چرا واسطه کردن اولیاء شرک است؟
چرا واسطه کردن اولیاء شرک است؟ موضوع: توسل و شفاعت تاریخ انتشار: 2013-07-31 | بازدید: 997

چرا جایز نیست در دعا کردن انبیاء را واسطه کرد دلیل عقلی و قرآنی لطفا راهنمایی فرمایید ‏که چه اشکالی دارد؟؟

 

الحمدلله،

در زندگی عادی هرگاه انسان مشکلی داشته باشد، با رفتن به نزد شخصی که صلاحیت دارد، ‏مشکل خود را حل میکند، مثلا شما مدرک تحصیلی بدست دارید و میخواهید در جایی شغلی ‏بگیرید که مطابق مسلک و رشتهء شماست، هرگاه رئیس آن شرکت انسان با تقوا و با شخصیت ‏باشد و حق هر کسی را بصورت درست بدهد، و شما هم زحمت کشیده مدرک تحصیلی بدست ‏دارید که مدت شانزده سال عمرتان را در آن صرف نموده اید، بنابراین مقرری شما بدون ‏مشکلی صورت خواهد گرفت. در اینجا هیچ ضرورتی ندارید که واسطه کنید و یا شخصی را با ‏خود ببرید. ‏

پس این واسطه بازی در زند گی عادی انسانها به دو علت صورت میگیرد: ‏

علت اول: عیب در صاحب قدرت: احیانا شخصی مستحق حقوقی میباشد که آن شخص صاحب ‏قدرت باید حقوقش را بدهد و او را در شغلش مقرر کند، و یا شاگرد است، مستحق نمره هست، ‏ولی از اینکه صاحب قدرت انسان ظالم است، و حق کسی را بر اساس عدالت نمیدهد، و شخص ‏مستحق، در عدالت، رحم، و شخصیت وی شک نموده، برای اینکه بتواند حق مشروع خود را ‏از وی بگیرد، کوشش میکند برای آن شخص واسطه بیاورد، تا مبادا که آن ظالم حقش را خورده ‏و وی را محـروم سازد.‏

علت دوم: عیب در صاحب احتیاج: احیانا شخصی بر اساس تنبلی و بی دانشی، مستحق اشتغال ‏در جای مناسب نمی باشد، و یا شاگردی بر اساس تنبلی و روزگذرانی در امور منفی، مستحق ‏نمره کامیابی نمی شود، بنابراین شخص دومی (واسطه) بخاطر شناخت و ارتباطات، کوشش ‏میکند که شخص اولی را مجبور سازد تا از عدالت صرف نظر نموده، و این انسان ناکام را ‏درجه عالی دهد، و چه بسا که شغل وی در یک منصبی که شایسته نیست، سبب جفا و ظلم در ‏حق دیگران گردد. ‏

هرگاه به حقیقت واسطه بازی بخوبی نظر اندازیم این عمل در هر دو صورت یک عمل منفی ‏میباشد. زیرا در صورت اول ظلم و بی عدالتی انسان صاحب قدرت را ثابت میکند، زیرا ‏درصورتیکه این شخص ظالم نباشد، و حق هرکسی را برایش عادلانه بدهد، هیچ ضرورتی ‏نمیباشد که برای پیشبرد کار واسطه برده شود. ‏

و در صورت دوم شخص ظالمی میخواهد حق دیگران را تلف نموده، و انسان مسؤول را ‏مجبور به ظلم و بی عدالتی میسازد. ‏

بنابراین اساس واسطهء جویی در دنیا (ظلم و بی عدالتی) در یکی از دو طرف میباشد، درحالیکه الله عزوجل از این صفات برء و مبرا هستند، و او عادل و نسبت به تمام بندگانش رئوف و رحیم است.‏

پس دلیل عقلی چون اینکه خدا مانند پادشاهان دنیایی نیست که برای طلب کردن از درگاه او به ‏واسطه ای نیاز باشد! و او جل جلاله آنقدر به بندگانش نزدیک است که می داند بنده اش چه ‏چیزی در قلبش دارد، بنابراین عقل سلیم حکم می کند که پروردگارش را با انسانها و مخلوقات ‏مقایسه نکند، و مستقیما با او سخن بگوید، همانگونه که خود می فرماید:‏

‏«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ ‏یَرْشُدُونَ» (بقره 186).‏

یعنی: و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا ‏کننده را، به هنگامی که مرا می‏خواند، پاسخ می‏گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ‏ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!‏

‏«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» (ق 16).‏

یعنی: ما انسان را آفریدیم و وسوسه‏های نفس او را می‏دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم.‏

اگر قرار باشد که خدای متعال برای ارتباط با خود واسطه نیاز داشته باشد، این صفت از شأن ‏خدایی او می کاهد، درحالیکه او قدیر و مقتدر، و رئوف و مهربان است، برای همین بوده که ‏انبیای الهی که بیش از هر انسان دیگری خداشناس تر بوده اند، هیچگاه برای دعا کردن پیامبر ‏قبل خود را واسطه نمی کردند و مستقیما دعا می کردند و هیچگاه به یاران خود نمی گفتند که ‏هرگاه دعا کردید ما انبیاء و یا دیگر اولیاء را واسطه و شفیع گردانید تا دعایتان اجابت گردد!‏

کسانی که گمان دارند باید واسطه کرد؛ غالبا بخاطر این تصور اشتباه است که خدای متعال را ‏همچون یک انسان پادشاه و یا یک مسئول حکومتی می دانند که برای نزدیک شدن به او باید ‏کسانی را واسطه و شفیع جست وگرنه راه بجایی نخواهد برد! درحالیکه خداوند متعال خالق ‏انسانها است و او بسیار توبه پذیر و مهربان است و مانند انسانهای متکبر نیست که برای ‏نزدیک شدن به درگاهش جز بوسیله شفیع کسی را نپذیرد!! این تصور اشتباه را باید از اساس ‏از ذهن پاک نمود. ما خدا پرست و یکتاپرست هستیم و اصلا معنی یکتاپرستی این است که جز ‏برای ذات باری تعالی برای کسی سر خم نکنیم و جز از او نترسیم و خوف نداشته باشیم و جز ‏به او امید لطف و رحمت نداشته باشیم، و لازمه ی اینکار اینست که جز از او کسی را نخوانیم ‏و کسی را در این ارتباط دخیل و واسطه نگردانیم وگرنه به یکتاپرستی ما خلل ایجاد می شود، و ‏خدا را آنگونه که هست نشناخته ایم.‏

تمامی پیامبران به مردم میگفتند (الله الصمد)، وصمد به معنای بی نیاز است، معنای بی نیازی ‏الله جل جلاله اینست که الله (جل جلاله) مانند پادشاهان نیازی به واسطه ها ندارد، وقتی مردم به ‏نزد پادشاهان میروند بخاطر عیوبی است که پادشاهان دارند که صحبت با آنان مستقیما مشکل ‏میباشد، یا اینکه آن شخص بسیار مشغول امورات کشورداری میباشد که فرصت ندارد، و یا ‏مشکل ما را نمی تواند درک کند، و یا اینکه نمیخواهد با هرکسی ملاقات کند، بنابراین مردم ‏مجبور میشوند که ازطریق وزراء ، منشی ها ، دفتردارها، محافظین و غیره با آنان تماس ‏گیرند. ‏

اما در قرآن کریم میخوانیم که (الله الصمد) یعنی الله جل جلاله بی نیاز است، بی نیازی الله جل ‏جلاله به این معناست که الله جل جلاله مانند پادشاهانی نیست که برای ارتباط گرفتن با او به ‏واسطه ها نیازمند باشیم، بلکه  الله جل جلاله نیازی به واسطه ها ندارد. ‏

بدعت واسطه جویی در اعتقادات وقتی پیدا شد که الله  جل جلاله را مثل  پادشاهان تصور ‏نمودند. و گمان کردند که همانگونه که برای رسیدن به پادشاه و رئیس جمهور به مدیر دفتر ، ‏وزیر، منشی وغیره ضرورت است، وانسان نمیتواند بدون مشورت و واسطه آنها، به نزد آنان ‏برسد و مشکل خود را بیان کن ، آنان فکر کردند که الله جل جلاله نیز مانند پادشاهان و رؤسای ‏جمهوری به اینگونه واسطه ها نیازمند است، که این نوع تصور کاملاً ضد معتقدات اسلامی ‏است. زیرا الله  جل جلاله به انسان مؤمن بی نهایت نزدیک میباشد وضرورتی به واسطه بازی ‏ها ندارد. ‏

 

و دلیل قرآنی چون اینکه: ابوجهل و ابولهب و همفکرانش نیز بخاطر همین واسطه جستن ‏مشرک خطاب می شدند! متاسفانه چون غالب ما از توحید حقیقی دور بوده ایم و سالیان سال در ‏شرک و خرافات بسر برده ایم، این نکته ی کلیدی را از ما مخفی داشته اند که ابوجهل و ابولهب ‏و تمام مردم آنزمان به "الله تعالی" ایمان و اعتقاد داشتند و هیچگاه گمان نمی کردند که آن ‏بتهای سنگی خدایشان باشد! چنانکه صراحتا قرآن می فرماید: ‏

‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان 25). ‏

یعنی: و هرگاه از آنان سؤال کنی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«اللّه».‏

‏«وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ» (زخرف 9).‏

یعنی: هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است»!‏

‏« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ». (عنکبوت ‏‏63).‏

یعنی: و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن زمین را پس از ‏مردنش زنده کرد؟ می‏گویند: «اللّه».‏

بنابراین آنها به وجود الله متعال و خالق بودنش اعتقاد داشتند، اما چرا با اینکه به الله متعال و ‏اینکه او خالق آسمانها و زمین است اقرار می کردند و قرآن کریم نیز این مطلب را تایید می ‏کند، اما خدای متعال در قرآن به آنها مشرک می گفت؟ ‏

پاسخ به این سوال در فهم موضوع کمک خواهد کرد.‏

علت اینکه مشرک خطاب می شدند این بود چون می گفتند ما انسانهای بی لیاقت و کم ارزشی ‏نزد خدا هستیم و برای آنکه به خدا برسیم و دعایمان ارزشی داشته باشد باید اولیای الهی و ‏کسانی که قبل از ما فوت کرده اند و افراد صالحی بودند را بین خود و خدا واسطه و شفیع ‏بگردانیم، زیرا آنها انسانهای والا مقام و صاحب منزلتی نزد خدا هستند و اگر آنها را شفیع و ‏واسطه خود با خدا گردانیم ما را به خدا نزدیک می گرداند و دعا و خواسته ی ما اجابت می ‏شود! ‏

لذا اگر به آنها می گفتید چرا شما آن بتها را عبادت می کنید؟ آنها در جواب می گفتند: « مَا ‏نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی» (زمر 3). یعنی: ما اینها را نمی‏پرستیم مگر بخاطر اینکه ما ‏را به خداوند نزدیک کنند».‏

و بعد ادامه داده و فلسفه کارشان را چنین توضیح می دادند: « وَیَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ» ‏‏(یونس 18). یعنی: می‏گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!».‏

بنابراین آنها آمدند و – بجای رفتن بر سر قبر اولیای صالح قومشان که گاها قبر آنها مشخص ‏نبود – مجسمه ی آنها را ساختند تا بتوانند بهتر واسطه کردن خود را تجسیم نمایند، پس این بتها ‏تنها نمادی از وجود آن افراد صالحی بودند که قصد داشتند او را واسطه کنند، وگرنه آنقدر احمق ‏و ابله نبودند که بت سنگی یا چوبی را که خود با دستهای خویش ساخته بودند را خدا بدانند!‏

این مسئله اساسی بود که پیامبر صلی الله علیه وسلم در مکه با آن مبارزه کرد و فرمود که باید ‏خدا را بدون این واسطه ها بخوانید، زیرا واسطه جستن بتها نوعی از پرستش آنها بشمار می ‏رود و پرستش نباید جز برای الله متعال باشد.‏

پس تا زمانیکه ندانیم که فلسفه و علت اصلی مشرک خطاب کردن ابوجهل و امثال او چیست و ‏چه بود، نخواهیم توانست و درک آن سخت خواهد شد که چرا واسطه کردن موجب شرک است؟

واسطه کردن یعنی آنکه ما بجای آنکه مستقیما از خداوند مقتدر چیزی را بخواهیم، افرادی را ‏نماینده و منشی و شفیع کرده و دعاهای خود را نزد او می بریم و از او التماس می کنیم که صدا ‏و خواسته ی ما را به خدا برسانند! درحالیکه اینکار در حقیقت عبادت کردن آنها است، زیرا دعا ‏خود عبادتی است که نباید برای غیر خدا صورت پذیرد و نباید جز از خدا التماس کرد، پس نباید ‏دعای خود را غیر از خدا از کس دیگری بخواهیم، و نباید یک درصد کوچک از دعا را برای ‏کسی اختصاص دهیم و تماما باید از خدا بخواهیم و از او التماس نمائیم، زیرا او توبه پذیر و ‏مهربان است و نیازی به منشی و واسطه و پارتی بازی ندارد!‏

اگر امروزه به عملکرد بعضی از مردم نگاه کنیم، می بینیم که آنها نیز مانند همان مشرکان ‏زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم عمل می کنند! آنها بجای ساختن بت اولیاء الله بر سر ‏قبرهایشان می روند تا بهتر تجسم کنند! و سپس از آنها می خواهند نزد خدا برایشان شفاعت ‏کنند و صدای آنها را به خدا برسانند؛ اگر به آنها بگوئید که چرا شما  واسطه می کنید و چرا ‏غیر خدا را پرستش می کنید؟ آنها می گویند: ما آنها را پرستش نمی کنیم، فقط چون ما ‏انسانهای گناهکاری هستیم و این اولیاء نیز نزد خدا مکانت و احترام فراوانی دارند و اگر آنها ‏را واسطه نمائیم، خدای متعال نیز دعای ما را اجابت می کند! آیا این همان پاسخی نیست که ‏مشرکان می گفتند:‏

‏« مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی» (زمر 3). یعنی: ما اینها را نمی‏پرستیم مگر بخاطر ‏اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند».‏

و بعد ادامه داده و فلسفه کارشان را چنین توضیح می دادند: « وَیَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ» ‏‏(یونس 18). یعنی: می‏گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!».‏

بنابراین کسی که قرآن را بخواند خواهد فهمید که چرا واسطه کردن شرک است؟ زیرا واسطه ‏کردن مستلزم اینست که ما دعای خود را نزد آنها ببریم درحالیکه دعا عبادت و وسیله ی ‏پرستیدن است و لذا نباید دعای خود را از غیر خدا بجوئیم وگرنه مرتکب پرستیدن غیر خدا و ‏یا شریک گردانیدن آن شخص واسطه شده با خدا خواهیم شد، یعنی آن شخص واسطه شده را در ‏دعا ( که یکی از انواع عبادات است و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: « الدعا هو ‏العبادة» یعنی دعا عبادت است) با خدا شریک کرده ایم و شریک ساختن دیگران در عبادت ‏شرک است.‏

کسی که می گوید: "یا علی مدد" این سخن دعائی یعنی: ای علی مرا یاری بده! و این دعا کردن ‏و خواستن از اوست، درحالیکه می بایست مستقیما از خدا طلب یاری می جست، زیرا او هر ‏روز چند بار در نماز می گوید: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» : «خداوند! تنها تو را می‏پرستیم؛ و ‏تنها از تو یاری می‏جوییم». و کسی که می گوید: "یا غوث مدد" این یعنی ای غوث گیلانی مرا ‏یاری ده! و این دعا کردن از غیر خدا است، و عبادت غیر خدا! زیرا دعا عبادت است و برای ‏همین است که قرآن کریم صراحتا می فرماید: ‏

‏« وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا» (جن 18).‏

یعنی: و اینکه مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را همراه با خدا نخوانید!‏

‏« وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن یَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلَی یَومِ الْقِیَامَةِ» (احقاف 5). ‏

یعنی: چه کسی گمراهتر است از آن کس که غیر خدا را می‏خواند که تا قیامت هم به او پاسخ ‏نمی‏گوید؟!‏

‏« وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا یَنْفَعُکَ وَلا یَضُرُّکَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِینَ * وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ ‏بِضُرٍّ فَلا کَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ ‏الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» [یونس:106-107]‏

یعنی: و به جای الله کسی یا چیزی را به فریاد مخوان که به تو نه سودی می رساند ونه ‏زیانی. اگر چنین کنی از ستم کاران ومشرکان خواهی شد. اگر الله تعالی به تو زیانی برساند، ‏هیچ کس جز او نمی تواند فضل و لطف او را از تو برگرداند. الله تعالی فضل و لطف خود را ‏شامل هر کس از بندگانش که بخواهد می کند و او دارای مغفرت و مهر فراوان است.‏

‏« وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا یَمْلِکُونَ مِن قِطْمِیرٍ * ‎إِن تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا ‏اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ» فاطر 13-14.‏

یعنی: و کسانی را که جز او می‏خوانید حتی به اندازه پوست نازک هسته خرما مالک نیستند!اگر ‏آنها را بخوانید صدای شما را نمی‏شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی‏گویند؛ و روز قیامت، ‏شرک شما را منکر می‏شوند، و هیچ کس مانند (خداوند آگاه و) خبیر تو را (از حقایق) با خبر ‏نمی‏سازد!‏‎ ‎در این آیه بصراحت آمده که: « وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ : و روز قیامت، شرک شما را ‏منکر می‏شوند». یعنی خواندن غیر خدا را شرک نامیده است، زیرا خواندن غیر خدا یعنی بردن ‏دعا نزد او و یا در دعا کردن کسی را با خدا شریک کردن.‏

بنابراین شرک تنها این نیست که ما معتقد باشیم که دو خدا و یا دو خالق وجود دارد! بلکه شرک ‏انواع مختلفی دارد، معمولا بیشتر مردم در این مسئله که خدا خالق تنهاست و کسی با او در ‏خلقت شریک نیست، مشکلی ندارند، اما مشکل آنها در اینست که - هرچند که به این مسئله که ‏او تنها خالق عالمیان است معترفند- اما بعضی از اولیاء الله را در بعضی از عبادتها با خدا ‏شریک می کنند، مثلا برای امام حسین نذر می کنند! درحالیکه نذر عبادت است و کسی که نذر ‏می کند در حقیقت عبادت می کند، ولی نباید عبادت جز برای خدا باشد، و یا کسی که طواف می ‏کند در حقیقت عبادت می کند و برای همین است که طواف خانه خدا عبادت کردن اوست، پس ‏اگر کسی به دور قبری طواف کند در حقیقت صاحب قبر را عبادت کرده است!‏

پس باید بدانیم که مفهوم عبادت این نیست که تنها رو به قبله بایستیم و برای خدا رکوع و سجده ‏کنیم، بلکه این یکی از انواع عبادتها است و بزرگترین آنهاست، اما عبادتهای دیگری نیز داریم؛ ‏مثلا نذر کردن یا طواف کردن یا قربانی کردن یا دعا کردن، یا استغاثه و استعانه (به فریاد ‏خواستن) و یا توکل نمودن! کسی که بغیر خدا توکل کند، او را عبادت کرده است! و کسی که ‏از غیر خدا استغاثه کند و او را در وقت شدت و اضطراب بخواند، در حقیقت او را عبادت کرده ‏است. کسی که با صاحب قبری راز و نیاز می کند و می گوید: "ای امام! نزد خدا برایم شفاعت ‏کن و از او بخواه که مرا در امتحانات موفق گرداند" این راز و نیاز باید برای خدا باشد نه برای ‏کسی غیر از او، زیرا راز و نیاز عبادت است و عبادت جز برای خدا صحیح نیست.‏

توصیه ی ما اینست که برای درک بیشتر این مطالب و اینکه چرا واسطه جستن و مدد خواهی ‏از غیر خدا شرک است، به مطالعه قرآن (خصوصا سوره های الزمر و یونس) بپردازند و ذهن ‏خود را از آنهمه مطالب نادرستی که از کودکی به خورد ما داده اند، پاک کنیم و دوباره عقیده ‏توحیدی را اینبار از قرآن بیاموزیم تا بدانیم که چگونه خرافیون و قبرپرستان ما را از حقیقت ‏توحید غافل کرده اند، و چنین به ما القاء شده که توحید یعنی اینکه معتقد باشیم تنها یک خدا ‏خالق عالمیان است! درحالیکه این امر برای مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز مسلم ‏بود، چنانکه قرآن این مسئله را برای ما بیان می دارد: « وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ ‏وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان 25). ‏

یعنی: و هرگاه از آنان سؤال کنی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلّماً می‏گویند: ‏‏«اللّه».‏

پس چرا به آنها مشرک می گفتند؟؟ پاسخ این سوال مهم را کشف کنید، و امیدواریم که ما در ‏این چند سطر مختصر توانسته باشیم اندکی اذهان شما را روشنتر کرده باشیم، هرچند که برای ‏فهم مناسب این مطلب نیاز به مطالعه کتابهای تخصصی تر است.‏

توصیه می کنیم برای توضیح بیشتر در این زمینه و اینکه چرا بر بعضی از مردم انتقاد وارد ‏می شود که همان اعمال مشرکان قدیم را انجام می دهند، به فتوای (3296) و (4952) و (5408) مراجعه کنید.

 

نکته: اگر کسی بگوید: "خداوندا! به حرمت پیامبر مرا در امتحانات موفق بگردان". این دعا ‏کردن شرک نیست، زیرا شخص دعاگو مستقیما از خدا طلب کرده، ولی به شخص پیامبر صلی ‏الله علیه وسلم توسل جسته است، یعنی این فرد دعا گو پیامبر صلی الله علیه وسلم را با خداوند ‏متعال در این دعا شریک نگردانیده است. اما خواندن چنین دعایی حرام است، زیرا این دعا ‏بدعتی در دین است که هیچگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم به یارانش نفرمود که بعد از مرگ ‏من اینگونه دعا کنید! و یا در زمان حیات مبارکشان هیچگاه به یارانش نفرمود که در دعاهای ‏خود ، به ابراهیم علیه السلام توسل جوئید. بنابراین چون این طرز دعا کردن بدعتی در دین ‏اسلام است، انجام آن حرام است.‏

اماکسی که بر سر قبر پیامبر صلی الله علیه وسلم حاضر شود و یا در منزل خود بگوید: "ای ‏رسول خدا! از تو می خواهم که نزد خدا برایم شفاعت کنی تا خداوند متعال مرا در امتحانات ‏موفق بگرداند" این شرک اکبر است و فرد دعا گو پیامبر صلی الله علیه وسلم را با خدای متعال ‏در این دعا شریک کرده است، و به اصطلاح واسطه قرار داده و همانطور که بطور مفصل ‏توضیح دادیم این عمل بمانند عمل مشرکان قدیم است که اولیای صالح قوم خود را واسطه می ‏کردند.‏

بنابراین هر دو شیوه فوق در دعا کردن ممنوع است که البته یکی حرام و دیگری شرک است. و ‏شیوه درست اینست که مستقیما از خدا طلب کنیم و یا او را بوسیله ی اسماء و صفاتش بخوانیم، ‏چنانکه می فرماید: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا» (اعراف 180).‏

یعنی: و برای خدا، نامهای نیک است؛ پس خدا را با آن (نامها) بخوانید.‏

یعنی می توان گفت: "بارالها! ای خدایی که صاحب اراده و قدرت هستی، ای کسی که بر هر ‏چیز توانایی؛ مرا در این امتحانات موفق بگردان و آنرا برایم آسان کن" آمین.‏

و هر دعایی که خواستیم می توانیم در منزل یا بازار یا کوچه یا هرجای دیگری، بدون آنکه ‏کسی را واسطه کنیم؛ مستقیما از خدای خود بخواهیم : "بارالها! تنها تو هستی که شفا دهنده ی ‏هر مرضی هستی، پس مرا شفاء بده". این همان یکتاپرستی است، بشرطیکه دیگر عبادتها مانند ‏نذر و طواف و قربانی و استغاثه و مدد خواهی و بقیه را تنها و تنها برای خدای مقتدر قرار ‏دهیم و حتی سرسوزنی را برای غیر خدا اختصاص ندهیم.‏

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com

 

نصیحت و حکمت

قال حافظ ابن رجب: قال بعض السلف: «من وعظ أخاه فیما بینه وبینه فهی نصیحة، ومن وعظه علی رؤوس الناس فإنما وبَّخَه». "جامع العلوم والحکم " (ص : 91).

حافظ ابن رجب رحمه الله می فرماید: یکی از علمای سلف (پیشینیان ما) گفته است:

« هرکس برادرش را پنهانی وعظ و اندرز دهد این همان نصیحت (واقعی) است، اما هرکس او را نزد مردم و دیگران اندرز دهد در حقیقت او را توبیخ می کند».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.