بعضی از مسلمانان که به تازگی موحد شده و از شرک و خرافات دست برداشته اند، اما به حجیت احادیث اعتقادی ندارند
بعضی از مسلمانان که به تازگی موحد شده و از شرک و خرافات دست برداشته اند، اما به حجیت احادیث اعتقادی ندارند موضوع: مهتدون (هدایت شدگان) تاریخ انتشار: 2013-07-30 | بازدید: 779

بعضی از مسلمانان هستند که موحد می باشند و از شرک و خرافات مذهب خود دست کشیده اند و اکنون تنها به قرآن اعتماد دارند و بس، آنها حتی اگر اشتباهاتی هم داشته باشد ولی چون خدا، پیامبر و کلام الله را قبول دارد و در راه اعتلای دین اسلام از جان مایه گذاشته است قابل احترام و تقدیر است. تمام مذاهب اهل سنت در مسائل فقهی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. پس آیا شافعی ها باید حنابله را کنار بگذارند و نه به سخنانشان گوش دهند و نه در کنارشان نماز بخوانند و نه آنان را مسلمان بدانند؟ می گویند سخنان صحیح را حتی از کافر و دشمنت هم بپذیر پس حتما باید شنید تا گل چین کنیم و بپذیریم.

متأسفانه دشمنان اسلام از کافر گرفته تا زرتشتی و مسیحی وکمونیست و شیطان پرست و شیعه های دروغین و غیره با یکدیگر متحد شده اند علیه اسلام و مسلمین و می بینیم که با وجود اختلاف زیاد در دیدگاه های دینی و اعتقادی به بهترین وجه به اهداف کثیفشان رسیده اند و همچنان با قدرت پیش می روند. زیرا هدف مشترکی را دنبال می کنند (نابودی اسلام و مسلمین). هدف اصلی ما نیز اگر نمایاندن اسلام ناب به جهانیان طبق کلام الله باشد و همچنین برگرداندن اسلام و مسلمین به شکوه و قدرت عصر طلایی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) یا حداقل به عصر عثمانیان، باید که مسلمانان با هر مسلک و مذهبی در کنار هم و به دور از اختلافات و تعصبات از جان و مال خود مایه بگذارند و همه طیفهای مسلمان با هم متحد شوند.

همه ندای وحدت میان شیعه و سنی سر می دهند آیا نمی توان حداقل وحدتی راستین میان موحدین (که فقط خدا و قرآن را قبول دارند) و مسلمانان اهل سنت ایجاد کرد؟! آنهم در حالی که ریشه های اصلی و توحیدی یکی است.

حقیقتا همه آنها بر حق هستند و عیب شان اینست که هر کدام تنها گوشه ای از دین را گرفته اند و به پیش می روند در حالی که باید با اتحاد و همبستگی هر پاره را به هم متصل کنند تا دین کامل الهی نمایان و بر جهانیان آشکار گردد.

نظر شما چیست؟

 

الحمدلله،

بعضی از سخنان شما واقعیتی تلخ در جامعه مسلمین باشد، مثلا از متفرق شدن و گروه گروه شدن پیکره واحد اسلام و سوء استفاده دشمنان از این قضیه و اتحاد آنها بر علیه اسلام و یا ضعف مسلمین در دنیای امروز..

اما براستی راه چاره برای درمان آن چیست؟ آیا اتحاد بین گروههای مختلف بدون اتحاد و وحدت در عقیده و مسلک ممکن است؟ و بالفرض اگر چنین اتحادی شکل بگیرد تا چه وقت و چه حدی تداوم خواهد داشت؟ اصلا برای آنکه اتحادی پایدار و ناگسستنی بین مسلمین ایجاد شود چکار باید کرد؟ آیا بنظر شما چند تکه و پاره جدا شده از یک پیکره اصلی اگر بهم متصل شوند بمانند زمانیکه همه یک پیکره بودند می تواند نتیجه مطلوب بدهد و یا آنکه سرانجام از هم می پاشند؟

خدای متعال بر پیامبرش صلی الله علیه وسلم آیه نازل فرمود که با هم متحد باشید تا مبادا شما سست شوید: «وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال 46).

یعنی: «و از خدا و پیامبرش اطاعت نمایید و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است»

قطعا تفرقه و جدایی باعث سست شدن مسلمین و از بین رفتن قدرت و شوکت آنها می شود، و دشمنان و کفار هم از این امر به نفع خود بهره برداری می کنند، همانگونه که در عهد خلافت عثمان رضی الله عنه عده ای بذر اختلاف را در بین مسلمانان کاشتند و همین امر منجر به توقف دعوت اسلامی به میان جامعه بشری گردید.

 

راه چاره این نیست که فرقه های مختلف فکری با هم و با زور نزد هم نگهداشت! بلکه راه چاره اینست که در میان مردم دعوت نمود و مسلمانان را بیدار کرد تا همه و همه به همان منهج و اسلامی پایبند باشند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم و یارانش بر آن بودند، یعنی همان اسلامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر مردم عصر خود عرضه داشت نه آن اسلامی که اکنون احزاب و فرقه های منحرف اسلامی مدعی آن هستند!

پس یا باید همه ی گروهها و فرقه ها خود را ملتزم کنند که به همان اسلامی بازگردند که در صدر اسلام مسلمانان بر آن بودند، و یا آنکه اگر چنین چیزی را قبول ندارند بایستی در میان مردم دعوت نمود تا اندک اندک مردم بر آن منهج و اسلام عهد پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش رشد و پرورش می یابند و سرانجام شوکت و قدرت اولیه باز گردد.

و اگر گروههایی بپذیرند که به اسلام راستین با منهج صحیح بازگردند یعنی آن منهجی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم و یارانش در اوایل دعوت اسلامی بر آن قرار داشتند، اما چنین التزامی را نداشته باشند و یا آنکه با زبان سر چنین ادعایی کنند اما التزام عملی نداشته باشند، قطعا یا متحد نخواهند شد و یا آنکه نتیجه اتحاد آنها سودی نخواهد داشت و چه بسا زیانش بیشتر باشد! چرا که یک پزشک دانا و عاقل اگر بداند که عضوی از بدن بیمارش فاسد شده، چنانکه با درمان مداوا نشود و فسادش متوقف نگشت در آنصورت آن عضو را از بدن قطع می کنند تا مبادا که میکروب آن به سایر بدن سرایت کند و کل بدن را فاسد و ضعیف کند و موجب مرگ بیمار شود! بنابراین اتحاد گروهها و مذاهب اسلامی زمانی ممکن است که هیچ گروهی عقاید فاسد نداشته باشد، وگرنه اتحاد چند مذهب و گروه با همدیگر درحالیکه هرکدام منهج مورد نظرش را صحیح می داند اما در حقیقت خودش عقاید فاسدی دارد، ارزشی ندارد و در نهایت به زیان کل مسلمین خواهد شد، زیرا فساد آن گروه به میان دیگر مسلمین سرایت می کند و درد و مرض مسلمانان شدت گرفته و همین امر موجب ضعف بیشتر پیکره اسلام خواهد شد، پس همان بِه که گروه فاسد را مطرود ساخت تا فساد آن به میان عامه ی مسلمین راه نیابد و بیماری آن گسترش نیابد.

پس بهتر است بجای آنکه در فکر اتحاد چند گروه منتسب به اسلام باشیم که فقط در پاره ای از موارد اشتراکات عقیدتی دارند اما در دیگر اصول مخالف هم هستند! بهتر آنست که اسلام راستین را در بین مردم منتشر کنیم و آنها را پرورش دهیم تا آنکه گروه عظیمی از مسلمانان بر آن منهج رشد و پرورش یابند و سرانجام به قدرت اولیه بازگردند، و لازمست در این مرحله – یعنی مرحله دعوت و تربیت مسلمانان بر منهج اسلام دوران پیامبر و یارانش – لازمست تا عقاید باطل را در جامعه شناسایی نمود و آنها را درمان کرد و چنانکه علاج پذیر نباشد باید آنها را مطرود ساخت و به مردم معرفی کرد که از آن عقاید نادرست و باطل دوری کنند تا مبادا به آن عقاید نادرست آلوده شوند که در آنصورت رخنه عقاید فاسد به میان مردم همان چیزی است که شیطان می خواهد تا از آن برای ضعیف کردن پیکره واحد مسلمانان بهره برداری کند، در آنصورت تربیت و پرورش ما راه بجایی نخواهد برد!

بعبارتی یکی از اصول دعوت مردم به اسلام دوران طلایی، شناسایی عقاید فاسد شده است، پس از شناسایی باید به فکر درمان آن بود و در این مرحله نباید آن عقاید فاسد را همراه خود کرد با این توجیه که قصد اتحاد در برابر کفار داریم! بلکه در این مرحله باید آنها را نصیحت کرد تا به منهج دوران طلایی (دوران پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش) ملتزم شوند، آنگاه که قولا و عملا ملتزم شدند، اتحاد واجب می شود، اما اگر بر راه خود اصرار بورزند در آنصورت راه دادن آنها به میان مسلمانان خیانتی به اسلام است، زیرا راه دادن آنها یعنی راه دادن میکروب به بدنی سالم، که نتیجه آن مشخص است!

البته شاید در ابتدا چنین گمان شود که ایرادی ندارد گروههای مختلف – که در کلام خدا مشترک هستند و همه موحد هستند – با هم متحد شوند، اما این پندار صحیح نیست! زیرا کسانی که چنین پندار خوش خیالانه ای دارند هنوز خطیر بودن این همراهی را درک نکرده اند، زیرا تنها موحد بودن و چنگ زدن به کلام خدا کافی نیست، بلکه موحد بودن و چنگ زدن به کلام خدا شرط لازمست اما تنها شرط کافی نیست، یعنی در حقیقت تا زمانیکه تمامی گروهها و مذاهب در اصول و عقاید، اشتراک کاملی نداشته باشند، نه اتحادی شکل خواهد گرفت و نه آنکه اگر بالفرض چنین اتحادی هم شکل بگیرد به نتیجه ای می رسد! زیرا همانگونه که گفتیم ممکن است فساد بعضی از گروهها به میان دیگر مسلمانان رخنه کند و بعد از مدتی عقاید صحیح مسلمین با راه یافتن آن عقاید فاسد بیمار شود و در نهایت پیکره مسلمانان را ضعیفتر نماید، همان بهتر که یک گروه از مسلمانان را بر منهج صحیح پرورش و تربیت نمود و آنرا بزرگ و بزرگتر کرد و ثمره این بهتر است از ثمره اتحاد چند گروه با عقاید متضاد و یا مخالف است، ولو آنکه در بعضی از اعتقاداتشان مخالف باشند.

کفار از دیر باز سعی کرده اند تا به اسلام ضربه بزنند و یکی از ضربه های آنها این بوده که احادیث دروغین به میان کتابهای مسلمانان راه یابد تا عقاید مسلمانان را به انحراف و بیراهه بکشانند، ولی خدای متعال حافظ دین خود بوده هرچند که کفار ناخشنود باشند! و لذا مردانی را در میان این امت پرورش داد تا با جهاد بسیار، احادیث صحیح و قابل قبول را جمع آوری کنند و آنها را از احادیث ضعیف و دروغین جدا کنند، و به حمد خدای متعال اکنون این هدف بزرگ به تحقق رسیده است. در این شرایط و با این موفقیت، کفار نا امید نشده اند و راه دیگری را برای رسیدن به آن هدف پلیدشان برگزیده اند و آن؛ تشکیک در احادیث است! یعنی حتی تشکیک در احادیثی که بعنوان احادیث صحیح از احادیث دروغ جدا شده اند، و متاسفانه بعضی از مسلمانان نیز تحت تاثیر این تشکیکات قرار گرفته و دانسته یا ندانسته موجب ضربه زدن به اسلام و مسلمین هستند، و عقایدشان فاسد شده و عقاید دیگران را نیز فاسد می کنند هرچند که ندای توحید سر می دهند!

 آیا تنها موحد بودن کافیست درحالیکه افرادی که خود را موحد می دانند اما همین افراد در راستای نقشه کفار حرکت کرده یعنی در متون اسلامی تشکیک وارد می کنند و حتی برای آن دعوت و تبلیغ می نمایند و از مردم می خواهند که فقط به قرآن عمل کنند و احادیث را رها کنند! آیا چنین افرادی که متاسفانه راه فساد عقیدتی را در پیش گرفته اند تنها با ادعای توحید و موحد بودن و چنگ زدن به کتاب خدا، می توانند با عامه ی مسلمین که خود را ملتزم به کتاب خدا و سنت صحیح رسول خدا صلی الله علیه وسلم کرده اند متحد شوند، درحالیکه آنکسانی که خود را از قاطبه مسلمین جدا کرده و شعار کلام خدا بس است را سر می دهند مشمول این آیه می شوند: «وَمَن یُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدَی وَیَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّی وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا» (نساء 115).

«کسی که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‏رود می‏بریم؛ و به دوزخ داخل می‏کنیم؛ و جایگاه بدی دارد».

این افرادی که در احادیث صحیح تشکیک وارد می کنند، در حقیقت بزرگترین ضربه ها را به عقاید مسلمین وارد می سازند، زیرا بسیاری از احکام فقهی و حتی عقیدتی از طریق احادیث صحیح نبوی صلی الله علیه وسلم اثبات می شوند، حال جدا از اینکه آن عقاید کدامها هستند که از طریق احادیث ثابت شده اند، وجود چنین باوری – یعنی تشکیک در حدیث و لذا رها کردن تمام متون احادیث حداقل در باب عقیده – وجود این باور موجب می شود که این گروه بسیاری از عقاید دیگر مسلمانان را قبول نداشته باشند، و این یعنی فساد در عقیده! و همانطور که گفتیم ممکن نیست گروهی با فساد عقیدتی را با اهل سنت - یعنی کسانی که تابع سنت نبوی در فقه و عقیده هستند -متحد ساخت، زیرا وجود چنین گروهی با چنین باورهایی موجب رخنه فساد در عقاید دیگر مسلمانان می شود و سرانجام اتحادشان به نتیجه معکوس می رسد.

آری، کاملا پذیرفتنی است که متاسفانه بعضی از فرقه های خرافی از طریق روایات و احادیث دروغین به خرافه و شرک منتهی شده اند، اما نباید تنها به این دلیل، از کل احادیث و روایات – چه صحیح و چه ناصحیح – روی برتافت! و به همان مسیری که سالیان سال است کفار قصد دارند تا در احادیث نبوی تشکیک وارد کنند، رفت! بلکه مسلمانان عاقل و تابع منهج صحیح باید راه میانه را در پیش بگیرند، یعنی نه مانند بعضی از فرقه های خرافی هر حدیث و روایتی را قبول کنند تا آنکه به بیراهه برسند! و نه آنکه بخاطر دیدن وضعیت فلاکت بار عقیدتی آن گروه غالی و خرافی، بطور کلی از احادیث و روایات دست بکشند، چرا که این راه نیز به بیراهه می رسد و این افراط و تفریط است، و یا : از چاه به چاله افتادن است!!

و راه وسط و میانه آنست که: به روایت صحیح عمل کرد و روایات دروغین و ضعیف را رها نمود. نکته مهم دیگر اینست که تشخیص اینکه کدام روایت صحیح است و کدام نیست نباید بر اساس هوی و هوس باشد و یا هر روایتی را که موافق با پندار و باورهایمان باشد را بپذیریم و دیگری را نه! بلکه باید یکسری قواعد و ضوابط علمی و صحیح را داور و ملاک تشخیص روایات نمود، که الحمد لله از همان ابتدای دوران تابعین این قواعد و ضوابط منضبط و علمی بسیار دقیق، تدوین شده و متخصصین امر احادیث صحیح و ناصحیح را بر معیار آن اصول و قواعد منضبط و پیشرفته جدا کرده اند، که همان علوم پیشرفته حدیث شناسی می باشد..

 

خلاصه اینکه: تفرقه و گروه گروه شدن در اسلام امری مذموم و ناپسند است، و دانستن این امر زیاد سخت نیست، و راه چاره اتحاد مسلمانان است، اما نه اتحاد با فرقه هایی که راه انحراف را پیموده اند، بلکه اتحاد مسلمانانی که در اصول عقاید اشتراکات کاملی دارند، مانند اتحاد مذاهب فقهی اهل سنت که تنها در فقه اختلاف نظر دارند و ما می دانیم که اختلاف در مسائل فقهی موجب تفرقه مسلمانان نمی شود و این اختلافات در زمان خود پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز وجود داشته، ولی خوشبختانه مذاهب فقهی اهل سنت در اصول عقاید مشترک هستند و همه تابع کتاب خدا و احادیث نبوی هستند و بجز در چند مورد جزئی اجتهادی در مسائل عقیده، اختلاف نظر چندانی ندارند، از اینرو تمامی مذاهب فقهی که در عقاید و اصول دین اشتراک و اتحاد دارند، باید با هم متحد شوند و آنگاه منهج صحیح را در بین مردم زنده کنند و مردم را بر آن اساس پرورش دهند تا عظمت و شوکت مسلمانان با بازگشت به منهج دوران طلایی اسلام بازگردد، ولی اتحاد با گروههایی که عقایدی متفاوتی با قاطبه مسلمین دارند، نه جایز است و نه نتیجه ای خواهد داشت، زیرا راه دادن به عقاید نادرست و فاسد به میان دیگر مسلمانان، خیانت به عقیده صحیح اسلامی است و ممکن است در بین مسلمانان تفرقه بیشتر شود و مرض و بیماری به دیگر اعضای پیکره اسلام نیز برسد، بنابراین شرط عقل و شرع اینست که گروههای متفاوت را به منهج صحیح درمان کرد و چنانکه معالجه شدند آنها را به میان خود راه داد و متحد شویم ولی اگر درمان نشد باید مطرود شوند و حتی به مسلمانان معرفی کرد تا مراقب سلامت فکری خود باشند.

اما کسانی که موحد هستند ولی فقط می گویند قرآن برای ما کافیست و ما به احادیث اعتماد نداریم و نیازی هم به آنها نداریم، این افراد هرچند بمانند فرقه های خرافی از بسیاری از باورهای نادرست دست کشیده اند و راه اصلاح و توحید را پیموده اند، اما متاسفانه به دلیل افراط کردن در حق روایات، نزدیک است به انحراف دیگری برسند که دست کمی از انحراف گذشته و سابقشان نداشته باشند، و این دو گروه (گروه خرافی و شرک زده و گروههای جدا شده از آنها) هر دو هنوز فساد عقیدتی دارند و بطور کامل به منهج صحیح بازنگشته اند، و اتحاد با چنین افرادی که بیماری فکری دارند خطرناک است و عقل جایز نمی داند که یک عضو فاسد شده را همچنان به بدن آویزان نمود! بلکه عقل حکم می کند برای سالم نگه داشتن بدن، آن عضو بیمار را قطع کرد.

و خلاصه مطلب اینکه:

اتحاد و همبستگی با دو گروه تفریط (کسانی که بر اثر روایات دروغین راه خرافه و شرک را پیموده) و گروه افراط (کسانی که با دیدن گروه اول بکلی از روایات دست کشیده اند و شعار کلام خدا بس است را سر می دهند) ممکن نیست و اگر هم متحد شوند سرانجام بی نتیجه شده و حتی ضرر آن بیشتر خواهد شد. و توحید لازم است اما کافی نیست، چرا که اولا اتحاد با کسی که موحد نیست اصلا حرام است، و ثانیا کسی که موحد است ولی در بخشی از عقاید و اصول اساسی مسلمانان با آنها مخالفت می کند باز به دلیل جدا شدن از منهج صحیح و راه یافتن فساد به عقایدش جایز نیست، و هر دو گروه را باید درمان نمود و اگر درمان نشوند باید از باورهای مردم دور نگه داشته شوند تا مبادا بیماری آنها سرایت کند.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com

 

نصیحت و حکمت

یحیی بن یمان، قال: سمعت سفیان الثوری، یقول: الحدیث أکثر من الذهب والفضة ولیس یدرک، وفتنة الحدیث أشد من فتنة الذهب والفضة.

یحیی بن یمان گفت: شنیدم که سفیان ثوری می فرمود: « (ارزش) حدیث بیشتر از طلا و نقره است ولی محسوس نیست، و فتنه و بلای حدیث (دروغ) بیشتر از فتنه طلا و نقره است».

‏"حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.‏

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.