حکم حجیت قیاس همراه با ذکر چند مثال
حکم حجیت قیاس همراه با ذکر چند مثال موضوع: اصول و قواعد فقه تاریخ انتشار: 2013-08-01 | بازدید: 1424

حکم شرعی قیاس در مذهب اهل سنت را با ذکر چند مصداق توضیح دهید.

 

الحمدلله،

قیاس در چهار مذهب فقهی اهل سنت و جماعت صحیح است و بعنوان چهارمین ادله از ادله احکام مورد استفاده قرار می گیرد، یعنی بعد از کتاب الله و سنت صحیح نبوی و اجماع، قیاس چهارمین ادله است، که البته تنها در فروع دین مورد استفاده است نه اصول دین و عقاید..

و بر طبق رای صحیح؛ در فروع دین هم تنها در باب "معاملات" مورد پذیرش است نه عبادات، زیرا مبنای عبادات بر توقیف است و با قیاس نمی توان عملی را بعنوان عبادت حکم نمود.

و منظور ما از "معاملات" ، تنها بیوع نیست، بلکه بیوع یکی از موارد مربوط به معاملات است و مقصود از معاملات یعنی آنچه که ما بین انسانها روی می دهد، بر خلاف عبادات که بین انسان و خداست، پس نکاح و حدودات و مواریث و غیره همه جزو معاملات هستند.

اگر در یک مسئله فقهی نصوص صریحی از کتاب و سنت وجود نداشت و اجماعی درباره آن منعقد نشده باشد، آنگاه فقیه سعی می کند که از قیاس استفاده کند تا حکم آنرا بیابد.

مثلا در شریعت اسلام خمر حرام است، چنانکه نص قرآن می فرماید:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده 90).

یعنی: ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعی بخت‏آزمایی ]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.

این نص درباره حرمت خمر صریح است، علت حرمت شراب هم مست کننده گی آن است.

در نزد بعضی از فقهاء، خمر تنها به عصاره مست آوری که از انگور تهیه می شود اطلاق می گردد (هرچند این رای ضعیف است، اما از باب مثال برای چگونگی قیاس ما فرض این دسته از فقهاء را می پذیریم) اما در دنیای امروز مشروباتی جدیدی با ترکیباتی جدید تهیه شده اند – مانند نوشابه های الکلی و انواع دلسترها و سایر نوشیدنیهای هم خانواده – برای آنکه فقیه حکم این محصولات جدید را کشف کند، نمی تواند نص صریحی از کتاب و سنت در مورد آنها بیابد ، ولی با قیاس بر خمر و چون در هر دو علت مست کنندگی وجود دارد، فقیه حکم به حرمت نوشابه الکلی می دهد.

مثال دیگر: در نص صریح نبوی آمده که قاتل از مقتول ارث نمی گرید، چنانکه می فرماید:

« لا یرث القاتل شیئا». صحیح الجامع (5421).

 یعنی: قاتل چیزی را به ارث نمی برد.

بر طبق این حدیث نبوی، قتلی که از روی عداوت و عمدی باشد، مانعی برای رسیدن ارث است.

حال مسئله ای ایجاد می شود که آیا وصیت مقتول درباره قاتل تنفیذ می گردد؟ مثلا کسی درباره پسرش وصیت کند که یک سوم اموالش بعد از مرگ به او بسپارند، بعد از مدتی پسر پدرش را عمدا بقتل می رساند، بر طبق حدیث فوق این پسر از ارث پدرش محرم است، اما آیا از تنفیذ وصیت پدرش هم محروم است؟ فقیه بررسی می کند و می بیند که نصی از کتاب و سنت در این باره وجود ندارد، حال او با قیاس بر "ارث" حکم می کند که "وصیت" مقتول نیز درباره قاتل تنفیذ نمی گردد. زیرا در هر دو حالت، قتل راهی برای رسیدن ارث یا اموال وصیت شده قبل از وقت خود به وارث و موصی له است، یعنی علت در هر دو مشترکند.

مثال دیگر: بر طبف نص صریح قرآن، خرید و فروش در وقت اذان جمعه تا پایان نماز آن حرام است، چنانکه می فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ» (جمعه 9).

یعنی: ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید.

این نص صریح است و با وجود آن نیازی به اجماع یا قیاس نیست.

حال ممکن است کسی بگوید: اگر کسی در فاصله اذان تا پایان نماز جمعه خرید و فروش نکند، بلکه عقد نکاح کند و یا مکانی را اجاره دهد، آیا عمل او نیز حرام است؟

در این باره نص صریحی از کتاب و سنت وارد نشده، اما فقیه با قیاس بر حرمت خرید و فروش در وقت نماز جمعه حکم به حرمت اجاره دادن و یا عقد نکاح در این فاصله زمانی می دهد، زیرا می بیند که علت تحریم خرید و فروش در فاصله مذکور اینست چون موجب تاخیر یا تفویت فرض نماز جمعه میشود، برای همین شارع حکم به حرمت آن داده تا هر مسلمانی فریضه جمعه خود را بنحو احسن انجام دهد، فقیه می بیند که همان علت در عقد نکاح و یا اجاره دادن نیز نهفته است، لذا با قیاس بر حرمت خرید و فروش در وقت نماز جمعه، حکم به تحریم عقد نکاح یا اجاره مکان می دهد.

اینها مثالهایی از قیاس بودند که در مسائل فقهی (غیر عبادی) و فروع دین واقع می شوند، اما در باب عقاید قیاس ممنوع است. و باید یادآور شد که هر نوع قیاسی صحیح نیست، بلکه قیاس شرط و شروط و قواعدی دارد که باید مراعات شوند تا ما قیاس را صحیح بدانیم، وگرنه قیاس باطل و فاسد و مع الفارق (مقایسه اشتباه دو چیز با هم) خواهد شد.

نکته: شیعه و بعضی از معتزلیان منکر حجیت قیاس هستند.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

قال أَیُّوبُ السَّخْتِیَانِیُّ رحمه الله: «مَنْ أَحَبَّ أَبَا بَکْرٍ الصِّدِّیقَ فَقَدْ أَقَامَ الدِّینَ، وَمَنْ أَحَبَّ عُمَرَ فَقَدْ أَوْضَحَ السَّبِیلَ، وَمَنْ أَحَبَّ عُثْمَانَ فَقَدِ اسْتَنَارَ بِنُورِ الدِّینِ، وَمَنْ أَحَبَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالعُرْوَةَ الْوُثْقَی، وَمَنْ قَالَ الْحُسْنَی فِی أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَدْ بَرِئَ مِنَ النِّفَاقِ».

رواه اللالکائی فی " شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة " (7/1316).

ایوب سختیانی رحمه الله فرمودند: «هرکس ابوبکر صدیق را دوست بدارد، براستی که دین را برپا داشته، و هرکس عمر را دوست بدارد، براستی که روشن ترین راه (را یافته است)، و هرکس عثمان را دوست بدارد، براستی که به نور دین منور گشته، و هرکس علی ابن ابطالب را دوست بدارد، براستی که به دستاویزی‌ محکم‌ و استوار چنگ‌ زده‌ است، و هرکس در باره اصحاب محمد صلی الله علیه وسلم نیکو بگوید و گمان نیک داشته باشد، براستی که از نفاق بریء است».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.