حکم توهین و اهانت به شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم و مجازات آن چیست؟
حکم توهین و اهانت به شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم و مجازات آن چیست؟ موضوع: حدود و قصاص تاریخ انتشار: 2013-08-01 | بازدید: 1074

لطفا به طور کامل توضیح دهید با دلیل و مدرک که اگر کسی از روی جهل ویا  غیر آن  در یک جامعه ای که اسلامی نیست ولی مردمی به نام مسلمان دارد اما در اصل جاهلی است کسی به پیامبر توهین کند چه حکمی دارد البته میگویند باید فرد موهن را به قتل رساند آیا درست است؟

 

الحمدلله،

توهین به خدا یا پیامبر صلی الله علیه وسلم کفر و ارتداد است، یعنی اگر مسلمانی به خداوند متعال یا پیامبرش توهین کند یا دشنام دهد، او کافر می گردد و مرتد تلقی می شود، چنانکه در قرآن کریم آمده که استهزاء به خدا و رسولش کفر است :

می فرماید: «یَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِی قُلُوبِهِمْ قُلْ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَا تَحْذَرُونَ * وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ * لا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ» التوبة / 66 .

یعنی: «منافقان از آن بیم دارند که سوره‏ای بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار می‏سازد!» و اگر از آنها بپرسی (: «چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!») می‏گویند: «ما بازی و شوخی می‏کردیم!» بگو:« آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‏کردید؟!» (بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید».

پس اگر استهزاء به خدا و رسولش کفر باشد، به طریق اولا دشنام دادن و توهین به خدا و رسول خدا صلی الله علیه وسلم کفر است.

و باز می فرماید: «وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (توبه 61).

یعنی: و کسانی که (با گفتار و کردار خویش) پیامبر خدا را اذیت می کنند (در دنیا و آخرت) عذاب دردناکی دارند.

و این آیه هشداری است برای دشنام و توهین کننده ها به پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم ، که عذاب سخت الهی در انتظارشان هست، و بدون شک توهین و ناسزا گفتن آزار رساندن به پیامبر صلی الله علیه وسلم است.

و هر انسان عاقلی می داند که توهین و ناسزاگویی به یک شخصیت در حقیقت نوعی از تحقیر و خوار کردن اوست، تا جائیکه هیچ انسان عاقلی دوست ندارد از سوی دوست یا دشمنش مورد توهین و دشنام قرار گیرد، و چون زشتی این مسئله (یعنی دشنام دادن و اهانت) یک امر بدیهی است، و از آنجائیکه نزدیکترین چیز به انسان خودش می باشد که از همه کس نسبت به خودش سزاوارتر است، اما پیامبر از خود مومن نسبت به او سزاوارتر می باشد، قطعا یک مسلمان برای پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نیز نمی پسندد که وی را مورد توهین و دشنام قرار دهد، زیرا شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت به خود او مهم تر است، چنانکه قرآن کریم می فرماید: « النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» (احزاب 6).

یعنی: پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب می‏شوند.

و در صحیح بخاری از عبدالله بن هشام آمده که گفت: «کنا مع النبی صلی الله علیه وسلم وهو آخذ بید عمر بن الخطاب، فقال له عمر: یا رسول الله، لأنت أحب إلی من کل شیء، إلا من نفسی. فقال النبی صلی الله علیه وسلم: لا والذی نفسی بیده حتی أکون أحب إلیک من نفسک. فقال له عمر: فإنه الآن والله لأنت أحب إلی من نفسی . فقال النبی صلی الله علیه وسلم : الآن یا عمر» بخاری (6257).

یعنی: «ما همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم بودیم و ایشان دست عمر بن خطاب را گرفته بود، عمر به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: ای رسول خدا! شما نز من از همه چیز محبوب تر هستی بجز نفس خودم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: خیر، سوگند به کسی که نفس من در دست اوست (ایمان تو کامل نمی شود) تا آنکه مرا از نفس خودت نیز بیشتر دوست داشته باشی. عمر گفت: بخدا سوگند اکنون شما را از نفس خودم نیز بیشتر دوست دارم. پیامبر صلی الله علیه وسلم به وی فرمود: الان ایمان تو کامل شد».

و در حدیث صحیحی از انس رضی الله عنه روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّی أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ». (بخاری:15).

یعنی: «کسی از شما، نمی تواند مومن ( واقعی) باشد، تا اینکه من (پیامبر) نزد او از پدر، فرزند و همه مردم، محبوب تر نباشم».

و در حدیث صحیح دیگری فرمودند: سه خصلت هستند که در هر کس موجود باشد، شیرینی ایمان را چشیده است، که اولین این سه خصلت را چنین بیان فرمودند: «أن یکون الله ورسوله أحب إلیه مما سواهما..» (متفق علیه)

یعنی: این‌که خداوند و پیامبرش را بیش از هر چیز دیگری دوست بدارد.

بنابراین بر مومنان واجب است هرگاه خواسته خودشان یا خواسته یکی از مردم با خواسته پیامبر تقابل پیدا کرد که خواسته پیامبر را مقدم بدارند و نباید به خاطر سخن کسی ، با سخن و گفته پیامبر مخالفت شود، آن کس هرکس که باشد! و مومنان باید جان و مال و فرزندانشان را فدای پیامبر صلی الله علیه وسلم  کنند و محبت او را بر محبت تمام خلق مقدم بدارند.

با این توصیف و با توجه به بدیهی بودن زشتی توهین و دشنام نزد هر انسان عاقلی، و با توجه به  آیات قرآن که سابقا ذکر شد، کسی که به خدای متعال یا پیامبرش صلی الله علیه وسلم (و یا هر کدام از انبیاء الهی) دشنام دهد یا وی را مورد اهانت و ناسزاگویی قرار دهد، و سعی در تنقیص و تخریب شخصیت او نماید، کافر و مرتد می گردد، و حکم ارتداد در دین کشتن است، به دلیل حدیث صحیح زیر که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَنْ بَدَّلَ دینهُ فَاقْتُلُوهُ». بخاری روایت کرده است.

یعنی: «کسی که دینش را تغیر داد (مرتد گشت) اورا بکشید».

و علت کشتن مرتد را در فتوای (5353) توضیح داده ایم.

و لذا تمام علمای اسلام، اجماع و اتفاق نظر دارند بر اینکه هرکسی که به پیامبر صلی الله علیه وسلم دشنام دهد و به او توهین نماید او کافر است و کشتنش واجب است، و این اجماع را بیشتر اهل علم از جمله إسحاق بن راهویه وابن المنذر و قاضی عیاض وخطابی‏ نقل کرده اند. منبع: "الصارم المسلول" 2/13-16 .‏

امام ابن منذر گفته: «عامه ی اهل علم اجماع کردند که هرکسی پیامبر صلی الله علیه وسلم را دشنام دهد قتل او واجب می شود». نگاه کنید به : " تفسیر القرطبی " ( 8 / 82 ).

و خطابی در "معالم السنن" ( 3 / 295 ) گفته: «سراغ ندارم که احدی از مسلمانان در واجب بودن کشتنش اختلاف نظر داشته باشند».

 

و در عهد نبوی صلی الله علیه وسلم نیز نمونه هایی از کشتن اهانت کننده گان به پیامبر صلی الله علیه وسلم وجود دارد، بعنوان مثال در حدیثی که علی رضی الله عنه روایت کرده، آمده: «أَنَّ یَهُودِیَّةً کَانَتْ تَشْتُمُ النَّبِیَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَتَقَعُ فِیهِ، فَخَنَقَهَا رَجُلٌ حَتَّی مَاتَتْ، فَأَبْطَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دَمَهَا». أبو داود (4362).

یعنی: «یک زن یهودی پیامبر صلی الله علیه وسلم را دشنام می داد، مردی نیز گلویش را گرفت تا آنکه خفه شد، (خبر به پیامبر صلی الله علیه وسلم رسید) و رسول خدا صلی الله علیه وسلم خون آن زن را حلال اعلام کرد» .

و از ابن عباس روایت است که گفت: « أَنَّ أَعَمَی کَانَتْ لَهُ أُم وَلَدٍ تَشْتُمُ النّبی صلی الله علیه وآله وسلم وَتَقَعُ فِیهِ فَیَنْهَاهَا فَلا تَنْتَهی فَلَمّا کانَ لَیْلَةٍ أَخَذَ المِعْوَلَ فَجَعَلَهُ فی بَطْنِهَا واتّکأَ عَلَیْهَا فَقَتَلَهَا فَبَلَغَ ذلک النّبیَّ صلی الله علیه وآله وسلم فَقَالَ : « ألا اشْهَدُوا فَإنَّ دمَهَا هَدَرٌ». رَوَاهُ أَبُو دَاوُدَ وَرُوَاتُهُ ثِقاتٌ.

یعنی: فرد کوری ام ولدی داشت که رسول خدا صلی الله علیه و سلم را دشنام و ناسزا می گفت،  وی او را منع می کرد، اما او باز نمی آمد، یک شبی کلنگی براشت، بر شکمش گذاشت و بر آن فشار آورد؛ تا او را کشت، این خبر به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رسید فرمود : «هان! بدانید و گواه باشید که خونش هدر است». حافظ ابن حجر گفته: ابوداود روایت کرده است و رجال آن ثقه اند. و علامه البانی آنرا در صحیح النسائی ( 4070 ) آورده است.

و در سنن نسایی از ابی برزه اسلمی روایت شده که گفت: «أَغْلَظَ رَجُلٌ لِأَبِی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ ، فَقُلْتُ : أَقْتُلُهُ ؟ فَانْتَهَرَنِی، وَقَالَ : لَیْسَ هَذَا لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ». صحیح النسائی (3795) .

یعنی: «مردی بر علیه ابوبکر سخن زشتی گفت، به ابوبکر گفتم: آیا وی را بکشم؟ ابوبکر مرا نکوهش کرد و گفت: کشتن (بخاطر دشنام دادن) فقط در حق رسول خدا صلی الله علیه وسلم رواست و این حکم برای دیگران روا نیست». یعنی تنها دشنام دادن به رسول خدا صلی الله علیه وسلم موجب کشتن دشنام دهنده است.

بنابراین اختلافی مابین علمای اسلام بر سر کشتن دشنام دهنده رسول خدا صلی الله علیه وسلم وجود ندارد، تنها اختلافی که هست اینست که : اگر فرد دشنام دهنده توبه کند، آیا توبه او منجر به ساقط شدن حد کشتن بر وی می شود یا خیر؟

امام مالک و احمد فرمودند: اگر دشنام دهنده حتی توبه هم کند، باز کشته می شود، چرا که دشنام به پیامبر صلی الله علیه وسلم در حقیقت پایمال کردن حق خدا و حق پیامبر صلی الله علیه وسلم است، حق خدا از آن جهت پایمال شده که با اهانت به پیامبرش در حقیقت به دین و قرآن کلام او اهانت شده است، و حق پیامبر صلی الله علیه وسلم بخاطر اسائه ادب و تحقیر پایمال شده است، و در شریعت وارد شده که اگر عقوبتی متعلق به حق الله و حق الناس (با هم) باشد مانند عقوبت راهزنی، با توبه کردن ساقط نخواهد شد، و عقوبت بر راهزن جاری خواهد شد، در اینجا هم دشنام دهنده حق خدا و پیامبرش را پایمال کرده و اگر توبه هم بکند تنها حق خدای متعال اداء خواهد شد، اما حق پیامبر صلی الله علیه وسلم بجای خود می ماند و چون ایشان در میان ما نیستند که از حق خود بگذرند، لذا کسی حق ندارد بجای ایشان تصمیم بگیرد و فرد دشنام دهنده را مورد عفو قرار دهد، از اینرو دشنام دهنده بایستی حتما کشته شود.

اگر کسی بگوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم در زمان حیاتشان افراد زیادی را که به ایشان دشنام داده بودن را مورد عفو قرار داد، چرا ما هم دشنام دهنده را مورد عفو قرار ندهیم؟

شیخ الاسلام ابن تیمیه پاسخ این سوال را چنین می دهد: «پیامبر صلی الله علیه وسلم گاهی دشنام دهنده خویش را مورد عفو قرار می داد، و گاهی اگر مصلحتی در آن می دیدند (از او نمی گذشت) و امر به کشتنش می داد، ولی اکنون عفو پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت به دشنام دهنده ناممکن است زیرا ایشان وفات کردند، بنابراین کشتن دشنام دهنده بعنوان حق محض الله و پیامبرش و مومنین باقی می ماند و از او گذشت نمی شود و حد (کشتن) بر او اقامه خواهد شد».

الصارم المسلول 2/438 .

و مسئله ای که باقی می ماند اینست که اگر کسی از روی جهل توهین کند، آیا او نیز مرتد می شود؟

پاسخ آری است، زیرا مسئله دشنام دادن را هر انسان عاقلی می فهمد که زشت و نامطلوب است، و هیچکسی نمی پسندد که به او دشنام داده شود، از اینرو جهل در اینجا عذر تلقی نمی شود، ممکن نیست کسی نسبت به زشتی و بدی دشنام و توهین جهالت داشته باشد به این معنا که نداند این سخن ناپسند است، لذا اگر کسی به خود او دشنام دهد ممکن است اقدامی بکند، بنابراین مادامیکه دشنام دهنده عاقل و بالغ باشد، کافر شده و حد بر وی جاری می گردد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می گوید: «دشنام الله یا پیامبرش کفری ظاهری و باطنی است، چه دشنام دهنده معتقد باشد که (دشنام دادن) بر وی حرام است یا حلال، و یا از عقیده اش غافل شده باشد، این مذهب فقهاء و سایر اهل سنت است که می گویند ایمان قول و عمل است»." الصارم المسلول " ( 1 / 513 ).

البته ذکر یک نکته مهم ضرورت دارد و آن اینکه: ممکن است بعضی از الفاظ در میان ملتی دشنام باشد ولی همان لفظ در بین ملت دیگر دشنام تلقی نشود، بنابراین می گوئیم: هر عمل یا لفظی که در عرف مردم بعنوان اهانت و دشنام تلقی شود، انجام آن عمل یا گفتن آن لفظ به پیامبر صلی الله علیه وسلم بعنوان کفر تلقی خواهد شد.

 

خلاصه اینکه: دشنام و توهین به پیامبر صلی الله علیه وسلم از بزرگترین معاصی و حتی کفر و ارتداد است، و تمام علمای اسلام بر سر این مسئله اتفاق نظر دارند، حال چه از رو یعمد دشنام بدهد یا از روی شوخی و بذله گویی، و دشنام دهنده کشته خواهد شد حتی اگر توبه نماید، چه دشنام دهنده کافر اصلی باشد یا مسلمان، و اگر قبل از کشتنش توبه نمود، امید است که توبه او در قیامت برایش سودمند واقع شود، و الله متعال حد کشتن را کفاره گناهش گرداند، و او را غسل داده و بر جنازه اش نماز خوانده می شود و قبرستان مسلمانان دفن می کنند.

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com

 

نصیحت و حکمت

سلام ابن ابی مطیع فقیه و دانشمند بصره می فرمود: «لأَنْ أَلْقَی اللهَ بِصَحِیْفَةِ الحَجَّاجِ، أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَلْقَی اللهَ بِصَحِیْفَةِ عَمْرِو بنِ عُبَیْدٍ». سیر اعلام النبلاء 7/428

«اگر مرا با نامه ی عمل حجاج به نزد پروردگار ببرند، بیشتر دوست دارم تا اینکه با نامه ی اعمال عمرو بن عبید».

عمرو بن عبید مردی عابد و زاهد اما اهل بدعت بود و حجاج مردی فاجر و خونخوار و جنایتکار بود.

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.