آیا تقسیم توحید به سه قسمت (ربوبیت و الوهیت و اسماء و صفات) مبنای شرعی دارد؟
آیا تقسیم توحید به سه قسمت (ربوبیت و الوهیت و اسماء و صفات) مبنای شرعی دارد؟ موضوع: توحید تاریخ انتشار: 2013-07-31 | بازدید: 1157

من سوالی در مورد توحید داشتم. من شنیده ام که هر چیزی در زمان حضرت رسول (صلی الله علیه وسلم) و صحابه انجام نگرفته باشد و بعد از ان انجام گیرد بدعت است هر بدعتی گمراهی و هر گمراهی  جایگاهش اتش جهنم است.

سوال من این است که در کدام حدیث رسول صلی الله علیه وسلم  توحید را به سه قسمت تقسیم کرده است؟ ایا خود پیغمبر و صحابه این تقسیم توحید را انجام داده اند یا نه؟ لطفا فقط حدیث را برایم بفرستید که ایا این تقسیم بندی کار خود حضرت رسول صلی الله علیه وسلم است یا نه؟؟

 

الحمدلله،

این سخن که (هر چیزی در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه انجام نگرفته باشد و بعد از آن انجام گیرد بدعت است) این قاعده را نباید بر تمامی امورات دینی تعمیم داد! چرا که این قاعده برای عبادات تعریف شده است نه برای اموراتی که امت به آنها نیازمند است.

مثلا ما در کتابهای فقهی تقسیم بندی هایی می بینیم از انواع ابواب فقهی؛ بعنوان مثال در هر کتب فقهی ابواب طهارت و باب الصلاة که خود صلاة به قسمتهای (شروط الصلاة و ارکان الصلاة و مستحبات الصلاة و ..) تقسیم کرده اند و همچین در خصوص باب الزکاة و غیره.. ذکر شده اند.

ولی هیچگاه در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم نه چیزی بنام کتب فقهی بوده و نه ابواب فقهی را تعریف کرده اند و نه آنرا به آن شیوه تقسیم کرده و نه تعاریفی همچون (شروط الصلاة و ارکان الصلاة و مستحبات الصلاة) وجود داشته است!

 و نه قواعد اصول فقهی بوده و نه تعاریفی همچون قیاس و اجماع و ناسخ و منسوخ و تخصیص و مطلق و مقید و غیره.. بوده است. یعنی نه پیامبر صلی الله علیه وسلم در هیچ حدیثی و نه صحابه رضی الله عنهم در هیچ قولی به تعریف و تقسیم ابواب فقه (به آنصورت که ذکر شد) نپرداخته اند! بلکه این تعاریف و تقسیم بندی ها بعدها توسط فقها و علمای سلف صالح و علمای امت بوجود آمدند که البته هدف از آن تعاریف و تقسیم بندی ها، تعلیم آسان دین به متعلمان بود، زیرا در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم نیازی به آن نبود اما با گذشت زمان و افزایش جهل در میان مردم و داخل شدن زبانهای غیر عرب به مجموعه اسلام؛ ضروری بود که جهت تعلیم دین اقدام به تصنیف کتب و یکسری قواعد و ضوابط علم دین شود.

بنابراین علمای اسلام شروع به تصنیف و تالیف کتابهای دینی نمودند و مسائل عقیده و فقه را برای مردم تشریح و روشن نمودند، که در این میان هرکس با توجه به تجربیات خود سبک خود را در تالیف بکار برد. مثلا برای آموختن علم فقه یا حدیث لازم بود یکسری قواعد فقهی و روایتی را تعریف و دسته بندی کنند. مثلا امام شافعی در کتاب "الرساله" به تعریف یکسری اصطلاحات همچون ناسخ و منسوخ و تقسیم احادیث به آحاد و متواتر پرداخت و آنرا برای آموزش شاگردان و متعلمان تعریف نمود، درحالیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در هیچ حدیثی به تعریف منسوخ یا تخصیص یا قیاس نپرداختند و یا احادیث را به آحاد و متواتر تقسیم بندی نکردند. ولی این مسائل مورد نیاز امت بودند، لذا علمای امت با توجه به این ضرورتها اقدام به تعاریف و تقاسیم علم اصول و فروع دین کردند، تا علوم دین و شریعت را بصورت سهل برای متعلمان و مردم آموزش دهند.

پس نباید این مسائل را با امورات عبادی مانند نماز و روزه و غیره اشتباه گرفت. آری! هرگاه کسی عبادتی بوجود آورد که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آن امر نکرده باشند، بدعت است.

اما تعاریفی که علمای امت در کتابهای خود می آورند جزو امورات عبادی نیستند، بلکه فقط جهت تسهیل روند آموزش بوده است؛ که البته با توجه و نظر به مجموع کتاب و سنت آنها تعاریف و تقسیم بندی ها را استخراج کرده اند.

مثلا علمای امت با نظر و تامل در مجموع نصوص کتاب و سنت و با درنظرداشت مقاصد شریعت در امر توحید؛ دریافته اند که یک موحد واقعی باید خدا را در خالقیت و الوهیت و صفاتش یگانه بداند، وگرنه توحیدش ناقص خواهد شد. حال برای فهم بیشتر مردم در مسئله توحید، آنرا بیشتر تشریح کرده و برای درک صحیح و درست و کامل توحید، آنرا تقسیم بندی کرده تا هیچیک از مقاصد توحید فراموش نشود، زیرا توحید فقط یگانه ساختن خداوند در امر خلق نیست، بلکه این یگانه ساختن لازم است اما برای داشتن توحید کافی نیست، زیرا حتی مشرکان قریش نیز به یگانه بودن خداوند در امر خلق اعتراف می کردند؛ چنانکه خداوند متعال عقاید آنها را چنین ذکر می کند: « قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِیهَا إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ * قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ * سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ * قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّی تُسْحَرُونَ» مؤمنون84- 89.

یعنی: «بگو، اگر می دانید زمین و هرکس که در آن است، از آن کیست؟ زودا که می گویند از آنِ الله است، بگو آیا پند نمی گیرید؟ بگو پروردگار آسمانهای هفتگانه و عرش عظیم کیست؟ زودا که می گویند اینها از آنِ الله است. بگو پروا نمی کنید؟ بگو اگر می دانید ملکوت همه چیز به دست کیست؟ و کیست که امان می دهد و در برابر او نمی توان به کسی امان داد؟ زودا که می گویند: اینها از آنِ الله است. بگو: پس چگونه فریب داده می شوید؟».

بر طبق این آیه؛ مشرکان به اینکه الله تعالی خالق است معترف هستند، ولی چرا به آنها مشرک میگویند!؟ چون در الوهیت و صفات الهی برای خداوند شرک داشتند، یعنی علاوه بر خدا برای غیر خدا سجده می کردند و قربانی و نذر می کردند، و بعضی از صفاتی را که تنها مختص خداوند بود را به غیر خدا نیز نسبت می دادند، مثلا اینکه این خداست که صدای هر مخلوقش را در هر حالتی می شنود و حتی صدای تمام مخلوقاتش را همزمان می شنود، اما مشرکان این صفت را به دیگران هم نسبت می دادند! همین مسائل بودند که آنها را مشرک می گفتند.

پس اگر به آیات خدا و احادیث نبوی توجه کنیم، خواهیم یافت که مشرکان بخاطر این مسائل مورد سرزنش قرار گرفته اند، از اینرو با تامل و نظر در آیات قرآن و احادیث نبوی فهمیده می شود که توحید تنها یگانه ساختن خدا در خلق نیست، بلکه یگانه ساختن او در عبادت و صفاتش نیز لازمند، حال علما برای تعلیم توحید کامل به مسلمانان آنرا مرتب کرده اند تا توحید کامل را درک کنند.

علامه عبدالعزیز ابن باز رحمه الله در پاسخ به سوالی که از ایشان دلایل تقسیم بندی توحید را خواسته بودند، می گوید: «این تقسیم از استقراء و تامل ماخوذ شده است. زیرا هنگامی که علماء به آنچه که نصوص کتاب و سنت نبوی صلی الله علیه وسلم آمده اند نظر می کنند، این امر برای آنها ظاهر می شود، .. و تمام اینها بوسیله استقراء (کنکاش) است.

و هیچ شکی وجود ندارد که اگر کسی در آیات قرآن تدبر کند خواهد یافت که آیاتی وجود دارند که به اخلاص و یگانه ساختن خداوند در عبادت امر کرده، که این همان توحید الوهیت است. و همچنین آیاتی خواهد یافت که دلالت بر اینست که خدا خالق و رازق و مدبر امور است، و این همان توحید ربوبیت است که مشرکان نیز به آن اقرار داشتند ولی با این اقرار داخل در اسلام نشدند. همچنین آیاتی خواهد یافت که دلالت بر آنست که خدای متعال اسماء حسنی و صفات والایی دارد و اینکه شبیه و مانند برای او نیست، و این همان توحید اسماء و صفات هست که بعضی از مبتدعین مانند جهمیه و معتزله و مشبهه و دیگران آنرا انکار می کنند..».

"مجموع فتاوی ومقالات متنوعة الشیخ ابن باز رحمه الله" ( 6/ 215 ).

پس اگر به مجموع آیات قرآن و احادیث نبوی که در خصوص مسائل مربوط به توحید وارد شده اند، نظر کنیم؛ خواهیم یافت که هر سه نوع توحید (ربوبیت، الوهیت و اسماء و صفات) یافت می شوند، تنها با این تفاوت که بصورت صریح تقسیم بندی نشده اند، همانگونه که تقسیم نماز به (شرط و رکن و سنت) در کتاب و سنت بصورت صریح بیان نشده است. ولی علمای امت آنرا برای تشریح کامل و اینکه فلان عمل شرط لازم برای صحت نماز است و فلان عمل رکن نماز است که عدم انجامش نماز را باطل می کند ولی فلان عمل سنت است که اگر انجام نشود نماز باطل نمی شود، اعمال نماز را تقسیم بندی کرده اند. به همان ترتیب نیز جهت درک کامل توحید  آنرا تقسیم کرده اند، بگونه ایکه هرکس یکی از آن سه شرط (یگانه ساختن خدا در خلق و عبودیت و صفاتش) را نداشته باشد، توحیدش ناقص خواهد بود، زیرا آیات قرآن و احادیث نبوی هر سه نوع توحید را بیان کرده اند.

یعنی اگر کسی گمان کند که تنها با یگانه ساختن خداوند در امر خلق، دارای توحید کامل شده است، او در اشتباه است! زیرا لازمست خداوند را در عبودیت و صفاتی که دیگران از آن برخوردار نیستند نیز یگانه ساخت. که کتاب و سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم دربرگیرنده تمام آن سه شرط توحید هستند. حال برای آنکه از آن سه شرط لازم همزمان در توحید یک مسلمان وجود داشته باشد، علمای امت آنرا تشریح و تفصیل داده تا مسلمانان توحید کامل را درک کنند و در توحید آنها نقصی نباشد. همانگونه که فقه را به ابواب مختلف تقسیم کردند، و همانگونه که احادیث را به سه دسته تقسیم کردند، و همانگونه که نماز را به سه قسمت (شرط و رکن و سنت) بخش بندی کردند، توحید را نیز برای تفهیم مردم و برآورده ساختن یک توحید کامل در اعتقاد آنها تقسیم نمودند تا هرسه شرط لازم توحید (یعنی یگانگی خدا در خلق و عبودیت و صفت) را همزمان داشته باشند، وگرنه توحیدشان ناقص خواهد شد که سرانجام آن چیزی جز شرک نخواهد بود.

و تقسیم توحید به سه نوع مذکور، در قرن سوم و چهارم هجری توسط علما از جمله ابن جریر طبری رحمه الله (امام المفسرین) بیان شد.

 

نکته: لازم به ذکر است که این تقسیم بندی ها فقط جهت تسهیل فهم توحید بوده است، از اینرو گاها بعضی از علمای اسلام توحید را به دو یا چهار قسمت تقسیم نموده اند، البته نوع تقسیم بندی آنها بگونه ای بوده که شامل هر سه اشکال توحید (الوهیت و ربوبیت و اسماء و صفات) باشد.

مثلا بعضی از علما (مانند ابن تیمیه در الفتاوی الکبری ( 5/250 )) و دیگران توحید را به دو قسمت تقسیم کرده اند:

1- توحید المعرفة والاثبات: که شامل ایمان به وجود الله وایمان به ربوبیت او و ایمان به اسماء و صفاتش است.

2- توحید قصد وطلب: که شامل ایمان به الوهیت الله تعالی است.

و کسانی نیز هستند که توحید را به سه قسمت تقسیم کرده اند، در حقیقت قسمت (توحید المعرفة والاثبات) از تقسیم فوق را جهت تسهیل فهم بسط داده اند، و چنین بیان کرده اند:

1- توحید ربوبیت : که ایمان به وجود الله در این قسمت داخل می شود.

2- توحید الألوهیت یا توحید عبادت.

3- توحید أسماء و صفات.

و حتی بعضی دیگر از علما (مانند شیخ محمد بن ابراهیم و شیخ فوزان) آنرا به چهار نوع تقسیم کرده اند:

1- ایمان به وجود الله تعالی.

2- ایمان به ربوبیت الله تعالی.

3- ایمان به ألوهیت الله تعالی.

4- ایمان به أسماء و صفات الله تعالی.

هیچ اشکالی در این تقسیم بندی ها وجود ندارد، زیرا بر طبق گفته علما: «لا مشاحة فی الاصطلاح» یعنی: «هیچ نزاعی بر سر اصطلاحات نیست» بشرطیکه مفسده ای در آن نباشد.

و این تفاصیل و تقسیم بندی تنها برای تسهیل فهم بوده است، چنانکه بعضی از علما آنرا بیشتر بسط داده اند و دو قسمت را به دو و یا چهار قسمت بخش کرده اند. و چه بسا زمانی بر امت اسلامی وارد شد که برای بیان معنی توحید لازم باشد که تقسیم های بیشتری صورت گیرد!

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com

 

نصیحت و حکمت

عن میمون بن مهران، قال: «لئن أتصدق بدرهم فی حیاتی، أحب إلی من أن یتصدق عنی بعد موتی بمائة درهم»."حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

میمون بن مهران رحمه الله فرمود: «اگر یک درهم را در زمان حیاتم صدقه دهم، آنرا بیشتر از آن دوست دارم که صد درهم را بعد از مرگم برایم صدقه دهند».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.