درباره لقب ابوهریره رضی الله عنه
درباره لقب ابوهریره رضی الله عنه موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2013-08-01 | بازدید: 1065

صحابی بزرگوار ابو هریرة رضی الله عنه، چطور به این لقب شهرت یافتند؟

 

الحمدلله،

ابوهریره؛ عبدالرحمن بن صخر از فرزندان ثعلبه بن سلیم‌ بن فهم بن غنم بن دوس یمانی است، که از قبیله دوس ‌بن عدنان بن عبدالله بن زهران بن کعب بن حارث بن کعب ‌بن عبدالله بن مالک بن نصر و او سنوءه بن ازد است، ازد از بزرگترین و معروف‌ترین قبیله‌های عرب است، که به ازد بن غوث بن نبت بن مالک بن کهلان از عرب‌های قحطانی منسوب است.

نگاه کنید به: جمهرة انساب العرب، ص 358 و 360، 361 و معجم قبائل العرب القدیمه و الحدیثه 1/394.

نوآموزان تاریخ می‌دانند که شهرت و القاب و کنیه اموری متداول و معروف در میان اعراب بوده است. ابوهریره نیز به کنیه‌اش معروف گردید، و با این عنوان مورد شناسائی قرار گرفت و کنیه‌اش بر اسمش غالب آمده و تقریباً اسم او به فراموشی سپرده شده بود.

قول راجح علما این است که اسم ابوهریره در دوران جاهلیت عبد شمس بوده است. وقتی او مسلمان شد پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم او را «عبدالرحمن» نامید چون جایز نیست که انسان را اینگونه نامگذاری کنند که عبد فلان یا عبد فلان چیز، چون انسان فقط عبد و بنده خداست، بنابراین باید عبدالله یا عبدالرحمن نامیده شود.

حاکم به روایت از ابوهریره آورده است: «کان إسمی فی الجاهلیة عبد شمس بن صخر فسمیت فی الإسلام عبد الرحمن و إنما کنونی بأبی هریرة لأنی کنت أرعی غنما لأهلی أولاد هرة وحشیة فجعلتها فی کمی فلما رجعت عنهم سمعوا أصوات الهر من حجری فقالوا : ما هذا یا عبد شمس ؟ فقتل : أولاد هر وجدتها قالوا : فأنت أبو هریرة فلزمتنی بعد». المستدرک (6196) به سند صحیح.

یعنی: اسم من در دوران جاهلیت عبدشمس پسر صخر بود، که پیامبر صلی الله علیه وسلم اسم مرا بعد از اسلام آوردنم عبدالرحمن گذاشت، و مرا از آن جهت ابوهریره خواندند، که گوسفندان خانواده‌ام را می‌چرانیدم، در صحرا بچه‌های گربه وحشی را یافتم، آنها را در آستین خود جای دادم، چون به منزل آمدم، مردم صداهای گربه‌ها را از کنار من می‌شنیدند، گفتند این چست ای عبدشمس؟.

گفتم: بچه گربه‌هائی که آنها را یافته‌ام، پس از آن خطاب بمن گفتند: پس تو ابوهریره (پدر گربه) هستی. از آن پس این عنوان بر من مقرر گردید). این روایت مورد تأیید ذهبی است.

و ترمذی از او روایت کرده است که گفت: « کُنْتُ أَرْعَی غَنَمَ أَهْلِی وَکَانَتْ لِی هُرَیْرَةٌ صَغِیرَةٌ فَکُنْتُ أَضَعُهَا بِاللَّیْلِ فِی شَجَرَةٍ فَإِذَا کَانَ النَّهَارُ ذَهَبْتُ بِهَا مَعِی فَلَعِبْتُ بِهَا فَکَنَّوْنِی أَبَا هُرَیْرَةَ»

(من گوسفندان خانواده ام را می چرانیدم، تعدادی بچه گربۀ کوچک داشتم، که شب آنها را درمیان درختی قرار میدادم، چون روز میشد، می رفتم با آنها بازی می‌کردم، از این جهت مردم مرا به ابوهریره کنیه دادند). ترمذی (3840) و گفته: این حدیث حسن غریب است، و البانی گفته: حسن الإسناد.

ابوهریره می گوید: « کان رسول الله صلی الله علیه وسلم یدعونی أبا هر ویدعونی الناس أبا هریرة». المستدرک (6198) باسند صحیح که مورد تأیید ذهبی است.

یعنی: رسول خدا صلی الله علیه وسلم مرا اباهر می‌خواند، و مردم مرا اباهریره می گفتند.

در بخشهای مختلف صحیح البخاری و به مناسبت‌های گوناگون رسول خدا صلی الله علیه وسلم او را با عنوان (اباهر) صدا می‌کرده اند. چنانکه در صحیح بخاری (285) از خود ابوهریره رضی الله عنه روایت شده که گفت: «لَقِیَنِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا جُنُبٌ، فَأَخَذَ بِیَدِی، فَمَشَیْتُ مَعَهُ حَتَّی قَعَدَ، فَانْسَلَلْتُ، فَأَتَیْتُ الرَّحْلَ، فَاغْتَسَلْتُ ثُمَّ جِئْتُ وَهُوَ قَاعِدٌ، فَقَالَ: «أَیْنَ کُنْتَ یَا أَبَا هِرٍّ» ، فَقُلْتُ لَهُ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ یَا أَبَا هِرٍّ إِنَّ المُؤْمِنَ لاَ یَنْجُسُ»».

یعنی: نبی اکرم صلی الله علیه وسلم مرا دید درحالیکه در آن لحظه جنب بودم، ایشان دست مرا گرفت و من نیز همراه وی براه افتادم تا اینکه نشستند، (چون جُنب  بودم، خود را عقب کشیدم) و از چشم رسول الله صلی الله علیه وسلم پنهان کردم. و پس از غسل، وقتی که به نزد ایشان برگشتم، دیدم که هنوز نشسته است. فرمودند: « اباهر کجا بودی»؟ موضوع را به عرض کردم (بعلت جنابت وعدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم). رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: « سبحان الله! ای اباهر! مؤمن که نجس نمی‏شود».

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com

 

نصیحت و حکمت

قال الحسن: «ضحک المؤمن غفلة من قلبه». وقال: «کثرة الضحک تمیت القلب».

امام حسن بصری رحمه الله فرمودند: «خنده ی (زیاد) مؤمن، غفلتی از قلبش است».

و فرمود: «خنده ی زیاد قلب را می میراند».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.