عنوان نوشت: من شما را از عبادت و ولایت بندگان به عبادت و ولایت پروردگار فرا می‌خوانم و اگر از اطاعت پروردگار سرپیچی نمایید، من با شما خواهم جنگید. "البدایه و النهایة، ابی شهبة ج 2، ص 547". ‏

وقتی نامه پیامبر به دست اسقف نجران افتاد، مردم را گرد آورد و نامه را برای آنان قرائت نمود و پس از رایزنی و مشورت به این نتیجه رسیدند که هیئتی متشکل از سران و اعیان قوم نزد پیامبر خدا بروند؛ چنانکه طبق روایتی هیئتی متشکل از چهارده نفر و طبق روایتی از شصت نفر به سرپرستی شورایی متشکل از عاقب، سید و ابوالحارث نزد پیامبر آمدند.

روز اول در حالی که بر رسول خدا در مسجد ایشان وارد شدند که لباس کشیشان را پوشیده بودند و شانه‌هایشان با قطعه پارچه‌ای ابریشمی پوشیده بود. پیامبر ازآنان دوری نمود و با آنان سخنی نگفت؛ سپس عثمان به آنها فهمانید که پیامبر این نوع پوشش را نمی‌پسندد. بنابراین، روز بعد با لباس راهبان آمدند و سلام کردند. پیامبر صلی الله علیه وسلم جواب سلامشان را داد و آنان را به اسلام فرا خواند، اما آنها نپذیرفتند و گفتند: ما مسلمان هستیم. پیامبر فرمود: شما را سه چیز از مسلمان شدن باز داشته است: عبادت صلیب؛ خوردن گوشت خوک و اعتقاد شما به اینکه خدا فرزندی دارد.

بحث و مباحثه آنان به درازا کشید و پیامبر برای آنان آیاتی از کلام خدا، تلاوت نمود. آنان به پیامبر گفتند: چرا شما در مورد پیامبر خدا، جسارت می‌نمایید و می‌گویید بنده خدا است؟ پیامبر فرمود: عیسی بنده خدا و پیامبر او و کلمه‌ایست که خداوند به مریم القا نموده است. این سخن آنان را بر آشفته نمود و گفتند: آیا انسانی سراغ داری که پدر نداشته باشد؟ آن گاه خداوند، این آیات را نازل فرمود:

« إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ» (آل‌عمران، 59)

«همانا عیسی در خلقت، مانند آدم است. خداوند آدم را از خاک آفرید، سپس به او گفت: خلق شو؛ پس پدید آمد.»

این استدلال، تمامی احتجاجات آنان را نابود ساخت؛ زیرا آنان خواهان نمونه‌ای بودند که پسری بدون پدر متولد شده باشد، اما پیامبر برای آنها نمونه عجیب‌تری که خود آنان او را قبول داشتند و آن متولد شدن فرزند بدون پدر مادر بود، ارائه داد.

سرانجام وقتی پیامبر به این نتیجه رسید که حکمت و جدال احسن در مورد آنها کارساز نیست، آنان به مباهله دعوت نمود و خداوند نیز فرمود:

« فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ» (آل عمران، 61)

«پس هر کس، پس از این دانشی که نزد تو آمده است، در این مورد مجادله کرد، بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم و شما هم فرزندان خود را فراخوانید وما زنان خود را فرا می خوانیم وشما هم زنانتان را فراخوانید و ما خود را آماده می‌سازیم و شما هم خود را آماده می‌سازید؛ سپس دست دعا به سوی خدا بر می‌داریم و نفرین خدا را برای دروغگویان تمنا می‌نماییم.»

پیامبر صلی الله علیه وسلم برای مباهله اهل بیت خود را آوردند، ولی ابوبکر و عمر رضی الله عنهما اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم نبودند، چرا که در مباهله رسم بر اینست که شخص با اهل بیتش می رود.

و مراد از "انفسنا" در آیه : «تعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ».

ابناءنا: یعنی پسرانمان (که پیامبر صلی الله علیه وسلم حسن و حسین را نزد خود آورد).

نساءنا: یعنی زنانمان (که پیامبر صلی الله علیه وسلم فاطمه رضی الله عنها را با خود آورد).

انفسنا: یعنی شخص ما (که پیامبر صلی الله علیه وسلم علاوه بر خود، علی رضی الله عنه را نیز آورد).

دلیل:

1- أخرج مسلم، والترمذی، وابن المنذر، والحاکم، والبیهقی، عن سعد بن أبی وقاص : قال لما نزلت هذه الآیة: « قُلْ تَعَالَوْاْ» دعا رسول الله صلی الله علیه وسلم علیاً، وفاطمة، وحسناً، وحسیناً، فقال: «اللهم هؤلاء أهلی».

یعنی: امام مسلم و ترمذی و ابن منذر و حاکم و بیهقی از سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه روایت کرده اند که گفت: هنگامی که آیه « قُلْ تَعَالَوْاْ » نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه وسلم، علی و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و فرمود: «خداوندا! اینها اهل بیت من هستند».

نکته: آنچه که در میان قوم عرب مسلم است، و همچنین با توجه به آیات و مفاهیم قرآن، در می یابیم که اهل بیت یک مرد، یعنی کسانی که در خانه با او زندگی می کنند که در وحله نخست شامل همسران او می شود، ولی اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم فقط محدود به همسران ایشان نمی شوند، و دلیل این ادعا هم دو حدیث (کساء) و حدیث مباهله است، یعنی ما تنها از روی این دو حدیث است که درمی یابیم علی و فاطمه و حسن و حسین رضی الله عنهم جزو اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم هستند، اگر این دو حدیث نمی بودند، نمی توانستیم بدون دلیل آن عزیزان را داخل در اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار دهیم.

 

2- أخرج الحاکم وصححه، وابن مردویه، وأبو نعیم فی الدلائل، عن جابر قال: قدم علی النبی صلی الله علیه وسلم العاقب، والسید، فدعاهما إلی الإسلام، فقالا: أسلمنا یا محمد، فقال: « کذبتما إن شئتما أخبرتکما ما یمنعکما من الإسلام» قالا فهات. قال: «حبّ الصلیب، وشرب الخمر، وأکل لحم الخنزیر» . قال جابر : فدعاهما إلی الملاعنة، فواعداه علی الغد، فغدا رسول الله صلی الله علیه وسلم، وأخذ بید علیّ، وفاطمة، والحسن، والحسین، ثم أرسل إلیهما، فأبیا أن یجیباه، وأقرّا له، فقال: والذی بعثنی بالحق لو فعلا، لأمطر الوادی علیهما ناراً. قال جابر : فیهم نزلت: { تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وأبناءکم } الآیة . قال جابر : {أَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ} رسول الله صلی الله علیه وسلم، وعلیّ، وأبناءنا الحسن، والحسین، ونساءنا فاطمة.

یعنی: حاکم در مستدرک و ابن مردویه و بونعیم در الدلائل النبوة از جابر رضی الله عنه آورده اند که گفت: عاقب و سید (از مسیحیان نجران) نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند و ایشان آن دو نفر را به اسلام دعوت کردند، گفتند: اسلام آوردیم ای محمد، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: دروغ گفتید، اگر می خواستید به شما می گفتم که چرا از اسلام آوردن امتناع می کنید، آنها گفتند: برا ی چه؟ فرمود: (شما را سه چیز از مسلمان شدن باز داشته است): «عبادت صلیب؛ و شرابخواری و خوردن گوشت خوک». جابر گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم آن دو را به ملاعنه دعوت نمود، و فردا را برای اینکار وعده داد، فردای آنروز رسول خدا صلی الله علیه وسلم علی و فاطمه و حسن و حسین را با خود آورد و سپس به دنبال آن دو نفر (نجرانی) فرستاد، ولی آن دو از آمدن خودداری نمودند و به وی اقرار کردند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: سوگند به آنکسی که مرا به حق فرستاده اگر آنها برای ملاعنه می آمدند، بر آن دو نفر در آن وادی بارانی از آتش می بارید. جابر می گوید: آیه « تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وأبناءکم » در مورد آنها نازل شد، و می گوید: « أَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ » یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم و علی، و «ابناءنا» یعنی حسن و حسن، و «نساءنا» یعنی فاطمه.

أحمد شاکر- المصدر: عمدة التفسیر - الصفحة أو الرقم: 1/378؛ و در مقدمه آن به صحت این روایت اشاره کرده است.

نجرانی‌ها با یکدیگر به مشورت پرداختند و سرانجام از شرکت در دعای مباهله ترسیدند و امتناع ورزیدند؛ چرا که آنان می‌دانستند که آن حضرت پیامبر خداست و علاوه بر آن بر این امر آگاهی داشتند ملتی که در مقابل پیامبران خدا در دعای مباهه شرکت کرده، نابود شده است. بنابراین به پیامبر گفتند: هر طور دوست‌داری، در مورد ما رفتار کن. پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  با آنان بر اساس دادن سالیانه دو هزار قواره لباس، صلح نمود و هنگامی که عزم بازگشت نمودند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: من با شما مرد امینی را می‌فرستم. هر یکی از صحابه، دوست داشت و منتظر بود که پیامبر او را بفرستد؛ آن گاه ایشان خطاب به ابوعبیده بن جراح فرمود: ابوعبیده! بر خیز و افزود که ابوعبیده، امین امت من است. بخاری، کتاب فضائل الصحابه، شماره 3745. ‏

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.