دیدگاه امام ابو الحسن اشعری درباره صفات خداوند چیست؟
دیدگاه امام ابو الحسن اشعری درباره صفات خداوند چیست؟ موضوع: اسماء و صفات الهی تاریخ انتشار: 2013-07-31 | بازدید: 2121

دیدگاه امام ابو الحسن اشعری درباره صفات خداوند چیست؟

 

الحمدلله،

نخست لازم است که نظر اهل سنت و جماعت و سلف صالح امت را در خصوص اسماء و صفات الهی ذکر کنیم:

«اصل در این باب این است که خدا را با اوصافی توصیف نمود که خود یا پیامبرش او را بدان توصیف نموده اند، خواه به اثبات صفاتی که ثابت کرده اند و یا به نفی صفاتی که نفی نموده اند. یعنی آنچه را که خداوند برای خودش قائل بوده و اثبات نموده است، اثبات وآنچه را که خداوند از خود نفی کرده است، نفی شود، و  روش امت و ائمه سلف، اثبات تمامی صفاتی بوده که خداوند آنها را برای خود ثابت نموده است، بدون کیفیت صفات، و تشبیه و تمثیل صفات با مخلوقات، و بدون تحریف و تعطیل صفات».

این روش و عقیده را عده زیادی از علماء عقیده سلف بیان و مقررنموده اند ازجمله: امام طحاوی (از علمای بزرگ احناف) که محمد بن محمد بن ابی العز حنفی شرحی را بر کتاب او"العقیدة الطحاویه" تحت عنوان "شرح عقیدة الطحاویه "نوشته است، وابو الحسن اشعری کتاب ارزشمندی بنام (الابانة عن اصول الدیانة)، ومحمد علی الصابونی نیز کتاب "عقیدة السلف" را نگاشته اند وغیر آنها نیز در همین راستا کتاب وتألیفات دارند.

در مورد دیدگاه ابولحسن اشعری – که گروه اشاعره خود را پیرو وی می دانند – باید گفت:

بعضی‌ها که مذهب و دیدگاه اهل سنت را درباره صفات خداوند نمی پسندند، بر اهل سنت خرده گیری کرده و مدعی هستند که مذهب اشاعره مخالف با مذهب اهل سنت است. می گویند: تنها مذهب ما، مذهب اهل سنت است که اکنون ما در صدد هستیم تا آنچه را که امام ابوالحسن اشعری، از اهل سنت و اصحاب حدیث نقل کرده و در خاتمه آن تصریح کرده است که مذهب اهل سنت همین است، را بیان کنیم:

امام ابوالحسن عنوان این مبحث را چنین مطرح کرده است:

«این گزیده تمام سخنان اصحاب حدیث و اهل سنت است». سپس می فرماید: آنچه که اهل حدیث و اهل سنت بر آن اتفاق دارند چیزی از آن را رد نمی کنند این است: اعتراف به خداوند، فرشتگان، کتب آسمانی و پیامبران و هر آنچه که از نزد خداوند آمده و نیز هر آنچه که راویان ثقه و معتمد از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل کرده اند و اینکه خداوند، خدای تک وتنها و بی نیاز است، غیر از وی معبودی وجود ندارد، زن و فرزند ندارد، محمد بنده فرستاده اوست، بهشت و دو زخ حق اند، قیامت آمدنی است و در آن تردیدی و جود ندارد، خداوند مردگان را زنده می کند و خداوند بر عرش خود قرار دارد. همانطور که خودش می فرماید:

«الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی» طه: ٥ ‏

(خداوند مهربانی (قرآن را فرو فرستاده) است که بر تخت سلطنت (مجموعه جهان هستی) قرار گرفته است (و قدرتش سراسر کائنات را احاطه کرده است).) ‏

 خداوند دو دست دارد که چگونگی آنها معلوم نیست می فرماید:

«خَلَقْتُ بِیَدَیَّ» ص: ٧٥

(آن را با دست خود آفریده‌ام.)

و میفرماید: «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» المائدة: ٦٤

(بلکه دو دست خدا گشاده است).

و خداوند دو تاچشم دارد، البته کیفیت آنها برای ما روشن نسیت. میفرماید:

« تَجْرِی بِأَعْیُنِنَا» القمر: ١٤

(آن‌ کشتی‌ در منظر و چشم ما روان‌ بود)

خداوند دارای وجه و صورت است، چنانکه می فرماید:

« وَیَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ» الرحمن: ٢٧‏

(و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو می‌ماند و بس.) ‏

 و نباید همچون معتزله و خوارج گفت که اسماء جدا از خداوند هستند و اهل سنت اعتراف دارند که خداوند علم دارد، چنانکه خداوند می فرماید: «أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ» النساء: ١٦٦

 ( این خدا است که آن را به (مقتضای) دانش (خاصّ) خویش نازل کرده است.)

و میفرماید: «وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَی وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ» فاطر: ١١

(هیچ زنی باردار نمیشود و وضع حمل نمی‌کند مگر که خدا می‌داند (جنین او پسر یا دختر است و در شکم مادر چه احوالی دارد و کی به دنیا می‌آید.)

اهل سنت، سمع و بصررا برای خداوند قائلند و آنها را از او نفی نمی کنند، آنطور که معتزله آنها را از خداوند نفی کرده و قوت را برای خداوند قائل و ثابت میکنند. چنانکه خداوند میفرماید:

«أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً» فصلت: ١٥

(مگر آنان نمی‌دانستند که خداوندی که ایشان را آفریده است از آنان نیرومندتر است‌؟)

آنان میگویند: قرآن کلام خداوند و غیر مخلوق است، کلام در وقف و در لفظ غیر مخلوق است. هرکس کلام را لفظ یا وقف بداند-از نظر آنها- مبتدع است و الفاظ قرآن را نه مخلوق و نه غیر مخلوق می توانیم بگوئیم.

 آنان (اهل سنت) می گویند: خداوند در روز قیامت با چشم های سر دیده می شود، همانطور که ماه چهارده، دیده می شود، مومنان خداوند را می بینند اما کافران او را نمی بینند زیرا کافران از رحمت خداوند محرومند، خداوند می فرماید: « کَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ» المطففین: ١٥

 ‏ (هرگزاهرگز! قطعاً ایشان در آن روز (به سبب کارهائی که کرده‌اند) از (رحمت) پروردگارشان محروم و (از بارگاه قرب و منزلت آفریدگارشان) مطرودند.) ‏

اهل سنت می پذیرند که موسی علیه السلام تقاضای رؤیت خداوند را در دنیا نمود و خداوند برکوه تجّلی شده، کوه را ریزه ریزه کرد و با این روش به موسی علیه السلام نشان داد که او در دنیا نمی تواند خدا را ببیند، بلکه تنها در آخرت او را خواهد دید.

 اهل سنت احادیثی را که از رسول الله نقل شده و در آنها تصریح شده که خداوند متعال به آسمان دنیا نازل می شود و می فرماید: (هل من مستغفر) آیا کسی هست که طالب آمرزش باشد تا او را بیامرزیم. را می پذیرند وتصدیق می کنند. همچنانکه در احادیثی از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نقل شده است.

اهل سنت بر این باورند که خداوند در روز قیامت می آید، همانطور که خداوند میفرماید:

« وَجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا» الفجر: ٢٢

(و پروردگارت بیاید و فرشتگان صف صف حاضر آیند.)

‏و می پذیرند که خداوند به مخلوقاتش هرگونه که بخواهد نزدیک می شود می فرماید:

«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» ق: ١٦

 (و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیکتریم.)

ابولحسن اشعری سخنانش را با این چند جمله که از اهل سنت و اصحاب حدیث نقل نموده،خاتمه میدهد. «این خلاصه و گزیده تمام معتقداتی است که ا هل سنت و حدیث بدان اعتقاد دارند و امر می کنند و بدان عمل می نمایند که ما نیز تمام آنچه را که از آنها نقل نمودیم، بدان قائل بوده و مطابق آن عمل می کنیم و بدان عقیده داریم و توفیق را از خداوند می خواهیم و او برای ما کافی و بهترین وکیل است و یاری تنها به دست او است و بر او توکل می کنیم و بازگشت همه ما به سوی او است.

به کتاب" مقالات الاسلامیین"ص290-297مراجعه شود. و این درحالیست که ابوالحسن اشعری چندین قرن قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه زیسته اند.

از توضیحات گذشته روشن شد که عقیده ابی الحسن اشعری درباره اسماء و صفات خداوند موافق با عقیده اهل سنت و جماعت است.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

 

    منبع: منبع: کتاب "عقیده و ایمان"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.‏

 

نصیحت و حکمت

یحیی بن یمان، قال: سمعت سفیان الثوری، یقول: الحدیث أکثر من الذهب والفضة ولیس یدرک، وفتنة الحدیث أشد من فتنة الذهب والفضة.

یحیی بن یمان گفت: شنیدم که سفیان ثوری می فرمود: « (ارزش) حدیث بیشتر از طلا و نقره است ولی محسوس نیست، و فتنه و بلای حدیث (دروغ) بیشتر از فتنه طلا و نقره است».

‏"حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.‏

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.